کلید آزمون mmpi فرم بلند (کلید نمره گذاری + پرسشنامه + فرم خام پاسخنامه MMPI) - فرم بلند 566 سوالیکلید نمره گذاری فرم 566 سوالی MMPI تعداد سوالات: 566 تعداد صفحات: 46 شامل: کلید نمره گذاری + پرسشنامه + پاسخنامه + روایی و پایایی نوع فایل: word و قابل ویرایش
|
|
|
![]() تأثیر بیداری اسلامی (۲۰۱۱) بر سیاست خارجی خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا...فهرست مطالب بخش اول کلیات پژوهش ۶ ۱-۱) طرح مسأله ۷ ۲-۱) اهداف پژوهش ۹ ۳-۱) سؤال پژوهش ۹ ۴-۱) فرضیه پژوهش ۱۰ ۵-۱) متغیرها ۱۰ ۶-۱) روش پژوهش ۱۱ ۷-۱) سوابق مربوط ۱۱ ۸-۱) تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی ۱۳ ۹-۱) مشکلات و تنگناهای پژوهش ۱۵ ۱۰-۱) سازماندهی پژوهش ۱۶ بخش دوم: چارچوب نظری (نظریه نوواقعگرایی تهاجمی ۱۸ بخش سوم: بیداری اسلامی ۴۲ مقدمه ۴۳ ۱-۳) فصل اول: شکلگیری جنبش بیداری اسلامی در تونس ۱-۱-۳) تاریخچه و زمان استقلال ۴۴ ۲-۱-۳) به قدرت رسیدن ژنرال زین العابدین بن علی ۴۵ ۳-۱-۳) آغاز جنبش بیداری اسلامی در تونس ۵۱ ۴-۱-۳) استعفای بن علی و سرنگونی رژیم ۵۲ ۵-۱-۳) برگزاری انتخابات آزاد و به قدرت رسیدن اسلامگرایان ۵۳ ۶-۱-۳) علل و ریشههای جنبش اعتراضی مردم تونس ۵۶ ۲-۳) فصل دوم: آغاز و تداوم جنبش بیداری اسلامی در مصر ۱-۲-۳) تاریخچه و زمان استقلال ۶۳ ۲-۲-۳) به قدرت رسیدن ژنرال محمد حسنی مبارک ۶۷ ۳-۲-۳) آغاز جنبش بیداری اسلامی در مصر ۷۹ ۴-۲-۳) استعفای مبارک و سرنگونی رژیم ۸۲ ۵-۲-۳) برگزاری انتخابات آزاد و به قدرت رسیدن اسلام گرایان ۸۳ ۶-۲-۳) علل و ریشههای جنبش اعتراضی مردم مصر ۸۵ بخش چهارم: اسلامگرایان ۹۵ مقدمه ۹۶ ۱-۴) فصل اول: اسلامگرایان در تونس (جنبش النهضه) ۱-۱-۴) حبیب بورقیبه و گرایش ضداسلامی در تونس..................................................................................۹۹ ۲-۱-۴) شکلگیری اسلامگرایی در تونس و سیر تحولات آن در تعامل با رژیم بورقیبه..............................۱۰۲ ۳-۱-۴) دولت بن علی و سرکوب اسلامگرایان...........................................................................................۱۱۰ ۴-۱-۴) ایدئولوژی و رویکردهای جنبش النهضه.........................................................................................۱۱۶ ۵-۱-۴) رویکرد جنبش النهضه پس از سرنگونی رژیم بن علی...................................................................۱۲۱ ۲-۴) فصل دوم: اسلامگرایان در مصر (جنبش اخوان المسلمین) ۱-۲-۴) شکلگیری اخوان المسلمین در مصر..............................................................................................۱۲۶ ۲-۲-۴) تعامل رژیمهای جمال عبدالناصر و انور سادات با اسلامگرایان: از سرکوب تا مماشات................۱۲۸ ۳-۲-۴) رژیم مبارک و تعامل با اسلامگرایان...............................................................................................۱۳۱ ۱-۳-۲-۴) دوره اول (۱۹۸۱-۱۹۹۸): مدارا با اسلامگرایان میانهرو؛ سرکوب اسلامگرایان رادیکال........................۱۳۱ ۲-۳-۲-۴) دوره دوم (۱۹۹۹-۲۰۱۱): افزایش محدودیتها علیه اخوان المسلمین...............................................۱۳۳ ۴-۲-۴) ناکارآمدی رژیم مبارک و رشد اسلامگرایی معاصر: اسلامیسازی از پایین به بالا..........................۱۳۷ ۵-۲-۴) اندیشه و رویکرد اخوان المسلمین از آغاز تا امروز........................................................................