![]() دانلود پاورپوینت ساختمان زیگورات چغارزنبیل در 45 اسلایددر این پروژه پاورپوینت ساختمان زیگورات چغارزنبیل در 45 اسلاید به طور کامل و جامع همراه با تصاویر ظبق شرح زیر بیان شده است: 1- مقدمه ای بر زیگورات چغازنبیل 2- فلسفه بیدایش زیگورات 3- چگونگی بنای شهر دور انتاش یا چغارنبیل: 4- نقشه زیگورات چغازنبیل 5- بناهای داخل حصار اول 6- معبد الهه اینشوشیناک: 7- مجموعه معابد شمال غربی: 8- دروازه ارابه ها: 9- دروازه شاهی: 10- بناهای داخل حصار دوم 11- بناهای دیگر چغازنبیل 12- تاسیسات آبرسانی 13- مصالح چغازنبیل 14- سه ویژگی مهم بنای زیگورات 15- مجموعه عکس هایی از زیگورات چغازنبیل
|
![]() راهبرد فرهنگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت...چکیده در میان فرق و مذاهب مختلف ادیان توحیدی و نگرش آن ها به پدیده آخر الزمان، آنچه شیعه را از سایرین متمایز می سازد باور اصیل این مذهب به «آرمان مهدویت» است. آنچه در این میان باید مورد توجه باشد، نسبتی است که «شیعه» با ولی مطلق الهی حضرت اباصالح المهدی ارواحنا فداه برقرار می کند. نسبتی که مناسبات آن از یک سو نباید از دایره ولایت الهی و مطالبات ربوبی عدول کند و از سوی دیگر مر احکام شریعت حقه اسلام باید حلقه پیوند و اتصال میان امت با امام شود. در نهایت از این مجرا است که میان این دو رکن جامعه آرمانی شیعه ـ یعنی امام و امت ـ سنخیتی بنیادین رقم خواهد خورد که فرموده اند: «السنخیه دلیل الانضمام». سیر همراه با مداقه در تاریخ تشیع این حقیقت را به اثبات می رساند که تمام نقصان ها در تحقق اهداف آرمانی و الهی امامان شیعه ریشه در نبود این همگونی بنیادین داشته است. بر این مبنا نقطه کانونی پیمایش این مسیر را باید در سیر انفسی آحاد، آن هم با رویکرد تهذیب اخلاق و تزکیه نفس و پالایش درون از منهیات شارع مقدس جستجو کرد؛ چرا که آن ذوات مقدسه از هرگونه رجس و عصیان مبرا هستند و به هر خیر و احسان مصفا، و همراه شدن با ایشان مستلزم همسان شدن با ایشان است آن هم بر مدار ولایت «الله» عز اسمه. در این راستا اگر فرهنگ هر جامعه را شکل گرفته از صادرات فعلی پایدار و با ثبات آن جامعه بدانیم؛ فرهنگ جامعه شیعی ایران آن زمان مبدل به فرهنگ آرمانی اسلام می شود که اعمال آحاد از هر نوع تخطی از اصول اعتقادی و اخلاقی منزه شود. بدیهی است در این صورت زمینه برای پذیرش کلام حضرت حق جل جلاله و تحقق ولایت کلیه الهیه در گستره جامعه تشیع و همگونی بنیادین امت با امام علیه السلام رقم خواهد خورد. بر این اساس ما معتقدیم که تحقق امر ظهور ولی الهی اقتضائات و قواعدی دارد که دستیابی به این قواعد و اعمال آن ها توسط حاکمیت اسلامی عصر غیبت امری ضروری و حیاتی است. پس می توان مدعی شد که فلسفه وجود حکومت الهی شیعی در عصر غیبت و غایت الغایات آن، دستیابی به این اقتضائات و اعمال آنها با هدف تمهید شرایط ظهور است. چون ما معتقدیم به محض امحاء موانع، اقتضای ظهور حکومت موعود مهدوی فراهم و ظهور حجت الهی واجب خواهد شد. کلید واژه ها:جمهوری اسلامی ایران، فرهنگ اسلامی، مهدویت، تشیع، راهبرد فرهنگی سیاسی فهرست مطالب فصل نخست: مقدمه و تبیین نمایه کلی پژوهش2 فصل دوم: راهبرد فرهنگی ـ سیاسی؛ چیستی و چرایی9 گفتار نخست: چیستی راهبرد فرهنگی ـ سیاسی9 گفتار دوم: مفهوم سیاست در تعالیم اسلامی و چرایی راهبرد فرهنگی ـ سیاسی21 فصل سوم:گفتمان مهدویت؛ بایسته ها و ضرورت ها25 گفتار نخست: مهدویت و انتظار در اندیشه تشیع25 گفتار دوم: مسئله زمینه سازی؛ چیستی و چگونگی28 3) سیاست های مورد نیاز حکومت اسلامی35 6) نقش جمهوری اسلامی ایران در تحقق اهداف اسلامی40 7) ضرورت حرکت برای ایجاد جامعه آرمانی شیعی41 بخش دوم: بنیادهای معرفتی انسان شناسانه در اسلام48 فصل نخست: انسان شناسی و ضرورت پردازش آن در همه شاخه های علوم انسانی49 گفتار نخست: ضرورت نگرش جامع به انسان در علوم انسانی49 3) ویژگی های انسان شناسی دینی57 گفتار دوم: بررسی قوای انسانی و رابطه بین آن ها59 2) ماهیت فضایل و رذایل در قوای چهارگانه و اقسام آنها60 3) عدالت به عنوان ام الفضایل62 4) تناسب صور اخروی با ملکات نفس64 5) ارتباط قوا با نفس و بالعکس66 فصل دوم: نقش آموزههای شریعت قدسیه اسلام در سوق دادن جامعه انسانی به سمت حیات طیبه و جامعه آرمانی70 گفتار نخست: رابطه انسان با خدا71 گفتار دوم: رابطه انسان با خود87 1) معرفت شناسی ابعاد وجودی انسان (ارگانیسم انسانیت)88 2) معرفت شناسی حیات طیبه ایمانی (ارگانیسم الهیت)97 بخش سوم: بنیاد های نظری ولایت در اندیشه تشیع و ارتباط آن با مقوله مهدویت111 فصل نخست: شیعه و گفتمان ولایت112 گفتار نخست: طرح بحث و کلیات112 1) تعریف لغوی و مفهوم اصطلاحی ولایت112 2) مفهوم ولایت در مکتب تشیع114 گفتار دوم: حقیقت ولایت در مکتب تشیع120 1) مسئله ولایت «الله» عز اسمه و جل جلاله120 2) مسئله «ولایت انسان» و مقام خلیفه اللهی او در زمین125 فصل دوم: شیعه و گفتمان مهدویت135 گفتار نخست: فلسفه امامت در تشیع135 2) فلسفه غیبت از زبان دانایان غیب158 3) رحلت امام صادق و تاویل مهدی160 5) الطاف خداوند در وجود امام غائب161 7) فلسفه غیبت از نظر کلام مفید169 8) فلسفه غیبت در نگاه شریف مرتضی172 9) غیبت براساس دیدگاه شهید صدر دوم173 10) فلسفه غیبت از نظر شیخ طوسی176 گفتار سوم: رمزگشایی از فلسفه غیبت و آرمان مهدویت178 2) تحلیل و بررسی دلایل غیبت179 3) ارگانیسم اصلاح و تمهید شرایط181 4) شواهد روایی دلالت کننده بر وجود اقتضائات برای ظهور182 بخش چهارم: اقتضائات رهیافت سیاسی در راهبرد مهدویت191 فصل نخست: بررسی تحلیلی مفاهیم اصلی در علوم سیاسی192 3) حکومت دینى در اندیشه ملاصدرا194 6) رابطه مشروعیت با مقبولیت196 1) نقش مردم در حکومت اسلامى197 2) مردم به مثابه مبنای اقتدار در نظام اسلامی205 فصل دوم: فرهنگ ایده آل عامل پایدارنده ثبات در سیاست داخلی و سیاست خارجی214 گفتار نخست: رمزگشایی از مفهوم «فرهنگ ایده آل»215 1) فرهنگ ایده آل عامل پایدارنده ثبات سیاسی در داخل216 2) اقتدار حاصل آمده از نهادینه شدن فرهنگ ایده آل به مثابه رکن سیاست خارجی223 گفتار دوم: نهادینه کردن فرهنگ ایده آل در جامعه، اصلی ترین هدف حکومت اسلامی225 1) تقویت بنیادهای فرهنگ ایده آل نیاز اساسی برای توسعه سیاسی225 2) ابتنای فرهنگ سیاسی اسلام بر بصیرت آحاد227 3) شاخص های اصلی برای خطاناپذیر شدن شناخت حق از باطل (تحصیل بصیرت)230 4) رمز گشایی از نسبت میان حقیقت تقوا و حقیقت فرهنگ ایده آل233 5) در بیان اتمام و اکمال مکارم اخلاق234 فصل سوم: کارویژه های حکومت اسلامی در عصر غیبت239 گفتار نخست: هدایت محور بودن معرفت سیاسی در اسلام239 1) وظایف حکومت اسلامی از نظر ملا صدرا240 2) سعادتمندی حقیقی مردم هدف اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت241 3) علل محرومیت جوامع از سعادت دنیوی و اخروی242 گفتار دوم: تعالی به مثابه روح اصلی و مشخصه حکومت اسلامی243 1) اقتضائات توسعه دینی و سعادتمندی انسان245 2) وظایف و اختیارات حکومت اسلامی248 بخش پنجم: بررسی نهاد های موثر در راهبرد نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه256 فصل نخست: آسیب شناسی اجمالی از وضعیت کنونی فرهنگ در جامعه257 گفتار نخست: جامعه، فرهنگ اسلامی و تهاجم فرهنگی259 1) خطر فراگیر شدن فرهنگ دین زدایی و دین زدایی فرهنگی261 2) آسیب رسانی فرهنگی در سایه نظریه فرهنگ جهانی263 3) تغییر در جهان بینی نتیجه قطعی استیلای دین زدایی فرهنگی265 4) آسیب نظام گسیختگی نتیجه ای برای جریان تغییر فرهنگی265 گفتار دوم: آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی270 فصل دوم: شناسایی نهادهای موثر و کارآمد و بررسی جایگاه آن ها در ساختار فرهنگی جدید277 گفتار نخست: شناسایی نهادهای موثر و کار آمد277 1) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی278 گفتار دوم: بررسی جایگاه نهادهای فرهنگی در نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه302 گفتار سوم: طراحی ساختار فرهنگی جدید و کیفیت اجرای آن در سطح کشور305 2) شناخت امکانات و بسیج هدفمند آن ها307 3) صورت بندی نظام نوین تعلیمی ـ تربیتی (ارائه بهترین شیوه اجرا)311
بخش نخست: کلیات
√ فصل نخست: مقدمه و تبیین نمایه کلی پژوهش √فصل اول: راهبرد فرهنگی ـ سیاسی؛ چیستی و چرایی √ فصل سوم: گفتمان مهدویت؛ بایسته ها و ضرورت ها
فصل نخست: مقدمه و تبیین نمایه کلی پژوهش
مقدمه بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم. اذا جاء نصر الله و الفتح. و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا. فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا. اللهم لا حول لنا الا بقوتک ولا قوه لنا الا بعونک فایدنا بتوفیقک و سددنا بتسدیدک و اعم ابصار قلوبنا عما خالف محبتک و لا تجعل لشیء من جوارحنا نفوذا فی معصیتک فصل علی محمد و آله. رساله پیش رو با عنوان «راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت»، به منظور بررسی نسبت میان «شریعت مقدس اسلام»، «فرهنگ جامعه اسلامی» و «اقتضائات جامعه مهدوی» در دستور کار قرار گرفت و در جریان این پژوهش، ضرورت نهادینه کردن فرهنگ آرمانی اسلام در جامعه و تاثیر این مهم در استحکام پایه های حاکمیت سیاسی اسلام در عصر غیبت و نیز نقش آن در تمهید شرایط ظهور منجی عالم بشریت ارواحنا فداه به موضع فحص و بررسی نهاده شد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یگانه پرچمدار حاکمیت تشیع در عصر حاضر که بی شباهت به عصر آخر الزمان نیست، نقش و اهمیت ویژه ای در تحقق اهداف آرمانی شیعه دارد. بدیهی است این اهداف آرمانی که ریشه در معارف حقه اسلام و آموزه های اصیل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارد، تحت ولایت، زعامت و درایت «فقیه جامع الشرایط» و نیز رهنمودهای علمای ربانی و عرفای الهی کیان اسلامی پیگیری می شود. در این راستا باید متذکر شد که اهداف آرمانی و آموزه های ربانی در اعماق خود با حقیقت و واقعیت پیوندی ژرف و ظریف دارد که نیل به ژرفای این حقایق جز از راه سیر انفسی و آفاقی بسی سخت و دشوار خواهد بود و لازمه آن نیز حرکت زیر لوای پیران طریق و حکیمان رشید است تا از رهگذر آن حقایق الهیه درونی افراد شود و فهمی عمیق نسبت به معارف دین برای آحاد حاصل آید و در پرتو آن، ایمان عمیق و خلق کریم در قلب آحاد مستقر شود و زمینه برای تجلی فرهنگ آرمانی اسلام مهیا گردد. در