![]() طرح برش لیزری ایفل به ارتفاع 90 سانتی مترطرح برش لیزری ایفل به ارفاع 90 سانتی متر دوستان و همکاران محترم این طرح از ایفل و طرح 180 سانتی که به زودی روس سایت بارگزاری خواهد شد جزء پرفروشترینها بوده |
![]() بررسی سیاست های انرژی اتحادیه اروپا در قبال تحریم های جدید نفتی ایران...
فهرست مطالب عنوان صفحه مقدمه1 فصل اول : کلیات تحقیق 2 1-1-بیان مسأله تحقیق 3 1-2-اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن4 1-3-هدف های تحقیق 5 1-4-سؤالات تحقیق5 1-5-فرضیه های تحقیق5 1-6-قلمرو تحقیق 6 1-7-مدل و روش تحقیق6 1-8-تعریف مفاهیم 7 1-9-روش گردآوری اطلاعات 13 1-10-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 13 1-11-متغیرها 13 1-12-پیشینه و ادبیات تحقیق 13 1-13-سازماندهی تحقیق 18 فصل دوم : مطالعات نظری تحقیق 19 مقدمه20 2-1-مبانی نظری وچارچوب تحقیق؛ رئالیسم21 2-2-مؤلفه های کلیدی رئالیسم23 2-3-انواع تصاویر رئالیسم 26 2-4-رئالیسم و فناوری هسته ای29 2-5-نظریه رئالیسم و تحریم اقتصادی.................................................................................42 2-6-بررسی جنبه های مختلف امنیت انرژی........................................................................49 فصل سوم: شرایط حاکم برساختار انرژی اتحادیه اروپا,مناسبات ایران بااین اتحادیه....62 مقدمه.....................................................................................................................................63 3-1-وضعیت ذخائر، تولید، مصرف و واردات نفت خام و گاز طبیعی اتحادیه اروپا...........65 آآآ3-2 -مناسبات انرژی اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی ایران ............................................79 3-2-1- پیشینه روابط اتحادیه اروپا و ایران .........................................................................79 3-2-2-روابط تجاری-انرژی اتحادیه اروپا و ایران .............................................................84 فصل چهارم : تحریم های نفتی علیه جمهوری اسلامی ایران ..............................................92 مقدمه.....................................................................................................................................93 4-1- بررسی کلی تحریم های نفتی علیه ایران....................................................................94 4-2- تحریم های اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران .......................................................101 4-3- تأثیر تحریم های نفتی بر مناسبات انرژی ایران و اروپا............................................107 4-4- چالش های تحریم نفتی ایران برای اتحادیه اروپا.....................................................110 فصل پنجم:سیاست های اتحادیه اروپا در راستای تأمین انرژی مورد نیاز خود..................119 مقدمه..................................................................................................................................120 5-1-تأمین امنیت عرضه انرژی و چالش های آن...............................................................122 5-2-برنامه های کوتاه مدت...............................................................................................133 5-2-1- تنوع بخشیدن به منابع عرضه انرژی.....................................................................133 5-2-2- مدیریت تقاضا......................................................................................................140 5-2-3- امنیت تقاضای انرژی............................................................................................140 5-2-4- ایجاد ثبات در کشورهای صادرکننده انرژی.........................................................141 5-2-5- گفتگوی جامع میان تولید کنندگان انرژی............................................................142 5-2-6- مذاکرات با ایران..................................................................................................143 5-3-برنامه های میان مدت................................................................................................149 5-3-1- تنوع بخشیدن به منابع عرضه انرژی.....................................................................150 5-3-2-تنوع بخشیدن به منابع(نوع) انرژی با تکیه بر حفظ محیط زیست........................151 5-3-3-رقابت پذیری انرژی..............................................................................................153 5-3-4- هماهنگی بین اعضای اتحادیه اروپا برای اتخاذ سیاست های مشترک.................154 5-3-5- بهبود و توسعه بخشندن به شبکه های انتقال وتوزیع انرژی................................155 نتیجهگیری .........................................................................................................................157 منابع و مآخذ ......................................................................................................................16 مقدمه : از ابتدای مطرح شدن موضوع هسته ای ج.ا.ایران در سال 2003،قدرت های بزرگ به صورت فردی یا در قالب گروه بندی های مختلف اصلی ترین بازیگران تأثیرگذار بر این موضوع بوده اند. اگرچه اتحادیه اروپا که یکی از بازیگران تأثیر گذار در این عرصه بوده و به دلایل مختلف از اعمال تحریم ها بر کشورمان حمایت کرده است ، اما از یک جانبه گرایی و به خصوص دکترین بازدارنده آمریکایی ها نگران است و این نگرانی ناشی از آن است که آمریکا به نام مقابله با تروریسم و کشورهای خودسر ، شورای امنیت سازمان ملل وناتو را نادیده می گیرد. اروپائیان همواره به دنبال آن هستند ضمن مقابله با یکجانبه گرایی آمریکائی ها ، وضعیت چند جانبه گرایی را درنظام بین الملل ایجاد نمایند.و در این بین ایران به نقطه ای هویت بخشی برای اروپائیان تبدیل شده است. هرچند این به آن معنی نیست که اروپائیان نگرانی های آمریکا در مورد ایران را درک نمی کنند و ضد آمریکا هستند ، بلکه مسئله آنها مخالفت با یک جانبه گرایی آمریکا است. اگرچه اتحادیه اروپا ، ایالات متحده را در اعمال تحریم ها بر علیه ایران همراهی نمود اما با عنایت به این که تحریم های اعمالی بر جمهوری اسلامی به نوعی بر جوامع اروپایی و اقتصاد کشورهای حوزه اتحادیه اروپا تأثیر گذاری مستقیم داشته است و با توجه به اهمیت انرژی و امنیت عرضه نفت و گاز برای اتحادیه اروپا،این پژوهش تلاش داردسیاست های این اتحادیه را در راستای تأمین انرژی مورد نیازخود، در چهارچوب تأمین عرضه انرژی، برنامه های کوتاه و میان مدت برای رسیدن به نتایج مطلوب را در پنج فصل شامل:کلیات تحقیق در فصل اول، چارچوب تحقیق درفصل دوم ، شرایط حاکم بر ساختار انرژی اتحادیه اروپا و مناسبات ایران با این اتحادیه در فصل سوم ، تحریم های نفتی علیه جمهوری اسلامی ایران فصل چهارم و سیاست های اتحادیه اروپا برای تأمین انرژی مورد نیاز خود در فصل پنجم مورد بررسی قرار دهد. فصل اول : کلیات تحقیق 1-1 بیان مسأله تحقیق : به طور کلی سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران و مسائلی مانند سلاح های هسته ای و کشتار جمعی ، حقوق بشر ، تروریسم و روند مذاکرات صلح خاورمیانه به ویژه نقشه راه با سیاست های ایالات متحده آمریکا هماهنگ شده است. اتحادیه اروپا در قبال برنامه هسته ای ایران موضعی مشابه موضع ایالات متحده آمریکا اتخاذ نموده است. اتحادیه اروپا به خاطر همراهی با ایالات متحده و تحت فشار قرار دادن ایران برای دست کشیدن از دستیابی به انرژی هسته ای ، تحریم هایی را علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله تحریم نفتی تصویب و آن را به مرحله اجرا گذاشت و این در حالی بود که اعضای اتحادیه اروپا در مجموع بین هجده الی بیست در صد صادرات ایران که حدود چهار صد هزار بشکه در روز می شود را از ایران خریداری می نمودند. با اعمال تحریم های نفتی ، دنیای غرب در حالی خود را از نفت ایران محروم می کند که ذخائر نفتی ایران یکی از مطمئن ترین ذخائر دنیا محسوب می شود. در بازی که دنیای غرب شروع کرده ایران نیز مطابق با حرکات بازی ، اقداماتی را می تواند انجام دهد تا هزینه این بازی برای غرب نیز افزایش یابد و در تصمیمی عقلانی آنها را وادار به رعایت قواعد بازی نماید. با توجه