۱۴۲ ۱-۵-۲-۴) اندیشه اولیه اخوان المسلمین..........................................................................................................۱۴۲ ۲-۵-۲-۴) تحول در اندیشه اخوان المسلمین و رویکردهای جدید این جنبش پس از سرنگونی مبارک................۱۴۴ ۳-۵-۲-۴) انشعاب در درون جنبش اخوان المسلمین........................................................................................۱۵۰ ۶-۲-۴) نقش و فعالیت جنبش اخوان المسلمین در دوران پس از سرنگونی مبارک....................................۱۵۲ بخش پنجم: سیاست خارجی خاورمیانهای آمریکا و بیداری اسلامی..............................۱۵۷ ۱-۵) فصل اول: سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه (۱۹۴۵-۲۰۱۰)........................................۱۵۸ ۱-۱-۵) سیاستهای خاورمیانهای آمریکا در دوران جنگ سرد (۱۹۴۵-۱۹۹۱)..........................................۱۵۸ ۲-۱-۵) سیاستهای خاورمیانهای آمریکا پس از جنگ سرد تا یازدهم سپتامبر (۱۹۹۱-۲۰۰۱)..................۱۶۲ ۳-۱-۵) سیاستهای خاورمیانهای آمریکا از یازدهم سپتامبر تا بیداری اسلامی (۲۰۰۱-۲۰۱۱)...................۱۷۱ ۲-۵) فصل دوم: روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری تونس (از استقلال تا دوران گذار) ۱-۲-۵) روابط آمریکا و تونس در دوران جنگ سرد (۱۹۴۵-۱۹۹۱)...........................................................۱۸۳ ۲-۲-۵) روابط دو کشور در دوران پس از جنگ سرد تا یازدهم سپتامبر (۱۹۹۱-۲۰۰۱).............................۱۸۴ ۳-۲-۵) روابط دو کشور از یازدهم سپتامبر تا بیداری اسلامی (۲۰۰۱-۲۰۱۱)............................................۱۸۶ ۴-۲-۵) روابط آمریکا و تونس پس از بیداری اسلامی (۲۰۱۱)...................................................................۱۹۱ ۱-۴-۲-۵) کمکهای خارجی ایالات متحده آمریکا به تونس در دوران گذار........................................................۱۹۵ ۳-۵) فصل سوم: روابط ایالات متحده آمریکا و جمهوری مصر (از استقلال تا دوران گذار) ۱-۳-۵) روابط آمریکا و مصر در دوران جنگ سرد (۱۹۴۵-۱۹۹۱).............................................................۲۰۴ ۲-۳-۵) روابط دو کشور در دوران پس از جنگ سرد تا یازدهم سپتامبر (۱۹۹۱-۲۰۰۱).............................۲۰۶ ۳-۳-۵) روابط دو کشور از یازدهم سپتامبر تا بیداری اسلامی (۲۰۰۱-۲۰۱۱)............................................۲۰۹ ۴-۳-۵) روابط آمریکا و مصر پس از بیداری اسلامی (۲۰۱۱).....................................................................۲۱۶ ۱-۴-۳-۵) کمکهای خارجی ایالات متحده آمریکا به مصر پیش از بیداری اسلامی (۱۹۴۸-۲۰۱۰).....................۲۱۸ ۲-۴-۳-۵) کمکهای خارجی ایالات متحده آمریکا به مصر در دوران گذار........................................................۲۲۱ ۳-۴-۳-۵) آخرین تحولات در کمکهای خارجی ایالات متحده به مصر............................................................۲۲۴ نتیجهگیری...............................................................................................................................................۲۲۸ فهرست منابع..........................................................................................................................................