![]() بیداری اسلامی و ترتیبات امنیتی خاورمیانه...چکیده: آگاه شدن مسلمانان از عقب ماندگیها، توسعه نیافتگیها و کاستیهای موجود در جهان اسلام، آنان را به جنبشها و تلاشهایی در یک صدساله اخیر، واداشت که بیداری اسلامیاش مینامند. با پیدایش این تحول تاریخی در منطقه خاورمیانه، نقطه عطفی در پویشهای امنیتی این مجموعه منطقهای پدیدار گشت که نظم سنّتی گذشته را در هم نوردید و روند گذار به سوی نظم نوینی را کلید زد. تحول تاریخی مذکور ضمن توجه دولتها به مطالبات مردمی، سطح قابل توجهی از تنشها، درگیری و مناقشهها را درون کشورها و همچنین بین بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ذی نفع در خاورمیانه، به وجود آورد و در حال دگرگون ساختن بسیاری از ویژگیها و ساختارهای سیاسی امنیتی منطقه میباشد. این تحول در حال تغییر دادن صورتبندی مجموعه امنیتی خاورمیانه بوده و تجلیهای جدیدی از امنیت منطقه را به نمایش گذاشته است. بنابراین ضرورت دارد آثار امنیتی این تحول تاریخی مورد واکاوی بیشتر قرار گیرد تا مشخص گردد این تحول تاریخی چه تغییری در صورت بندی مجموعه امنیتی خاورمیانه داشته است. با این اهداف و پیامدها، تجلیهای امنیتی منطقه پس از تحولات بیداری اسلامی توجهات بیشتری را به خود جلب خواهد کرد؛ و سوالهای اساسی همچون بیداری اسلامی چه تاثیری بر ترتیبات امنیتی و الگوهای رفتاری امنیتی در سطح منطقه داشته است؟ را پیشرو خواهد گذاشت که این پژوهش بدنبال پاسخگویی به آنهاست. از این رو به منظور پاسخ به پرسش مزبور در این پژوهش ضمن بهرهگیری از نظریه «مجموعه امنیتی منطقهای» بوزان، درصدد هستیم تا با مبنا قرار دادن مولفهها و ساختارهای اساسی مجموعه امنیت منطقهای، شاخصهایی برای ارزیابی تغییرات امنیتی در سطح منطقه و تعیین صورتبندی امنیتی خاورمیانه ارائه گردد. یافتههای پژوهش نشان میدهد مردمی بودن تحولات بیداری اسلامی به عنوان مشخصه کانونی این تحول تاریخی، منجر به تغییراتی در صورتبندی و ترتیبات امنیتی منطقه خاورمیانه شده است.برای پردازش فرضیه پژوهش، ضمن بهره گیری از روش تحلیل ثانویه در تبیین مطالعات محیطی، از مطالعات امکان سنجی نیز در تصویر سازی از وضعیت امنیت منطقه بهره خواهیم جست و ترتیبات امنیتی خاورمیانه را امکان سنجی خواهیم نمود. کلید واژهها: بیداری اسلامی، ترتیبات امنیتی، خاورمیانه، مجموعه امنیتی منطقهای، صورتبندی امنیت فهرست مطالب: 1 فصل اول:کلیات پژوهش1 1.1 مقدمه2 1.2 بیان مسئله4 1.3 سوالات پژوهش6 1.3.1 سوال اصلی6 1.4 فرضیه پژوهش6 1.5 تعریف مفاهیم و عملیاتی نمودن متغیرها6 1.5.1 منطقه7 1.5.2 مجموعه امنیتی منطقهای 10 1.5.3 ترتیبات امنیتی منطقهای 12 1.5.4 امنیتی کردن و امنیتی ساختن 13 1.5.5 خاورمیانه 15 1.5.6 بیداری اسلامی 17 1.6 سوابق موضوع 19 1.7 ضرورت و اهداف پژوهش31 1.8 روششناسی پژوهش32 1.9 قلمرو پژوهش33 1.10طرح کلان پژوهش34 2 فصل دوم: چارچوب نظری35 2.1 بخش اول : مکتب کپنهاگ و نظریه مجموعه امنیتی منطقهای36 2.1.1 مقدمه36 2.1.2 گفتار اول: رویکرد مکتب کپنهاک به امنیت................................ 37 2.1.3 گفتار دوم: مفهوم سازی مجموعه امنیت منطقهای............................ 42 2.1.4 گفتار سوم: انواع مجموعههای امنیت منطقهای و امکان تغییر................ 50 2.1.5 گفتار چهارم: گونهشناسی الگوهای امنیتی در سطح مجموعههای امنیتی منطقهای54 2.1.5.1 الگوی موازنه قوا................................................ 54 2.1.5.2 الگوی هژمونی.................................................... 59 2.2 بخش دوم : مجموعه امنیت منطقهای خاورمیانه................. 62 2.3 بخش سوم - جمع بندی....................................... 69 3 فصل سوم: بیداری اسلامی.......................... 72 3.1 مقدمه................................................... 73 3.2 بخش اول: بیداری اسلامی؛ سیر تاریخی در خاورمیانه عربی...... 74 3.3 بخش دوم: بیداری اسلامی؛ تبیین زمینهها و سیر تطور.......... 80 3.3.1 گفتار اول: گفتمان غرب گرایی........................................... 82 3.3.2 گفتار دوم: گفتمان ملی گرایی........................................... 83 3.3.3 گفتار سوم: گفتمان اسلامگرایی........................................... 83 3.4 بخش سوم: رویکردها و رهیافتهای نهضتهای بیدارگر اسلامی...... 90 3.5 بخش چهارم: امواج بیداری اسلامی............................ 92 3.6 بخش پنجم: بیداری اسلامی و دومینوی تغییر رژیمها در منطقه خاورمیانه 103 3.7 بخش ششم: بیداری اسلامی و گذار از اصلاحگری به احیاگری....... 107 3.8 بخش هفتم: مولفهها و شاخصههای بیداری در خاورمیانه........ 109 3.8.1 گفتار اول: مقابله با نظامهای اقتدارگرا :.............................. 109 3.8.2 گفتار دوم: قدرتگیری گروههای اسلامگرا و رشد احزاب مخالف................ 113 3.8.3 گفتار سوم: تقویت اسلامگرایی و گفتمان اسلامسیاسی........................ 114 3.8.4 گفتار چهارم: تقویت جایگاه مردم در سیاست.............................. 116 3.8.5 گفتار پنجم: ضد نظام سلطه بودن:...................................... 118 3.9 . رویکرد گفتمانی به پدیده بیداری اسلامی.................. 120 3.10بخش هشتم: جمعبندی...................................... 123 4 فصل چهارم: جمعآوری تحلیل دادههای پژوهش........ 131 4.1 مقدمه:................................................. 132 4.2 بخش اول: بازیگران و کارگزاران........................... 133 4.2.1 گفتار اول: تضعیف دولتهای سکولار، غیردموکراتیک، محافظهکار و وابسته(در جهان عرب) عضو مجموعه امنیتی؛134 4.2.2 گفتار دوم: تنزل جایگاه اسرائیل در منطقه و افول هژمونی این رژیم در خاورمیانه؛ 139 4.2.2.1 - تقویت جبهه مقاومت در فلسطین.................................. 151 4.2.2.2 - تضعیف جایگاه ژئوپلیتیک منطقهای اسرائیل....................... 