به نیازهای اتحادیه اروپا به منافع نفتی ایران ، این پژوهش با عنایت به چالش های موجود در رابطه با تأمین و استفاده از انرژی برای اتحادیه اروپا ، راه کارهای این اتحادیه برای تأمین انرژی مورد نیاز خود را مورد بررسی قرار می دهد. 1-2- اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن : از آنجاکه اتحادیه اروپا یکی از مهمترین بازیگران نظام بین الملل بوده به گونهای که همواره جهتگیریها و اتخاذ مواضع این کشور بر روند تحولات جهان اثرگذار بوده است و با عنایت به اینکه سیاست های خارجی این اتحادیه دربسیاری از جهات همسو با سیاست های خارجی ایالات متحده امریکا که خود نیز یکی دیگر از مهمترین بازیگران نظام بین الملل و حتی اثرگذارترین آنهاست می باشد،بررسی سیاست ها و اقداماتی که این اتحادیه برای تأمین منابع نفتی و گازی مورد نیاز خود بعمل می آورد از بسیاری جهات مهم و ضروری می باشد. همچنین می توان به تأثیراتی که تحریم نفتی ایران بر اقتصاد بین الملل به خصوص بر اقتصاد و صنعت کشورهای مختلف بخصوص کشورهای صنعتی مانند چین، ژاپن، هندوستان ،برزیل، کشورهای عضو اتحادیه اروپا وهمچنین نقش سازمانهای بین المللی و کشورهای دیگر در نظام و روابط بین الملل اشاره نمود. ضمن اینکه علاقه شخصی پژوهشگر به موضوع پژوهش، ضرورت انجام پژوهش در خصوص مسائل جاری و افزایش شناخت و آگاهی پژوهشگر در خصوص موضوع مورد بحث از انگیزه های پژوهشگر میباشد . 1-3 هدف های تحقیق : هدف اصلی:با عنایت به اینکه منابع نفتی و گاز ایران چرخاننده و محرک کارخانجات، صنایع و تولیدی های اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن می باشد،هدف اصلی در پژوهش پیش رو،شناخت رویکردهای اتحادیه اروپا در خصوص موضوع تحریم های جمهوری اسلامی ایران و آشنایی با سیاست ها و اقداماتی که این اتحادیه در جهت تأمین نیازمندی های گازی و نفتی خود پس از اعمال این تحریم ها اتخاد و به مورد اجرا درآورده اند، می باشد. اهداف فرعی : اهداف دیگری چون بررسی مناسبات تجاری ایران و اتحادیه اروپا پیش از اعمال تحریم ها و شناخت چالش هایی که این تحریم ها برای اتحادیه اروپا در بر دارد ، به موازات هدف اصلی دنبال میشوند. 1-4- سوالات تحقیق ( بیان روابط بین متغیرهای مورد مطالعه ) : سوال اصلی :اتحادیه اروپا بعد از اعمال تحریم های نفتی علیه ایران چه اقداماتی در راستای تأمین انرژی مورد نیاز خود انجام می دهد؟ سوال فرعی(بخش های پایان نامه):مناسبات تجاری با اتحادیه اروپا پیش از اعمال تحریم های علیه ج .ا ایران چگونه بوده است؟ 1-5- فرضیه های تحقیق: فرضیه اصلی : با توجه به اهمیت انرژی و امنیت عرضه نفت و گاز برای اتحادیه اروپا ، این اتحادیه پس از تحریم های اخیر علیه ایران دسترسی پایدار به منابع انرژی وتنوع بخشی به این منابع را به صورت جدی تر دنبال می کند. فرضیه فرعی: تا قبل از اعمال تحریم ها علیه ایران ، اتحادیه اروپا ،بزرگترین شریک تجاری ایران درهر دو بعد صادرات و واردات محسوب می گردید. بیش از80 % واردات اتحادیه اروپا از ایران شامل محصولات نفتی می شد در حالی که صادرات اتحادیه به ایران محصولات متنوعی را نظیر نیروگاه برق ، ماشین آلات بزرگ و صنعتی و... در بر می گرفت که 45 % کل صادرات اروپا را تشکیل می داد. 1-6- قلمرو تحقیق: قلمرو نظری این پژوهش بر بررسی سیاست ها و اقدامات اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن در قبال تحریم های نفتی جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب نظریه واقعگرایی میباشد. و این که از لحاظ نظری، رفتارهای اتحادیه اروپا،به عنوان یک قدرت و ائتلاف بزرگ و تأثیرگذارجهانی ، چگونه در چهارچوب این نظریه قابل تبیین و توصیف است. اهداف این تحریم ها به هراندازه محقق شود،اتحادیه اروپا وکشورهای عضو آن با مشکلات وچالش های زیادی روبرو خواهند بود.لذا این اتحادیه تلاش خواهد کرد شرایط را به سمت و سوی مطلوب خویش سوق دهد و اینکه تا چه حد در این هدف خود موفق است را بایستی در چهارچوب نظریه فوق جستجو کرد. 1-7- مدل و روش تحقیق :این پژوهش براساس روش توصیفی و تحلیلی می باشد، که موارد تاریخی نیز مورد توجه قرارگرفته ضمناً این پژوهش از روش کتابخانه ای بطور اخص و استفاده از موارد دیگرمانند روشهای اینترنتی و... مورد توجه قرارار خواهد داد . 1-8- تعریف مفاهیم : در این پژوهش از چند مفهوم کلیدی مطرح استفاده شده است که به اختصار در زیر به آنها اشاره می شود: امنیت انرژی -بازدارندگی-اتحادیه اروپا-سیاست خارجی-مداخله–مهار- اوپک-پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای. -امنیت انرژی(Energy Security): فراهم بودن بلاوقفۀ فیزیکی فرآورده های انرژی در بازار به قیمتی قابل پرداخت برای تمامی مصرف کنندگان ، تعریف کمیسیون اروپا از امنیت انرژی است و دسترسی کافی ، قابل خرید و مطمئن به سوخت ها و خدمات انرژی ، شامل فراهم بودن منابع ، کاهش وابستگی به واردات ، کاهش فشار وارد بر محیط زیست ،رقابت و بازار کارآمد، اتکا به منابع بومی که از نظر زیست محیطی پاک باشند و خدمات انرژی قابل خرید و تقسیم شده به شکل منصفانه، تعریف آژانس بین المللی انرژی از امنیت انرژی است.(سوواکول:1391 ،38) -بازدارندگی(deterrence):طبق تعریف بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعهای از اقدامات که برای پیشگیری از اقدام خصمانه دشمن صورت میگیرد.از فردای جنگ جهانی دوم با اختراع بمب اتم و توسعه سلاحهای اتمی صحبت بر سر این بود که مبحث بازدارندگی باید به صورت دکترین سیاسی با ضمانت اجرایی درآید براین اساس،دکترین بازدارندگی که روی تعادل و توازن اتمی بین دو ابر قدرت طرحریزی شد، به دنبال ممانعت از جنگ بود،و هم به این دلیل که جنگ اتمی پیروز نداشت.در حالیکه تا آن زمان تمام نظریههای نظامی اساساً بر پایه پیروزی در جنگ استوار بود.براساس تعاریف کلاسیک، نظریه بازدارندگی عبارت است از کوشش یکی برای اعمال نفوذ در دیگری تا او را از اقدام به عمل که متضمن خسارت یا هزینهای برای اولی است بازدارد. این نظریه براساس تهدید بنا شده است و هدفش آن بازداشتن بازیگر از بازیاش براساس ایجاد ترس است.در حقیقت،نظریه بازدارندگی بر این باور است که در شرایطی که هزینه پیشبینی شده برای یک تجاوز نظامی ازمنافع موردنظر بیشتر باشد،تصمیم گیرندگان از توسل به جنگ خودداری میکنند.به عبارت بهتر، تا هنگامی که طرف مقابل قدرت وارد کردن ضربه را پس از دریافت ضربه نخست دارد، هیچ ابرقدرتی ریسک آغاز جنگ اتمی را نمیپذیرد.در واقع ضربه نخست نمیتواند مانع از ضربه حریف باشد. معمولاً، در بازدارندگی،عمل متقابل یا تلافیجویانه نقش اساسی دارد.به عبارت دیگر بازدارندگی در صدد است تا با افزایش هزینه بر محاسبات استراتژیک رقیب تأثیر بگذارد.این تأثیر باید به گونهای باشد که اگردشمن جنگ راآغازکند،باید بهای بسیار سنگینی برای آن بپردازد.نکته مهم اینکه بازدارندگی از نظر فیزیکی وضع دشمن را تغییر نمیدهد، بلکه از نظر روانی از تجاوز جلوگیری میکند. بوفر میگوید بازدارندگی فرآیندی روانی است که در آن، نمایش استفاده از زور نقش مهمی دارد ولی اهمیت انحصاری ندارد.هنری کیسینجر نیز در این باره میگوید:همان طورکه قدرت به طرز وحشتناکی رشد کرده است،به صورت انتزاعی،نامحسوس و اغفال کننده نیز درآمده است.هر چند بازدارندگی سیاست مسلط نظامی است،اما بیشتر از هر چیز وابسته به ملاکهای روانی است.در این سیاست، سعی میشود تا تصور خطرهای تحمل ناپذیر طرف مخالف را از ارتکاب به عمل باز دارد.پیروزی این سیاست بستگی دارد به آگاهی کامل از محاسبات طرف مخالف نسبت به حیلهای که جدی گرفته شود که به مراتب مؤثرتر از تهدیدی است که به عنوان یک بلوف تلقی شود برای مقاصد سیاسی، میزان قدرت مؤثر نظامی یک کشور، ارزیابی کشور دیگر از آن قدرت است.به طور کلی هدف نهایی از بازدارندگی این است که کشورهای مختلف به ویژه کشورهای دارنده نیروهای هستهای بتواند به تعقیب سیاستهای مبتنی بر منافع خود بپردازندو در عین حال از ایجاد شرایطی که منتهی به درگیری با کشور یا کشورهای رقیب شود جلوگیری کنند.با توجه به این نکته که دو کشور آمریکا و شوروی نسبت به سایر کشورهای اتمی توانایی کامل نابودی طرف مقابل راداشتند بنابراین هرگونه جنگ احتمالی نمیتوانست برندهای داشته باشدودرنتیجه بازدارندگی صحیحترین استراتژی برای دوقدرت محسوب میشد.باعنایت به این مسئله که پژوهش حاضر بر پایههای مکتب رئالیسم متکی است، لذا بامحور قراردادن مفاهیم اصلی رئالیسم، بحث بازدارندگی را پی میگیریم. درمیان نظریهپردازان بازدارندگی، افرادی چون برناردبرودی ، ریچارد اسموک ، هرمان کان ، رابرت جرویس از دهه شصت به تبیین تئوریک بازدارندگی همت گماشتند. از میان آنها برودی به عنوان اولین ومهمترین نظریهپرداز بازدارندگی دردوران جنگ سرد انتخاب شد. برودی که استاد دانشگاه بیل و محقق مؤسسه رندور آمریکا بود، عمده نظرات خود را دوکتاب استراتژیک درعصر موشک ها و کتاب جنگ وسیاست مطرح کرده است.