این رساله اصل بر آن است که فرهنگ اسلام در شکل آرمانی خود زمانی بر جامعه مستولی می شود که اعمال آحاد مسلمین از حدود الهی تجاوز نکند و مکارم اخلاق در سطح گسترده به صورت نهادی شده در جامعه عینیت یابد و به تبع آن مطالبات حضرت حق ـ عز اسمه ـ به مطالبات مردمی مبدل شود. بدیهی است در شرایطی که زمامداران صالح مسلمان، زمام امور حاکمیتی را به دست دارند و به دنبال عینیت بخشیدن به مطالبات الهی هستند، تبدیل شدن مطالبات ذات اقدس الهی به مطالبات مردمی (این امر نتیجه پروسه نهادینه کردن شکل صحیح فرهنگ اسلامی در جامعه خواهد بود)، پیکره امت و امامت را به پیکره ای واحد و منسجم مبدل کرده و میان دو روی سکه سیاست که «مردم» اند و «حاکمیت» پیوندی ناگسستنی برقرار می کند. پس دور از حقیقت نیست که نهادینه شدن شکل صحیح «فرهنگ اسلام» در جامعه را به مثابه عنصری اساسی تلقی کنیم که تحقق آن در جامعه به اصلاح مناسبات «مردم ـ مردم»، «مردم ـ حاکمیت» و «حاکمیت ـ مردم» منجر شود و انسجام ملی و ثبات سیاسی را نتیجه دهد. از سوی دیگر باید تاکید کرد که یکی از کارویژه های اساسی حکومت اسلامی در نظام ولایی شیعی، تنظیم رابطه معنوی ولایت محور میان حاکمیت و آحاد ملت است. (ضرورت ایجاد سنخیت و همگونی بنیادی میان امام و ماموم در عقیده و رفتار) بر این اساس می توان مدعی شد، این مهم نیز جز از طریق نهادینه کردن فرهنگ اسلامی (اسلام ناب محمدی) در جامعه و تربیت نفوس متقی، مهذب و متکامل میسر نمی باشد. بدیهی است تحصیل توفیق در این زمینه نیازمند اراده دستگاه حاکمیت و نظام سیاسی است که با نگاهی فعال و پویا به پدیده فرهنگ، آن را به گونه ای سامان بخشد که از طرفی موجب تعالی و تکامل فرهنگ دین بنیاد شود و از طرف دیگر فرهنگ تکامل یافته موجب استحکام پایه های اقتدار ملی و برقراری پیوند حداکثری میان حاکمیت و مردم گردد. از این حیث تحقق هدف مذکور مستلزم اتخاذ راهبرد فرهنگی ـ سیاسی از سوی دستگاه حاکمیت است تا از رهگذر آن زمینه های لازم برای اصلاح و بهسازی حداکثری در دو حوزه: 1) مناسبات میان حاکمیت و مردم (جامعه با حاکمیت) و 2) مناسبات فردی - اجتماعی در جامعه (مناسبات جامعه با خود) فراهم آید. ضمنا متذکر می شود در رساله پیش رو جامعه مهدوی (آرمان شهر اسلامی) به مثابه هدف غایی مورد توجه بوده و حاکمیت اسلامی در عصر غیبت به مثابه نهاد هماهنگ کننده وضع موجود (جامعه فعلی) با وضع مطلوب (جامعه مهدوی) معرفی خواهد شد و افق مهدویت در این حوزه مورد تاکید است. مطالبات آرمانی مذکور در شرایطی بیان می شود که ما به این مسئله اذعان داریم که با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران پدیده ای ذاتا فرهنگی ـ سیاسی بوده، به نظر می رسد پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران تداوم بعد فرهنگی آن برای تحقق جامعه آرمانی شیعی تا حد زیادی مغفول واقع شده و یا در مسیر صحیح و کارشناسی شده هدایت نشده است. این در حالی است که طی این سال ها بر بعد سیاسی انقلاب بیشتر پای فشرده شده است. در همین راستا باید متذکر شد بازتاب عملکرد دستگاه های فرهنگی در طول 30 سال گذشته بیانگر آن است که وضعیت مناسبات فردی ـ اجتماعی جامعه کنونی ما فاصله ای چشمگیر با جامعه مطلوب و ایده آل شیعی دارد و از سوی دیگر هجمه های نرم فرهنگی و رویارویی نامتناسب و نامتقارن نهادهای فرهنگی داخلی با این هجمه ها همواره بر این فاصله چشمگیر می افزاید و این رویارویی خطیر این اصل را بر ما مسلم می کند که بهینه سازی اوضاع کنونی نیازمند تبیین ساختارهای فرهنگی کار آمد است که این ساختار باید با افق مهدویت و آرمان شهر اسلامی قابل انطباق باشد. با این وصف نگارنده معتقد است تحصیل توفیق در بعد سیاسی ارتباطی تنگاتنگ با کسب موفقیت های روز افزون در حوزه فرهنگ و نهادینه سازی بنیادهای فرهنگ دینی در بستر جامعه دارد. چه، یکی از کارویژه های اساسی و مهم حکومت اسلامی بسط فرهنگ و اندیشه اسلامی در جامعه است. به همین منظور وجود نگاه راهبردی به این دو حوزه از سوی حاکمیت اسلامی عصر غیبت ضرورتی انکارناپذیر است و در حاکمیت سیاسی شیعی تمام جهت گیری ها باید با توجه به آرمان مهدویت صورت پذیرد. بنابر این پیشینه تحقیق حاضر، ناظر بر تمام پژوهش های حوزه مهدویت است که در این میان غیر از شیعیان بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت نیز در این باب آثاری بر جای گذاشته اند و طی سال های اخیر این پژوهش ها وجه پویاتری به خود گرفته است. برگزاری همایش های بین المللی مهدویت طی سالیان اخیر شاهد بر این مدعا است که طی آن پژوهش هایی در باب «زمینه سازی ظهور»، «وظایف دولت زمینه ساز»، «مهدویت و رسانه» و ... مورد بررسی قرار گرفته اند و در سال های آتی نیز این محورها پیگیری خواهند شد. بر این اساس، فضای گفتمانی برای طرح موضوع این رساله تا حدود زیادی فراهم بوده و بلکه پرداختن به آن را می توان امری ضروری تلقی کرد چراکه به نظر می رسد نوع نگاه حاکمیت شیعی به حوزه فرهنگ و سیاست باید ملهم از آرمان مهدویت باشد و این مسئله را می توان یکی از نیازهای تئوریک کشور دانست. بر این مبنا رساله حاضر کوشش می کند این کارویژه را در چارچوب سیاست های جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دهد؛ امید که بتواند برای متولیان سیاستگذاری در این عرصه مفید واقع شود. در این مجال با توجه به توضیحات ارائه شده در بالا و همچنین برای روشن تر شدن فضای گفتمانی پژوهش حاضر، در زیر به طرح سوال اصلی و سوالات پیرامونی و بیان فرضیه اصلی و فرضیات پیرامونی می پردازیم. این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سوال اصلی است که رویکرد سیاسی مطلوب به حاکمیت، جامعه و فرهنگ در جهت گذار از وضع موجود (جامعه و حکومت فعلی) به وضع مطلوب (جامعه و حکومت مهدوی) چه اقتضائاتی در طراحی راهبرد فرهنگی سیاسی مطلوب دارد؟ و به تبع آن سوالاتی از قبیل: 1) فرهنگ اسلامی در تدوین راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد؟ 2) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت از چه جایگاهی برخوردار است؟ 3) اهداف و کارویژه های حکومت اسلامی در عصرغیبت چیست؟ 4) حاکمیت سیاسی جهت نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه از چه ابزارهایی می تواند استفاده کند؟ در طرح اولیه تحقیق برای سوالات مذکور پاسخ های ابتدایی در قالب فرضیه های تحقیق بیان شد به این ترتیب که در پاسخ به سوال اصلی، این فرضیه اصلی ایراد شد که ایجاد جامعه مهدوی (آرمان شهر اسلامی) مستلزم تحقق نظام سیاسی ـ اجتماعی متکامل شیعی است که در شکل ایده آل این نظام، میان امام معصوم علیه السلام به عنوان ولی علی الاطلاق و مامومین به مثابه امت اسلامی، سنخیت و همگونی بنیادی وجود دارد. بر این اساس بدیهی است که در عصر غیبت این مهم (ایجاد سنخیت و همگونی بنیادی میان امام و ماموم) می تواند از مجرای اراده حاکمیت اسلامی محقق شود تا از این راه بستر های لازم برای پذیرش ولایت کلیه الهیه ـ که در وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف متجلی است ـ از جانب مردم فراهم شود. از این رو توجه به گفتمان مهدویت در تدوین راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با رویکردهای ذکر شده اهمیتی مضاعف می یابد. همچنین در طرح تحقیق پاسخ هایی برای سوالات فرعی در نظر گرفته شد که در اینجا با رعایت ترتیب و توالی آن ها تحت عنوان فرضیه های فرعی تحقیق مورد اشاره قرار می گیرد: 1) فرهنگ اسلامی از یک سو به مثابه منشا و خاستگاه راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران است و از سوی دیگر اجرای راهبرد فرهنگی ـ سیاسی، نهادینه شدن فرهنگ اسلامی در جامعه را در پی خواهد داشت. 2) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت به مثابه نهاد هماهنگ کننده وضع موجود (جامعه فعلی) با وضع مطلوب (جامعه مهدوی) محسوب می شود که در این راستا باید تمام ظرفیت های مادی و معنوی خود را برای تحقق جامعه آرمانی شیعه بسیج کند. 3) توجه به مقوله تربیت دینی آحاد ملت و نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه، از کارویژه های اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت است. 4) از میان نهادهای فرهنگی موجود در کشور، نهاد تعلیمی ـ تربیتی (نظام آموزش و پرورش) ابزاری مناسب، سریع و زود بازده جهت برقراری ارتباط پایدار و فراگیر میان حکومت و بدنه جامعه است که از طریق ایجاد اصلاحات ساختاری در آن و طراحی نظام تعلیمی ـ تربیتی نوین می توان تا حدود زیادی فرهنگ اسلامی را در جامعه نهادینه کرد. همچنانکه ملاحظه می شود ایده اولیه این رساله با هدف حرکت در جهت ایجاد یک نظام سیاسی ـ اجتماعی متعالی شیعی در مقام طرح و تبیین قرار گرفته و از این حیث رساله وجه کاربردی دارد اما از سوی دیگر باید توجه داشت که ترسیم وجه متعالی نظام سیاسی ـ اجتماعی شیعی نیازمند باریک بینی و مداقه در باب مسایل نظری و اعتقادی است. در این میان با عنایت به رویکرد اصلی رساله، توجه به مبانی انسان شناسی اسلامی و نیز مبانی اندیشه های ولایی تشیع و طرح مسایل نظری پیرامون گفتمان مهدویت از اهمیت ویژه ای برخوردار است که از این منظر رساله وجه نظری دارد. بنابراین پژوهش حاضر در 5 بخش اصلی تدوین شده است که عبارتند از: الف) کلیات در این بخش مطابق عرف کارهای تحقیقی ـ پژوهشی به تعریف و تبیین مفاهیم به کار رفته در عنوان رساله پرداخته شده است که در سایه آن نمایه و صورت بندی گفتمانی رساله تا حدودی روشن شده است. ب) بنیادهای معرفتی انسان شناسانه در اسلام در این بخش مبانی انسان شناختی در اسلام و قرآن تشریح و عوامل تاثیر گذار در سیر تکاملی انسان که منجر به ایجاد سنخیت و همگونی میان امام و ماموم ـ در نظام ولایی شیعه ـ می شود تبیین خواهد شد. ج) بنیادهای معرفتی ولایت در اندیشه تشیع و ارتباط آن با مقوله مهدویت در این بخش راه های نهادی شدن مقوله ولایت پذیری در جامعه تشیع بررسی، و تحلیلی از علل رقم خوردن غیبت و عدم بهره مندی جامعه انسانی از ولایت بالغه الهیه ارائه می شود. د) اقتضائات رهیافت سیاسی در راهبرد مهدویت در این بخش تحلیلی از ماهیت حکومت اسلامی در عصر غیبت ارائه می شود و ذیل آن اساسی ترین اهداف و خط سیر حکومت اسلامی در این برهه از زمان تبیین گردیده و همچنین نوع ارتباط میان حاکمیت و ملت برای نهادینه شدن فرهنگ اسلامی در جامعه با توجه به افق مهدویت تشریح خواهد شد.