152 4.2.3 گفتار سوم: تقویت جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران و افزایش قدرت نفوذ و چانهزنی این کشور در منطقه؛ 154 4.2.4 گفتار چهارم: افزایش نقش آفرینی ترکیه در منطقه:...................... 156 4.3 بخش دوم: ساختار قدرت و نظم منطقهای(ساختار مادی نظام منطقهای خاورمیانه) 166 4.3.1 گفتار اول: بر هم خوردن توازن قدرت در منطقه........................... 174 4.3.2 گفتار دوم: دو قطبی شدن خاورمیانه..................................... 176 4.3.3 گفتار سوم: شکلگیری موازنه قوای نوین در منطقه خاورمیانه.............. 176 4.4 بخش سوم: ساختار هنجاری نظام منطقهای خاورمیانه........... 179 4.4.1 گفتار اول: تقویت گفتمان اسلامگرایی در برابر گفتمانهای رقیب؛........... 181 4.4.2 گفتار دوم: تقویت گفتمان مقاومت اسلامی؛............................... 182 4.4.3 گفتار سوم: تضعیف گفتمان سازش یا فرایند صلح خاورمیانه؛............... 190 4.5 بخش چهارم: الگوهای تعاملی و رفتاری..................... 190 4.5.1 گفتار اول: تشدید تنازع گفتمانی؛...................................... 192 4.5.1.1 . بیدارى اسلامى؛ تشدید تقابل و تنازع گفتمانی بین اسلام سیاسى و سکولاریسم 192 4.5.1.2 تشدید تنازع گفتمانی بین خرده گفتمانهای جریان اسلامگرایی؛........ 201 4.5.2 گفتار دوم: تشدید رقابت و منازعه در سطح ملی؛.......................... 210 4.5.3 گفتار سوم: تشدیدرقابتوحتیمنازعهدرونمنطقه:......................... 213 4.5.3.1 بیداری اسلامی و رقابت قدرتهای منطقهای: ایران و اسرائیل.......... 214 4.5.3.2 بیداری اسلامی و تشدید رقابت جمهوری اسلامی و عربستان سعودی........ 217 4.5.3.3 بیداری اسلامی و تشدید رقابت ایران و ترکیه....................... 223 4.5.3.4 بیداری اسلامی و رقابت عربستان و قطر............................. 227 4.5.4 گفتار چهارم: تشدید منازعه و رقابت بین بازیگران منطقهای و فرامنطقهای؛231 4.5.5 گفتار پنجم: تشدید منازعه و رقابت بین بازیگران فرامنطقهای؛........... 240 4.6 جمع بندی؛ تبیین وضعیت امنیتی خاورمیانه پس از تحولات بیداری اسلامی در سال 2011 246 5 فصل پنجم: نتیجه گیری.......................... 259 5.1 بخش اول: جمع بندی و پاسخ به سوالات؛...................... 260 5.2 بخش دوم: نتایج بدست آمده :.............................. 263 فهرست شکل ها: شکل یک – طرح کلان پژوهش ........................................................................................................ 34 شکل دو - مدل مفهومی بیداری اسلامی............................................................................................ 129 شکل سه- مدل مفهومی بیداری اسلامی و ترتیبات امنیتی خاورمیانه.................................................130 فهرست جداول: جدول ۲- ۱- تحول ساختاری در مجموعه امنیتی منطقه ای- حفظ وضع موجود ......................... ۵1 جدول ۲- ۲-تحول ساختاری در مجموعه امنیتی منطقه ای- دگرگونی داخلی ................................. ۵1 جدول ۲- ۳-تحول ساختاری در مجموعه امنیتی منطقه ای- دگرگونی خارجی................................ 53 جدول ۲- ۴-تحول ساختاری در مجموعه امنیتی منطقه ای- تحت الشعاع قراردادن مجموعه ........... 53 جدول ۲- ۵ - معیارهای سنجش الگوی موازنه قوا ........................................................................... 59 جدول ۲- ۶-معیارهای سنجش الگوی هژمونیک .............................................................................. 62 جدول ۲- ۷-ابعاد و شاخصهای تحول در مجموعه های امنیتی......................................................... ۷1 جدول ۳- 1-انواع زمینههای جنبش بیداری اسلامی ........................................................................... ۹0 جدول ۴- 1-مواضع ترکیه در قبال تحوالات بیداری اسلامی .......................................................... ۱۶1 جدول ۴- 2- اعتبار سنجی معرفهای وضعیت امنیت خاورمیانه پس از بیداری اسلامی............... 250 جدول ۴- 3- ابعاد و شاخصهای تحول در مجموعه امنیتی خاورمیانه پس از بیداری اسلامی ...... ۲51 جدول ۴- 4- امکان سنجی مقایسهای الگوهای چهارگانه تحول ساختاری پس از بیداری اسلامی... ۲52 جدول ۴- 5- معرفهای محیط امنیتی خاورمیانه و ارتباط آن با معیارهای امنیت منطقهای .... 254 جدول ۴- 6- امکان سنجی الگوی موازنه قوا در محیط امنیتی خاورمیانه ............. 254 جدول ۴- 7- امکان سنجی الگوی برتری(هژمونیک) در محیط امنیتی خاورمیانه ............. 256 جدول 5- 1- صورت بندی و ترتیبات امنیتی خاورمیانه پس از بیداری اسلامی ............... 272 فصل اول:کلیات پژوهش کلیات پژوهش مقدمه خاورمیانه[1] که در نقطه پیوند سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا واقع شده، اهمیت ژئوپلیتیک منحصر به فردی دارد. این منطقه گهواره تمدن، زادگاه سه دین توحیدی بزرگ، تقاطع حرکت و تجارت، پایگاه امپراطوریهای گسترده، منبع حدود شصت درصد نفت جهان، سرچشمه جوش و خروش سیاسی و ایدئولوژیک ومحل انفجارآمیزترین کشمکشهای پایدار پس از جنگ جهانی دوم است(Held, 1989:3). به دلایل گوناگون، خاورمیانه معاصر در سطح جهانی به صورت منطقهای رمزآلود، دچار آشوب و جنگ، گهواره تروریسم، افراط گرایی مذهبی و حکومتهای خودکامه به تصویر کشیده میشود(Milton-Edwards,2003:1). منطقه خاورمیانه در حال حاضر مواجه با مجموعهای از چالشهای مزمن و نو، با عمق و میزان اثرگذاری متفاوت است که شناسایی آنها در فهم روند و مسیر آینده اجتناب ناپذیر مینماید. از جمله چالشها و مسائل مطرح درآن عبارت است از؛ اشغال سرزمینهای فلسطینی و مناقشه برخاسته از آن؛ بیثباتی در عراق و افغانستان}و سوریه{؛ تحرکات و قدرتیابی گروههای افراطی؛ تروریسم؛ قاچاق مواد مخدر و تسلیحات؛ رقابت تسلیحاتی؛ معضلات اجتماعی همچون فقر، بیکاری، بیسوادی، تبعیض، تشدید شکافهای قومی و مذهبی و اختلافات میان شیعه و سنی؛ امنیت انرژی و حکومتهای ناکارآمد و اقتدارگرا .