(دوئرتی و فالتزگراف:1384،604-595) -اتحادیه اروپا(European union): اتحادیه ای شامل بسیاری از کشورهای اروپایی که سنگ بنای آن بیش از نیم قرن پیش با تأسیس جامعه زغال و فولاد اروپا در سال1951 به وسیله شش کشور بنیانگذار آلمان ، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ در پاریس بنا نهاده شد. این اتحادیه با امضای پیمان ماستریخت در دسامیر1991 شکل گرفت.که هدف از آن ، افزایش همکاری های بین دولتی در امور مالی و اقتصادی ، همچنین ایجاد سیاست خارجی و امنیتی مشترک و همکاری در امور قضایی و داخلی کشورهای عضو بود.(خالوزاده:1383،3) -تحریم(Sanction):عمل دسته جمعی و کیفری که متضمن اقدامات لازم دیپلماتیک اقتصادی یا نظامی در برابر کشوری است که بر خلاف مصوبات منشور ملل متحد رفتار می نماید. -سیاست خارجی(Foreign Policy): عبارت است از یک رشته اعمال از پیش طرح ریزی شده توسط تصمیم گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بینالمللی است.بهطور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بینالمللی از سوی دولتها انجام میپذیرد. سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولتها باشد(مقتدر: 1385، 132-131).ودر تعریفی دیگر میتوان اینطور تعریف کرد که: جهتی را که یک دولت بر میگزیند و در آن از خود تحرک نشان میدهد و نیز شیوۀ نگرش دولت را نسبت به جامعۀ بینالمللی، سیاست خارجی میگویند(خوشوقت:1375، 145). -مداخله(Intervention):عبارت است از دخالت قهری یک دولت یا دولت های دیگر در امور کشور دیگر، به منظور تغییر سیاستهای داخلی یا خارجی آن. بر اساس موازین بینالمللی، مداخله درموارد زیر میتواند مجاز و قابل توجیه باشد. 1)کشور مداخله کننده طبق یک پیمان یا قرارداد،مجاز به دخالت باشد.2)چنانچه یک کشور طبق معاهده منعقده با دولت مداخله کننده، ملزم به پیگیری یک سیاست مشترک باشد و اصول این معاهده را نقض کند.3)دخالت برای حمایت از اتباع خود.4)دفاع ازخود.5)چنانچه کشوری موازین بینالمللی را نقض نماید.6)در صورتی که سازمان ملل متحد (بر اساس منشور ملل متحد)به اقدام مشترکی علیه کشوری دست بزندکه صلح بین المللی را نقض کرده ویا مرتکب تجاوز شده باشد(علی بابایی:1383 ،314). -مهار(Containment):یکی از پایه های اساسی سیاست خارجی آمریکا در رابطه با جلوگیری از نفوذ کمونیسم در جهان و نیز توسعه طلبی اتحاد شوروی بود.تئوری «مهار» طی دو مرحله برنامه کمک به ترکیه و یونان پیاده شد(1947). مرحله اول در دکترین ترومن تبلور یافت که خواستار توقف پیشروی جغرافیایی اتحاد شوروی بود.در مرحله دوم امریکا به خود این حق را میداد که در هر زمان و مکان که بخواهد، نفوذ کمونیسم را محدود کند(علی بابایی:1382،567). -اوپک(OPEC):سازمان کشورهای صادر کننده نفت(اوپک)organization ofpetroleum exportingcountries))در ژانویۀ1961درکاراکاس(ونزوئلا) تشکیل شد و کشورهای ایران ،عربستان سعودی،عراق،کویت و ونزوئلا به عضویت آن درآمدندوسپس اندونزی،لیبی،امارات متحده عربی ونیجریه به آن پیوستند. دولت های بنیان گذار تصمیم گرفتندکه:1)از شرکت های نفتی بخواهند که قیمت ها را دور از همۀنوسان های نالازمی که هم بر توسعۀاقتصادی کشورهای تولید کننده وهم مصرف کننده اثر می -گذارد ثابت نگاهدارند.2) با تنظیم تولید قیمت ها را ثابت نگاه دارند.3)از صدور نفت اضافی یا افزایش قیمت و رفتار ترجیحی با کمپانی ها،چنان چه خلاف رأی اکثریت اعضای سازمان و به زیان هریک از اعضای آن باشد، خودداری کنند.کشورهای اوپک45 درصد تولید نفت جهان و 85 درصد صادرات آن را در بیرون از بلوک شوروی در دست دارند.(آشوری:1373 ، 190). -غنی سازی اورانیوم(Uranium Enrichment):غنی سازی اورانیوم عملی است که بواسطه آن در یک توده اورانیوم طبیعی مقدار ایزوتوپ235U بیشتر شود و مقدار ایزوتوپ 238U کمتر. غنی سازی اورانیوم یکی از مراحل چرخه سوخت هسته ای است.اورانیوم طبیعی(که بشکل اکسید اورانیوم است) شامل 99/3% از ایزوتوپ 238 U و7/0 % از235U است. ایزوتوپ235U اورانیوم قابل شکاف و مناسب برای بمب ها و نیروگاه های هسته ای است.238U باقی مانده را اورانیوم ضعیف شده می نامند و نوعی زباله اتمی است. بخاطر سختی زیاد و آتشگیری و ویژگی های دیگراز آن در ساختن گلوله های ضد زره استفاده می کنند. اورانیوم ضعیف شده نیز همچنان پرتوزا است.(http://www.academist.ir p=238) -پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای(Treaty -on the Non Proliferation of Nuclear Weapons): پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای ، در دوران جنگ سرد (1968 میلادی) برابر با 1347 شمسی به صورت محدود بین چند کشور جهان منعقد شد.این پیمان کشورهای جهان را به دو طبقه برخوردار از سلاح های هسته ای و غیر برخوردار که فاقد سلاح های هسته ای هستند تقسیم می کند.طبق تعریف کشورهای برخوردار ،شامل کشورهایی هستند که تا پیش از اول ژانویه 1967میلادی برابر بایازده دی1347 سلاح هسته ای یا دیگر وسایل منفجره هسته ای را تولید و منفجر کرده باشند.طبق این تعریف چین، فرانسه،روسیه،انگلیس وآمریکا(اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد) به طور رسمی دارای سلاح هسته ای شدند.تاکنون یکصدوهشتادوهشت کشور جهان با امضای آن به پیمان نامه پیوسته اند. هند، پاکستان و اسرائیل این پیمان نامه را نپذیرفته اند. کره شمالی نیز پس از نقض پیمان در نهایت از این پیمان خارج شد. طبق این معاهده کشورهای دارای سلاح هسته ای نباید به طور مستقیم و غیرمستقیم به کشورهای غیربرخوردار در راه تحصیل این سلاح کمک کنند و کشورهای غیر برخوردار متعهد می شوند تا در این راه تلاش نکنند، هرچند به موجب ماده4 برخوردارها متعهد شده اند که فناوری هسته ای صلح آمیز را دراختیار غیر برخوردارها قرار دهند.اهداف پیمان ،جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای و پی گیری مذاکرات خلع سلاح هسته ای یکی ازاهداف مهم پیمان مذبور به شمار می رود، همچنین یاری رسانی به کشورهای غیر هسته ای درراه به کارگیری صلح آمیز فناوری هسته ای یکی دیگر از اهداف این پیمان بین المللی است.(http://en.Wikipedia.org/wiki/NUCLEAR-Non-proliferation- Treaty ) 1-9 روش گرد آوری اطلاعات : روش انتخابی برای انجام این تحقیق روش اسنادی و کتابخانه ای و مراجعه به اینترنت است. برای پاسخگویی به سوالات و جمع آوری اطلاعات پژوهش مجموعه ای از اسناد، کتب و مقالات مرتبط با موضوع و سایت های اینترنتی مورد مطالعه قرار گرفته است. 1-10 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات : با عنایت به سطح تحلیل منطقهای و بین المللی موضوع پژوهش، تجزیه و تحلیل اطلاعات بر مبنای روش استدلال منطقی و به صورت کیفی خواهد بود. 1-11 متغیرها و واژه های کلیدی : متغیر مستقل : اهمیت انرژی و امنیت عرضه نفت وگاز اتحادیه اروپا متغیر وابسته : رویکرد کوتاه و میان مدت اتحادیه اروپا برای حصول به نتایج واژگان کلیدی: تحریم ، اتحادیه اروپا ، نفت، اوپک،انرژی هسته ای 1-12 پیشینه و ادبیات پژوهش : با اینکه از آغاز تحریم ها تاکنون مدت زیادی نگذشته است اما به لحاظ اهمیت و وسعت و تأثیرگذاری این تغییرات، مقالات زیادی در خصوص تحریم های نفتی ایران و موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران و مذاکرات با 1+5 به رشته تحریر در آمده است اما پژوهش زیادی در خصوص بررسی راه کارهای تأمین انرژی اتحادیه اروپا بعد از تحریم نفتی جمهوری اسلامی صورت نگرفته است، لیکن به ذکر تعدادی پایان نامه و مقاله مرتبط با این موضوع(اتحادیه اروپا و مسئله هسته ای ایران) اشاره می گردد: -((کتاب نظریه های تحریم اقتصادی))که باکوشش مصطفی زهرانی درسال 1976،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی منتشر کرده است به برخی مباحث نظری پیرامون تحریم ها پرداخته است که عموماً ترجمۀ مقالات صاحبنظران خارجی است.درحالی که تحریم های اقتصادی چیز جدیدی نیست ،دست کم از جنگ جهانی اول به این سو، تحریم اقتصادی به عنوان ابزار قوی در سیاست خارجی کشورها مطرح شده است.محققان سیاست بین الملل و روابط بین الملل نیز با مطالعه مجموعه موارد تحریم های اقتصادی با شیوه های عملی سعی کرده اند نظریه های مختلفی به دست آورند. سازوکارهای عملی تحریم های اقتصادی و عواملی که درموفقیت یا شکست آن دخیل است چندان متنوع است که کشورهای تحریم کننده نمی توانند پیش بینی درستی داشته باشند.