|
![]() رابطه کارآمدی دولت و امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران...چکیده سیر تحولات اخیر جامعة بینالمللی در سایه جهانیشدن همراه با گسترش مفاهیمی چون حقوق شهروندی و تأثیرگذاری آن بر محیط درونی جامعة ایران، ضرورت ارائه یک چارچوب نظری منسجم در فهم مقوله امنیت ملی ایران را معنادار میکند. این مقاله ضمن نقد نظریات مرسوم و سنتی تحلیل امنیت ملی در ایران درصدد ارائه چارچوبی نظری مبتنی بر رابطه چهار بعدی تعاملات دولت/جامعه برپایه کارآمدی یا ناکارآمدی دولت است. بر اساس این مدل نظری با تشریح فرایند تحول مفهوم و نقش دولت براساس جامعهشناسی نو وبری، از یکسو جامعه هم از لحاظ تعاملات درون جامعه ای(بعد اول امنیت ملی) و هم به خاطر نقشی نسبی در شکلدهی به دولت(بعد دوم امنیت ملی) تحلیل می شود. از سوی دیگر دولت برخلاف نظر ایدهآلیستها صرفاً ابزار جامعه نیست و در عین تأثیرپذیری از جامعه نقش نسبتاً مستقل (نه کاملاً مستقل) از جامعه دارد که در این معنا هم روابط درون سازمانی دولت(بعد سوم امنیت ملی) و هم توانایی رخنه دولت در جامعه و بازسامان بخشی آن(بعد چهارم امنیت ملی)بررسی می شود.استدلال این مقاله با ارائه مدل نظری فوق این است که تدوین هر چهار بعد امنیت ملی شامل ابعاد درون دولتی و دولت/جامعه ،درون جامعه ای و جامعه/دولت، نیازمند توجه به موضوع کارآمدی یا ناکارآمدی دولت است. بنابراین در این پایان نامه در بخش نخست ضمن نقد نظریات مرسوم و سنتی امنیت ملی و بیان ناتوانی آنها در تحلیل امنیت ملی، مدل نظری بدیل در توضیح امنیت ملی طرح می شود. بخش دوم به چگونگی تاثیرگذاری کارآمدی یا ناکارآمدی دولت بر شاخص های ابعاد چهارگانه امنیت ملی در چهار فصل بیان می شود. در پایان نیز نتیجه گیری است که به ارائه راه کار برای افزایش کارآمدی دولت برای عدم تهدید امنیت ملی می پردازد. فهرست مطالب نمودار ترسیم چگونگی ارتباط متغییر ها12 فصل دوم:چارچوب نظری، نظریه و مدل امنیت ملی16 2-2- جامعهشناسی تاریخی نووبری و مقوله تعریف امنیت20 2-2-1- تحول رابطه دولت/ جامعه26 2-2-2- ابعاد مفهوم امنیت ملی30 2-2-2-1- رابطه دولت / جامعه:30 2-2-2-3- رابطه درون جامعهای:31 بخش دوم: بررسی ابعاد چهارگانه رابطه کارآمدی دولت و امنیت ملی فصل اول:شاخص های درون دولتی امنیت ملی36 ١-1- نرخ تعارض نخبگان رسمی در حوزه تصمیمگیری38 ١-2- فقدان یا ضعف مکانیزمهای حل تعارض قانونی و از پیش تعیین شده38 ١-3- وجود و تشدید تعارض بین نخبگان غیررسمی39 ١-4- بالا بودن نرخ قوانین در رویههای متعارض39 ١-5- وجود یا افزایش اقدامات محرک رشد تمایزات و تعارضات39 ١-6- تعارض بین جامعه سیاسی و نخبگان رسمی حکومت40 ١-7- تغییرات در بخشهای اصلی سازمان حکومت40 فصل دوم:شاخص های تهدید دولت - جامعه45 2-1- دگرگونی در ارزشها و آرمانهای اساسی47 2-2-1- افزایش نرخ دستورات و احکام متروک47 2-2-2- بالا بودن نرخ فساد سیاسی ـ اداری48 2-2-3- افزایش گروههای تحت تعقیب و مجازات شده48 2-3-1- پراکندگی و سازماننیافتگی مسایل و مشکلات49 2-3-2- عدم حل یا مزمن شدن مسایل اساسی50 2-4- افزایش سطح کاربرد روشهای سخت و فراقانونی در تأمین نظم و امنیت50 2-4-1- توسعه مجازاتهای شدید و خشن50 2-4-2- افزایش محسوس سطح کنترلها و اقدامات اطلاعاتی، پلیس و امنیتی51 2-4-3- تکرار اقدامات اضطراری و فراقانونی51 2-5- گسترش بی عدالتی اجتماعی52 2-6- عدم تامین کالاهای عمومی از سوی دولت53 2-6-1- بعد امنیت «خیر عمومی»54 2-6-2- بعد اقتصادی «خیر عمومی»55 2-6-3- بعد اجتماعی «خیر عمومی»56 2-6-4- بعد سیاسی «خیر عمومی»56 فصل سوم:شاخص های درون جامعه ای امنیت ملی59 4-1- متأثر شدن اعتقادات و باورهای ملی از اعتقادات معارض61 4-1-1- تولید محصولات متضمن باورهای معارض62 4-1-2- افزایش نرخ رفتارهای معارض با اعتقادات و باورهای ملی62 4-1-3- اعلام مقابله با اعتقادات و باورها63 4-1-4- عدم حضور/ عدم تأثیر اعتقادات ملی در سایر اعتقادات63 4-1-5- بیتوجهی به تقویت، بازتولید و رقابتپذیری اعتقادات (ضعف جامعهپذیری)63 4-2- تضعیف نقش و کارکرد زبان ملی64 4-2-2- افزایش تولید و مصرف محصولات فرهنگی و علمی به زبان غیرملی65 4-2-3- عدم حضور زبان ملی در حوزههای غیرملی66 4-3- تضعیف تاریخ و بنیانهای تمدنی مشترک یک ملت66 4-3-1- روایت و تدوین تاریخ متفاوت با تاریخ ملی67 4-3-2- انقطاع تاریخ، با حال یا آینده یک ملت67 4-4- کاهش انسجام و تجانس اجتماعی68 4-4-2- نرخ اقدامات افراطی قومی، مذهبی و نژادی70 4-4-2-1- کاهش احساس وفاداری ملی در بین هویت های خرد71 4-4-2-2- گسترش احساس هویت قومی71 4-4-3- تبلیغات یا اقدامات تحریککننده دولتها یا گروههای مخالف خارجی72 4-4-4- وجود یا افزایش تفاوت معنادار در توسعهیافتگی مناطق قومی، مذهبی و نژادی73 4-4-5- عدم انطباق مرزهای جغرافیایی و مرزهای هویتی73 4-5- اختلافات درون صورتبندی اجتماعی74 4-6- میزان رضایت مردم از زندگی و نگرش نسبت به آینده74 4-7- میزان محرومیت درونی جامعه75 فصل چهارم:شاخص های تهدید جامعه- دولت امنیت ملی79 3-1-1- اعلام یا توسعه مبانی متفاوت و معارض با مبنای مشروعیت موجود81 3-1-2- توجیهناپذیری رفتار حکومت82 3-1-3- عدم تحقق اهداف اعلام شده82 3-1-4- عدم تغییر یا کاهش شاخصهای بهبود زندگی83 3-2-1- عدم کاهش یا رشد سهم دولت در مقابل اشخاص و گروههای غیردولتی84 3-2-2- کاهش نرخ شرکتکنندگان در انتخابات84 3-2-3- اعلام یا اقدام فراگیر و غیرمتعارف مبنی بر عدم مشارکت (مانند تحریم انتخابات)85 3-3- افزایش نرخ مخالفتها و رفتارهای خشونتآمیز85 3-3-1- میزان مخالفتهای آشکارا86 3-3-2- میزان مخالفتهای آرام و نرم87 3-4- نارضایتی از دولت بخاطر نحوه توزیع مدیران بومی و غیر بومی88 پیشگفتار:بررسی مفهومی امنیت ملی یک کشور، چیستی آن، عوامل و مؤلفههای تشکیلدهنده و قوامبخشی آن و نیز عوامل تهدیدکننده آن مستلزم اراده تعریفی منطقی، منسجم و دارای نظامندی درونی است که بتوان در سایه آن در هنگام کاربست عملی آن بر یک کشور به تحلیلی درست از وضعیت آن کشور رسید. از اینرو هنگامی که درصدد پژوهش در زمینه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران هستیم لازم است که ضمن توجه به ماهیت یکتایی و منحصر به فرد بودگی آن، از یک منظر علمی نیز بدان نگریسته شود. این استلزام منشعب از وضعیت خاص کشورها در قرارگیری و مواجهه در مقابل 2 موج عامگرا است. 1- مسئله به هم وابستگی جهانی در چارچوب جهانی شدن است که ضمن تغییر مفهومی مقوله امنیت و فراگیر کردن آن، به عنوان یک عامل خارجی محیط داخلی دولتها را متأثر میگرداند[1] که به تبع این جریان مداخلهگرا نوع نگرشها و برداشتها و انتظارات از دولت و مقوله امنیت را متأثر میگرداند. از اینرو اکنون شاهدیم که علاوه بر مقوله امنیتها در عرضه داخلی ابعاد جدیدتری برای مقوله امنیت پدیدار گشته است که از آن میان میتوان امنیت روانی، محیط زیستی امنیت قضایی و ... مطرح میشود و 2- گسترش موج فراگیرنده دموکراتیزاسیون در عرصه جهانی است که به دلیل تغییر در برداشتها و هویت جامعه داخلی، منافع و کنشهای منتج از آن را نیز تغییر داده است که این تغییر را میتوان در تغییر در انتظارات از دولت و نقشهای تصور شده برای آن دید. در این راستا در بازاندیشی مفهوم امنیت در دوران حاضر،[2] ما شاهد تحولاتی در مفهوم امنیت از لحاظ توسعه ی گستره و عمق آن هستیم. از لحاظ گستره موضوعات امنیتی از موضوعات نحیف کنترلی/ نظامی به مقولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گسترش یافته است و از لحاظ عمق امنیتی شاهد ورود بازیگران جدید در تعریف امنیت هستیم. از این منظر دیگر مقوله امنیت تعریف دولتمردان از یک وضعیت ایستای دولت ملی نیست که امری ثابت و برخواسته از نگرشهای یک دولت منفک از جامعه باشد[3] بلکه در این راستا در تعریف مفهوم امنیت علاوه بر کنشگر، مخاطب و زمینه گفتمانی انجام کنش امنیتی در آن نیز تأثیرگذار میشود. بالزاک با استفاده از مفهوم کنش کلامی آستین بر آن است که امنیتی شدن زمانی بهتر فهمیده میشود که آنرا به مثابه رویههای استراتژیک و عملگرایانه تصور کنیم که در درون یک شرایط و به عنوان بخشی از آن روی میدهد که شامل سه مؤلفه محیط و زمینه رویداد، ویژگیهای فرهنگی- روانی کارگزار سیاسی و مخاطب است. در این چارچوب قدرت شنونده و گوینده هر دو و در یک روند تعاملی دارای اهمیت است.[4] به سخن دیگر یکی از مشخصههای جدید عمقیابی مفهوم امنیت ملی، نقش آفرینی جامعه در بازتعریف امنیت ملی است. بنابراین به دلیل تأثیرپذیری کشور ایران از این دو فرایند، میتوان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را ضمن توجه به ویژگیهای خاص آن در یک چارچوب نظری کلی علوم سیاسی دید. نکته دیگر مقوم این نظر این است که از منظر تحولات سیاسی- اجتماعی بدون تردید میتوان کشور ایران را پویاترین کشور منطقه خاورمیانه دانست که تقریباً از مشروطه تاکنون در مسیر مدرنیزاسیون (هم از نظر ذهنی و هم عینی) است. از اینرو تحلیل علمی امنیت ملی ایران در قالب تئوریهای مدرن مسائل مربوط به امنیت امکانپذیر میگردد. در این پژوهش بر آنیم تا به منظور درک درست از مفهوم امنیت ملی ایران به مفهومسازی جدید مقوله امنیت و امنیت ملی پرداخته و به بازشناسی بنیان های آن بپردازیم. ساختار این پژوهش(پایان نامه) بر 2 بخش استوار است که بخش نخست خود دارای 2 فصل می باشد. در فصل اول که فصل مقدماتی است، طرح پژوهش ذکر می گردد که در آن به طور مشخص به سوال و هدف پژوهش، ضرورت پژوهش و پیشنه پژوهشی این سوال به همراه نقد پژوهشهای پیشین پرداخته شده است. در فصل دوم این بخش به بیان چارچوب نظری پایان نامه اختصاص دارد. در این فصل ضمن نقد نظریات مرسوم و سنتی امنیت ملی و بیان ناتوانی آنها در تحلیل امنیت ملی در ایران درصدد ارائه چارچوبی نظری مبتنی بر رابطه چهار بعدی تعاملات دولت/جامعه، جامعه/دولت، درون دولتی و در آخر درون جامعه ای است. بر اساس این مدل نظری با تشریح فرایند