۲۳۳ بخش اول کلیات پژوهش ۱-۱ طرح مسئله: از ژانویه ۲۰۱۱، خاورمیانه و شمال آفریقا یک دوران دگرگونی عمیق را تجربه مینماید. آنچه که طی سالیان بسیاری نامحتمل به نظر میرسید مانند تظاهرات مداوم، تغییرات سیاسی جامع و تقاضاهای فراگیر برای دموکراسی، ناگاه به واقعیت جدیدی بدل شد. از زمان انقلابهای سیاسی اروپای شرقی در دو دهۀ پیش، تاکنون در هیچ منطقهای از جهان، آن هم با این میزان از اهمیت برای ایالات متحده آمریکا، تغییرات بنیادی در یک چنین دورۀ زمانی کوتاه حادث نشده بود.این تحولات متأثر از انباشت بحرانهای گوناگون (بحران هویت، بحران توزیع منابع، بحران حکومتداری و بحران مشروعیت) بود که در طول سالیان بسیار به خشم مردم منطقه منجر گردید، خشمی که از تونس آغاز شد و به تدریج دامنگیر کشورهایی شد که هر کدام به نحوی از این بحرانها رنج میبردند. اقتصادهای ناکارآمد، نظامهای آموزشی نامناسب، ساختارهای قانونی فاسد، نظامهای اجتماعی منسوخ، بوروکراسیهای متصلب و رهبران سیاسی غیر دموکراتیک از جمله مشکلات مشترک جوامع در این منطقه است. در تونس اعتراضات مردمی به سرنگونی رژیم دیکتاتور زینالعابدین بن علی انجامید. در مصر نیز برخلاف تصور رایج خودِ مصریان و جامعۀ بینالملل در خصوص انسجام داخلی و قدرتمندی رژیم مبارک، جنبش مردمی ظرف مدت تنها ۱۸ روز آن هم با برگزاری تظاهرات مداوم و صلحآمیز حکومت را سرنگون ساخت.هدف این موج سوم بیداری اسلامی – پس از موج قومی عرب علیه حاکمیت ترکان عثمانی (اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم) و موج رادیکال ناسیونالیسم (دهۀ پنجاه میلادی) - نه مبارزه با صهیونیسم است، نه وحدت عربی و نه سوسیالیسم عربی؛ بلکه بیکاری، فقر، تضادهای غنی و فقیر در جامعه و فقدان آزادیهای سیاسی و اجتماعی، مردم این کشورها را وادار ساخت تا قیام کنند و حکومتهای اقتدارگرا را سرنگون سازند و با شکلگیری دموکراسی به آزادی و حقوق مدنی و اجتماعی خود دست یابند.سیر این تحولات و اعتراضات در هر یک از این کشورها بسته به نوع گروه های درگیر، میزان اتحاد و انسجام ارزشی میان آنها، میزان مقاومت و سرکوبی رژیم حاکم و وجود یا عدم دخالت خارجی شکل متفاوتی به خود گرفت. از سوی دیگر، واکنش کشورهای منطقه و همچنین قدرتهای بزرگ به این تحولات شایان توجه است. در این میان، ایالات متحده آمریکا، به عنوان یکی از مهمترین بازیگران نظام بینالملل، به دلیل روابط دیرینه خود با برخی از این کشورها از جمله تونس، مصر، اردن و...، نگرانی برای تأمین امنیت اسرائیل، هراس از سیاستها و جهتگیریهای خارجی و منطقهای اسلامگرایان به قدرت رسیده به ویژه در قبال رژیم صهیونیستی و دغدغه تأمین امنیت جریان انرژی از منطقه با دقت و وسواس بیشتری این تحولات را زیر نظر دارد. در دوران جنگ سرد، سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه مبتنی بر حفظ ثبات سیاسی و حمایت از رژیمهای اقتدارگرا در منطقه بود. در دوران پسا جنگ سرد، علی رغم تغییرات مشهود در ساختار نظام بینالملل و فرآیندهای حاکم بر روابط کشورها و بازیگران منطقهای، آمریکا همچنان سیاست حفظ وضع موجود را با هدف حفظ ماهیت و ارکان اصلی رژیمهای سیاسی منطقه دنبال نمود و تنها در سطحی محدود به ایجاد برخی نهادها و روندهای دموکراتیک اقدام کرد. در دوران پس از یازده سپتامبر ۲۰۰۱، به دنبال تهدید ناشی از بنیاد گرایی اسلامی و نبود دموکراسی در جوامع خاورمیانهای به عنوان مهمترین عامل پرورش افراطگرایی و تروریسم، سیاست خارجی ایالات متحده با تکیه بر قدرت نظامی به سمت اِعمال اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از طریق مهندسی اجتماعی- سیاسی این جوامع گرایش پیدا کرده و اشاعه ارزشها