(Benhael , 2004:1-11) منطقه خاورمیانه یکی از بی ثباترین مناطق جهان است که برخلاف بسیاری از دیگر مناطق در حال توسعه جهان همچنان نزدیک به دو دهه پس از پایان جنگ سرد کشمکشهای منطقهای به ویژه کشمکش اعراب و اسرائیل هنوز در آنجا پایان نرسیده و فضای امنیتی همچنان بر آن حاکم است. بیشتر تاریخ اخیر خاورمیانه از نرسیدن به بلوغ سیاسی، بیتجربگی و بیاطمینانی دولتهای نوپدید منطقه حکایت دارد. در دهههای گذشته، نگرشها، اهداف، رویکردها و ارزشهای سیاسی - اجتماعی گوناگونی در خاورمیانه جریان داشت که زمینهساز شکلگیری برخی پیوندها، ائتلافها، مرزبندیها و اختلافات و مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خاصی در میان کنشگران منطقه گردید. بر این اساس خاورمیانه، در یک قرن گذشته، عرصه چالش، تقابل، همسویی و هماهنگی هویتها و قدرتهای گوناگون منطقهای و فرامنطقهای بوده است؛ پس از فروپاشی دولت عثمانی و کسب استقلال ملتهای عربی، رژیمهای سیاسی گوناگونی بر منطقه خاورمیانۀ عربی حاکم شدند. پادشاهیهای خاندانی و شبه مشروطه، جمهوریهای مادام العمر مبتنی بر کودتای نظامی افسران آزاد و رژیمهای تک حزبی اقتدارگرا، به سه گونۀ اصلی دولت در این منطقه تبدیل گردید و سنت گرایی قبیلهای، ناسیونالیسم عربی و سوسیالیسم و اخیراً نئولیبرالیسم، گفتمانهای غالب بر عرصۀ سیاست و اقتصاد کشورهای این منطقه در چند دهۀ اخیر را تشکیل داده است. با وجود تفاوت ساخت و گفتمانهای سیاسی، وجه مشترک این دولتها، نوسازی اقتدارگرایانه و حاکمیتهای مبتنی بر سلطۀ قبیلهای، حزبی و الیگارشی[2] نظامی بوده است. بر این مبنا، سنت وستفالی[3]، مبنای تأسیس کشور - ملت و شکلگیری دولتهای ملی در خاورمیانه نبوده و نظامهای پادشاهی، با تم ایلات قبیلهای و عشیرهای، قرنها منطق سیاست و حکومتدراینمنطقهبودهاست. در دهههای گذشته در خاورمیانه و به صورت خاص، در خاورمیانه عربی، در پاسخ به مسایل و معضلات سیاسی- اجتماعی فوق، ایدئولوژیها، مکاتب و جریانانهای سیاسی و فکری مختلفی شکل گرفت که تلاش نمودند تا پاسخی به این مسایل ارائه کنند. این مکاتب، در برخورد با مسایل و مشکلات جوامع عرب، رویکردهای متفاوتی در پیش گرفتند و بر موضوعات و مبانی متفاوتی تأکید نمودند. سنتگرایی در برابر نوگرایی، اسلامگرایی در برابر عرفیگرایی، بومیگرایی در برابر بینالمللگرایی و اقتدارگرایی در برابر دموکراسیخواهی، دوگانههایی هستند که تاکنون، در نشاندادن تفاوتها و تمایزات جریانات سیاسی و فکری خاورمیانه و جهان عرب، نقش بسیار برجستهای داشتهاند. بر اساس آنچه گفته شد میتوان ادعا نمود خاورمیانه در گذشته از منظر نوع نظامهای سیاسی حاکم، ائتلافها و محوربندیهای منطقهای، شرایط متفاوتی داشته و به رغم حاکمیت رژیمهای سیاسی جمهوری، پادشاهی و امارتهای نفتی، ویژگی تمام آنها اقتدارگرایی و انحصارگرایی سیاسی با تمرکز بر قدرت و عدم توجه به حقوق سیاسی مردم بوده است(البته به استثناء ایران و تاحدوی ترکیه). از همین رو در سطح منطقهای شاهد شکلگیری ائتلافهای مختلفی به خصوص براساس نوع تعامل با غرب و اسرائیل، بودهایم. نتیجه و پیامد چنین الگویی در خاورمیانه عربی بحرانهای مشارکت، اصالت و هویت، مشروعیت، نفوذ و ضعف در توزیع را به همراه وابستگی اقتصاد ملی، انزوای نخبگان و فرهیختگان، تحقیر پرستیژ تاریخی و مسائل حل نشده هویت را در پی داشته است. این عوامل منجر به فاصله گرفتن هرچه بیشتر دولتها از جامعه خود در این منطقه گردید و وضعیت خاص امنیتی را بدنبال داشت تا جایی که به رغم پیشرفت، نظامهای امنیت منطقهای در سراسر جهان به ویژه بعد از پایان جنگ سرد هنوز هیچ گونه رژیمها و «ترتیبات امنیتی»[4] پایدار، توافق شده و نهادینه شده در منطقه بوجود نیامده است. 1.2 بیان مسئله:بدون شک، اسلام در دهههای اخیر از صورت یک دین الهی صرف بیرون آمده و به عاملی سیاسی – مذهبی در عرصهی روابط بینالمللی تبدیل شده است؛ در دنیای معاصر از عرصههای مهم و شکلدهنده نظام آتی در مناطق و جهان در حال شکلگیری، عرصههای فرهنگی است که دین و مذهب یکی از عناصر مهم آن است. در دوران کنونی نظام فرهنگی غربی حاکم بر نظام بینالملل، با بحرانهای جدی مواجه شده است. در این شرایط و با احیای اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه، برداشتی که از اسلام ارایه میشود در واقع غرب و هویت غربی را به بازی مهمی فراخوانده است که بازیگران اصلی نظام بینالملل چارهای جز پذیرش حضور موثر و فعال آن را ندارد. در نتیجه این حضور اسلام، برخورد جهان اسلام و نهضتهای فکری و سیاسی در سرزمینهای اسلامی با جهتگیریهای مختلف در برابر غرب بوجود آمد که یکی از اهداف آنها پیگیری این هدف است که حکومتهای استبدادی که تحت حمایت مستقیم غربیها قرار دارند را سرنگون نمایند. طی این فرآیند، در این دوره زمانی بویژه طی سالهای اخیر، حرکتهای اسلامی در خاورمیانهموفق به کسب قدرت سیاسی و مشارکت فعال در حکومت شدند و حضور مردم و اقتدار مردمی را در دنیای معاصر در اداره جامعه به نمایش گذاشتند. بر این مبنا سال 2011 میلادی سال ظهور و تجلی اراده و قدرت مردم منطقه خاورمیانه بوده است. در این سال خاورمیانه و شمال افریقا بعنوان مرکز ثقل توازن بینالمللی، دستخوش تغییراتی اساسی شدند که ناشی از خواستههای متراکم شده مردم تحت ستم این کشورها در طول چند دهه گذشته بود. در دوران مذکور فاصله گرفتن دولتهای منطقه خاورمیانه از جامعه، خیزشیهای مردمی را که بواسطه بستر اسلامی منطقه به «بیداری اسلامی»[5] و یا به اصطلاح متون غربی، «بهار عربی»[6]، شهرت یافت را به ارمغان آورد. این خیزشهای مردمی اگر چه تغییر برخی رژیمهای سیاسی، کنار گذاشتن یا تضعیف برخی رهبران سیاسی و حداقل تلاش دولتهای حاکم برای انجام برخی اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و