تحول مفهوم و نقش دولت براساس جامعهشناسی نو وبری، از یکسو جامعه هم از لحاظ تعاملات درون جامعه ای(بعد اول امنیت ملی) و هم به خاطر نقشی نسبی در شکلدهی به دولت(بعد دوم امنیت ملی) تحلیل می شود. از سوی دیگر دولت برخلاف نظر ایدهآلیستها صرفاً ابزار جامعه نیست و در عین تأثیرپذیری از جامعه نقش نسبتاً مستقل (نه کاملاً مستقل) از جامعه دارد که در این معنا هم روابط درون سازمانی دولت(بعد سوم امنیت ملی) و هم توانایی رخنه دولت در جامعه و بازسامان بخشی آن(بعد چهارم امنیت ملی)بررسی می شود. در بخش دوم نیز در چهار فصل به ابعاد چهارگانه امنیت ملی و شاخص های آن پرداخته می شود. روند استدلالی هر چهار فصل نشان دادن شاخص هایی است که می تواند در صورت عدم کارکرد درست دولت و ناکارآمدی آن سبب تهدیدات امنیتی برای کل نظام سیاسی به طور اعم و نظام سیاسی ایران به طور اخص باشد. در انتهای هر یک از این فصول سعی شده است تا ارتباط ناکارآمدی تصمیم گیری و اجرایی یک دولت در یک نظام سیاسی با فراز و فرود روند تهدیدات امنیتی ترسیم گردد. از آنجا که این پژوهش سعی در ارائه یک سامانه نظری برای درک جامع تر تهدیدات امنیتی دارد، در بسیاری موارد ترسیم نحوه این ارتباطات به صورت نظری خواهد بود؛ هرچند ویژگی خاص بودن هر نظام سیاسی ما را وادار به ارائه ترسیم های درونزاد هر سیستم سیاسی خاص می نماید. بدین منظور در برخی موارد با ارائه شواهد و آمارهای خاص به تایید بیشتر مدل نظری پیشنهادی خود اقدام می شود. بخش اولکلیاتفصل اول:طرح پژوهشمقدمه و طرح سوالبررسی مفهومی امنیت ملی یک کشور، چیستی آن، عوامل و مؤلفههای تشکیلدهنده و قوامبخشی آن و نیز عوامل تهدیدکننده آن مستلزم ارایه تعریفی منطقی، منسجم و دارای نظامندی درونی است که بتوان در سایه آن در هنگام کاربست عملی آن بر یک کشور به تحلیلی درست از وضعیت آن کشور رسید. اهمیت داشتن یک درک نظامند از مولفه های تامین و یا تهدید امنیت ملی در ایران از این رو ضروری است که در پرتو روند های جدید بین المللی، مفهوم امنیت ملی هم توسعه موضوعی و هم عمق معنایی یافته است. به سخن دیگر هم حوزه های دیگر جامعه چون اقتصاد و فرهنگ، محیط زیست، توسعه انسانی و... دارای ماهیتی امنیتی شده اند که اهمال در ارزیابی امنیتی آنها سبب افول قدرت ملی و آسیب پذیری خواهد شد(بسط موضوعی) و هم خود مقوله امنیت دیگر تنها موضوعات مرتبط با سیاستگذاری سخت را در برندارد و چه بسا مهمتر از آن مولفه های نرم امنیتی چون رضایت یا نارضایتی ملی، توان یا عدم توان سیاستگذاری، انسجام و یا پراکندگی ملی را در بر میگیرد(عمق معنایی). روند های عام جهانی تاثیرگذار بر روند امنیتی شدن به شرح ذیل هستند: الف: مسئله به هم وابستگی جهانی که در چارچوب جهانی شدن ضمن تغییر مفهومی مقوله امنیت و فراگیر کردن آن به عنوان یک عامل خارجی، محیط داخلی دولتها را متأثر میگرداند[5] که به تبع این جریان مداخلهگرا نوع نگرشها و برداشتها و انتظارات از دولت و مقوله امنیت را متأثر میگرداند. از اینرو اکنون شاهدیم که علاوه بر مقوله امنیت در عرصه داخلی ابعاد جدیدتری برای مقوله امنیت پدیدار گشته است که از آن میان میتوان امنیت روانی، محیط زیستی امنیت قضایی و ... را مد نظر قرار داد. ب: گسترش موج فراگیرنده دموکراتیزاسیون در عرصه جهانی است که به دلیل تغییر در برداشتها و هویت جامعه درونی منافع و کنشهای منتج از آن نیز تغییر کرده است که این تغییر را میتوان در تغییر در انتظارات از دولت و نقشهای تصور شده برای آن دید. علاوه بر موارد فوق نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت رفتاری خود در معرض برخی روندهای تهاجمی ساختاری نیز قرار دارد که سبب می شود تا به عنوان یک عامل افزاینده روند امنیتی شدن بسیاری از حوزه ها سرعتی بیشتر از روند طبیعی خود داشته باشد. عامل ساختاری به دلیل احساس تهدید منافعی که از قدرت گیری نظام سیاسی ایران دارد سعی در برجسته سازی معضلات و امنیتی کردنِدوچندان حوزه های سابقاً غیر امنیتی ایران چون اقوام و مذاهب را دارد. بنابراین سوال اصلی پژوهش با فرض چهار بعدی بودن مقوله امنیت ملی(تعاملات دولت/جامعه، جامعه/دولت، درون دولتی و در آخر درون جامعه ای) این است که: مؤثرترین عامل تهدیدکننده امنیت ملی ایران چیست؟ پیشینه پژوهشاز میان نخبگان ایرانی که به مقوله «امنیت ملی» به طور کلان و امنیت ملی جمهوری اسلامی پرداختهاند آقای اصغر افتخاری است که کتب و مقالاتی را در این زمینه منتشر کردهاند. منسجمترین اثر نظری ایشان کتاب «روش و نظریه در امنیت پژوهی» است که نظریههای روششناسی تفسیر، انتقادی، رئالیسم، ایدهآلیسم را مورد بررسی قرار داده است ولی در این کتاب از مباحثی چون تحلیل روند تحول جامعهشناختی تحول مفهوم امنیت ملی و اثرگذاری مردم مبحثی به میان نیامده است. تنها نکتهای که این کتاب از لحاظ مرجع امنیت از آن صحبت میکند بحث دوگانه مرجع دولتی و مرجع فردی امنیت یا مناظره لیبرالیسم و رئالیسم است.[6] به خاطر همین نقیصه است که نوشته حاضر سعی میکند که استدلال نماید بحث دوگانه مرجع امنیت بهصورت دوگانه تناقضی یا فرد یا دولت نیست بلکه از نگاه جدیدتر نو وبریها در مباحث امنیت دولت در دورة نسبتاَ (با تأکید بر نسبتاً) مستقل از جامعه است که میتواند از لحاظ مدیریتی در جامعه رسوخ کرده و آن را براساس هویت تصوری خود باز سازمان بخشد و از سوی دیگر این استقلال دولت نسبی است و از روندهای کلی جامعه چون دموکراسی و رأی مردم تأثیر میپذیرد. این نکته است که پژوهشهای مطالعات امنیتی مبتنی بر رابطة دولت / جامعه از آن چشمپوشی کردهاند. دومین کتابی که سعی میکند مفهوم امنیت ملی را در ایران با توجه به تحولات جدید بررسی کند کتاب «شرایط متحول امنیت ملی» است[7] که بیشتر به سطوح سهگانه امنیت ملی ایران (داخلی، منطقهای و بینالمللی میپردازد و از تحلیل چگونگی تحول و سازوکار تأثیرگذاری عوامل داخلی بر مفهوم امنیت ملی صرفنظر میکند. کتاب سوم، مجموعه مقالات امنیت: ظرفیتها و تعهدات و چالشهای فراروی امنیت ملی ایران از انتشارات مؤسسه ابرار معاصر تهران است که سعی میکند گسترش امنیت ملی ایران را براساس تحولات منطقهای بررسی کند و فاقد الگوی نظری امنیت ملی ایران است.[8] چهارمین پژوهش مهم در زمینه امنیت ملی، کتاب «مطالعات امنیت ملی: مقدمه ای بر نظریات امنیت ملی در جهان سوم» تالیف آقای علی ربیعی است[9]. این کتاب به صورت توصیفی به طور مفصل به مواردی چون رویکردها، سطوح، ابعاد و مراجع امنیت می پردازد که اطلاعات داده ای خوبی در این زمینه فراهم می آورد. نقص بزرگ این کتاب عدم ارائه الگوی امنیتی است زیرا بیشتر مباحث کتاب بیان و تشریح نظریات پژوهشگران امنیت ملی از منظرهای گوناگون است. عدم توجه به پیوستگی و ارتباط مراجع امنیت با ابعاد امنیت نیز از دیگر نقص های آن است. نکته مهم دیگر در نقد این کتاب این است که به وضعیت خاص بودن امنیت ملی در کشورها توجه نکرده است و گویی جهان سوم یک کل یکپارچه و منسجم است. به طور کلی کتب و مقالات دربارة امنیت ملی ایران از دو مشکل جدی رنج میبرند. 1- فرض ثبات عناصر امنیت ملی و ناتوانی از تحلیل چگونگی تغییر مفهومی آن از بعد تغییر فرهنگ داخلی که به تعبیر علمی ابتلا به نوعی شیئیتانگاری در مفهوم ثابت امنیت ملی شدهاند و پویاییهایی درون خود دولت و تحولات درون جامعهای را مدنظر قرار نمیدهند. 2- توقف روش توصیف از یکسو صرف تغییرات و عدم توجه به نقش دولت در رویکردهای جامعهمحور و عدم توجه به نقش جامعه در رویکردهای دولت محور. با توجه به مشکلات نظری پژوهشهای فعلی درخصوص جایگاه عوامل فرهنگی درونی در شکلبندی امنیت ملی از یک سو سعی میکنیم از لحاظ نظری ارتباطی بین دو سر طیف نظریات امنیت ملی برقرار نماییم و آن را در چارچوب دولت نسبتاً مستقل/ جامعه تأثیرگذار بررسی کنیم. و از سوی دیگر با پرهیز از شیئیتانگاری دولت پویاییها، رقابتهای درون اجزاء و سازمانهای دولتی و نقش آن در رخنه در جامعه و بازساماندهی آن و نیز تعاملات درون جامعهای تأثیرگذار بر شکلبندی دولت را تحلیل کنیم. سوال اصلی و فرضیهسوال اصلی: مؤثرترین عامل تهدیدکننده امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ فرضیه:ناکارآمدی دولت مؤثرترین عامل تهدیدکننده امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. نمودار ترسیم چگونگی ارتباط متغییر هاتعریف مفاهیم متغییرها:کارآمدی و ناکارآمدی دولت:در بین پژوهشگران علوم سیاسی معمولاَ مقوله کارآمدی دولت با مقوله ایفای وظایف دولت در ابعاد مختلف توسعه ارتباط دارد. به عنوان مثال از منظر دارون آسم اوغلو دولت ناکارآمد دولتی است که فاقد ظرفیت لازم برای استفاده انحصاری از زور، کنترل و مدیریت اقتصادی و تنظیم تعاملات اجتماعی است و بر عکس دولتی که در مشخصه های فوق وضعیت بهتری دارد، دولت کارآمد تلقی می شود. نکته مهم در این تقسیم بندی نسبی بودن مفاهیم کارآمدی و ناکارآمدی دولت نسبت به یکدیگر و نبود یک نمونه ایده آلی است.[10] در فرهنگ دهخدا کارامدی را اینگونه تعریف کرده: آن که کارها را به نیکویی انجام دهد. در کنفرانس سال ٢٠١٠ استکهلم در مورد کارکرد های دولت قوی و ضعیف و مقوله توسعه، دولتهای با مشخصات ذیل به عنوان دولتهای ناکارآمد و ضعیف معرفی شدند. دولتهایی که با فقدان سازماندهی مناسب سیاسی، فقر گسترده، ناامنی، عدم انجام کارویژه های رفاهی همراه هستند.[11] در این پژوهش ما مقوله ناکارامدی و کارآمدی دولت را در ارتباط با تقسیم بندی دولتها از لحاظ انجام کالاهای عمومی سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده ایم که در فصل های آتی تشریح مفهومی خواهد شد امنیت ملی:از امنیت ملی تعاریف متعدد ی ارائه شده است. پنه لوپه هارتلند معتقد است که امنیت ملی یعنی توانایی یک ملت برای تحقق موفقیت آمیز منافع ملی خود در هرجای دنیا و به نحوی که خود آنها می بینند. مایکل لوه امنیت ملی را شامل سیاست دفاع ملی و نیز اقدامات غیر نظامی دولت برای تضمین ظرفیت کامل بقای خود به منظور اعمال نفوذ و حصول اهداف داخلی و بین المللی می داند. جیاکومو لوچیانی امنیت ملی را به عنوان توانایی رویارویی در مقابل تجاوز از خارج تعریف می نماید.