به سطح منافع حیاتی ایالات متحده در منطقه ارتقاء یافت. با روی کار آمدن دولت دموکرات باراک اوباما، هرچند شرایط حاکم بر دوران جمهوریخواهان دنبال شد؛ اما کاهش مقبولیت این کشور در نتیجه حمله به دو کشور افغانستان و عراق، سیاستگذاران آمریکایی را بر آن داشت تا با اعمال تغییرات جزیی در سیاستهای خود و تأکید کمتر بر قدرت نظامی، بیش از گذشته از طریق دنبال نمودن فعالیتهای نرم و رویکرد دموکراتیک درصدد کسب وجهه برای ایالات متحده برآیند. تحولات سال ۲۰۱۱ در خاورمیانه و شمال آفریقا، همزمان فرصتها و چالشهایی را فراروی ایالات متحده آمریکا در عرصه سیاست خارجی قرار داده است. این کشور از یکسو از این فرصت برخوردار شده که با کاربرد همزمان قدرت سخت و قدرت نرم یعنی اعطای کمکهای نظامی- اقتصادی و مشروط سازی این کمکها به پیشبرد و رعایت سیاستها و ارزشهای مطلوب خود همچون دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتها به ویژه اقلیتهای مذهبی، تقویت جامعه مدنی و دفاع از آزادی بیان توسط دولتهای جدید، علاوه بر کاهش تناقض آشکار و دیرینه در سیاست اعلانی و سیاست اعمالی خود در منطقه، نفوذ و تأثیرگذاری خود بر روند تحولات منطقه را همچنان حفظ نماید. اما از سوی دیگر، چالشی که فراروی آمریکا قرار دارد، به قدرت رسیدن اسلامگرایان در تونس و مصر است. آمریکا جهت طرحریزی خط مشی خود در قبال حکومتهای تازه تأسیس در این کشورها، علاوه بر بررسی دقیق جوامع این منطقه به عنوان جوامعی مبتلا به مجموعهای گسترده از مشکلات داخلی، به نقش و فعالیت گروههای اسلامگرای حاکم در این دو کشور- حزب النهضه در تونس و اخوان المسلمین در مصر- و رفتار و رویکردهای اتخاذ شده توسط آنان توجه ویژهای دارد. در پژوهش حاضر محقق بر آنست به این پرسش اساسی پاسخ دهد که ایالات متحده آمریکا در قبال تحولات صورت گرفته موسوم به بیداری اسلامی در مصر و تونس و به قدرت رسیدن اسلامگرایان در این دو کشور چه رویکردی را اتخاذ نموده است. ۲-۱ اهداف پژوهش: در تحقیق حاضر دو دسته اهداف علمی و کاربردی در نظر گرفته شده است. اهداف علمی پژوهش حاضر، شناخت رویکرد ایالات متحده در خاورمیانه در واکنش به تحولات صورت گرفته در این منطقه است. علاوه بر این شناخت کلی، بررسی نحوۀ تعامل این کشور با اسلامگرایان به قدرت رسیده در کشورهای تونس و مصر و چگونگی تأمین منافع و اهداف امنیتی و غیرامنیتی خود با توجه به شرایط جدید نیز از جمله اهداف این پژوهش به شمار میروند. اهداف کاربردی این پژوهش عبارتست از کمک به ارائه یک تبیین واقعگرایانه از وضعیت منطقه و تعیین ویژگیهای روابط حکومتهای جدید مصر و تونس با ایالات متحده، جهت اتخاذ جهتگیریهای صحیح و واقعبینانه در قبال روابط قدرت جدید در منطقه از سوی تصمیمگیرندگان داخلی. ۳-۱ سؤال پژوهش: ۱-۳-۱ سؤال اصلی: بیداری اسلامی چه تأثیری بر سیاست ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا داشته است؟ ۲-۳-۱ سؤالات فرعی: - ایالات متحده آمریکا در قبال بیداری اسلامی در تونس چه رویکردی اتخاذ نمود؟ - ایالات متحده آمریکا در قبال بیداری اسلامی در مصر چه رویکردی اتخاذ نمود؟ ۴-۱ فرضیه پژوهش: با سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری در تونس و مصر و برگزاری انتخابات آزاد و به قدرت رسیدن اسلامگرایان، ایالات متحده آمریکا ضمن توجه ویژه به حفظ ثبات و امنیت خاورمیانه، برای تأمین منافع و اهداف غیر امنیتی و همچنین مدیریت روند تحولات درونی جوامع مورد نظر با هدف افزایش نفوذ و تأثیرگذاری خود، از قدرت هوشمند[1] بهره میگیرد. ۵-۱ متغیرها: بیداری اسلامی : متغیر مستقل شاخصهای متغیر مستقل: - جنبش اعتراضی - سرنگونی رژیم اقتدارگرای حاکم - برگزاری انتخابات آزاد با حضور تمام احزاب از جمله احزاب اسلامگرا - به قدرت رسیدن اسلامگرایان سیاست خارجی خاورمیانهای ایالات متحده آمریکا: متغیر وابسته شاخصهای متغیر وابسته: - عدم حمایت از رژیم اقتدارگرا و متحد در منطقه (بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر) در جریان جنبش اعتراضی - اعلام پشتیبانی از روند گذار به دموکراسی در کشورهای متأثر از تحولات بیداری اسلامی (تونس و مصر) - اعطای کمک اقتصادی و فنی با هدف حمایت از رشد اقتصادی و سرمایهگذاری و در عین حال مشروط سازی این کمکها به پیشبرد سیاستهای خاص - اعطای کمک آموزشی و مشارکت اطلاعاتی به سازمانهای غیردولتی و فعال در حوزۀ مدنی با هدف تقویت جامعه مدنی و مشارکت مدنی - تداوم اعطای کمک نظامی- امنیتی با هدف حفظ روابط نظامی و امنیتی خود با کشورهای منطقه (تونس و مصر) ۶-۱ روش پژوهش: ۱-۶-۱ نوع روش پژوهش: تبیینی و بر مبنای راهبرد فرضیهای – قیاسی؛ بدین معنا که پایۀ اصلی پژوهش، فرضیهای است که از بطن نظریۀ نوواقعگرایی تهاجمی اخذ شده است و در روند پژوهش تلاش می شود تا فرضیه مورد نظر در پرتو دادههای گردآوری شده مورد سنجش و آزمون قرار گیرد. ۲-۶-۱ روش گردآوری اطلاعات و دادهها: استفاده از منابع کتابخانهای (کتب فارسی و انگلیسی، نشریات و پایاننامه دانشگاهی) و منابع اینترنتی به ویژه سایتهای مطالعاتی- تحقیقاتی داخلی و خارجی و سایتهای دانلود رایگان کتب انگلیسی است که بعضاً امکان دانلود مقالات، کتب و اسناد و گزارشهای مربوط به پژوهش حاضر را در اختیار نگارنده قرار دادند. ۷-۱ سوابق مربوط: در خصوص سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه در دوران جنگ سرد و پس از آن و همچنین اسلام و گروههای اسلامگرا، بنیادگرایی اسلامی، ایدئولوژیهای سیاسی در جهان عرب، موانع و چالشهای موجود در روند گذار به دموکراسی و جامعه مدنی در خاورمیانه کتب، مقالات و مطالب زیادی نگاشته و منتشر شده است. پس از رویداد بیداری اسلامی، حجم ادبیات مربوطه به طور قابل توجهی افزایش یافت که هرکدام از جنبهای خاص به بررسی تحولات میپرداختند. در ادامه به معرفی برخی منابع مورد استفاده نگارنده اشاره میشود: - کتاب «سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه و دموکراسی» اثر دکتر حسین دهشیار (۱۳۸۶)؛ در فصل اول، بنیادهای کلان و خرد تأثیرگذار بر سیاست خارجی آمریکا مورد بررسی قرار گرفته و در فصل سوم به نقش قدرت در حیات بخشیدن به سیاست خارجی و بررسی ابعاد و جنبه های آن میپردازد. از دیگر بخشهای مهم این کتاب میتوان به فصول پنجم و هفتم اشاره نمود که به بحث در خصوص دموکراسی و الزامات آن هم در عرصه جهانی و هم در محیط خاورمیانه پرداخته میشود. - اثر خانم فاطمه سلیمانی پورلک با عنوان «قدرت نرم در استراتژی خاورمیانهای آمریکا» (۱۳۹۰)؛ که با بررسی رویکردهای تئوریک نرمافزارگرایانه به قدرت، جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجی آمریکا در دوران جنگ سرد و پسا جنگ سرد و همچنین پس از رویداد یازدهم سپتامبر را در منطقه خاورمیانه به خوبی تشریح مینماید. - کتاب انگلیسی ایندرجت پارمر[2] و مایکل کاکس[3] با عنوان «قدرت نرم و سیاست خارجی آمریکا[4]» (۲۰۱۰)؛ در فصل اول، جوزف نای[5] به توضیح مفاهیم قدرت نرم، سخت و هوشمند و انتقاد از بیکفایتی دولت بوش پرداخته و سپس چالشهای موجود بر سر راه دولت جدید آمریکا پس از نوامبر ۲۰۰۸ را بررسی مینماید. در فصل دوم