توجه به مطالبات مردمی را به همراه داشت، با این حال، تحولات جدید سطح قابل توجهی از تنشها، درگیری و مناقشهها را نیز به وجود آورد. بر این اساس خیزشهای مردمی کنونی - بیداری اسلامی- از منظرهای مختلف شایسته بررسی و مطالعه جدی و عمیقی است؛ چرا که در حال دگرگون ساختن بسیاری از ویژگیها و ساختارهای سیاسی امنیتی منطقه میباشد. برای پژوهشگران روابط بینالملل به دلیل تأثیراتیکه این خیزشها بر روندها و فرایندهای منطقهای و بینالمللی بجا گذاشته و یا خواهد گذاشت، پرسشهای متفاوتی را برانگیخته است؛ برای این پژوهشگران بیش از هر چیز بررسی آینده امنیتی و «نظم منطقهای»[7] در خاورمیانه، نقش قدرتهای بزرگ و نهایتاً ساختار قدرت و امنیت در منطقه استراتژیک خاورمیانه حائز اهمیت است. یکی از پیامدهای بیداری- تحولات- در جهان عرب، تغییر محیط در سطحبندیهای امنیتی منطقه است. بدون شک تحولات کنونی خاورمیانه در حال انتقال نظامهای سیاسی و ساختار منطقهای به مرحله متفاوت و جدیدی است که با شرایط گذشته یکسان نخواهد بود لذا میتوان با گذار از شرایط مقطعی حاضر، وضعیت جدیدی را برای خاورمیانه انتظار داشت. اعتقاد بر این است که موج اخیر بیداری اسلامی، سبب چالش اساسی در رژیمهای اقتدارگرا، بازیابی هویت اسلامی، افزایش تأثیر «پتانسیل داخلی جهان عرب» بر سیاستهای منطقهای بازیگران، تغییر معادلات گذشته منطقه و..... خواهد شد. ظهور پدیدهها و متغیرهای پیش گفته میتواند بستری برای ایجاد نوعی تغییر در صورت بندی امنیتی منطقه گردد. بر این اساس تجلیهای جدیدی از امنیت متصور خواهد بود. پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن اشاره به وضعیت گذشته و شرایط موجود در خاورمیانه، وضعیت جدید امنیتی خاورمیانه را تبیین نماید. از آنجا که خاورمیانه بواسطه پویشهای امنیتی خاص خود، منازعات تقریبا دائمی، وابستگی متقابل امنیتی، ساختارهای مملو از عناصر پیشامدرن و مداخلات قوی و مستمر از سطح جهانی به عنوان یک نمونه از «مجموعه امنیتی منطقهای»[8] مورد نظر بوزان[9] است در این پژوهش تلاش خواهد شد تا از نظریه «مجموعه امنیتی منطقهای» بهره گرفته شود، به علت اینکه یکی از اهداف این نظریه ارایه معیار برای شناسایی و ارزیابی تغییرات امنیتی در سطح منطقه است. برای پردازش فرضیه پژوهش، ضمن بهره مندی از روش تحلیل ثانویه در تبیین مطالعات محیطی، از مطالعات امکان سنجی نیز در تصویر سازی از وضعیت امنیت منطقه بهره خواهیم جست و ترتیبات امنیتی در خاورمیانه را امکان سنجی خواهیم نمود. با این اهداف و پیامدهاست که تجلیهای امنیتی منطقه بویژه پس از تحولات اخیر خاورمیانه توجهات بیشتری را به خود جلب خواهد کرد؛ و سوالهای اساسی را پیشرو خواهد گذاشت که این پژوهش بدنبال پاسخگویی به آنهاست. 1.3 سوالات پژوهش:1.3.1 سوال اصلی:بیداری اسلامی چه تاثیری بر ترتیبات امنیتی خاورمیانه داشته است ؟ 1.4 فرضیه پژوهشهدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر بیداری اسلامی به عنوان یک تحول تاریخی بر صورت بندی امنیتی در خاورمیانه است. بنابراین در این پژوهش میتوان فقط یک فرضیه کلی و کلان ارائه نمود که عبارتست از : «مردمی بودن تحولات بیداری اسلامی به عنوان مشخصه کانونی این تحول تاریخی، منجر به تغییر در صورتبندی و ترتیبات امنیتی منطقه خاورمیانه شده است» [1]-Middle East. [2]- oligarchy [3]- Westphalia [4]-Security Arrangements [5]-Islamic awakening [6]-Arab Spring [7]-Regional Order [8]- Regional Security Complexes )RSC( [9]- Barry Buzan
|
![]() دانلود حل تمرین شیمی تجزیه اسکوگ ویرایش نهمدانلود حل تمرین شیمی تجزیه اسکوگ ویرایش نهم
حل المسائل شیمی تجزیه
زبان: لاتین
|
![]() بررسی همکاری میان صادرکنندگان بالقوه پروژه خط لوله صادرات گاز نابوکو در چارچوب نظریه بازی همکارانه...فهرست مطالب بررسی همکاری میان صادرکنندگان بالقوه پروژه خط لوله صادرات گاز نابوکو در چارچوب نظریه بازی همکارانه1 1-3- وضعیت گزینههای تأمین کننده12 1-4- پیشینه نظری و تجربی موضوع24 4-8 - استفاده کنندگان از نتیجه رساله ( اعم از مؤسسات آموزشی ، پژوهشی ، دستگاههای اجرایی و غیره ):34 4-9- جنبه جدید بودن و نوآوری پژوهش :35 بازار جهانی گاز طبیعی، خط لوله نابوکو و وضعیت انرژی بازیگران61 3-2- چشمانداز بازار جهانی انرژی62 3-2-1- چشم انداز بازار جهانی انرژی از منظر آژانس بین المللی انرژی (IEA) در افق 2035:62 3-2-2- چشم انداز بازار جهانی انرژی از منظر اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در افق 2040:65 3-2-3-چشم انداز بازار جهانی انرژی از منظر BP در افق 2035 :67 3-3- چشمانداز بازار جهانی گاز طبیعی69 3-3-1- چشم انداز بازار جهانی گاز طبیعی از منظر آژانس بین المللی انرژی (IEA):70 3-3-2- چشم انداز بازار جهانی گاز طبیعی از منظر بریتیش پترولیوم (BP) در افق 2035:73 3-3-3- محدودیتها و موانع رشد شیل گاز و گاز طبیعی مایعشده (LNG)76 3-6- گزینههای تأمین گاز پروژه خط لوله نابوکو90 4-3-2-1- حضور ایران، آذربایجان و ترکمنستان120 4-3-2-1- 1- اجرای پروژه جدید ایران121 4-3-2-1- 2- اجرای پروژه جدید آذربایجان123 4-3-2-1- 3- اجرای پروژه ترانس کاسپین126 4-3-2-1- 4- اجرای پروژه جدید ایران و آذربایجان به طور توأمان128 4-3-2-1- 5- اجرای پروژه جدید ترانس کاسپین و پروژه جدید آذربایجان به صورت توأمان131 4-3-2-1- 6- اجرای پروژه جدید ایران، ترانس کاسپین و پروژه جدید آذربایجان به صورت توأمان133 4-3-2-2- افزوده شده عراق به کشورهای ایران، آذربایجان و ترکمنستان136 4-3-2-2-1- اجرای پروژه جدید عراق136 4-3-2-2-2- اجرای پروژه جدید عراق و پروژه جدید ایران140 4-3-2-2-3- اجرای پروژه جدید عراق و پروژه جدید ایران و آذربایجان144 4-3-2-2-4- اجرای پروژه جدید عراق و پروژه جدید ایران و آذربایجان و ترانس کاسپین148 تحلیل یافتهها، نتیجه گیری و پیشنهادها153 5-5- جنبه جدید بودن و نوآوری پژوهش162 پیوست 