[12] همانگونه که ملاحظه می شود تعاریف فوق همگی مبنایی نظامی محور دارند و مهمترین بعد امنیت ملی را تهدید نظامی دولت های دیگر تلقی می کنند. در پژوهشی براون لستر در سال ١٩٧٧ در مقاله ای تحت عنوان « بازتعریف مفهوم امنیت ملی» برآن است که هرچند از زمان جنگ جهانی دوم به بعد مولفه تهدید نظامی مهمترین بعد تعریف امنیت ملی است، اما موضوعاتی چون اقتصاد، جامعه، امنیت غذایی و آب و هوا در برخی کشورها جایگاه امنیتی برتری از مسائل نظامی پیدا نموده اند.[13] در همین راستا پرابهاکاران پالری در پژوهش ارزنده ای در سال ٢٠٠٨ امنیت ملی را شامل موضوعات متعددی چونٌ؛ امنیت نظامی، امنیت اقتصادی، امنیت تامین منابع اولیه خام، امنیت مرزی، امنیت جمعیتی، امنیت انرژی، امنیت غذایی، امنیت اطلاعاتی، امنیت بهداشت و سلامتی، امنیت قومی، امنیت محیطی،امنیت سایبری و امنیت ژنی میداند[14] که نشان دهنده گذار از موضوعات سنتی به موضوعات مدرن است. در این پژوهش در بخش چارچوب نظری گونه شناسی تعاریف مختلف از نظر مرجع امنیت و نیز تعریف مورد اهتمام این پژوهش بیان می شود.[15] [1]-Bartelson Jens,(2000), Three Concepts of Globalization.International Sociology.Vol.15, NO.2, PP.180-196.P.3. [2]- Buzan, Barry, Ole Waever Jaap de Wilde (1998), Security: A New Framework for Analysis: London, Lynner publishers.P,4. [3]- Balzaq T, Bigo D, Carerra S and Guild E, (2006). Security and the Two-Level Game: The Treaty of Prüm, the EU and the Management of Threats (CEPS Working Paper No 234, Centre for European Policy Studies, Brussels,p.173. [4]- Balzaq,Op.cit, 173 [5]- Bartelson, Op.Cit, 3. [6]. افتخاری، علیاصغر و نصری، قدیر (1383)؛ روش و نظریه در امنیت پژوهش، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی. ص 105. [7]- فلاحتپیشه، نعمتا... (1380)؛ شرایط متحول امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران. [8]. کتاب امنیت (١)؛ فرصتها، تهدات و چالشهای فراروی امنیت جمهوری اسلامی ایران (1383)؛ تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران. [9]. ربیعی، علی(١٣٨٣). مطالعات امنیت ملی: مقدمه ای بر نظریات امنیت ملی در جهان سوم. تهران: دفتر چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه [10]. Daronm Acemoglu(2005) Politics and economics in weak and strong states. Journal of Monetary Economics. No. 52 (2005)PP. 1199–1226 [11]. ABCDE Conference (2010).Weak States, Strong States, and Development. < http://siteresources.worldbank.org/DEC/Resources/84797-1251813753820/6415739-1251815804823/Torsten_Persson_Keynote_Address_June_1.pdf> [12]. ربیعی، پیشین. صص ١٠-١٥. برای ملاحظه تعاریف بیشتر از امنیت ملی به فارسی نیز به این کتاب مراجعه شود. [14].Paleri, Prabhakaran (2008). National Security: Imperatives And Challenges. New Delhi: McGraw-Hill. pp. 521 [15]. برای اطلاع از مهمترین تعاریف سنتی و جدید از مفهوم امنیت ملی بنگرید به: Institute for Strategic Studies.The concept of national security policy and national strategy. Available At:<http://www.thefreelibrary.com/The+concept+of+national+security+policy+and+national+strategy.+%28Part...-a081891201 > |
![]() حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی و تأثیر آن بر امنیت ایران و روسیه...چکیده: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه 1990 دو پیامد بسیار مهم داشت؛ یکی خاتمه تسلط و کنترل شوروی بر کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و استقلال کشورهای این مناطق و دوم، ایجاد خلأ قدرت و نبود امنیت و بیثباتی و فراهم شدن بستر مناسب برای حضور ناتو در این مناطق. در سالهای اخیر با وجود اهمیت ژئوپلیتیکی، استراتژیکی، ارتباطی و امنیتی منطقه قفقاز برای روسیه و ایران و نیز توسعه سیاسی و اقتصادی منطقه قفقاز، شاهد افزایش حضور ناتو در این منطقه هستیم. با وجود تهدیدات مشترک ایجادشده به سبب حضور ناتو در قفقاز و همسویی روسیه و ایران در مخالفت با حضور ناتو در منطقه، شاهد رویکردی انفعالی از سوی این دو کشور در مقابله با گسترش ناتو در این منطقه هستیم؛ بنابراین پرسشی که درصدد پاسخ به آن هستیم این است که چرا با وجود تهدید زا بودن حضور ناتو در قفقاز برای روسیه و ایران، برای جلوگیری و کنترل گسترش ناتو در این منطقه هیچگونه راهبرد و اقدام مشترک امنیتی از سوی این دو کشور صورت نگرفته است؟ فرضیه این پژوهش عبارت است از اینکه ناتو برای روسیه عمدتاً بهعنوان یک چالش و عامل محدودکننده مطرح است برای جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک تهدید امنیتی که بقاء این کشور را نیز میتواند مورد چالش قرار دهد، محسوب میشود؛ و در رویکردی تقابلی با ایران قرار دارد از یکسو و تفاوت در نگرشها و فقدان اعتماد بین دو کشور ایران و روسیه و وجود شاخصههای واگرا در سیاست خارجی دو کشور نسبت به هم از سوی دیگر، مانع شکلگیری یک راهبرد مشترک امنیتی برای مقابله و کنترل گسترش ناتو در منطقه قفقاز شده است. روش تحقیق در این مقاله بهصورت توصیفی تحلیلی است. کلیدواژه: آسیای مرکزی، قفقاز، ناتو، روسیه، ایران. فهرست مطالب Contents 1. مبانی هستی شناختی مکتب کپنهاک15 2. مبانی معرفتشناسی مکتب کپنهاک16 3. امنیت از منظر مکتب کپنهاک18 3-1. امنیتی ساختن در مکتب کپنهاک19 4. سطح تحلیل امنیت در مکتب کپنهاک20 5. ابعاد امنیت در مکتب کپنهاک26 6. جنگ و الگوهایدوستیودشمنی در مکتب کپنهاک27 فصل-3 تهدیدات حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی برای ایران و روسیه31 حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی32 2. گسترش ناتو در منطقه قفقاز34 3. قفقاز و مشارکت برای صلح ناتو35 تهدیدات حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی برای ایران39 1-1. تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران:39 1-2. توسعه روابط با اسرائیل:40 1-3. تثبیت نظام هژمونیک سلطه غرب:40 1-4. تهدید نسبت به حاکمیت داخلی نظام:41 1-5. تهدید نسبت به حاکمیت خارجی نظام:41 2-1. استراتژی دفاع موشکی آمریکا در منطقه:42 2-2. هم تکمیلی محیطهای امنیتی:42 3-1. تعیین رژیم حقوقی دریای خزر بهصورت ناقص:43 3-2. گسترش تحریم و جلوگیری از توسعه اقتصادی:44 4-1. تشدید اختلافات قومی، زبانی و مذهبی:44 4-2-2. ابزارهای اجرای ناتوی فرهنگی:46 تهدیدات حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی برای روسیه47 فصل-4 تفاوت رویکردها و اقدامات ایران و روسیه در مقابله با ناتو55 نگرش ایران و روسیه به غرب و ناتو:56 رویکردها و اقدامات دو کشور در مقابله با ناتو63 1. تفاوت در میزان و نوع تهدیدات ناتو برای دو کشور64 2. رویکرد و اقدامات روسیه در مقابله با ناتو67 2-1. سیر تحول روابط روسیه و ناتو67 2-2. زمینههای همکاری روسیه – ناتو71 2-3. حوزههای اختلاف و مناقشه73 3. رویکرد و اقدامات ایران در مقابله با ناتو75 فصل-5 تفاوت نگرش ایران و روسیه نسبت به هم81 1-1. بدبینی تاریخی ایرانیان نسبت به روسیه83 1-3. عدم پایبندی روسیه به تعهداتش و کارشکنی در خصوص ایران87 2-1.نگاه ابزاری روسیه به ایران92 2-2. انحصارگری روسیه و نگرش رقیبانه به ایران در منطقه قفقازجنوبی93 فصل بیان مسئله سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بهعنوان نهادی امنیتی سیاسی پس از پایان جنگ جهانی و در راستای تأمین امنیت کشورهای حوزه غرب در برابر تهدیدهای مختلف بهخصوص تهدیدهای ناشی از جبهه شوروی پدیدار شد. واقعیت این بود که هیچیک از کشورهای عضو ناتو در اروپا بهتنهایی قادر به دفاع از خود در مقابل شوروی نبود. این پیمان دستهجمعی بر آن بود که دامنه نفوذ و گسترش حضور شوروی و اقمار آن را به غرب محدود سازد؛ اما تحول دهه 90 و فروپاشی شوروی فلسفه وجودی ناتو را با علامت سؤال بزرگی مواجه ساخت؛ اما این سازمان با تجدید هویت جدید، تجدیدنظر در اهداف خود و تبدیل راهبرد تدافعی سابق به راهبردی تهاجمی، نهتنها از بین نرفت بلکه بر قلمرو و اعضای آن روزبهروز افزوده میشود. با فروپاشی شوروی راهبرد این سازمان از راهبردی صرفاً نظامی به راهبردی ترکیبی، نظامی، سیاسی و همچنین اقتصادی و فرهنگی تغییر یافت و این سازمان با راهبرد جدید خود را آماده یافت تا به آهستگی دامنه نفوذ خود را به سمت شرق یعنی به اردوگاه دشمن سابق خود معطوف داشت. راهبرد جدید این سازمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که از مخالفان بلوک غرب خصوصاً ایالاتمتحده امریکا و یکی از منتقدان جدی سازمان ناتو و همچنین مخالف گسترش آن به شرق بوده است، اهمیت بیشتری یافت. ناتو و گسترش آن به شرق منجر به کاهش امنیت ایران و روسیه شده است و همواره این سازمان تهدیدی برای این دو کشور محسوب شده است. بااینحال پدیدهای که در چند سال اخیر شاهد آن هستیم افزایش حضور ناتو در حوزهی قفقاز جنوبی است. گسترش ناتو در این منطقه و تقاضاها و درخواستهای برخی از کشورها برای عضویت در این سازمان از یکسو و اهمیت کشورهای این منطقه برای ایران و روسیه و ضعف ثبات سیاسی و امنیتی در این کشورها که از همسایگان ایران و روسیه نیز محسوب میشوند از سوی دیگر، مسائل امنیتی ایران و روسیه را دچار پیچیدگی نموده است. روسیه و ایران همواره با احتساب ناتو بهعنوان یک تهدید درصدد مقابله و رفع تهدیدهای به وجود آمده از سوی آن برآمدهاند. بااینوجود برخی عوامل و فاکتورها نظیر؛ فاکتورهای سیاسی، فرهنگی و ... منجر به شکاف و انشقاق بین ایران و روسیه شده و مانع همسویی و اتحاد دو کشور در قبال ناتو شده است. با توجه به مطالب پیشگفته و با تأکید بر این مسئله که سازمان ناتو به رهبری ایالاتمتحده امریکا درصدد نفوذ، دخالت و گسترش در مناطق مختلف جهان است، این سؤالات مطرح است که آیا گسترش ناتو به شرق یک تهدید مشترک برای ایران و روسیه محسوب میشود؟ و آیا ایران و روسیه به یک اندازه از گسترش ناتو در منطقه قفقاز جنوبی احساس نگرانی میکنند؟ یکی از اهداف پژوهش حاضر بررسی پدیده گسترش ناتو در حوزه قفقاز جنوبی و تهدیدات آن برای دو کشور ایران و روسیه و نشان دادن مواضع و نگرش این دو کشور به ناتو و نیز پاسخ به سؤالات مطرح شده است. اهمیت و اهداف پژوهش امروزه بسیاری از کشورها سازمان ناتو را ابزاری در دست کشورهای امپریالیستی و توسعهطلب برای رسیدن به اهداف خود و نفوذ و دخالت در مسائل جهان، مناطق مختلف و حتی امور داخلی کشورها میدانند. ایران و روسیه بهعنوان دو کشور قدرتمند همواره ناتو و گسترش آن را تهدیدی برای خود تلقی کردهاند. مسئله ناتو و راههای مقابله با گسترش آن و جلوگیری از نفوذ و تأثیرگذاری آن در کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی یکی از موضوعات و مسائل مهم پیشروی اندیشمندان و سیاستمداران دو کشور ایران و روسیه بوده است. بااینوجود مسئلهای که به یک دغدغه برای نویسنده تبدیل شده است این است که باوجوداینکه ناتو و گسترش آن به قفقاز تهدیدی برای دو کشور ایران محسوب میشود و این مسئله کاهش امنیت دو کشور را در پی داشته است، چرا بعد از گذشت چند دهه هنوز راهبرد و حتی اقدامات اساسی مشترکی برای مقابله با ناتو و تهدیدات آن از سوی دو کشور ایران و روسیه صورت نگرفته است. بررسی این مسئله و علتیابی عدم شکلگیری راهبرد مشترک و شناخت موانع ایجاد یک راهبرد از سوی دو کشور میتواند هم در حوزه آکادمیک به اندیشمندان و پژوهشگران و علاقهمندان به پژوهش در این حوزه کمک کند تا تفاوت رویکردها و علل عدم همگرایی دو کشور ایران و روسیه در مقابل ناتو را بهتر بشناسند و این فاکتورها و عوامل را در تحلیلها و پژوهشهای آتی خود مدنظر قرار دهند. همچنین آگاهی سیاستمداران و تصمیم گیران سیاست خارجی در ایران از این مسئله میتواند تصمیمگیریها و اتخاذ اقدامات در جهت دفع تهدیدات ناتو و حتی در همسویی ایران و روسیه در اتخاذ راهبرد و یا حداقل اقدامات مشترک در قبال ناتو راهگشا باشد. ادبیات پژوهش در خصوص ناتو و گسترش آن به شرق کتب و مقالات بسیاری به زبانهای مختلف خصوصاً انگلیسی و فارسی به رشته تحریر درآمده است. در میان کتابهای موجود در این زمینه میتوان به کتب زیر اشاره کرد. یکی از مهمترین آثاری که در مقوله امنیت در قفقاز منتشر شده است. اثر احمد کاظمی تحت عنوان امنیت در قفقاز جنوبی است. این کتاب در سال 1384 و به کوشش موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران، در هشت فصل نگاشته شده است که ضمن بررسی دیدگاههای امنیتی کشورهای حاضر در قفقاز جنوبی، مدلهای منطقه گرا و فرا منطقه گرا بررسی میکند. امنیت در قفقاز جنوبی تألیف آقای غلامرضا هاشمی است که توسط دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه و در سال 1384 چاپ شده است این کتاب ویژگیهای جغرافیایی، اقتصادی، تاریخی و فرهنگی منطقه قفقاز مسائل سیاسی و امنیتی و عوامل تأثیرگذار در این منطقه را بررسی کرده است. این کتاب همچنین اهمیت قفقاز و تأثیر آن در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را موردتوجه قرار داده ولی به موضوع ناتو و حضور آن در این منطقه و تأثیرات این حضور در ایران اشاره زیادی نداشته است. بهادر امینیان در کتاب «آمریکا و ناتو، پایایی و گسترش ناتو سیطره آمریکا» به بررسی علل پایایی و توسعه ناتو در دوران جنگ سرد و نقش آمریکا بهعنوان تنها قدرت سیطره مند در نظام بینالمللی پرداخته است که توانسته از طریق این اتحادیه بر سیاستهای دفاعی و خارجی کشورهای اتحادیه اروپا تأثیر بگذارد. کتاب سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، یکی ز منابع موجود است، این کتاب توسط دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه در سال 86 به چاپ رسیده است. نویسنده ضمن توجه به مأموریتهای جاری و نوین ناتو به جایگاه جمهوری اسلامی ایران، روابط ناتو با رژیم صهیونیستی که عمدتاً در زمینههای نظامی- امنیتی است پرداخته است. همچنین میتوان به کتاب سید رسول موسوی با عنوان راهبرد ناتو در قفقاز که به بررسی راهبرد و اقدامات ناتو در حوزه قفقاز پرداخته است، اشاره کرد. در حوزه پایاننامه و رسالهها نیز اشاره به موارد زیر حائز اهمیت است: پایاننامه برخورد منافع روسیه و ناتو در آسیای مرکزی و قفقاز، استاد راهنما دکتر دهشیار، خرداد 1380 که به عملکرد ناتو در دوران جنگ سرد، تحولات آن پس از جنگ سرد و مخالفت روسیه با گسترش ناتو، میپردازد. آقای سید محسن حسینی در پایاننامه خود با عنوان بررسی سیاست خارجی روسیه نسبت به جمهوری اسلامی ایران (1991- 2006) که در دانشگاه شهید بهشتی تهران با راهنمایی دکتر محمود سریعالقلم انجام داده است، موضوع فعالیتهای هستهای ایران و سیاست خارجی روسیه در رابطه با آن را موردبررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که این کشور بیش از هر چیز به دنبال منافع حداکثری خود با استفاده از امتیاز گیری از تمامی طرفهای درگیر است. رسالهی کارشناسی ارشد با عنوان تأثیر ناتو در آسیای مرکزی و قفقاز بر امنیت جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است توسط آقای خادمی در دانشکده روابط بینالملل (1380) است در این رساله بدون بررسی تاریخی گسترش ناتو تنها به بررسی تهدید گسترش ناتو بر امنیت جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. فرضیه اصلی این رساله نیز عبارت از محدود نمودن قدرت و نفوذ ناتو درنتیجه مهار کشورها ازجمله روسیه، چین و ایران در گسترش ناتو است که مورد تأکید قرارگرفته است، در این رساله همچنین درباره ابعاد مختلف نظامی، امنیتی، فرهنگی، اقتصادی، گسترش ناتو به منطقه قفقاز بحث و بررسی لازم انجام نشده و بیشتر جنبههای امنیت موردبررسی قرارگرفته است. رساله دیگر که موضوع ناتو و تأثیرات آن بر جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده با عنوان عضویت روسیه در ناتو و تأثیرات آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است که توسط آرمین امینی در سال 1381 تهیه شده است این رساله کارشناسی ارشد به موضوع روسیه و تحولات آن و عضویت این کشور در ناتو توجه کرده است، ازنظر این رساله عضویت روسیه در ناتو احتمال کمی دارد و تأثیرات آن به امنیت ملی ایران زیاد خواهد بود و درواقع ایران مورد تهدید قرار میگیرد. پایاننامه نقش ناتو در قفقاز جنوبی: 2006- 1991: نگارش آقای حمیدرضا بهرامی پائیز 1386 استاد راهنما دکتر دهشیار دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، در این پایاننامه بهصورت مفصل تأثیرات حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی بررسیشده و نقش ناتو را در مسائل مختلف و بحرانهای منطقه و نیز به نقش و موضع روسیه را در قبال گسترش ناتو پرداخته شده است. سؤالات پژوهش سؤال اصلی چرا حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی به اتخاذ یک راهبرد امنیتی مشترک میان ایران و روسیه برای مقابله با آن نینجامیده است؟ سؤال فرعی 1- حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی چه تهدیداتی را برای ایران و روسیه به وجود آورده است؟ 2- چه تفاوتی بین رویکرد امنیتی ایران و روسیه برای مقابله با ناتو وجود دارد؟ فرضیه تفاوت در رویکرد امنیتی ایران و روسیه در مقابله با ناتو از یکسو و تفاوت در نگرش دو کشور نسبت به هم از سوی دیگر مانع شکلگیری راهبرد امنیتی مشترک شده است. تعریف مفاهیم قفقاز جنوبی: منطقهای است کوهستانی که در جنوب و جنوب غربی روسیه و در مجاورت بخش شمال غربی ایران واقع شده است، قفقاز جنوبی از قسمت شمال به رشتهکوههای قفقاز بزرگ، از شرق به دریای مازندران،از جنوب به ایران، از جنوب غربی به ترکیه و از غرب به دریای سیاه متصل میگردد. ازنظر جغرافیای طبیعی، قفقاز یک چشمانداز واحد جغرافیایی را تشکیل میدهد اما ویژگی چشمانداز جغرافیای انسانی و تنوع قومیت، زبانها و فرهنگها،در کنار شرایط تاریخی آن، هیچگاه مجال شکلگیری یک واحد سیاسی بادوام را مهیا نکرده است. قفقاز جنوبی در حال حاضر به 3 جمهوری مستقل به نامهای آذربایجان در جنوب شرقی، ارمنستان در جنوب غربی و جنوب و گرجستان در شمال غرب و غرب آن، تقسیم شده است. مساحت کل قفقاز جنوبی 100/186 کیلومترمربع است و حدود 11% درصد وسعت ایران است. ناتو: در اواخر جنگ دوم جهانی، نگرانی ایالاتمتحده آمریکا از سیاستهای توسعهطلبانه اتحاد جماهیر شوروی شدت گرفت. در اول دسامبر 1948، مذاکراتی در واشنگتن در مورد ایجاد پیمان آتلانتیک شمالی به رهبری آمریکا صورت گرفت. در مذاکرات اولیه نمایندگانی از اعضای معاهده بروکسل یعنی بلژیک، فرانسه، لوکزامبورگ،هلند،انگلستان،کانادا و ایالاتمتحده آمریکا شرکت داشتند. در 14 آوریل 1949 سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با عضویت این کشورها تشکیل شد. در 15 مه 1949 هفت کشور مذکور از دانمارک،ایسلند، ایتالیا، نروژ و پرتغال دعوت کردند تا به این معاهده بپیوندند. ناتو در سالهای بعد اعضای تازهای را به جمع خود پذیرفت. یونان و ترکیه در سال 1952 و آلمان در سال 1955 به عضویت این سازمان درآمدند. در سال 1982 اسپانیا و در سال 1999 جمهوری چک، مجارستان و لهستان به آن پیوستند و بدین ترتیب تعداد اعضای ناتو به 19 عضو رسید. منشور پیمان آتلانتیک شمالی در 14 ماده تنظیم شده و هدف آن علاوه بر تضمین امنیت اروپا و آمریکا، اجرای اصول منشور سازمان ملل متحد بهویژه ماده 51 آن است. ناتو با الهام از ماده 51 منشور، خود را مکلف میداند در راستای اصول منشور یعنی برقراری صلح و امنیت بینالمللی و منطقهای اقدام کند. از طرف دیگر، بهموجب مادهی 5 منشور آتلانتیک شمالی یا «دکترین همه در برابر یکی» هرگونه حمله به یکی از اعضای ناتو بهمثابه حمله به سایر اعضا تلقی میشود و کشورهای عضو درصدد دفع تجاوز برمیآیند. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بهطور عمده شامل 3 نهاد اصلی است: شورای آتلانتیک شمالی، دبیرخانه و کمیته نظامی. درواقع شورا و دبیرخانه ارگانهای بخش غیرنظامی هستند. شورای آتلانتیک شمالی رکن اصلی ناتو است و در جلسات آن تمامی کشورهای عضو شرکت دارند. تصمیمگیری در آن بهاتفاق آراء است و هر کشور فقط یک حق رأی دارد. امنیت: مفهوم امنیت نیز همچون سایر مفاهیم علوم اجتماعی، مفهومی پیچیده و مبهم برای تعریف است. در حوزه علوم سیاسی این پیچیدگی به نزدیکی و گاهی همپوشانی بسیاری از مفاهیم موجود در آن مربوط میگردد. از سوی دیگر وجود اختلاف در میان رهیافتهای مختلف علوم سیاسی و روابط بینالملل، برداشتها و تعاریف مختلف و گاهی متفاوت این رهیافتها از مفاهیمی چون امنیت تأثیرگذار است. بدین ترتیب مفهوم امنیت در هر یک از رویکردهای روابط بینالملل دچار تغییر در تعریف و یا حتی ماهیت میگردد. واژه امنیت در زبان فارسی معادلهایی چون امن، محفوظ، مطمئن، محفوظ بودن، تأمین کردن و ... برای آن آورده میشود. بهطورکلی واژه امنیت بهنوعی احساس روانی اطلاق میگردد که در آن به خاطر مبرا بودن از ترس، وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل میگردد. پدیدههایی که ممکن است باعث ترس شده و آرامش و اطمینان خاطر افراد را مختل سازند، بسیار متعدد و درعینحال پیچیدهاند. با گذشت زمان و ایجاد تغییراتی در توقعات و نیازهای انسانها، متغیرهای جدیدی چون تخریب محیطزیست از مهمترین عوامل برهم زننده امنیت بشر تلقی میشود. درحالیکه تا صدسال پیش چنین چیزی اصلاً متصور نبود. هرچند در مفهوم کلی امنیت به حذر بودن از خطرهایی اطلاق میگردد که منافع و ارزشهای انسانها را مورد تهدید قرار میدهد، اما ماهیت آن در سطوح مزبور پیوندی تنگاتنگ به همدیگر دارند. اصولاً با گذشت زمان و پیچیدهتر شدن ساختار اجتماعات بشری سطح وابستگی متقابل امنیتی میان انسانها نیز بالاتر رفته است بهطوریکه اصطلاحاتی چون امنیت ملی و امنیت بینالمللی و امنیت جهانی وارد قاموس مطالعات امنیتی گردیدهاند. پساز انعقاد قرارداد وستفالیا در سال 1648 و شکلگیری نظام دولتهای ملی، مفهوم امنیت ملی برجسته گردید با گذشت زمان و تشدید تعاملات میان دولتها- ملتها مفهوم امنیت بینالملل، موردتوجه ویژه محققان سیاست بینالملل واقع شد. از آغاز دوره نظام وستفالیایی تا دهههای اخیر امنیت بینالمللی بهطور عمده در قالب امنیت نظامی تعریف میشد، درحالیکه امروزه محوریت نظامی امنیت زیر سؤال رفته است و امنیت بینالمللی در ابعاد مختلف موردتوجه قرارگرفته است. محدودیتها و مشکلات پژوهش پژوهش در هر حوزه و موضوعی همواره با محدودیتها و مشکلاتی همراه بوده است. این محدودیتها و مشکلات در فرایند انجام پژوهش خصوصاً در پژوهشهای علوم اجتماعی و علیالخصوص علوم سیاسی نسبت به علوم پایه بیشتر محسوس خواهد شد. علاوه بر این در پژوهش حاضر با برخی موانع و مشکلات همراه هستیم. یکی از این محدودیتها کمبود منابع دسته اول در این حوزه است که البته عدم دسترسی به منابع موجود تا حد زیادی به خاطر سرشت منابع و اسناد در حوزه علوم سیاسی است چراکه بسیاری از اسناد و مدارک در این حوزه خصوصاً در ایران هنوز در ردیف اسناد طبقهبندیشده قرار دارد. همچنین یکی دیگر از مشکلاتی که در فرایند پژوهش، پژوهشگر به شکل اساسی با آن مواجه بود، تناقض و تضاد در مطالب و دادهها در برخی از بخشهای پژوهش است که این مسئله شناخت و گزینش دادهها و مطالب اصلی و دوری از مطالب گمراهکننده و حاشیهای کار پژوهش در این حوزه را دشوار نموده است. روش پژوهش روش اصلی این تحقیق توصیفی- تحلیلی است. شیوه جمعآوری و تدوین این پژوهش، بر مبنای روش کتابخانهای، استفاده از مقالات علمی- پژوهشی، کتب و پایاننامهها و همچنین استفاده از منابع اینترنتی معتبر صورت گرفته است. قلمرو زمانی و مکانی تحقیق کانون زمانی متمرکز این تحقیق از سال 1991 تا سال 2010 است و حوزه آن منطقه قفقاز جنوبی است. سازماندهی پژوهش این پژوهش در 5 فصل تدوین شده است. فصل اول این پژوهش کلیات را دربر میگیرد. در این فصل به بیان مسئله هدف پژوهش، ادبیات پژوهش، روش پژوهش، مشکلات پژوهش، سؤال و فرضیه، بررسی ادبیات موجود و تعریف مفاهیم پرداخته شده است. فصل دوم به بررسی مباحث نظری مرتبط با موضوع پژوهشی میپردازد که عمدتاً ازنظریات مکتب کپنهاک برای تجزیهوتحلیل مباحث استفاده شده است. فصل سوم با عنوان تهدیدات حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی برای ایران و روسیه که ابتدا به بررسی پدیده گسترش ناتو به شرق پرداخته شده است و در گفتار دوم و سوم به بررسی تهدیدات سیاسی نظامی، اقتصادی و فرهنگی حضور ناتو بر امنیت ایران و روسیه پرداخته شده است. فصل چهارم با عنوان تفاوت در رویکرد امنیتی ایران و روسیه در مقابله با ناتو که در گفتار اول به بررسی نگرش ایران و روسیه به ناتو (غرب) پرداخته شده و در گفتار دوم ضمن تشریح رویکرد و اقدامات ایران و روسیه در مقابله با ناتو به تفاوت این دو رویکرد تأکید شده است. فصل پنجم با عنوان تفاوت در نگرش دو کشور نسبت به هم در گفتار اول: نگرش ایران به روسیه موردتوجه قرارگرفته و در گفتار دوم به نگرش روسیه به ایران پرداخته شده است؛ و در پایان نتیجهگیری پژوهش که بهصورت دقیق و علمی به جمعبندی و کل بحث موردنظر در پژوهش انجامشده میپردازد. |
![]() چالش ها و فرصت ها بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس ...چکیده پس از جنگ جهانی دوم، و با استقلال مستعمره ها و فروپاشی حکومت عثمانی، تعداد کشورهای نوظهور در عرصه جهانی افزایش یافت و کشورهای جدیدی به استقلال رسیدند، کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس نیز بعد از این دوره به وجود آمدند. با توجه به این که در نظم نوین جهانی کنونی کشورها برای پیشبرد منافع ملی واهداف خود نیازمند روابط نزدیک به خصوص در سطح منطقه ای هستند، به ویژه اینکه شورای همکاری به دلیل پوشش دادن تمامی حوزه جنوبی کشور و مسایل استراتژیکی – سیاسی و اقتصادی برای ایران اهمیت وافری دارد. بنابراین شناخت فرصت ها و چالش ها تاثیر گذار بر روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا نقش مهمی در درروابط دو طرف و پیشبرد اهداف و تامین منافع ملی دارد . ما در این پژوهش به بررسی چالش ها و فرصت های موثر در روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس می پردازیم. واژگان کلیدی: چالش، فرصت، شورای همکاری خلیج فارس، منطقه، منافع ملی فهرست مطالب نظریه همگرایی منطقهای کانتوری و اشپیگل. 28 فصل سوم: فرصت ها بین ایران و شورا. 33 بخش اول: روابط ایران و شورا. 34 بخش دوم: فرصتها و زمینه های همگرایی. 37 1-وضعیت ژئو استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز عامل همگرایی. 37 2-1همکاریدرزمینههاینفتوگاز. 43 3- همکاری جهت حفظ محیط زیست خلیج فارس. 46 5-همکاری در زمینه دریایی و خدمات کشتیرانی. 50 6- نزدیکی و مشترکات جغرافیایی:. 50 7-نقش اقتصادی و ارتباطی تنگه هرمز. 51 8-بحران آب و لزوم همکاری منطقهای. 52 10-همکاری در زمینه شیلات و ماهیگیری. 55 12-همکاری در زمینة حمل و نقل. 56 13-توسعه اشتراکی مخازن نفت و گاز مشترک. 57 فصل چهارم: چالش ها بین ایران و شورا. 62 1-اختلاف ایدئولوژیک(داخلی-فرهنگی). 63 1-1تفاوت ساختارهای قومی و مذهبی:. 63 2-اختلافات داخلی(سیاسی، اقتصادی، امنیتی):. 65 2-1-برداشتهای متفاوت از امنیت. 65 الف-دیدگاه جمهوری اسلامی ایران. 65 ب-دیدگاه اعراب حوزة جنوبی خلیج فارس. 66 ج-سیاست امنیتی مشترک غرب و شورای همکاری خلیج فارس. 67 2-2-منازعات مرزی سرزمینی(ادعای امارات نسبت به جزایر ایران! ). 71 2-3-مکمل نبودن اقتصاد منطقه:. 73 2-4عراق و روابط ایران و شورا. 83 2-5-مسئله فلسطین و روند صلح خاورمیانه. 88 فصل پنجم: بیداری اسلامی و روابط ایران و شورا. 90 1- تحولات بحرین در سال 2011. 91 1- 1- عوامل شکلگیری اعتراضات. 92 1-2-سیاستهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال بحرین. 94 الف- حضور نیروهای سپر جزیره در بحرین:. 96 1-اهمیت خلیج فارس به عنوان عامل ایجاد بحران:. 108 3-تقابل ایران و آمریکا در منطقه. 116 4-اقدامات یکجانبه آمریکا علیه ایران. 118 دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران و شورای همکاری در قبال تحولات:. 119 فصل اولکلیات تحقیق بیان مسئلهخلیج فارس یکی از مناطق مهم بین المللی و سوق الجیشی جهان است که به وسیله تنگه هرمز با دریای عمان و اقیانوس هند مرتبط می شود. این موقعیت جغرافیایی در طول تاریخ نقش ارتباطی و بازرگانی مهمی را در میان اروپا، جنوب و جنوب شرقی آسیا به عهده داشته است. پیدایش نفت در حوزه های نفتی و فلات قاره این منطقه از جهان همزمان با حاکمیت انگلستان بر خلیج فارس بود و به عنوان ماده اصلی موتور صنایع، محرکه حمل و نقل در اروپا به کارآمد. این موجب افزایش اهمیت این منطقه در جهان شد، به طوری که منافع حیاتی، نظامی و اقتصادی آمریکا و غرب نیز در حال حاضر وابسته به دستیابی آزادانه به عظیم ترین منافع نفتی در این منطقه می باشد. کشورهای نزدیک به هم از نظر جغرافیایی غالبا ارتباط سیاسی دو جانبه را شکل می دهند و سیاست خارجی آن ها به شدت از همسایگانشان تاثیر میپذیرد. این تاثیرپذیری بیشتر بر اساس وضعیت طبیعی، ماهیت ارتباطات، و ساختار روابط بین آن ها شکل میگیرد. بنابراین ویژگیهای مشترک جغرافیایی زیرساخت رفتارهای همگرایی منطقه ای را تشکیل می دهد(حافظ نیا، 1383: 73-61). این زمینه ها نوعی همگرایی منطقه ای را به وجود میآورد و به معنای درهم آمیزی اقتصادی، سیاسی و استراتژیک کشورها در منطقه که زمینه یکپارچگی است را فراهم میکند. در چنین منطقه ای چنانچه چند قطب مدعی قدرت وجود داشته باشد بیشترین رقابت بین قطبهایی شکل میگیرد که از توازن نسبی ژئوپلیتیک برخوردارند. چنانچه