و سوم، نقدهای نظری و روششناختی از مفهوم قدرت نرم جوزف نای ارائه میشود. در فصل پنجم، کاربرد پذیری مفهوم قدرت نرم در طرح کمک مارشال و سایر برنامههای مربوط به گسترش هژمونی ایالات متحده آزموده میشود. - کتاب «بحرانهای سیاسی و جنبشهای اجتماعی در خاورمیانه: نظریهها و روندها» اثر دکتر محمود واعظی (۱۳۹۰) مشتمل بر ده فصل، که در فصول هفتم، هشتم و نهم به بررسی کامل ابعاد، ویژگیها و بازیگران داخلی جنبشهای جدید در کشورهای عربی و تحلیل علل تکوین این جنبشها؛ بررسی اندیشهها و رویکرد جریانهای اسلامگرای مهم منطقه و فرآیند تغییر در اندیشههای سیاسی این جریانهای اسلامگرا میپردازد. - کتاب «آمریکا و اسلام سیاسی» اثر فواز ای. جرجیس و ترجمه سید محمد کمال سروریان (۱۳۸۲) که به طور مبسوط و با کاربست دو اصطلاح تقابلگرایان و سازشگرایان، زمینه فکری و تلقی آمریکاییها را از اسلامگرایی ترسیم مینمایند و با اشاره به موضعگیری متناقض و برداشت مبهم مقامات آمریکایی از تقسیم اسلامگرایان به دو گروه تندرو و میانهرو، سیاست خارجی این کشور را متأثر از متغیرهای فرهنگی تاریخی علاوه بر متغیرهای امنیتی- راهبردی ارزیابی میکند. - مقاله «سیاستهای خاورمیانهای ایالات متحده: از توازن تا هژمونی» اثر امیرمحمد حاجی یوسفی و سیدروحالله حاجزرگرباشی که به بررسی سیاستهای خاورمیانهای ایالات متحده بر مبنای نوع ساختار حاکم بر نظام بینالملل در دو مقطع زمانی جنگ سرد و پس از آن و همچنین نقش عوامل مؤثر در تغییر سیاستهای این کشور نسبت به خرده سیستم خاورمیانه میپردازد. ۸-۱ تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی: ۱-۸-۱ جنبشهای اجتماعی: شکل متمایزی از سیاست منازعه آمیز هستند که ظهور و افول آنها نشاندهندۀ بسط و قبض فرصتهای دمکراتیک است. جنبشها حاصل ترکیب ابداعی و مهم ۳ عنصر هستند: الف) تلاش عمومی پایدار و سازمان یافته برای طرح ادعاهایی در مقابل مقامات هدف (پویش) ب) استخدام ترکیبهایی از میان اشکال کنش سیاسی همچون ایجاد انجمنها و ائتلافهای دارای مقاصد خاص، رژههای رسمی، میتینگهای عمومی، شبزندهداریها، راهپیماییها، تظاهرات، تهیه دادخواست، صدور بیانیههایی به رسانههای جمعی یا انتشار آنها در آن رسانهها و چاپ جزوات (چنته جنبش اجتماعی) ج) نمایش هماهنگ و عمومیWUNG {مخفف چهار کلمه ارزشمندی[6] ، وحدت[7] ، تعداد[8] ، تعهد[9] } از سوی شرکت کنندگان (تیلی، ۱۳۸۹: ۲۶-۲۸). ۲-۸-۱ اسلام گرایی: واژهای است که برای توضیح عملکرد جریانهای فکری- سیاسی اسلامی بکار میرود. این جریانها غالباً به شکل منظم و سازمان یافتهای ظهور مییابند که از آن با عنوان حرکتهای اسلامی، نهضتهای اسلامی، جنبشهای اسلامی، گروههای اسلامی و یا احزاب اسلامی تعبیر میشود. در هستۀ فکری – سیاسی این مجموعههای منظم و سازمانیافته اسلام و آموزههای اسلامی قرار دارد. از آنجا که هر کدام از این مجموعهها برای تحقق اهداف خود که مبتنی بر تفسیرها و برداشتهای متفکران سیاسی- مذهبی آنها حول محور اسلام و آموزههای اسلامی است، از ابزارها و شیوه های متفاوت و گاه مشترکی استفاده میکنند، تعابیر و عناوین متعددی برای آنها نظیر اسلامگرایان رادیکال، بنیادگرایان اسلامی، اسلامگرایان میانهرو، اسلامگرایان دمکرات یا لیبرال بکار رفته است که البته هر کدام معنای خاصی را به ذهن متبادر میکند. فضای زمانی و محیط فعالیت اسلامگرایان با عناوینی همچون احیای اسلامی، رستاخیز اسلامی و بیداری اسلامی نشان داده شده است. حرکتهای اسلامی در پی ارائه الگوی توسعه مبتنی بر شریعت هستند و اسلام را کاملترین راه زندگی دانسته