1: محاسبات مربوط به خالص ارزش حال صادرات گاز175 فصل اولکلیات پژوهشمقدمهمصرف ﮔﺎزﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ دﻻﻳﻞ ﻓﺮاواﻧﻲ از ﺟﻤﻠﻪ ﭘﺮاﻛﻨﺪﮔﻲ ﺗﻮزﻳﻊ آن در ﺟﻬﺎن، ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻮدن ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی اﺳﺘﺨﺮاج، ﻗﺎﺑﻞ رﻗﺎﺑﺖ ﺑﻮدن ﻗﻴﻤﺖ آن ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ اﻧﻮاع اﻧﺮژی ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ارزش ﺣﺮارﺗﻲ آن، اﻳﺠﺎد آﻻﻳﻨﺪﮔﻲ زﻳﺴﺖ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﻛﻤﺘﺮ در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﺳﻮﺧﺘﻬﺎی ﻓﺴﻴﻠﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪای در ﺣﺎل اﻓﺰاﻳﺶ اﺳﺖ[1]. ﺑﻪ ﻋﻘﻴﺪه ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﻣﺴﺎﺋﻞ اﻧﺮژی، ﮔﺎزﻃﺒﻴﻌﻲ، اﻧﺮژی ﺑﺮﺗﺮ در ﻗﺮن 21 ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد و در ﺻﻮرت ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی و اﻳﺠﺎد زﻣﻴﻨﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺴﺘﺮدهﺗﺮ از آن در واﺣﺪﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻓﺮآوردهﻫﺎی ﺑﺎ ارزش و ﺑﺎ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻧﻔﺘﻲ ﻫﻤﭽﻮن GTL و ﻧﻴﺰ در ﺻﻮرت ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﻨﺎوری ﭘﻴﻞﻫﺎی ﺳﻮﺧﺘﻲ، اﻫﻤﻴﺖ اﻳﻦ ﺳﻮﺧﺖ ﭘﺎک در ﻗﺮن ﺣﺎﺿﺮ دو ﭼﻨﺪان ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﺼﺎرف ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﻧﺮژی، ﮔﺎزﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﺎده ﺧﺎم، ﺑﻪ وﻳﮋه در ﺻﻨﺎﻳﻊ ﭘﺘﺮوﺷﻴﻤﻲ، از ﻣﺼﺎرف ﻏﻴﺮاﻧﺮژی ﭼﺸﻤﮕﻴﺮی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. از اﻳﻨﺮو، ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻲ ﮔﺎزﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﺟﺎی ﻧﻔﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺤﺘﻤﻞ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ. اروپا یکی از مناطق مهمی است که مصرف گاز طبیعی قابل ملاحظهای دارد و روند مصرف آن نیز در حال افزایش است. طبق آخرین آمار منتشر شده مصرف گاز طبیعی اروپا نزدیک به 32 درصد مصرف کل دنیا میباشد[2]. حوزه کشورهای اتحادیه اروپا بیش از 64 درصد از گاز مورد نیاز خود را وارد میکنند[3]. این در حالی است که در سال 2000سهم واردات در تأمین گاز مورد نیاز این منطقه، 48 درصد بود. در حقیقت، مصرف گاز طبیعی اروپا در سالهای گذشته، رشدی بیش از تولید داشته و لذا وابستگی این منطقه به واردات بیشتر شده است. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (2013)، تولید گاز طبیعی اروپا در سال 2040 به 213 میلیارد مترمکعب و مصرف گاز طبیعی این منطقه در این سال به 667 میلیارد متر مکعب برسد که به منزله وابستگی 81 درصدی این منطقه به واردات گاز طبیعی میباشد. لذا مشاهده میشود که حفظ و ثبات امنیت عرضه گاز طبیعی برای اروپا بسیار مهم میباشد. در مقابل، این مسأله میتواند قدرت چانهزنی کشورهای دارنده منابع گازی را در حوزه کشورهای مصرف کننده گاز طبیعی در اروپا، بالا ببرد و این فرصت تاریخی را برای کشورهای دارنده منابع نفت و گاز به وجود خواهد آورد تا با ارزیابی وضعیت بازارهای بزرگ مصرف کننده گاز طبیعی، بتوانند در شرایط مناسبتری با توجه به ویژگی های خاص هر کشور، گاز طبیعی مورد تقاضای این کشورها را تأمین کنند. 1-2- خط لوله نابوکوامروزه مهمترین چالش، انتقال گاز به مصرف کنندهها میباشد چرا که ابزار لازم و کافی جهت انتقال گاز با حجم بالا در بازار گاز اروپا وجود ندارد. مناطق غنی از گاز مانند کشورهای حاشیه دریای خزر، خاورمیانه و مصر هنوز از طریق خطوط لوله به اروپا متصل نشدهاند. پروژه خط لوله نابوکو یکی از مهمترین پروژههایی است که کشورهای اروپایی جهت تأمین گاز مورد نیاز خود بر روی آن برنامهریزی کرده اند. این پروژه چنان اهمیتی از لحاظ استراتژیک برای اروپا دارد که بارها و بارها جهت به نتیجه رسیدن کشورهای درگیر، مذاکراتی برگزار شده است. پروژه نابوکو عبارت است از احداث خط لوله ای برای انتقال گاز طبیعی از منتهی الیه شرق ترکیه تا مرکز اروپا. نقطه فیزیکی شروع خط لوله در چند کیلومتری مرز ایران و ترکیه و در داخل خاک ترکیه در ارزروم[4] قرار دارد. نقطه پایانی آن در خاک اتریش و موضعی به نام بومگارتن است. این خط لوله قرار است از خاک 5 کشور (ترکیه، بلغارستان، رومانی، مجارستان و اتریش) عبور کند. درصورت وصل گاز به بومگارتن، که یک ترمینال اصلی توزیع گاز است، عملاً گاز جاری در این خط لوله به اکثر بازارهای اروپایی خواهد رسید. در نهایت قرار است نیمی از گاز عبوری به بومگارتن برسد و بقیه در کشورهای عبوری مصرف شود. طول این خط لوله 3300کیلومتر است که 2000کیلومتر در ترکیه،400کیلومتر در بلغارستان، 460کیلومتر در رومانی، 390 کیلومتردر بلغارستان و 46 کیلومتر در اتریش است[5]. از نظر اروپا، خط لوله نابوکو از آن جهت اهمیت دارد که وابستگی این منطقه را به گاز روسیه کاهش می دهد[6]. در مورد خط لوله نابوکو، کافی بودن عرضه گاز طبیعی بیش از اجرایی شدن پروژه ساخت خط لوله اهمیت دارد. منابع تأمین گاز نابوکو هنوز محل مناقشه است. اتحادیه اروپا در تلاش است تا با تنوع بخشی تامین کنندگان گاز خود، وابستگی به روسیه را کاهش دهد. ایران به عنوان اولین دارنده ذخایر گازی، بیشترین امکان برای تامین گاز مورد نیاز این خط لوله را در اختیار دارد اما به دلیل جنجال های سیاسی هماکنون در تامین گاز خط لوله نابوکو نقش شایسته ای به عهده نگرفته است. قرار بود این خط لوله از سال 2014 به بهره برداری برسد و ظرفیت نهایی آن 32 میلیارد متر مکعب درسال در نظر گرفته شده بود اما با توجه به وضعیت موجود این پروژه تا 8 ماه اول 2014، بعید است پروژه در سال جاری به بهرهبرداری