به همین سبب توجه به تحولات روزمره واظهارات سیاستمداران و دولتمردان کشور تحریم کننده یا تحریم شونده نیز در مواردی گمراه کننده است.زیرا،چه بسا خود آن ها نیز از کاری که انجام می دهند درک درستی نداشته باشند.از این رو دقت و مطالعه بحث های نظری که براساس تجربه های گذشته به دست آمده است نه تنها برای محققان ، بلکه برای سیاست گذاران نیز مفید است. -کتاب((تحریم ایران:شکست یک سیاست))نوشتۀحسین علیخانی؛ترجمه محمد متقی نژاد در سال1380که دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه آنرا منتشر کرده است به بررسی گذشته،حال و آینده تحریم های آمریکا بر ایران از جنبه نظری و عملی پرداخته است. نویسنده آن به تفصیل فرآیند تیرگی فزاینده میان روابط تجاری ایران-آمریکا را تشریح می کند که از زمان سقوط شاه و بحران گروگانگیری سال 1979-80 آغاز شده است.تحریم ایران به صورت یک طرفه باقی مانده است و ناگزیر شرکت های غیر آمریکایی وعمدتاً اروپای غربی، تجارت با ایران را در دست گرفته اند.درحالی که آمریکایی ها مجبور به معامله نکردن با ایران هستند.آمریکا برای پاسخ دادن به این اقدام کوشید در خصوص هر کشور ثالثی که تحریم را بشکند قوانین فرامرزی وضع کند.اما اعتراض متحدان آمریکاکه نمی توانستند با ایران قطع رابطه کننداین رهیافت را ناممکن ساخت.خصومت رسمی آمریکا با ایران با نقش گروه های صاحب نفوذ طرفدار اسرائیل فزونی گرفته ومسألۀ رفع تحریم ها را مشکل ساخته است.اما عدۀ زیادی از ناظران آمریکایی اکنون معتقد شده اندکه تنها نتیجۀ سیاست تحریم،محروم شدن آمریکا از بخش سود آور تجارت بین المللی است.کتاب تحریم ایران جزییات وضع قوانین فرامرزی را با دقت بررسی وتحلیلی نقدانه وجامع از این سیاست عرضه می کند.این اثر همچنین به شکلی جامع و با استنادبه مدارک متقن منابع مکتوب مهمی رابررسی وتأثیر تحریم ها بر ایران را ارزیابی کرده است. -درکتاب اتحادیه اروپایی که جناب دکتر سعید خالوزاده در سال 1383به رشته تحریر در آورده و در چندین نوبت نیز تجدید چاپ شده است درفصل های مختلف به بررسی روند شکل گیری اتحادیه اروپا،اصلاحات ساختاری آن،ساختارتشکیلاتی،نهادهای اصلی این اتحادیه،سیاست خارجی مشترک اتحادیه اروپایی و روابط خارجی آن با شرق اروپا و امریکا،مناسبات فراآتلانتیکی، قدرت اقتصادی وپولی اتحادیه وروابط اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی پرداخته شده است.درفصل نهایی این کتاب ارزشمند که به بررسی روابط اتحادیه اروپا با ایران پرداخته شده است تأثیر فعالیت هسته ای ایران برروابط اتحادیه اروپا را مورد بررسی قرار داده است . -درکتاب اروپا ویژه اتحادیه اروپا درسال1382 تعدادی از مقاله های مختلف مرتبط با اتحادیه اروپا جمع بندی و به چاپ رسیده است که به بررسی تاریخچه اتحادیه اروپا، نظام های حقوقی این اتحادیه،چشم انداز جایگاه بریتانیا در اروپا،ژئوپلتیک نوین اروپا و هم گرایی امنیتی اروپا پرداخته شده است. -کتاب اروپا2 که ویژه روابط ایران و اتحادیه اروپا می باشد شامل: مقالاتی در خصوص جامعه اروپا وانقلاب ایران ،ارزیابی تحلیلی روابط ایران و اتحادیه اروپایی ، توافق های تجاری–اقتصادی ایران،اتحادیه اروپا و چالش های حقوق بشری در روابط ایران و این اتحادیه و بررسی گفت وگو -های انتقادی تا مشروط می باشد که در سال1382 به چاپ رسیده است . -در کتاب 3 اروپا نیز که از مقالات متعدد تشکیل شده ودر سال1383به چاپ رسیده است و به عنوان جلد دوم این کتاب و ویژه روابط ایران و اتحادیه اروپا می باشد به بررسی موارد مختلف روابط ایران و اتحادیه پرداخته و چشم انداز روابط این دو بازیگر را در چارچوب تحولات جهانی و تبیین مواضع اتحادیه اروپا در خصوص برنامه هسته ای ایران را مورد بررسی قرارمی دهد. -درسال 1389پژوهشی درخصوص رژیم غاصب صهیونیستی وتوهم حمله به تأسیسات هسته -ای ایران، توسط پژوهشکده مطالعات کاربردی فارابی به چاپ رسید که به بررسی تحلیل و ارزیابی مزایا و معایب حمله یا عدم حمله رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته ای ایران و در نتیجه ارائه بهترین گزینه در این زمینه پرداخته است. -پژوهشکده مطالعات کاربردی فارابی مجدداً در سال 1389 گزارشی کاربردی ، ایران هسته ای از نگاه صاحب نظران غربی به چاپ رسانید که در آن به ترجمه چند مقاله مانند: بازداشتن هسته -ای ایران که به چالش های هسته ای ایران،پیامد های دیپلماتیک و امنیتی محتمل ایران مجهز به تسلیحات هسته ای پرداخته شده که به شکلی به عنوان منبع فکری دستگاه سیاست خارجی امریکا عمل می کند . - مجله سیاسی-راهبردی بصائر نیز که توسط سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی به چاپ می رسد در شماره 325-سال بیست و نهم-دی ماه 1391 نیز به بررسی تحریمی جدید سنای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است ودر شماره 219 خود که در خرداد 1391 به چاپ رسانیده به بررسی مذاکرات هسته ای ایران با کروه 1+5 پرداخته است. این مجله در شماره 317خود در سال 1390 نیز با موضوعی به نام تنگه راهبردی به تحلیلی بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز در ارتباط با تحریم احتمالی نفتی پرداخته است. -ماهنامه امیران فردا نیزدر شماره پنجاه و پنج –مرداد وشهریور 1391 نیز موضوع تحریم نفتی اروپا علیه ایران را با عنوان شروع بازی خطرناک مورد بررسی قرار داده است . -پژوهشکده مطالعات راهبردی در ماه نگار راهبردی دیدبان امنیت ملی،شماره چهارم مرداد 1391 نیزمقالاتی درمورد تحریم های جدید؛افزایش هزینه غرب وسناریوی ایران مجهزبه بمب هسته ای: فریبی استراتژیک و همچنین در شماره چهاردهم خود در خرداد 1392وضعیت تحریم های بین المللی را بررسی و به چاپ رسانده است. -درپایان نامه هایی نظیر نقش اتحادیه اروپا در معادله هسته ای ایران(نرگس آرین فر)تأثیر هسته ای شدن ایران بر روابط اتحادیه اروپا و آمریکا(میرزائی)–نقش انرژی در تأمین امنیت ایران و اتحادیه اروپا(حوریه کافیان)-بررسی تطبیقی سیاست های امریکا و اتحادیه اروپا در جهت دستیابی به منابع انرژی نفت(مصطفی آقا باقری)-روابط ایران و اتحادیه اروپا(اسدالله شبانی)- نیز به موضوع هسته ای شدن ایران پرداخته شده است ولی به رویکرد اتحادیه اروپا در خصوص نحوه تحریم ها و راه کارهای تأمین انرژی پرداخته نشده است. 1-13-سازماندهی تحقیق: این پژوهش درپنج فصل اصلی و یک قسمت نتیجه گیری تنظیم شده است.در فصل اول به کلیات تحقیق پرداخته شده است،در فصل دوم چارچوب تحقیق بر اساس نظریه و رویکرد رئالیسم ارائه شده است،در فصل سوم شرایط حاکم برساختار انرژی اتحادیه اروپا و مناسبات ایران با این اتحادیهعرضه شده است، در فصل چهارم تحریم های نفتی علیه کشورمان بیان شده است و در فصل پنجم به سیاست های اتحادیه اروپا برای تأمین انرژی مورد نیاز خود اشاره شده است. |
![]() پلان کتابخانهپروژه کتابخانه با پلان های کامل طبقات 2 عدد برش و مقطع 2 عدد نما
برای خرید این پروژه بر روی گزینه توضیحات بیشتر / دانلود کلیک کنید سپس شماره موبایل و ایمیل خود را وارد کنید مستقیم به درگاه بانک هدایت میشوید پس از واریز مبلغ پروژه لینک دانلود برای شما نمایش داده میشود و یک ایمیل حاوی لینک دانلود نیز یه ایمیلتان ارسال می شود. |
![]() بررسی سیاست خارجی فرانسه در حوزه خاور میانه بر اساس استراتژی صادراتی اسلحه (2010 1950)...چکیده: سیاست فروش اسلحه ی فرانسه به عنوان بخشی از سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه سه دوره ی متفاوت را شاهد بود؛ در مرحله ی اول در دوران دولتهای سوسیالیست، فرانسه اصلی ترین تامین کننده ی اسلحه برای اسرائیل بود؛ دلایل ایدئولوژیک و تاریخی موجب این نزدیکی بود. در مرحله ی دوم با روی کار آمدن راست گرایان فرانسه به موازات دوری از اسرائیل به اعراب نزدیک تر می گردید.این دوستی که پایه اش توجه به منافع عینی به جای محاسبات ایدئولوژیک بود تا آنجا پیش رفت که اسرائیل را مورد تحریم تسلیحاتی قرار داد و به طور گسترده ای به کشورهای عربی اسلحه صادر نمود.