و غرب گرایی را مطرود میدانند و همچنین آمریکا و اسرائیل را بزرگترین دشمنان جوامع اسلامی و مسلمانان دانسته و در سطوح ملی خواستار عدالت اقتصادی، رفاه عمومی، مشارکت سیاسی، حکومت مردمی و بر چیده شدن مظاهر فساد در جوامع خود هستند و در این مسیر به مبارزه با حکومتهای مستبد و نامشروع و حامیان خارجی آنان پرداختند (پوراحمدی،۱۳۸۹: ۶۴۳-۶۵۲). ۳-۸-۱ قدرت سخت: قدرت نظامی و قدرت اقتصادی به مثابه منابع قدرت سخت میتوانند دیگران را به تغییر مواضع خود سوق دهند. این نوع قدرت بر پاداشها (هویج) یا تهدیدها (چماق) مبتنی است. منابع قدرت سخت معمولاً با رفتار مبتنی بر فرماندهی (اجبار، بازدارندگی، پاداش) و با هدف اعمال نفوذ همراه است. در حیطۀ قدرت نظامی به صورت دیپلماسی اجبار، جنگ و اتحاد و در حیطۀ قدرت اقتصادی به صورت کمک، رشوه و تحریم نمایان می شود (سلیمانی پورلک،۱۳۹۰: ۲۴). به طور خلاصه، قدرت سخت توانایی بکاربردن چماق و شیرینی قدرت نظامی و اقتصادی برای وادار ساختن دیگران به پیروی از خواست خود است. ۴-۸-۱ قدرت نرم: بر توانایی شکل دادن به ترجیحات دیگران یا «قدرت همرنگسازی[10] » استوار است. در واقع، توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب و جلب دیگران و نه از طریق اجبار یا پاداش. منابع قدرت نرم یک کشور عبارتند از فرهنگ (در جایی که برای دیگران جذابیت دارد)، ارزشهای سیاسی (هرجا جذابیت داشته باشند و عملکردهای ناسازگار با آنها تضعیفشان نکرده باشد) و سیاست خارجی آن کشور (هرجا دیگران آنها را فراگیر و مشروع بدانند) (Zahran & Ramos, 2010:19). منابع قدرت نرم با طیفی از رفتارهای متقاعدکننده مرتبط است و این قدرت بیش از قدرت سخت به اراده تفسیرکنندگان و دریافتکنندگان وابسته است. سیاستهای ریاکارانه، متکبرانه، بیتفاوت به افکار دیگران و همچنین متناقض در عرصه داخلی و خارجی یا در حوزۀ اعمالی و اعلانی میتواند منجر به تضعیف قدرت نرم شود. از جمله ابزار قدرت نرم میتوان به دیپلماسی عمومی {مشتمل بر ارتباطات روزانه، ارتباطات استراتژیک و ارتباطات پایدار با افراد کلیدی از طریق اعطای بورسیه، تبادلات فرهنگی و دانشگاهی، آموزش، برگزاری کنفرانسها و سمینارها و...} اشاره کرد که می تواند نقش مهمی در ایجاد تصویری جذاب از یک کشور ایفا نماید (سلیمانی پورلک، ۱۳۹۰: ۲۴-۳۰). البته این احتمال وجود دارد که گاهی از منابع قدرت سخت (کمک اقتصادی) برای همرنگسازی یا جلب نظر دیگر دولتها به انواع مشخصی از سیاستها بهره گرفته شود (Zahran & Ramos, 2010:18)؛ به این معنا که گاهی کمک اقتصادی به عنوان پاداش برای پیشبرد یک سیاست مشخص (قدرت فرماندهی/ سخت) و گاهی نیز در راستای ترویج و اشاعۀ اقتصاد بازار آزاد / اقتصاد لیبرالیستی (قدرت همرنگسازی/ نرم) بکار رود. ۵-۸-۱ قدرت هوشمند: به راهبردهایی اشاره دارد که در آن منابع قدرت نرم [فرهنگ جذاب، ارزشهای سیاسی هماهنگ با عملکرد، سیاست خارجی فراگیر و مشروع] و قدرت سخت [نظامی، اقتصادی] به طور موفقیتآمیزی با یکدیگر ترکیب میشوند. در واقع قدرت هوشمند، توانایی ترکیب موفقیتآمیز تهدید، اجبار [و پاداش] قدرت سخت با جذابیت قدرت نرم در یک راهبرد است (Nye, 2010: 9). ۶-۸-۱ مؤلفه های قدرت نرم آمریکا: مضامینی همچون دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون، اقتصاد آزاد و کثرت گرایی که آمریکا را از سایر جهانیان متمایز میکند، مؤلفههای سازنده هویت فراگیر غرب و در رأس آنها آمریکا است که ارکان رهبری جهانی این کشور و زمینه های اقبال جامعه جهانی را فراهم میکند (سلیمانی پورلک،۱۳۹۰، ۲۴-۲۹). ۷-۸-۱ دموکراسی: برخی از معانی نسبت داده شده به دموکراسی عبارتند از الفـ) نظام فرمانروایی تهیدستان و محرومان بـ) جامعه ای بر پایه فرصت برابر و شایستگیهای فردی و نه سلسله مراتب و امتیازات جـ) نظامی از رفاه و توزیع ثروت با هدف کمتر کردن نابرابریهای اجتماعی د) نظام تصمیم گیری بر پایه اصل فرمانروایی اکثریت نـ) نظامی از فرمانروایی که با کنترل قدرت اکثریت، حقوق و منافع اقلیت را تأمین میکند و) وسیلۀ رسیدن به مقامات دولتی از راه مبارزۀ رقابت آمیز برای بدست آوردن آراء مردم، هـ) نظامی از حکومت که بدون توجه به مشارکت مردم در حیات سیاسی، در کار تأمین منافع آنهاست. اما بیشتر برداشتها از دموکراسی بر پایه اصل «حکومت به وسیلۀ مردم» صورت میگیرد؛ به معنای آنکه در واقع مردم بر خود حکومت میکنند- یعنی در گرفتن تصمیمات تعیینکنندهای که زندگی آنها را ساختاربندی و سرنوشت جامعه را تعیین میکند، مشارکت دارند (هیوود، ۱۳۸۹: ۱۰۱-۱۰۳). ۹-۱ مشکلات و تنگناهای پژوهش: از آنجا که پژوهش حاضر، یکی از مسائل جاری و به روز منطقه را مورد بررسی قرار میدهد، تهیه دادههای تحلیلی، غیر ژورنالیستی و به دور از ایدههای متعصبانه با مشکلاتی همراه بود. علاوه بر این، بخش قابل توجهی از مطالب علمی ارائه شده در مقالات و سایتهای تخصصی، جنبه تجویزی داشته و بیش از بررسی وضع موجود و آنچه که هست، به ارائه راهکار و آنچه که باید باشد، میپردازند. از دیگر محدودیتهای این پژوهش، نبودِ فرصت کافی برای مشاهدۀ سیاست عملی ایالات متحده و ارزیابی میزان همخوانی آن با سیاست اعلانی این کشور است که پژوهشگر را اغلب به اکتفا نمودن به بیانات و سخنرانیهای مقامات آمریکایی وادار ساخت. با توجه به اینکه قبل از تحولات موسوم به بیداری اسلامی، مطالعات و تحقیقات گستردهای در خصوص منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به ویژه در زمینه سیاست خارجی آمریکا و اسلامگرایی صورت گرفته است، پس از وقوع این تحولات بنیادین در منطقه و رویارویی آمریکا با اسلامگرایان به قدرت رسیده، حساسیت و تازگی موضوع سبب شد که مقالات و مطالب علمی گستردهای توسط صاحبنظران این حوزه انتشار یابد که هرکدام از زاویهای خاص و با توجه به پیشینۀ مطالعاتی خود در حوزۀ مزبور به تحلیل اوضاع و شرایط و تجویز راهکارها بپردازند که همین امر جمعبندی و نتیجهگیری بحث را به دلیل کثرت و تنوع دیدگاهها تا حدودی برای نگارنده با دشواری روبرو ساخت. ۱۰-۱ سازماندهی پژوهش: در ۵ بخش به بررسی موضوع میپردازیم: - بخش اول: کلیات - بخش دوم: چارچوب نظری (نوواقعگرایی تهاجمی) - بخش سوم: بیداری اسلامی مشتمل بر دو فصل: فصل اول) شکلگیری جنبش بیداری اسلامی در کشور تونس فصل دوم) آغاز و تداوم جنبش بیداری اسلامی در کشور مصر - بخش چهارم: اسلامگرایان مشتمل بر دو فصل: فصل اول) اسلامگرایان در تونس (جنبش النهضه) فصل دوم) اسلامگرایان در مصر (جنبش اخوان المسلمین) - بخش پنجم: سیاست خارجی خاورمیانهای آمریکا و بیداری اسلامی (۲۰۱۱) مشتمل بر سه فصل: فصل اول) سیاست خاورمیانهای ایالات متحده آمریکا از آغاز جنگ سرد تا بیداری اسلامی (۱۹۴۵-۲۰۱۰) فصل دوم) روابط خارجی آمریکا و جمهوری تونس (از استقلال تا دوران گذار) فصل سوم) روابط خارجی آمریکا و جمهوری مصر (از استقلال تا دوران گذار) در پایان نیز به جمع بندی مطالب پرداخته و فهرست منابع ارائه میشود [1]Smart Power [2] Inderjeet Parmar [3]Micheal Cox [4]Soft Power and US Foreign Policy [5]Joseph S.Nye [6] Worthiness [7]Unity [8]Numbers [9]Commitment [10] Co-optive Power |