برسد[7]. طبق توافقات اولیه قرار بوددر فاز اول، یک خط لولة 2000 کیلومتری که آنکارا در ترکیه را به بومگارتن در اتریش متصل میکند، ساخته شود و تأسیسات موجود خط لوله بین مرزهای ترکیه و گرجستان یا ایران برای مدت دو سال استفاده شود. این امر، پروژه را قادر میسازد که فعالیت خود با ظرفیت اولیة 8 میلیارد مترمکعب در سال را شروع نماید. در حالیکه ساخت بقیة قسمتهای خط لوله نیز به موازات آن انجام و تکمیل خواهد شد. به همین شکل قرار بود ساخت فاز دوم از سال 2012 تا اواخر سال 2013 طول بکشد که شامل ساخت قسمت باقیمانده بین مرز ترکیه به گرجستان و ایران می باشد. البته طبق وضع موجود پروژه، به نظر نمیرسد که این موارد، تا قبل از سال 2017 محقق شوند[8]. سهامدران این شرکت عبارتند از OMV اتریش، MOL مجارستان، Trangazرومانی، Bulgargazبلغارستان، BOTASترکیه و RWE آلمان. حامی اصلی این خط لوله اتحادیه اروپا است که به دنبال ایجاد همکاری بین کشورهای واقع در حاشیه دریای خزر برای تامین گاز این خط لوله است و بر طبق بیانیه آوریل 2009 این اتحادیه در بخشی از برنامه خود به این خط لوله در حدود 200 میلیون یورو کمک خواهد کرد. بانک سرمایهگذاری اروپا[9] اعلام کرده است که 25 درصد از هزینه احداث این پروژه را تامین مالی خواهد کرد (در حدود 2 میلیارد یورو) در مورد مابقی هزینهها، احتمالاً توسط بانک اروپایی بازسازی و توسعه[10] و سایر بانکهای تجاری اروپا تامین خواهد شد. وقتی که شرکت گازپروم روسیه[11] عرضة گاز به اواکراین را در ژانویة سال 2006 قطع کرد (افت 35 درصدی در اتریش و افت 40 درصدی در مجارستان)، منطقه اروپا بطور قابل توجهی با کاهش عرضه روبرو شده و حمایت اتحادیة اروپا از پروژة نابوکو شدیدا افزایش یافت[12]. مسائلی از قبیل توافق در مورد کشورهای تامین کننده گاز مورد نیاز برای این خط لوله و تفاوت در رژیمهای تنظیمکننده بازار در بین کشورها در کنار مسائل سیاسی از جمله مهمترین مسائل پیشروی احداث این خط لوله است. کشورهای تامین کننده گاز بالقوه عبارتند از: آذربایجان، ایران، ترکمنستان، عراق. محتملترین منبع برای تامین و صادرات گاز از طریق این خط لوله، میدان شاه دنیز در آذربایجان است که انتظار میرود از سال 2015-2014، بین 8 تا 16 میلیارد متر مکعب گاز برای این خط لوله تامین کند. اما در واقع رقابت بین چند خط لوله مختلف برای دستیابی به گاز این میدان وجود دارد. به رغم تمایل آذربایجان به تامین گاز نابوکو، به سبب آنکه میزان صادرات این کشور به نابوکو کمتر از یک سوم ظرفیت این خط لوله خواهد بود، این مسأله با چالش هایی همراه می باشد. در مورد تأمین گاز خط لوله نابوکو، کشور ایران به عنوان بزرگترین تامین کننده بالقوه گاز مطرح میباشد. به همین خاطر دستیابی به ظرفیت کامل نابوکو بدون در نظر گرفتن گاز صادراتی ایران میسر نخواهد بود. ایران به منظور افزایش ظرفیت صادراتی خود قصد دارد تا تولید سالانه گاز خود را افزایش دهد. در همین ارتباط کشور ایران تمایل خود را برای تخصیص مقداری از این ظرفیت افزوده تولید گاز به خط لوله نابوکو اعلام کرده است. حضور و مشارکت ایران در تأمین گاز خط لوله نابوکو با وجود تحریم های آمریکا علیه این کشور شکل پیچیده ای به خود گرفته است به نحوی که کشورهای اروپایی را مجاب ساخته تا از ترس رویارویی با تحریم های احتمالی علیه خود، نسبت به انجام فعالیتهای تجاری با ایران تمایل نشان ندهند. دولت های بوش و اوباما حمایت خود را از احداث خط لوله نابوکو اعلام داشته اند، اما شرایطی را برای تضمین حمایت خود اعلام کرده اند که عدم حضور ایران در این پروژه از عمده این شرایط به شمار می رود[13]. البته به سبب آنکه میزان ذخایر اثبات شده گاز ایران چهار برابر کل ذخایر کشور های آسیای مرکزی است، اینگونه موضع گیری ایالت متحده در برابر ایران از نگاه اتحادیه اروپا چندان مناسب و معقولانه به نظر نمی رسد، زیرا حتی در بلند مدت به دلیل دستیابی به حداکثر ظرفیت گاز نابوکو، این موضع گیری سخت گیرانه تا حد زیادی تخفیف می یابد. اخیراً شرکت های انرژی مجارستان و اتریش MOL)و(OMVکه هر دو عضو کنسرسیوم نابوکو میباشند، توافقنامه ای را با منطقه خودگردان کردستان واقع در شمال عراق به امضا رساندهاند تا بخشی از گاز تولیدی این منطقه به خط لوله نابوکو انتقال داده شود. گاز عراق می تواند از طریق خط لوله عرب و از میدان "عکاس" این کشور تامین و به این خط لوله تزریق گردد. بر این اساس گاز تولیدی این منطقه برای تامین بخش عمده ای از کل ظرفیت نابوکو کافی خواهد بود، اما حقیقت این است که این ذخیره گاز به مدت زیادی دوام نخواهد داشت. هیچ یک از کشورهای قزاقستان و ازبکستان نمی توانند در کوتاه مدت ظرفیت مورد نیاز نابوکو را تأمین کنند و بدین ترتیب تنها کشور آسیای مرکزی ترکمنستان خواهد بود که از تامین چنین ظرفیتی در کوتاه مدت برمی آید. کشور ترکمنستان سالانه بیش از 60 میلیارد متر مکعب گاز تولید می کند و با توجه به جدیدترین آمار، میزان ذخایر گازی اثبات شده این کشور 17.5 تریلیون متر مکعب برآورد شده است[14]. در سال 2008 ریاست جمهوری ترکمنستان پذیرفت تا سالانه 10میلیارد متر مکعب گاز را برای صادرات به کشورهای عضو اتحادیه اروپا اختصاص دهد. گاز ترکمنستان از میدان "دولت آباد" این کشور تامین و از طریق خاک ایران و یا خط زیر دریایی ترانس کاسپین[15] به باکو منتقل خواهد شد. جدا از خط لوله صادراتی گاز به ایران، تمامی زیر ساخت صادراتی گاز ترکمنستان به روسیه می رود. بنابراین روسیه تسلط همه جانبه ای بر مسیرهای صادراتی گاز ترکمنستان دارد، به گونه ای که روسیه با خرید گاز ترکمنستان، ظرفیت صادراتی گاز کشورش را به اروپا تأمین می کند. برنامههای صادرات گاز ترکمنستان متنوع میباشند. افتتاح فاز اول خط لوله صادرات گاز ترکمنستان به کشور چین در سال 2010 با ظرفیت 20 میلیارد متر مکعب که با تکمیل فاز دوم به بیش از 40 میلیارد متر مکعب در سال افزایش خواهد یافت و همچنین افزایش حجم گاز وارداتی ایران