دوره ی سوم با روی کار آمدن دوباره ی سوسیالیستها و تغییرات در سیاست بین الملل همراه شد؛ خاتمه ی جنگ سرد، درگیری دوباره با برخی کشورهای عربی و حمله ی عراق به کویت سبب شد تا فرانسه به کشور عربی ضد اسرائیل دیگر اسلحه نفروشد. با این حال هنوز هم فرانسه می تواند در رویارویی احتمالی و آتی اعراب با اسرائیل منبعی قابل اتکا در تامین اسلحه ی مورد نیاز اعراب باشد و مزیت های خود را آشکار کند. تحلیل کیفیت سیاست خارجی فرانسه در ارتباط با سیاست صدور اسلحه در منازعه ی عربی – اسرائیلی نشان می دهد که توجه به منافع عینی ملی فرانسه و نیز استقلال طلبی از آمریکا در سیاست خارجی که کمابیش در سیاست خارجی فرانسه به طور عمومی و در مورد خاورمیانه و منازعه ی اعراب و اسرائیل به طور اختصاصی تر ادامه یافته است و همین سبب می گردد تا فرانسه همچنان در امر تامین تسلیحات بتواند مورد اتکا و اعتماد اعراب باشد. کلمات کلیدی:استراتژی صدور اسلحه مجتمع های نظامی صنعتی-چرخش های تسلیحاتی فرانسه در ارتباط کشور های عربی و اسراییل- سیاست خارجی متشکل فرانسه فهرست مطالب مقدمه 1 فصل اول : کلیات پژوهش 3 1بیان مسئله و نقطه ی تمرکز پژوهش 4 2 سوالات؛ فرضیات و متغیرهای پژوهش 6 3 مروری بر ادبیات پژوهش 8 4 ساماندهی پژوهش و روش پژوهش 10 5 مبانی وچهارچوب نظری 11 6 تعریف مفاهیم پژوهش 18 7 روش گرداوری اطلاعات 19 8 هدف پژوهش 19 فصل دوم: فرانسه دوست اسرائیل 20 1-2 زمینه ها ی تاریخی 21 1-1-2 جامعه ی یهودیان فرانسه 21 2-1-2 دوران جنگ: میراث رژیم ویشی و بدهکاری اخلاقی ملی 24 2-1-2 برسازههای ذهنی مرتبط با اسرائیل 25 1-2-1-2 اسرائیل تنها دموکراسی خاورمیانه 25 2-2-1-2 سوسیالیسم اسرائیلی 26 3-2-1-2 اسرائیل و سیاست عدم تعهد 27 3-1-2 فرانسه، اسرائیل و دشمنان مشترک 29 2-2 صادرات تسلیحاتی فرانسه به اسرائیل و اهمیت آن 31 1-2-2 اهمیت صادرات اسلحه برای فرانسه 31 2-2-2 ارتش اسرائیل و سلاحهای فرانسوی 34 3-2-2 فرانسه و صنایع نظامی اسرائیل 39 4-2-2 اسرائیل و فروشندگان دیگر 41 نتیجه گیری و جمع بندی فصل دوم 44 فصل سوم: فرانسه دوست اعراب 45 1-1-3 ژنرال دوگل و رهیافت جدید در سیاست خارجی 46 2-1-3 ایستارهای جدید نسبت به اسرائیل 50 3-1-3 شکاف نهایی : جنگ 1967 52 1-2-3 فرانسه و صدور اسلحه به اعراب 55 1-1-2-3 لیبی 57 2-1-2-3 سوریه 59 3-1-2-3 عربستان سعودی و کشورهای حاشیهی خلیج فارس 62 4-1-2-3 عراق 63 خلاصه و جمع بندی فصل سوم 63 فصل چهارم: سومین چرخش در سیاست صادرات اسلحه ی فرانسه در خاورمیانه 65 1-4 نخستین قراردادها 66 2-4 روی کار آمدن دوباره ی سوسیالیست ها در فرانسه 70 3-4 نقش فرانسه در برنامهی هستهای نظامی عراق 72 4-4 میانه ی تداوم و چرخش در صادرات اسلحه به دولت های عربی ضد اسرائیلی: تداوم با عراق؛ انقطاع با سوریه و لیبی 74 5-4 فرانسه و اشغال کویت: بُرد و باخت صنایع تسلیحاتی فرانسه 80 خلاصه و جمع بندی فصل چهارم 85 فصل پنجم: چشم اندازها : آیا کشورهای عربی میتوانند همچنان روی فرانسه به عنوان یک تأمین کنندهی مطمئن سلاح در منازعات با اسرائیل حساب کنند؟ 87 1-5 سلاحهای فرانسوی و نمونههای رقیب 88 1-1-5 نیروی هوایی 88 2-1-5 نیروی زمینی 93 3-1-5 نیروی دریایی 94 4-1-5 سلاحهای پدافندی 96 5-1-5 انتقال تکنولوژی نظامی 97 2-5 محدودیت فرانسه در صادرات اسلحه 98 1-2-5 محدودیتهای فنی و قیمتی 98 2-2-5 لابی یهودیان 99 3-2-5 فشارهای آمریکا 100 4-2-5 نفوذ قدرتهای دیگر 101 5-2-5 مشکل خریداران رقیب 102 6-2-5 مشکل خدمات پس از فروش و رازداری 102 3-5 راه هایی برای به دست آوردن اسلحهی بهتر و بیشتر از فرانسه 103 1-3-5 استفاده از رقابت میان تولید کنندگان 103 2-3-5 لابی کردن با محافل اقتصادی- صنعتی 104 3-3-5 اروپاگرایی،ژستهای دیپلماتیک و دیپلماسی شخصی 105 4-3-5 دیپلماسی انرژی 105 خلاصه و جمع بندی فصل پنجم 106 نتیجه گیری 107 دربارهی روابط فرانسه- اسرائیل 107 دربارهی روابط فرانسه و اعراب 109 دربارهی استراتژی صادرات اسلحه ی فرانسه به عنوان یک متغیر مرتبط 110 کتابنامه 114 مقدمه : جنگ ویرانگر و مخرب بین الملل دوم در سال 1945 با شکست آلمان فاشیست و اشغال آن به وسیله دول متفق و با بر جای گذاردن بیش از 52 میلیون کشته و میلیون ها معلول و مجروح و میلیاردها دلار خسارت به پایان رسید.با متعاقب آن کشور های قدرتمند اروپایی از قبیل آلمان،انگلستان،ایتالیاو غیره به طور اساسی تخریب و بنیه ی نظامی،اقتصادی،سیاسی،فرهنگیشان به کلی ویران گردید. به دنبال کنفرانس یالتا اروپا به دو قسمت شرق سوسیالیست و غرب سرمایه داری تقسیم گشت. بیش از نیمی از قاره اروپا مشتمل بر اروپای شرقی و مرکزی زیر سلطه ی ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق قرار گرفت و دولت های دست نشانده و وابسته به مسکو روی کار آمدند.بخش غربی نیز به علت صدمات هولناک ناشی از جنگ توانایی مطرح نمودن خود را به عنوان یک قدرت سیاسی اقتصادی از دست داد به طور کل میتوان جنگ جهانی دوم را پایان اقتدار و نفوذ مطلقه اروپا قلمداد نمود.جنگ جهانی دوم اروپا را به کلی از مرکزیت انداخت.اروپا که بعد از جنگ جهانی اول کاملا تضعیف شده بود هنوز قادر بود در سال های بین دو جنگ به ایفای نقش خود در سیاست جهان بپردازد(نقیب زاده،1383،قومس)فی الواقع با پایان جنگ ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر سوسیالیستی سابق به عنوان پیروز و سردمدار نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی قرار گرفتند در این میان وضعیت فرانسه در اروپا به طور کل با دیگر کشورها متفاوت بود به دنبال ترک مخاصمه مارشال پتن با هیتلر این کشور به اشغال نیروهای آلمان نازی و ایتالیای فاشیست قرار گرفت همین امر هم باعث گردید که این کشور از جنگ کمترین آسیب را ببیند البته به دنبال اشغال فرانسه آزادی خواهان این کشور به رهبری ژنرال دوگل و ژنرال ژیرو با تشکیل یک دولت در تبعید در الجزایر علیه دولت فاشیستی ویشی قیام نمودند با عملیات اورلورد[1]در بهار 1944 و پیاده شن سربازان متفقین در شمال فرانسه این کشور آزاد شد و مارشال پتن محاکمه و به اعدام محکوم شد اما به دلیل کهولت سن حکم اعدام تعلیق وبه حبس ابد تبدیل گشت .دوگل در فرانسه مسلط شد(نقیب زاده،1388،سمت) فرانسه به دلیل عدم ویرانی در جنگ و متعاقب ان عدم نیاز به وام وکمک های ایالات متحده آمریکا و در قالب طرح مارشال تصمیم به اتخاذ یک خط مشی مستقل در سیاست خارجی و معرفی خود به عنوان یک قدرت سیاسی،اقتصادی،فرهنگی در مقابل دو ابرقدرت شرق و غرب بود.اگر دو ابرقدرت در حوزه های شرق و غرب تسلط داشتند فرانسه سعی میکرد با تمرکز و نزدیکی به کشور های جهان سوم و تازه استقلال یافته علی الخصوص در خاورمیانه عربی و کشور تازه تاسیس اسراییل منافع اقتصادی سیاسی خود را دنبال نموده وخود را به عنوان قدرت فایقه سوم به جهانیان معرفی نماید.تاسیس دولت یهودی در خاک فلسطین و به وجود آمدن دولت اسراییل موجد یک منازعه ی طولانی،عمیق و دیرپا بین 22 کشور عرب و دولت یهودی گردید. فرانسه به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی و کیفیت بالا و قیمت ارزان جنگ افزار های آن به عنوان منبعی قابل توجه،مورد توجه هر دو طرف قرار گرفت.فرانسه نیز در دوره های مختلف و به دلیل انگیزه های متفاوت ایدیولوژیک،تجاری و بر ساخته های ذهنی و منافع خاص اقتصادی و در یک کلام به دلیل واقعیت های عینی و ذهنی به تسلیح هر دو طرف درگیر پرداخت.پژوهش حاضر به بررسی چرخش های تسحبلاتی فرانسه در منازعه ی اعراب و اسراییل و زمینه ها و علل آن در یک بازه ی زمانی 60 ساله یعنی از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 تا آغاز انقلاب های منطقه ای و بهار عربی میپردازد. فصل اول : کلیات پژوهش
برای کشورهایی که از توان تولید اسلحه برخوردارند و تولیداتشان را آن مایه از کارایی هست که به لحاظ صادراتی، جایگاهی قابل توجه در بازار بین المللی خرید و فروش اسلحه بیابند، صادر نمودن یا دریغ داشتن تسلیحات و فن آوری های مرتبط با آناز فروش به عنوان یک وسیله و ابزار موثر در اعمال سیاست خارجی به کار می رود. پایان نامه ی حاضر نیز سیاست خارجی فرانسه در قبال منازعات اعراب و اسرائیل را از همین زاویه بررسی خواهد کرد. فرانسه به عنوان یک تولید کننده وصادر کننده ی بسیار مهم تسلیحات در جهان شناخته می شود. نه ققط از لحاظ تنوع و پوشش در تولید تقریبا تمام انواع تسلیحات متعارف جهان که از لحاظ کیفیت نیز در زمره ی جدی ترین ها و قابل اعتناترین ها بوده است. تولید سلاح برای فرانسه، تنها از جنبه ی قدرت ملی یا ابعاد اقتصادی آن اهمیت نداشته است. گر چه کمپانی های مهم اسلحه سازی فرانسوی نظیر داسو[2] ائرو اسپاسیال [3] و جیات[4] در فرآیند های اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی فرانسه بسیار مهم بوده اند، لیکن برای سیاست خارجی فرانسه بعد از جنگ جهانی دوم، تولید اسلحه ی فرانسوی و صادر کردن آن بخش از پیگیری یک سیاست خارجی مستقل و باز گو کننده یک هویت متمایز بود: یک سیاست خارجی فرانسوی که ویژگی های آن استقلال از سیاست خارجی ایالات متحده و تلاش برای ایجاد توازنی در محیط بین المللی با اتکا بر عنصر