این رقابتها عمیق شده و مانع از مصالح منطقه ای شود، منافع منطقه ای کشورها را با چالش مواجه ساخته و کارکردهای موثر آن را تضعیف میکند. در منطقه غیر منسجم ساختاری که تضادها و تعارض ها گسترش می یابند، هر چند روابط دوجانبه در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ممکن است بین اجزا وجود داشته باشد، ولی الگوهای مناقشه گسترش یافته و فضای بحرانی بر منطقه حاکم میشود. در این گونه مناطق شکافهای ایجاد شده بین اجزا و دولتهای منطقه ای فرصت های مناسبی را برای بازیگران مداخله گر منطقه ای و فرامنطقه ای فراهم می کند. بر هر اندازه نظام های منطقه ای انسجام و قدرت بیشتری داشته باشند، میزان مداخله فاکتورهای فرامنطقه ای کمتر و ستیز نیز ضعیف تر میشود. منطقه خلیج فارس با امکانات اقتصادی و ژئوپلیتیکی شگرفی که دارد، نمیتواند نسبت به چالشهای حیاتی موازنه های ژئواستراتژیکی و ژئوپلیتیکی نادیده انگاشته شود. حداقل دو نیروی اصلی ایجاد اتحاد میان کشورهای هم کرانه در خلیج فارس را تشویق میکند: اول شرایط تازه جهانی که گروه بندی منطقه ای را تکلیف میکند و دوم ضرورتهای منطقه ای که اولویت منافع ملی و منطقه ای بر مصالح ژئوپلیتیک قدرت های فرامنطقه ای را مطرح می کند(مجتهدزاده، 1378: 38). موقعیت خلیج فارس به گونه ای است که این منطقه را به محل تلاقی نیروهای متضادی بدل ساخته است. وجود فرقه های عمده شیعه و وهابی در ایران و عربستان عامل پیدایش و تقویت ایدئولوژی های متعارض بنیادگرا و ناسیونالیست قومی در منطقه شده است، که زمینه واگرایی را فراهم می کند. تحولات بزرگ سال های اخیر در سطح منطقه و وجود اشتراکات بین ایران و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس به ویژه پس از سقوط طالبان و صدام حسین در عراق، گام برداشتن به سوی همکاری متقابل در جهت مسایل مهم منطقه ای همراه با رفع عوامل تنش زا و احساس اعتمادسازی میان دو کشور میتواند چارچوب مشخصی را برای همگرایی منطقه ای ارایه دهد. علی رغم مشترکات فرهنگی و مجاورت جغرافیایی کشورهای منطقه خلیج فارس و نیز اقدامات سیاسی و دیپلماتیک متعدد این کشورها، برای حسن همجواری و همکاری، عوامل و موانع متعددی سبب واگرایی آن ها در ابعاد سیاسی و اقتصادی گردیده است. دیدگاههای ایران در مورد عدم دخالت قدرت های بزرگ در منطقه، و نقطه نظر عربستان که در جستجوی امنیت منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس، از طریق قدرت های فرامنطقه ای بوده است، نگرش های متفاوتی را در موضع طرفین باعث شده است. در این پژوهش عواملی که باعث همگرایی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله فرصت های تجاری، همکاری های فنی و همچنین عوامل واگرا از جمله های ایدئولوژی حاکم بر این کشورها، دیدگاه کشورها در مورد امنیت منطقه، بحران هسته ای و... را مورد بررسی قرار میدهیم. به همین منظور ضمن اینکه معتقدیم زمینه های همگرایی زیادی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتوان یافت، از این زمینه ها می توان به اقتصاد نفتی، جغرافیای مشترک و.. اشاره کرد، متغیرهایی که در قالب نظریات و مکاتب کارکردگرایی و نوکارکردگرایی به آن پرداخته شده است، عوامل چالش زایی نیز وجود دارد که منجر به واگرایی این کشورها می شود که بیشترین تاثیر را بر روابط دارند. ادبیات و پیشینه تحقیقپیرامون موضوعات مربوط به خلیج فارس کتب و مقالات متعددی نوشته شده است. در اینجا به بعضی از این منابع اشاره میکنیم. *کانونهای بحران در خلیج فارس: دکتر اصغر جعفری ولدانی از جمله اساتیدی است که کتابهای متعددی در این زمینه نوشته است. وی در این کتاب به بررسی موضوعات مناقشه برانگیز در خلیج فارس مثل اختلافات ارضی و مرزی در کشورهای این حوزه و همچنین در مورد اختلافات و ادعای امارات نسبت به جزایر سه گانه را مورد بررسی قرار داده است. در این تحقیق سعی شده که به صورت مفصل علاوه بر این چالشها به چالش ها و واگرایی های اخیر نیز بپردازیم. *الگوهای اعتماد سازی در منطقه خلیج فارس طاهره ابراهیمی فر، در این کتاب به بررسی اعتماد سازی ضرورت و موانع آن پرداخته است. کتاب در هشت فصل به بحث و نتیجه گیری و ارائه راهکار برای ایجاد اعتماد بین کشورهای منطقه اشاره میکند. ولی این کتاب در برگیرنده تمام مولفهها نمی باشد، و بیشتر به عوامل منطقهای تاکید دارد و عوامل فرامنطقهای را مورد مطالعه قرار نداده است. در این پژوهش سعی شده است تا به صورت جامع به بررسی عوامل مختلف در بعد منطقهای و فرامنطقهای بپردازیم. *مبانی رفتاری شورای همکاری خلیج فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران، این کتاب توسط بهمن نعیمی ارفع به رشته تحریر درآمده و این اثر صرفا به بحث زمینه شکل گیری، اهداف، محدودیت ها و سیاست های شورای همکاری خلیج فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران و عراق پرداخته است. در این تحقیق نه تنها به این موضوعات پرداخته شده بلکه به طور جامع این مسایل را بررسی می کنیم و آثار آن را در روابط آن می سنجیم. *خلیج فارس و مسابل آن، که توسط همایون الهی نگاشته شده است. این کتاب سوابق حضور ایران در خلیج فارس را بررسی کرده است. همچنین در این کتاب به بررسی زمینه های مداخله کشورهای غربی در منطقه پرداخته و به چگونگی تشکیل شورای همکاری خلیج فارس نیز اشاره دارد. ولی در این کتاب به بررسی علل و عوامل واگرایی و همگرایی بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس نپرداخته است که در این پژوهش با آن اشاره می شود. کتاب های مذکور به بررسی روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس بپردازد. کتاب های مذکور جزء بهترین کتاب ها در زمینه مناسبات ایران و شورا هستند. لذا در این پژوهش سعی شده، علاوه بر بیان عوامل موثر اشاره شده در این کتاب ها، عوامل موثر در روابط طرفین که در این منابع اشاره نشده، در یک جلد در اختیار علاقه مندان قرار گیرد. اهداف تحقیقدر این تحقیق سعی شده است عوامل مختلفی که موجب به وجود آمدن چالش در روابط دو طرف می شود به طور مفصل و جامع مورد بحث قرار گیرد.همچنین به بررسی علت یا عوامل واگرایی کشورهای منطقه می پردازیم. وجود اختلافات سیاسی حاد و تعارض منافع ملی که همه مسایل را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین سعی شده با اشاره به فرصتهای موجود در همگرایی این کشورها، بتوان از فرصت ها برای همگرایی و از بین بردن چالش ها و یا حداقل کمرنگ کردن تاثیر این چالش ها بر روابط دو طرف را مورد استفاده قرار داد. سوالات تحقیقسئوال اصلی چالشها و فرصتهای موثر در روابط جمهوری اسلامی ایران و شورای همکاری خلیج فارس چه عواملی می باشد؟ سوالات فرعی: *تحولات بیداری اسلامی چه نتایجی در به وجود آمدن چالش و فرصت بین ایران و کشورهای جنوبی حوزه خلیج فارس دارد؟ *نقش متغیرهای فرامنطقه ای چه سهمی از این چالش و فرصت را به خود اختصاص میدهند؟ فرضیات تحقیقفرضیه اصلی وجود چالشها (اختلافات ایدئولوژیک، تفاوت در ساختار قدرت و...) و همچنین وجود فرصتها(همکاری در زمینه انرژی، تجارت و...) تاثیر مهمی بر روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس دارد. فرضیات فرعی *مداخله قدرتهای فرامنطقه ای به عنوان چالش در روابط طرفین تلقی میشود. *تحولات بیداری اسلامی(بحرین، سوریه) از عوامل چالش زا در مناسبات آنها میباشد. متغیرهامتغیر مستقل چالشها و فرصتهای موثر بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس متغیر وابسته مناسبات و روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس مفاهیم و شاخصهای تحقیقچالش: چالش در لغت به معنی مبارزه طلبی و رقابت کردن میباشد و بیان کننده وضعیتی است که دو کشور با یکدیگر از پیش اختلاف دارند و یکدیگر را تهدید میکنند. چالش در مقابل تنش است یعنی دو کشور با یکدیگر از قبل روابط ناسازگاری دارند. وجود اختلاف قبلی سبب بروز چالش میشود و طرفین یکدیگر را به اقدامات دیپلماتیک و نظامی تهدید میکنند(جعفری ولدانی، 17، 1388)، البته تهدید حتما به درگیری ختم نمی شود. چالش به معنی کشمکش، تناقض و مشکلاتی اشاره دارد که معمولا در مورد مشکلات بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک ملت، یا یک دولت با دولت دیگر به کار میرود. فرصت: زمینه های مشترکی که باعث افزایش مناسبات دو طرف و ارتقا همکاری در زمینههای مختلف میشود. همگرایی: کانون توجه این نظریه فرایندی است که طی آن وفاداری از جانب یک مرکز(دولت) به جانب مرکز یا مراکز دیگری معطوف میگردد. به طور کلی به اعتقاد این نظریه پردازان کشورها هنگامی رفتار همگرایانه در پیش خواهند گرفت که پیش بینی کنند با فرصت ها و تسهیلات مشرکی روبرو خواهند بود، و همچنین به توانایی در درونی سازی فرایند همگرایی بستگی دارد(دوئرتی و فالتزگراف، 1372، 670) واگرایی: به معنی از بین رفتن وحدت و یکپارچگی می باشد. همچنین به معنای تجزیه شدن نیز می باشد که عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی، فرامنطقه ای و... در آن دخیلند. بیداری اسلامی: به مجموعه تحولاتی گفته می شود که ابتدا از تونس شروع شد و با سقوط بن علی حاکم این کشور به دیگر کشورهای عربی از جمله مصر، لیبی، بحرین و... سرایت کرد. در اکثر این کشورها تحولات مذکور موجب سقوط دیکتاتوری های حاکم شد. روش تحقیقروش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد روش گردآوری داده هاروش کتابخانه ای و منابع اینترنتی سازماندهی تحقیقتحقیق در پنج فصل سازماندهی شده است، که شامل: فصل اول کلیات تحقیق، فصل دوم چارچوب نظری و رهیافت تئوریک تحقیق، فصل سوم فرصت های موجود در روابط کشورهای مذکور و فصل چهارم نیز به چالش هایی که نقش واگرایانه در روابط دارند را مورد بررسی قرار داده ایم. در فصل پنجم نیز تحولات اخیر خاورمیانه(بهار عربی) و نقش و تاثیری که بر روندهای موجود بین جمهوری اسلامی ایران و شورای همکاری خلیج فارس داشته است را توضیح داده ایم. |