از ترکمنستان به ۱۴ میلیارد متر مکعب در سال با بهره برداری از فاز دوم خط لوله دولت آباد – سرخس از جمله این موارد میباشند. همچنین در صورت نهایی شدن مذاکرات مربوط به خط لوله "ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند[16] با ظرفیت حدود 30 میلیارد متر مکعب در سال، تعهدات صادرات گاز این کشور، به بیش از 74 میلیارد مترمکعب خواهد رسید که نزدیک به دو برابر صادرات فعلی این کشور میباشد. بنابراین، در مورد اینکه این کشور بتواند به تنهایی، گاز خط لوله نابوکو را تأمین کند، تردید وجود دارد. علاوه بر موارد فوق، عدم تعیین رژیم حقوقی دریای خزر سبب عدم امکان پذیری اتصال ترکمنستان از طریق خط لوله برنامه ریزی شده ترانس خزر به آذربایجان-گرجستان- ترکیه خواهد شد و این خط لوله را با بحران عدم وجود منابع گازی مطمئن (در غیاب ایران که مورد تحریم های غرب قرار گرفته است) می کند. نقشه 1-1: مسیر انتقال گاز به اروپا از طریق خط لوله نابوکو با توجه به مسائل گفته شده مشخص میشود که ایران، ترکمنستان، آذربایجان و عراق به عنوان گزینههای مورد نظر این پروژه مطرح میباشند. لذا، یکی از مهمترین دغدغههای کشورهای اروپایی و فعالان مرتبط در زمینه بازار گاز، انتخاب بهترین گزینه برای تأمین گاز این پروژه میباشد. مطالعاتی در این زمینه انجام شده است، اما تاکنون مطالعهای در چارچوب نظریه بازی در این زمینه یعنی انتخاب بهترین گزینه گازرسانی به این پروژه، انجام نشده است. مسأله فوق یعنی انتخاب بهترین گزینه گازرسانی به این پروژه، یکی از مهمترین چالش های موجود در خصوص پروژه فوق میباشد. لذا بررسی توانایی و فرصت ها و چالش های گازرسانی از هر کدام از کشورهای ایران، آذربایجان، عراق و ترکمنستان که گزینههای اصلی گازرسانی به این منطقه هستند، مسأله بسیار خطیر و مهمی است. 1-3- وضعیت گزینههای تأمین کنندهایران، ترکمنستان، آذربایجان و عراق به عنوان گزینههای مورد نظر این پروژه مطرح میباشند. 1-3-1- عراقکشور عراق دارای سیزدهمین منبع ذخیره گازی در جهان محسوب می شود، اما این منابع تا حد زیادی بلا استفاده باقی مانده است. در این راستا دولت عراق در سالهای اخیر با انجام مناقصههای بینالمللی و واگذاری میدانهای گازی به شرکتهای بینالمللی، گامی در زمینه تولید و صادرات گازی برداشته است، اما همچنان با مشکل گاز روبرو است. اکنون نیز عراق جدا از افزایش تقاضای داخلی برای مصرف گاز به مسأله ای چون حق ترانزیت گاز ایران به غرب آسیا و حتی اروپا، رقابت با ترکیه در زمینه نقش ترانزیتی گاز و همچنین شراکت آینده خود در صدور گاز از این خط لوله به غرب آسیا و حتی اروپا می نگرد. بر اساس آمار منتشره، ذخایر اثبات شده گاز طبیعی عراق بیش از 3.4 تریلیون مترمکعب و حجم ذخایر نفت خام اثبات شده این کشور نیز حدود 150 میلیار بشکه برآورد شده است. ظرفیت تولید برق نصب شده عراق در سال 2012 حدود 10.11 میلیون کیلووات در ساعت و واردات برق آن در این سال 12.28 میلیارد کلووات ساعت گزارش شده است. از مجموع برق تولیدی، حدود 69 درصد به وسیله سوخت های فسیلی و 31 درصد از طریق نیروگاههای برقی آبی تولید می شود. تولید نفت خام عراق در سال 2012 حدود 3.1 میلیون بشکه در روز و صادرات نفت خام این کشور نیز 2.6 میلیون بشکه در روز گزارش شده است. عراق در سال 2012 درمجموع 0.8 میلیارد متر مکعب تولید گاز طبیعی داشته و به همین میزان هم مصرف کرده است[17]. انتظار می رود تقاضای گاز این کشور طی چند سال آینده افزایش قابل ملاحظه ای داشته باشد. همچنین کشور عراق در نظر دارد میزان استفاده از گاز برای تولید برق را توسعه دهد که نیازمندی این کشور به گاز را بیش از پیش افزایش خواهد داد. با اینحال، با توجه به اجرایی شدن قراردادهای میادین نفت و گاز عراق در سالهای آتی، انتظار می رود تولید گاز این کشور، به شدت رشد کند. نمودار 1-1: جایگاه ذخایر گاز عراق در جهان(تریلیون متر مکعب) Source: BP statistical review, 2014 قسمت اعظم ذخایر گاز در کشور عراق در میادین همراه با نفت[18] هستند، به این صورت که میزان ذخایر اثبات شده گاز طبیعی این کشور برابر با 3.4 تریلیون متر مکعب (حدود 127 تریلیون فوت مکعب) بوده و رتبه دوازدهم ذخایر اثبات شده گاز طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است[19]. از این میزان حدود 558/2 تریلیون متر مکعب مربوط به ذخایر گاز طبیعی همراه با نفت میباشد. به این صورت که از میادین نفتی، گاز طبیعی به صورت یک محصول همراه با نفت، استخراج میشود. مابقی یعنی 876/0 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی غیر همراه میباشد. همان طور که مشاهده میشود، بیشتر ذخایر گاز طبیعی عراق، یعنی 75 درصد، در میادین نفتی میباشند و برای استخراج آنها، باید میادین نفتی، توسعه یابند. بنابراین، استخراج و تولید گاز طبیعی در این کشور، وابستگی زیادی به توسعه میادین نفتی دارد. نمودار1-2: ذخایر گاز عراق به تفکیک نوع میدان (تریلیون متر مکعب) وزارت نفت عراق تلاش کرده است تا با سامان دهی به فعالیتهای شرکت های دولتی نفت عراق و استفاده از مدیریت، سرمایه و تکنولوژی های شرکت های خارجی، جایگاه صنعت نفت این کشور را در جهان بهبود بخشیده و بدین طریق وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور را ارتقاء بخشد. در همین راستا، وزارت نفت عراق تاکنون چهار مناقصه برای توسعه میادین هیدروکربوری، برنامهریزی و برگزار کرده است. در این مناقصهها، درمجموع 16 میدان نفتی با ذخیره ای بالغ بر 83 میلیارد بشکه نفت خام و 4 میدان گازی با ذخیره 5.6 تریلیون فوت مکعب برای توسعه شرکت های مختلف عرضه شده است. این میزان معادل 72 درصد از کل ذخایر نفتی اکتشاف شده عراق میباشد. در واقع این امر، نشان دهنده حجم بسیار بالای میادین به مناقصه گذاشته شده و همچنین پتانسیل بالای این کشور برای افزایش ظرفیت تولید نفت خود در آینده است. تا قبل از دهه 1960، گاز همراه با نفت در عراق، یک کالای ناخواسته محسوب و