اروپایی به عنوان نیروی سوم بود. در حالی که بریتانیا به دنبال پایان جنگ جهانی دوم، هم در بعد فنی و هم در بعد انسانی، ناتوانی خود در تامین نیازهای تسلیحاتی خویش را از طریق واردات اسلحه و یا تولید مشترک برطرف می کرد، فرانسه خوداتکایی در بخش تولید تسلیحات و در کنار آن گردن افراشتن در میان قدرتهای نظامی –سیاسی دیگر جهان را به عنوان یک بخش اساسی از سیاست خارجی خود قرار داده بود. دشوار است تا دقیقا مشخص شود این شیوه ی عمل، در سیاست خارجی فرانسه مانند ابزار بود یا همچون یک هدف فی نفسه؛ به هر رو صادرات اسلحه برای سیاست خارجی فرانسه ابزاری بود در جهت یک سیاست خارجی فرانسوی و مستقل از ایالات متحده ی امریکا. ابزاری که کاربرد آن در طی منازعه ی طولانی اعراب و اسرائیل (از 1947 به بعد) چرخش ها ی بسیاری را شاهد بود. فرانسه در دوره ی طولانی از تاسیس اسرائیل تا جنگ 1967 اصلی ترین تامین کننده ی نیازهای تسلیحاتی اسرائیل بود. برخلاف آنچه که شاید در تبلیغات رسانه ای متعارف در ایران بیان می شود، این ایالات متحده نبود که در تمام تاریخ اسرائیل از لحاظ نظامی از اسرائیل پشتیبانی می کرد: در تمام طول دهه 1950 و به مقدار کمتری دهه ی 1960 اسرائیل از تسلیحات امریکایی به صورت بسیار محدود و ناچیزی بهره می برد و اغلب از تسلیحات امریکایی محروم بود. حمایتهای فرانسه از اسرائیل در این مدت تمام عیار بود: ساختار نیروی هوایی اسرائیل فرانسوی بود؛ همین طور بخش اعظم نیروی زمینی و نیروی دریایی؛ بمب هسته ای اسرائیل و موشک های بالستیک این کشور، بدون مساعدت فرانسه غیرقابل دستیابی بودند. به علاوه فرانسه اصلی ترین نقش را در راه اندازی صنایع نظامی اسرائیلی به ویژه در بخشهای هوایی و موشکی داشت. در عین حال شرایط به همین منوال باقی نماند. جنگ 1967 تنها نقطه ی قطع این مراودات نبود. بلکه نقطه ی شروعی برای فرآیندی معکوس بود. به دنبال این جنگ فرانسه بلافاصله استراتژی صادرات تسلیحاتی خود در خاورمیانه را عوض کرد: نه ققط اسرائیل مشمول تحریم تسلیحاتی فرانسه قرار گرفت که فرانسه ی ژنرال دوگل که حالا دوست اعراب بود به صادرکننده ی اسلحه به آنان بدل شد. اکنون زمان آن فرارسیده بود تا اعراب با سلاحهای پیشرفته تر فرانسوی به جای سلاحهای کم کیفیت تر روسی با اسرائیل بجنگند. در سراسر دهه های 1970و 1980 این سیاست فرانسه ادامه داشت. تا اینکه در اوت 1991 با حمله عراق به کویت و حوادث متعاقب آن، بر این سیاست نیز مهر پایان زده شد. فرانسه صدور اسلحه به کشورهای عربی را که ممکن بود از آن برضد اسرائیل استقاده کنند قطع کرد. تبیین این مراحل متغیر در سیاست خارجی فرانسه در ارتباط بامنازعه ی اعراب و اسرائیل هدف پژوهش حاضر است. نقطه ی تمرکز ما در این پژوهش بررسی استراتژی صدور اسلحه ی فرانسه به دو طرف اسرائیلی و عربی است. لذا تلاش می کنیم تا ضمن ارائه ی گزارشی از این چرخشها و فرایند ها در زمینه ی تاریخی حاکم بر سیاست خارجی فرانسه در قبال خاورمیانه، جهان اسلام و اسرائیل بر اساس نظریات روابط بین الملل، تحلیلی نظری از این تغییرات ارائه کنیم.
الف-سوال اصلی: چرخش سیاستهای صادراتی تسلیحات فرانسه در خاورمیانه در مدت زمان بعد از جنگ جهانی دوم در نسبت با منازعات اعراب و اسرائیل بر چه اساسی قابل تبیین است؟ سوال فرعی1: چه عواملی در تقویت یا تضعیف مناسبات سیاسی و نظامی میان فرانسه و کشورهای عربی موثر افتاد؟ سوال فرعی 2:چه عواملی در تقویت یا تضیعف مناسبات سیاسی و نظامی میان فرانسه و اسرائیل موثر افتاد؟ سوال فرعی 3 : بر ساخته های ذهنی موثر در پی گیری سیاست خارجی مستقل متوسط فرانسه بعد از جنگ جهانی چه بوده اند؟ فرضیه ی اصلی : عوامل ذهنی و ایدئولوژیکی (تلقّی فرانسه به عنوان قدرت مستقل جهانی) در کنار بازخوردهای اقتصادی نیاز به روابط گرم تر اقتصادی-سیاسی با اعراب در کنار تحولات در ایستارها و تفاسیر نسبت به مناقشه ی اعراب- اسرائیل موجب تحولاتی در سیاست خارجی فرانسه شد که تغییر در الگوهای صادراتی اسلحه فرانسه به کشورهای خاورمیانه یکی از نمودهای آن بود. به عبارت ساده تر عوامل ذهنی و ایدئولوژیک شکل دهنده به سیاست خارجی فرانسه در این ارتباط به واسطه ی پدیده های عینی تایید می یافتند. فرضیه ی رقیب: سیاست خارجی فرانسه درقبال تحولات مربوط به مناسبات اعراب و اسرائیل ،تنها منطبق با متغیر ها و عوامل عینی تصمیم گیری می نمود. متغیر مستقل: تغییر در فهم و بر ساخته های ذهنی نسبت به اسرائیل در فرانسه در کنار اهمیت یافتن هرجه بیشتر رابطه ی اقتصادی وسیاسی به عنوان یک قدرت مستقل جهانی. متغیر وابسته: تغییر در الگوهای صادراتی اسلحه ی فرانسه به اسرائیل و کشورهای عربی.
پژوهش حاضر از جنبه هایی اساسی نوآورانه است به ویژه اینکه مسئله روابط نظامی اسرائیل و اعراب با فرانسه و پیوند دادن آن با تحلیل های متعارف در دانش سیاست خارجی و روابط بین الملل به صورتی مستقل انجام نشده است. با این وجود این مسئله تا پیش از این در کتابها و مقالاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. سیلویا کروسبی در کتابش که درباره ی تاریخ روابط خارجی فرانسه و اسرائیل از جنگ کانال سوئز تا جنگ شش روزه است(1967-1956) تلاش نموده تا به این مسئله توجه نشان دهد. کتاب او از حیث ارائه ی اطلاعات و اسناد مرتبط با این موضوع بسیار مستند، دقیق و معتبر است.کروسبی چرخش های سیاست خارجی فرانسه در قبال صادرات اسلحه به اسرائیل و اعراب را بر اساس فرایند های درونی شکل دهنده به سیاست خارجی فرانسه (رقابتهای سیاسی داخلی و ذهنیت ملی)بررسی میکند.(Crossbie,Princeton UMP,1974) آبراهام بن-تسوی، پژوهشگر اسرائیلی،نیز در چند اثر خود به صورت ضمنی به روابط نظامی اسرائیل –فرانسه و فراز و فرود آن می پردازد و اوج و انقطاع آن را شرح می دهد. او این چرخشها را نسبت با تحولات بین المللی و نقش ایالات متحده در خاورمیانه مورد پژوهش قرار میدهد. (Ben-Zwi,2002,2004,2005,Frank Gass)وارنر باس نیز رهیافت مشابه بن تسوی دارد.(Bass,2003) فراز و فرود روابط فرانسه با اسرائیل را میلر به خوبی شرح داده و به ویژه دلیل دومین چرخش فرانسه- یعنی نزدیکی به اعراب – را به هر دو بُعد عینی و ذهنی پیوند می زند: در بُعد عینی اهمیت یافتن بیشتر تامین نفت در دهه ی 1970 و در بُعد ذهنی عنصر پرستیژ ملی و سیاست خارجی مستقل فرانسوی در حالتی که اسرائیل عامل سیاست خارجی امریکا دانسته میشده مورد توجه قرار می گیرد .(Miller,2004,krsh) میر شایمر و والت در گزارش خود از جایگاه اسرائیل در سیاست خارجی امریکا به خوبی اطلاعاتی از تغییر نقش فرانسه در تامین اسلحه برای اسرائیل ارائه نموده اند (والت و میرشایر؛ 1388) الدریچ و کانل نیز این تغییرات سیاست خارجی فرانسه در قبال اعراب و اسرائیل را بر اساس جهان سوم گرایی سیاست خارجی فرانسه تعبیر می کنند: چه در ارتباط با اسرائیل در دو دهه ی اول تشکیل آن و چه در ارتباط با اعراب در دهه ی 1970 اساس سیاست خارجی فرانسه (و به تبع آن صادرات تسلیحاتی این کشور) را این گونه ارزیابی می کنند.(Aldrich and Connel,1989,Routiedgeو همین طور Evans,1989) بوقنطار الحسان، پژوهشگر عرب، در کتاب خود نقش عنصر شخصی را در این تغییرات در سیاست خارجی فرانسه برجسته می کند. به گمان او ژنرال دوگل، به میزان زیادی معتقدات شخصی و عقاید سیاسی خود را به حوزه ی سیاست خارجی تسری داد که بخشی از آن دوری از اسرائیل و دریغ داشتن تسلیحات فرانسوی از دولت یهودی و صادر کردن سخاوتمندانه ی اسلحه به کشور های عربی بود؛ فرایندی جزئی که بخشی از فرآیند بزرگتر حفظ فاصله از آمریکابه شمار میامد.(الحسان,1987,مرکز دراسات الوحده العربیه) بوویر بل در کتاب مستند خود علاوه بر بازشکافی روابط نظامی فرانسه و اسرائیل، اوج گیری آن را به علت ترکیب یافتن عناصر ذهنی-ایدئولوژی میان جریان ها ی چپ گرای فرانسوی با بینان گذاران اسرائیل و درگیری فرانسه با اعراب بر سر مسئله الجزایر می داند. به نظر او گرمی و سردی روابط فرانسه با اسرائیل و اعراب با تغییر نخبگان حاکم و اینکه چپ گرا و یا راست گرا باشند رخ داد.(Bell,1969,Englewoodcliff) پایان نامه ی حاضر ضمن بهره بردن از اثار فوق، با رویکردی نو از حجم عظیمی از داده هایی که در سالهای اخیر درباره ی مناسبات نظامی فرانسه با اعراب و اسرائیل منتشر شده اند، تحلیل تاثیرات تسلیحات فرانسوی در میدانهای جنگ و نیز اطلاعات و تحلیل های نظامی جدید تر بهره می برد. به علاوه قصد ما از این همه تبیین این دگرگونی ها در صادرات تسلیحات فرانسه به عنوان بخشی از سیاست خارجی این کشور بر اساس چارچوب و الگوهای نظری متعارف در دانش روابط بین الملل و سیاست خارجی است.
