فرمت فایل: ورد –Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات: 48
مقررات فرانسه
(1) عدم مسؤولیت کیفری به جهت اختلال مشاعر
ماده 1-122 قانون مجازات فرانسه، بیان می دارد که:
«مسؤول کیفری نیست؛ کسی که در حین ارتکاب جرم، دارای نوعی اختلال
روانی[5] یا بیماری روانی مغزی[6] بوده که قوه تمییز یا کنترل براعمال خود
را از دست داده باشد.»
عدم مسؤولیت ممکن است در حین دادرسی در دادگاه احراز گردد و یا اینکه
بدلیل احراز قبلی در دادگاه، دادسرا قرار منع تعقیب کیفری او را صادر، و
صرفاً اقدام به تنظیم صورتجلسه جرم ارتکابی بنماید.
(2) اقدامات قابل اجرا بر روی مجرمین دچار اختلالات روانی
افرادی که به دلیل اختلال روانی فاقد مسؤولیت شناخته می شوند، به جهت
نوع عدم مسؤولیتی که تعیین شده است، تحت اقداماتی نظیر: صدور قرار منع
تعقیب از سوی قاضی تحقیق، صدور حکم برائت[7] یا عدم مجرمیت[8] در به جنحه و
جنایت از سوی دادرس کیفری قرار خواهند گرفت.
چنانچه اعلام عدم مسؤولیت کیفری مربوط به شخصی باشد که وضعیت او دارای
حالت خطرناک برای جامعه باشد، می توان از طریق دادرسی صرفاً اداری، اقدام
به بستری[9] وی کرد. در این صورت، «قانون بهداشت عمومی»[10]، مقامات قضایی
را موظف کرده است تا فرماندار[11] منطقه را از این وضعیت آگاه ساخته تا وی
بی درنگ، هر گونه اقدام لازم را اتخاذ کند. فرماندار نیز می تواند، در صورت
لزوم، وی را به صورت تحت الحفظ در بیمارستان بیماران روانی بستری کند. همه
این تصمیمات برای فردی است که مرتکب جرم نشده است، به همین جهت هیچ
ارتباطی به تصمیمات قضایی مرتبط با اعلام عدم مسؤولیت کیفری فرد ندارد.
به عکس، خروج مجرمی که طی یک دادرسی خاص، حکم به بستری او شده است تنها
با نظر موافق دو روانشناس که به مؤسسه درمانی نگهدارنده وی، وابسته نیستند
ممکن خواهد بود؛ درحالی که خروج سایر افراد بستری شده، نیازمند نظر موافق و
مستدل تنها یک روانشناس است.
در سپتامبر سال 2003 میلادی، وزیر دادگستری فرانسه[12] یک گروه کاری و
مطالعاتی را موظف کرد تا اقدامات قضایی قابل اختصاص نسبت به مجرمین دارای
اختلالات روانی را مورد بررسی قرار دهد. اخیرا این گروه پیشنهادی را مطرح
کرده است که بر اساس آن فردی که قرار عدم مسؤولیت کیفری او صادر شده است در
برابر یک قاضی ویژه[13] حاضر و در طی یک دادرسی علنی، در مورد قابلیت
استناد[14] افعال ارتکابی به وی و نیز اقدامات تأمینی قابل اتخاذ پس از
خروج وی از مجتمع روان درمانی[15] تصمیم گیری می شود. این پیشنهاد این فرصت
را فراهم کرده است تا مقررات کشورهای دیگر در این زمینه مورد بررسی قرار
گیرد.
مقررات آلمان
قانون مجازات آلمان، مجرمیت افراد دچار اختلالات روانی را ااستثناء کرده
است. بر این اساس، این افراد نمی تواند موضوع مجازات کیفری واقع شوند، لکن
حسب تصمیم قاضی، می توانند موضوع اقدامات تأمینی قرار گیرند.
(1) عدم مسؤولیت کیفری به جهت اختلال مشاعر
این موضوع در ماده 20 قانون مجازات، با عبارت «عدم قابلیت استناد جرایم» به سبب اختلالات روانی مورد اشاره قرار گرفته است.
بر اساس این ماده، حداقل اهلیت تمییز و تشخیص لازم برای اینکه فرد مجرم
شناخته شود، هنگامی وجود ندارد که «در حین ارتکاب فعل، قادر به درک عنصر
خلاف قانون، یا در صورت درک، قادر به عمل به اقتضای آن نباشد»[16]. این
حالت به علت وجود یکی از موارد زیر محقق می شود:
- اختلالات روان رنجوری[17]؛
- اختلالات عمیق در قوه ادراک[18]؛
- کودنی[19] و یا هرناهنجاری ذهنی شدید.
در مورد «اختلالات روان رنجوری»، تعاریف دقیق و مشخصی برای تعیین مصادیق
آن وجود دارد (همانند شیزوفرنی[20]). در مورد «اختلالات عمیق قوه ادراک»،
(که جدای از بیماریهای روانی است،) فرد از نوعی انحراف در شخصیت در بعد
عاطفی و هیجانی خود (به عللی همچون حسادت، عصبانیت، مستی، فشار روحی،...)
رنج می برد؛ لکن رویه قضایی، مسؤولیت چنین مجرمینی را، هنگامی که فرد می
توانسته است از رخ دادن چنین وضعیتی جلو گیری نماید، نپذیرفته است. «کودنی»
نیز در حالتی است که شخص، از قدرت هوشی[21] پایینی (IQ کمتر از 70)
برخوردار باشد. و «هرگونه ناهنجاری ذهنی شدید» عبارتست از روان رنجوری
شدید، روان نژندی[22] و هرنوع انحرافی که اختلال در قوه ادراک و تمییز را
به همراه داشته باشد.
طبق ماده 21 قانون مجازات آلمان، چنانچه یکی از موارد مذکور در ماده 20
به صورت قابل ملاحظه ای وجود داشته، لکن به طور مطلق قدرت تمییز را از بین
نرفته باشد، فرد مشمول کیفیات مخففه خواهد شد. لهذا، افراد مورد نظر ماده
21، از استثنای مسوولیت کیفری برخوردار نبوده، بلکه از تخفیف در مجازات،
حسب نظر قاضی، بهره مند می شوند. این قاضی است که، بر پایه نظر کارشناس
مربوطه، درباره مسوولیت و یا عدم مسوولیت کیفری مجرم تصمیم نهایی را خواهد
گرفت.
(2) اقدامات قابل اجرا بر روی مجرمین مختل المشاعر
مجرمین فاقد مسوولیت کیفری، نمی توانند موضوع مجازات کیفری قرار گیرند،
ولی دادگاه می تواند، درباره اقدامات لازم جهت بازپروری[23] و حفظ امنیت
جامعه تصمیم گیری کند. این چنین اقداماتی صرفاً پیشگیرانه است. این تدابیر
می توانند آموزشی (نظیر به کارگیری در موسسات آموزشی ویژه)، درمانی
(نگهداری در آسایشگاههای روانی و یا در مراکز ترک اعتیاد) و یا حمایتی
(ممنوعیت نسبت به برخی مشاغل) باشند. درحالیکه این اقدامات توسط دادگاه تحت
عنوان مجازاتهای تکمیلی[24] برای مجرمین دارای
|