پژوهش حاضر علاوه بر مقدمه ی حاضر که به کلیات پژوهش اشاره دارد، شامل پنج فصل و یک نتیجه گیری است. در فصل اول به بررسی مقدمه و کلیات پژوهش پرداختیم. در فصل دوم به روابط گرم فرانسه و اسرائیل در دوره ی زمانی از تشکیل اسرائیل تا جنگ شش روزه می پردازیم. نخست گرمی روابط این دوره را بر اساس زمینه های تاریخی روابط فرانسه و جامعه ی یهودیان بررسی می کنیم. نقش فرانسه در تشکیل اسرائیل و تسلیح آن را شرح می دهیم و از جنگ آن دو برضد دشمن مشترکشان خواهیم گفت تا نشان دهیم چه عواملی، سیاست خارجی این دو کشور را به هم نزدیک می کرد. به تحلیل تأثیر روابط نظامی اسرائیل و فرانسه می پردازیم و کارایی آن را در سطوح مختلف کاوش خواهیم نمود. فصل سوم به دوران روابط گرم تسلیحاتی با اعراب اختصاص دارد و عوامل نزدیکی فرانسه به اعراب را روشن می کنیم. واردات تسلیحات نظامی اعراب از فرانسه را تحلیل خواهیم نمود وسعی خواهیم کرد بر زمینه ی تحولات سیاست خارجی فرانسه در این دوره، ردپای این مراودات را نیز جستجو نمائیم. در فصل چهارم به زمینه هایی که موجب وقوع سومین گردش در صادرات تسلیحاتی فرانسه به کشورهای عربی شد-یعنی حمله ی عراق به کویت-خواهیم پرداخت. روابط نظامی فرانسه با عراق در دهه ی 1980 در کانون بررسی این فصل است، به ویژه از حیث اهمیتی که این خرید های تسلیحاتی در منازعه با اسرائیل میتوانستند بیابند. در فصل پنجم نیز شرایط حاضر و افق های پیش روی استراتژی های صادرات اسلحه ی فرانسه در ارتباط با مناسبات اعراب و اسرائیل را بررسی خواهیم نمود. قسمت نتیجه گیری نیز اختصاص به گزارش اجمالی از پنج فصل فوق و تلاش برای کاربست نظریات و الگوهای تحلیلی روابط بین الملل در توضیح و تبیین های موجود در سیاست خارجی فرانسه در حوزه ی صدور تسلیحات در قبال مناعه ی اعراب-اسرائیل دارد.
در خصوص روش پژوهش تلاش کرده ایم تا از فروافتادن در بحث های مطول نظری و روشی خودداری کنیم. بحث در روش در سال های اخیر در پایان نامه ها و پژوهش های منتشر شده در ایران چنان مورد توجه و برجسته سازی قرار گرفته که هدف اصلی پژوهش ها یعنی واقعیت و عینیت اهمیت ثانوی یافته است. در پژوهش حاضر کوشیده ایم به جای آنکه در بحث نظری صرف محدود بمانیم توجه به عینیت پدیده مورد پژوهش را افزایش دهیم. به علاوه از آن جا که تحلیل ما از نوع کیفی و به میزانی نیز کمی است از آنچه با نام تفسیر معنا شناخته می شود و یا تمرکز بر روی الگوهای نظری و تحلیلی در سیاست خارجی فرانسه بیش از آن میزانی که برای بررسی مورد پژوهش ضروری و کمک کننده می باشد احتراز جسته ایم. چارچوب نظری تنها تا آن میزان که بتواند به پژوهش یاری رساند باید مورد توجه قرار گیرد نه اینکه پدیده ی مورد بررسی عرصه و جولانگاه بحث های نظری در خصوص سیاست خارجی گردد. به عبارت دیگر در پژوهش حاضر هدف ما تبیین سیاست صادرات تسلیحاتی فرانسه در جریان منازعه اعراب و اسرائیل است و نه اینکه کدام نظریات در تحلیل تصمیم گیری های مرتبط با سیاست خارجی توان تبیین بهتری دارند. مورد پژوهش را به کمک تحلیل های نظری خواندن متفاوت از خواندن و بررسی تحلیل های نظری بر اساس مورد پژوهش است.با این حال نظر به اهمیت این بحث اختصارا در این باب سخن خواهیم گفت . سیاست خارجی یک کشور ویژگی رابطۀ آن کشور با دیگر کشورها، سازمانهای بین المللی، گروههای فراملی و دیگر بازیگران در جهان سیاست را مشخص می سازد. تحلیل ابعاد گوناگون سیاست خارجی یک کشور متناسب با همۀ متغیرهایی است که می توانند اضلاع گوناگون این رابطه را تشکیل دهند. در یک طرف کشور مورد بررسی قرار داد. سیاست داخلی آن و کیفیت ویژه ای که دارد؛ نقش فرهنگ، اخلاق ملی، شخصیت و هویت میهنی، تاریخ و مذهب نیز واجد اهمیت هستند. به علاوه توانمندی های داخلی در سطوح گوناگون (اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی) در برابر ناتوانی ها اهمیت دارند. ضلع دیگر دنیای خارج است. محیط بین المللی و درکی که از آن وجود دارد و اینکه آیا کشور مورد بررسی محیط فوق را می خواهد تغییر دهد؛ پا بر جا نگه دارد یا از بنیان متحول کند. سیاست خارجی را همواره باید به منزلۀ ابزاری برای وحدت بخشیدن یا درک کردن فعالیتهای گوناگون دولت یا حتی کل جامعه در سطح بین المللی قلمداد نمود. از این نظر سیاست خارجی به منزلۀ روشی است که یک کشور و یک جامعه بر اساس توانایی ها و ناتوانی های خود و در سایۀ درکی که از تهدیدها و منافعش دارد خود را در مقابل دنیای خارج تعریف می کند. سیاست خارجی به طور اصولی به اولویت بندی و هماهنگی منافع خارجی می پردازد و ارزشهای جهانی مورد قبول جامعه را چه به صورت سیاست خارجی اخلاقی که خود می نامد یا به صورتی غیراخلاقی که دشمنانش می نامند منعکس می سازد. تحلیل سیاست خارجی به بررسی انگیزه ها و سایر رشته های رفتار بازیگران بین المللی به ویژه دولتها می پردازد. این کار با تأکید زیاد روی فرآیند تصمیم گیری انجام می گیرد تا ابتدا پشت صحنه روایت های رسمی دربارۀ فرایندهای حکومت و مدیریت دولتی روشن شود. در این رهگذر این مفروض بدیهی به نظر می رسد که نتیجه و برونداد سیاست خارجی را تا حدودی ماهیت فرآیند تصمیم گیری تعیین می کند.(هیل،1387، فرزان روز) از این زاویه می تواند دو رویکرد عمومی در تحلیل سیاست خارجی را در پیش گرفت: اول تحلیل بر اساس گونه ای رفتارگرایی قوی[5] به این صورت که چه تغییراتی در سطوح بالایی تصمیم گیری سبب تغییر در فرآیندهای تصمیم گیری و در نهایت تغییر نتایج خروجی های سیاست خارجی می گردد. در برابر این رویکرد گونه ای از تحلیل سیاست خارجی نیز هست که تنها در پی بررسی امور سیاسی[6] بین طیف گسترده تری از عوامل مرتبط با سیاست خارجی بود. رویکردی که نقطۀ توجه خود را از صرف توجه به تحولات سیاسی به تغییر در بافت بین المللی[7] سرشت منافع ملی و تهدیدات امنیت ملی، برجسته سازی عناصر اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی و نیز عناصر ذهنی و گفتمانی نیز گسترش می دهد. به این معنی بررسی تحول در سطح کارگزاران که در رویکرد رفتارگرایانه بررسی می شد می تواند به صورتی عمیق تر انجام گیرد. چرا هر دسته از کارگزاران سیاسی انتخاب متفاوتی در عرصۀ بین المللی و سیاست خارجی انجام می دهند. اینکه چه چیزی درک هر یک از دسته های کارگزاران را از منافع و تهدیدات و نیز مقدورات و محظورات رقم می زند و تحول و دگردیسی از سیاست خارجی چگونه محقق می شود به همین شیوه می تواند روشن شود. از منظر معرفت شناختی[8] نیز دو صورت کلی برای تحلیل سیاست خارجی هر کشور وجود دارد؛ اول کاربست روشی علّیبرای تحلیل نسبت نهاده – داده یا علت اثر مترتب بر آن[9] و دوم کاربست روشی معناگرا. در رویکرد علّی هدف اساسی انجام یک بررسی تجربی و عینی است؛ دعوی پژوهش دعوی فهم و تبیین است. این رویکرد بر آن است که در پس هر رفتار یا تصمیم گیری در سیاست خارجی علّت تجربی، عینی و واقعی وجود دارد که از طریق فهم آن می توان چرایی رخ دادن معلول را فهم و تبیین نمود. برای مثال اینکه چرا وقتی سوسیالیستهای فرانسه زمام قدرت را در دست گرفتند سیاست خارجی هواداری از اسرائیل را پی گیری نمودند یک علّت تجربی دارد. این واقع گرایی شناخت شناسانه شاید بتواند علتهای حاکم بر یک تحوّل و یک رویداد را توضیح دهد. به علاوه ما در تحلیل سیاست خارجی همچون هر پدیدۀ دیگری با سطوح علّی گوناگون رو در رو هستیم. مثلاً شاید در سطح سیاسی این حاکم شدن سوسیالیستها بوده که سبب شده دوستان اسرائیل بر کاخ الیزه حاکم شوند امّا در سطح افکار عمومی که شکل دهندۀ سیاست خارجی است یا در سطح فرهنگ و رسانه که تعیین کنندۀ سمت گیری ها و جهت ها در سیاست خارجی هستند باید به سراغ علل دیگری رفت. ضمن آنکه رویکردی تک علّتی خطاست، رویکرد چند علّتی تنها با به رسمیّت شناختن سطوح مختلفی از علّیت قابلیت بررسی دارد. روشی علّی امّا از سوی معناگرایان[10] به شدت مورد حمله قرار گرفته است. از منظر معناگرایان، اندیشه ها[11]،مفاهیم[12]،ذهنیتها[13] و درکها[14]،ایدئولوژی[15] و... همه عواملی هستند که اهمیت بسیاری در تحلیل سیاست خارجی دارند. دولتها صرفاً به علّت منافع ملّی یا فشارهایی که از طرف سطوح داخلی سیاسی یا اقتصادی یا بین المللی می بینند تصمیم گیری نمی کنند.برآورد دولتها و تعاریفشان از منفعت، تهدید، ترس، امنیت یا نا امنی شاید به هیچ رو هم عینی، مادی، تجربی و واقعی نباشد.نقطۀ ضعف روش علّی این است که رهیافت واقع گرایانه اش بررسی نقش عوامل ذهنی را غیر ممکن می کند.(چرنوف، 1387، 98 ) بر این اساس می توان به صورتهای مختلف عوامل معنایی را که به صورت پیشینی عامل درک پدیده های عینی هستند شناسایی نمود و دریافت که در مجرای آنها تصمیم گیری در سیاست خارجی چگونه محقق می گردد. یک شیوه شناسایی گفتمان های حاکم بر فرآیندهای تصمیم گیری در سیاست خارجی است.مثلاً یک گفتمان حکم بر سیاست خارجی آمریکا برای تمام سالهای پس از جنگ دوم جهانی گفتمان تهدید[16] بوده است. بر اساس تشخیص مفصل بندی های[17] این گفتمان می توان دریافت که چرا سیاست خارجی آمریکا به صورتی دائمی حتی هنگامی که دارای دشمنی حیاتی نیست برای خود دشمن حیاتی خلق می کند، می تراشد یا تهدید سطحی و نه چندان مهم را عمده میسازد. برای سیاست خارجی فرانسه هم می توان بر پایۀ خصلت گفتمان آن تغییرات گفتمانی را مبنایی برای بررسی چرخش های سیاست خارجی این کشور قرار داد. در این میان در گفتمان می توان قسمتهایی را یافت که بسته به نوع تحول سرکوب شده و نادیده گرفته می شوند و یا اینکه برجسته تر می شوند و بیشتر به چشم می آیند.برای مثال گفتمان اصلی سیاست خارجی فرانسه در بعد از دوران جنگ جهانی دوم را می توان برای دوران سوسیالیستها گفتمان امپریالیستی، و برای دوران دوگل را گفتمان مقابله با آمریکا دانست. اما هر دوی این موارد قسمتهایی از یک گفتمان هویتی بسیار مهم حاکم سیاست خارجی فرانسه بوده اند و آن گفتمان عظمت جویی فرانسوی است. هم سوسیالیستها و هم راستگرایان دغدغه و مسئله انگیزی عظمت فرانسۀ تحقیر شده در جنگ جهانی دوم را داشتند. در این گفتمان اجزای مختلفی وجود داشت. در قسمتی از آن« حفظ همۀ مستعمرات به هر بهایی سبب حفظ عظمت فرانسه می شد. در حالی که در دیگری این گونه نبود. برای دوگل و راستگرایان اعطای استقلال به استعمارات آفریقایی در 1960 و نیز الجزایر به معنی آن نبود که آنها فرانسۀ بدون مستعمرات را واجد عظمت و شکوه و قدرت می دیدند. برای دوگل و راستگرایان نیز مستعمرات واجد اهمیت بودند اما به نحوی ضعیف تر و کمتر و حفظ آنها هم مهم بود امّا نه به هر بهایی. دوگل از اعطای استقلال به پاره ای مستعمرات استراتژیک فرانسه خودداری نمود. جیبوتی در دهانۀ تنگه باب المندب، رئونیون،کالدونیای جدید، گویان فرانسه و کومور نمونه هایی از این دست بودند. به علاوه راست ها تلاش داشتند علی رغم اعطای استقلال به مستعمرات گونه ای نفوذ سنتی را در آنها حفظ کنند و ادامه دهند. به علاوه نگرش به مستعمرات آن گونه سوسیالستها می دیدند برای راستگرایان رمانتیک و نشان از نوستالژی و دلتنگی ملّی نداشت. در برابر این قسمت سرکوب شده و کم رنگ شده قسمت های دیگری از گفتمان عظمت جویی برجسته شد. اینکه ارتش فرانسه باید پا به پای ارتش های دو ابرقدرت یعنی شوروی و آمریکا دارای توان نظامی باشد.فرانسه مستقلانه به دنبال سلاح هسته ای رفت. در حالی که بریتانیا از امریکا سلاح وارد کرد. برای فرانسه ناپذیرفتنی بود که نظامی فرانسوی سلاح غیر فرانسوی استفاده کند. در حالی که در گفتمان عظمت جویی برای فرانسه در دورۀ سوسیالیستها همکاری با قدرتهای دیگر(مثلاً بریتانیا و آمریکا) برجسته بود. در دوران راستگرایان تقابل برجسته شد و معضل همکاری در این گفتمان کمتر دیده شده و سرکوب گردید. در این میان می توان به سطح تحلیلی فراتر از این دو رویکرد علّی –تجربی و معنایی-مفهومی نیز رفت. چنانکه رویکردهای متأخر سازه انگاری به درستی نشان داده اند می توان در سطوح سوی کاربرد روش تبیین علّی را با روش معناگرا[18] حفظ نمود. به این معنی رویکرد معنا گرا در تحلیل سیاست خارجی بی نیاز و مستغنی از تحلیل علّی و مواد تجربی و واقعی نیست. سازه های معنایی و مفاهیم مؤثر بر شکل گیری سیاست خارجی هر کشور وجود دارند و بسیار مهم می باشند امّا معناها روی هوا و بی نیاز از زمینۀ عینی و تجربی شکل نمی گیرند. یک تحلیل جامع از سیاست خارجی می بایست به همان میزان که به مفاهیم و معانی شکل دهنده بر جریانهای شکل دهنده به تصمیم گیری در سیاست خارجی توجه دارد باید به زمینۀ عینی، عوامل تجربی واقعی و مادی و تاثیرات آنها در ابعاد گوناگون توجه کند. از طریق بررسی در هم کنش[19] و نیز تبادلات[20] میان این دو سطح است که می توان تحلیلی جامع از سیاست خارجی به دست آورد. بر اساس آنچه گفتیم تحلیل سیاست صدور تسلیحات فرانسه به اعراب و اسرائیل را می توان به صورتهای زیر انجام داد. به طور کلی و بر اساس رویکردهای موجود در دانش سیاست خارجی می توان کیفیت مواضع، مناسبات و تغییرات سیاست خارجی فرانسه نسبت به منازعۀ اعراب و اسرائیل را در قالب نظریه های واقع گرایی، آرمان گرایی و نو واقع گرایی به آزمون نهاد. این آزمون می تواند هم بر اساس سنجش علّی باشد و هم بر اساس یک بررسی گفتمان. برای مثال می توان تصمیم گیری های دستگاه سیاست خارجی فرانسه در هر یک از دوره های 1960-1947 و 1980-1960 و دوره 1980-1995 را بر اساس یکی از نظریه های فوق تحلیل نمود تا به این نتیجه برسیم که کدام الگوی نظری توان تحلیل و انطباق بیشتر با واقعیت دارد یا اینکه از طریق کاربرد روش گفتمانی دریابیم در هر یک از این دو دوره گفتمان غالب با چه ویژگی حاکم بوده یعنی ویژگی واقع گرا داشته یا آرمانگرا یا نو واقع گرا.
مجتمع های صنعتی-نظامی: منظور شرکت های صنعتی فعال در عرصه تولیدات نظامی هستند که برای کسب بازارهای فروش بیشتر خواهان تسهیل شرایط فروش تسلیحات به ویژه مشتریان خارجی می باشند. رژیم صدور اسلحه: هر کشور بر اساس منافع و مصالح امنیت ملی خود رژیم صادرات تسلیحاتی خاص خود را دارد که علاوه بر منافع اقتصادی از متغیرهای سیاسی، امنیتی و بین المللی و فشارهایی که از سوی مجامع بین المللی یا کشورهای رقیب یا قدرت های بزرگ حاصل می گردد متاثر است. چپ گرایی در روابط بین الملل: گرچه چپ گرایی در روابط بین الملل بیشتر با کشورهای وابسته به بلوک شرق شناخته می شود اما احزاب سوسیالیست متعدل به ویژه در اروپای غربی بین الملل سوسیالیستی و سوسیال-دموکرات خود را نیز داشتند. جریان صهیونیسم و بنیانگذاران کشور اسرائیل از وابستگان این جریان چپ گرا بودند که توانستند همراهی چپ گرایان فرانسه را نیز با خود همراه سازند. راست گرایی در روابط بین الملل: گرچه گونه های مختلف راست گرایی وجود دارد اما راست گرایی در سیاست خارجی و روابط بین الملل بر روی منافع ملی به جای ارزش ها و ایدئولوژی و حمایت از توسعه اقتصادی و منافع سرمایه داران و ارباب صنعت در سیاست خارجی تاکید دارد.
روش گرداوری اطلاعات در پژوهش حاضر به شیوه ی کتابخانه ای است.
بررسی سیاست تسلیحاتی فرانسه در جریان منازعه ی اعراب و اسرائیل و با در نظر گیری عناصر و مولفه های ذهنی وعینی از بعد از جنگ جهان دوم تا بهار عربی میباشد. [1]-overlord [2]-Dassault [3]-aerospatial [4]-Giat [5]-Strong Behavioralism [6]-Political [7]-International Fiber [8]-Epistemological [9]-Cause-effect [10]-Reflectivist [11]-idea [12]-concept [13]-subjectivity [14]-understanding [15]-ideology [16]-Discourse of menace [17]-artificalation [18]- Reflectivist [19] -interaction [20]- reciprocality |