سوزانده میشد. اما از دهه 1960 به بعد، مقداری از گاز برای مصارف داخل کشور، استخراج میشده است. همان طور که مشاهده میشود، مقدار تولید شده گاز طبیعی در عراق، در دهه 1960 و 1970 بسیار کم بود و همواره کمتر از مرز 2 میلیارد متر مکعب در سال بود . اما در اوایل دهه 1980 مقدار تولید خالص گاز طبیعی از مرز 10 میلیارد نیز رد شده است که البته بیشتر آن سوزانده میشده و در نهایت مقدار گاز عرضه شده به بازار، تا اواسط این دهه، در حد همان 1 میلیارد متر مکعب بود. اما در اوایل دهه 1980، مقدار گاز بیشتری استخراج و روانه بازار شد. به نحوی که عراق از سال 1986، صادرات گاز به کشور کویت را آغاز کرد. این صادرات تا سال 1991 ادامه داشت[20]. نهایتاً به دلیل وجود تحریم های نفتی عراق توسط سازمان ملل به دلیل حمله عراق به کویت، فعالیتهای تولیدی گاز عراق به شدت نزول کرد تا اینکه تولید خالص گاز این کشور، در دهه 1990 کمتر از 5 میلیارد متر مکعب در سال شد. وجود تحریم های گسترده صنعت نفت عراق توسط سازمان ملل و برنامه نفت در برابر غذا، از عوامل اصلی کاهش تولید گاز در دهه 1990 بوده است. در اوایل دهه 2000 و بعد از جنگ آمریکا به عراق، از سال 2003 تولید گاز طبیعی عراق افزایش پیدا کرد و از کمتر از 4 میلیارد متر مکعب در سال، به میزان بیش از 17 میلیارد متر مکعب در سال 2013 رسیده است. البته هنوز به دلیل میزان زیاد گاز سوزانده شده و تلف شده، هنوز تولید گاز طبیعی عرضه شده به بازار، بسیار کم بوده و کمتر از 1 میلیارد متر مکعب در سال میباشد. نمودار 1-5: عرضه و تقاضای گاز عراق (میلیارد مترمکعب) Source: World Energy Outlook, 2014 طبق نمودار فوق مشاهده میشود که در سالهای اخیر، روند مصرف عراق از تولید گاز طبیعی عراق، پیشی گرفته است و انعقاد قرارداد صادرات گاز ایران به عراق در انتهای 2013 و اوایل 2014، نیز گواهی بر این مدعاست[21]. اما با بهره برداری از قراردادهای منعقد شده میادین نفت و گاز عراق، این کشور تا سال 2020 به کشوری بسیار مهم در عرصه صادرات گاز تبدیل خواهد شد که در بدبینانهترین حالت، بیش از 10 میلیارد متر مکعب در سال خواهد شد که رقم بسیار قابل ملاحظهای خواهد بود. لذا ذخایر گازی این کشور، به نحوی خواهد بود که بسیاری از واردکنندگان گاز طبیعی، به دنبال عقد قرارداد واردات از این کشور تا انتهای دهه دوم خواهد بود. 1-3-2- آذربایجانجمهوری آذربایجان با مساحتی حدود 86 هزار و 600 کیلومتر مربع و با جمعیتی بالغ بر 9 میلیون و 590 هزار نفر ( جولای ٢٠١٣ ، اداره اطلاعات و آمار آمریکا)، بزرگترین کشور قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر است. پایتخت آن باکو است. برابر آمار منتشره از سوی مجله بینالمللی نفت و گاز[22]، تا پایان ژانویه 2013، ذخایر اثبات شده نفت خام آذربایجان در حدود 7 میلیارد بشکه تخمین زده شده است. به گزارش سازمان مطالعات انرژی ایالات متحده، مجموع تولید نفت آذربایجان در سال 2013 حدود 919 هزار بشکه در روز اعلام شده است که از این مقدار حدود 101 هزار بشکه در روز جهت مصارف داخلی مورد استفاده قرار گرفته است. این کشور در سال 2013، در بین 20 صادر کننده بزرگ نفت جهان قرار گرفت. بزرگترین حوزههای هیدرو کربنی آذربایجان در بخش دریایی این کشور و در دریای خزر قرار گرفته است، به خصوص میدان " آذری چراغ گونشلی" که در سال 2013 بیش از 80 درصد از کل تولید نفت این کشور را به خود اختصاص داده است. این میدان با ذخیره ای حدود 5 میلیارد بشکه نفت بزرگترین میدان نفتی آذربایجان است که بیشترین ذخایر نفتی این کشور را در خود جای داده است. آذربایجان به طور خالص یکی از صادر کنندگان عمده نفت خام است، اما این کشور مقداری نفت خام از ترکمنستان و قزاقستان وارد میکند. صنعت نفت آذربایجان با ساخت خط لوله نفت باکو_ تفلیس_ جیحان[23] دگرگون شد و این خط لوله پتانسیلهای نفت این کشور برای صادرات را متحول کرده است. این کشور به طور عمده صادر کننده نفت خام و میعانات گازی است و در بخش فرآوردههای نفتی نیز، صادرات اندکی انجام میدهد. صادرات سوخت مایع آذربایجان در سال 2012 بالغ بر 850 هزار بشکه در روز گزارش شده است و مقایسه این حجم از صادرات با آمارهای سال 2011 حاکی از کاهش 7 درصدی در این بخش است. صادرات نفت آذربایجان در سال 2010 با 967 هزار بشکه در روز به اوج خود رسید، اما پس از این سال همراه با کاهش تولید، صادرات این کشور نیز هر سال کاهش یافته است. نقشه 1-2: زیرساخت های کلیدی گاز طبیعی و نفت در آذربایجان اگر چه آذربایجان به طور عمده صادر کننده نفت خام و میعانات گازی است اما این کشور در مقیاس پایین نسبت به صادرات فرآوردههای نفتی شامل؛ دیزل، بنزین و سوخت جت به کشورهای همسایه، ار جمله روسیه و گرجستان مبادرت میکند.با راه اندازی میدان گازطبیعی و میعانات گازی شاه دنیز در اواخر سال 2006، جمهوری آذربایجان به یکی از صادر کنندههای خالص گاز طبیعی تبدیل شد. به گزارش مجله بینالمللی نفت و گاز[24]، ذخایر گاز طبیعی اثبات شده آذربایجان تا ژانویه 2013 در حدود 35 تریلیون فوت مکعب ( 991 میلیارد متر مکعب ) تخمین زده میشود که اکثریت قریب به اتفاق آن مربوط به میدان گازی شاه دنیز است. آذری گاز، یک شرکت تابعه شرکت دولتی نفت آذربایجان، مسئولیت عمده فراوری گاز طبیعی، حمل و نقل، توزیع و ذخیره سازی در بازار داخلی را بر عهده دارد. آذر نفت، دیگر شرکت فرعی شرکت دولتی نفت آذربایجان، مسئولیت اکتشاف، توسعه و تولید از میادین قدیمی تر خشکی و میادین گاز طبیعی دریایی را به طور مستقیم با شرکت دولتی نفت آذربایجان بر عهده دارد. نمودار 1-6: عرضه و تقاضای گاز آذربایجان (میلیارد مترمکعب) Source: BP statistical review, 2014 شرکت عملیاتی بینالمللی آذربایجان[25]، بزرگترین سرمایه گذار مشترک خارجی مرتبط با شرکت دولتی نفت آذربایجان است. این شرکت درگیر توسعه میادین گاز و نفت آذری چراغ گونشلی[26] و میدان گازی شاه دنیز است. شرکت استات اویل و بیپی از بزرگترین کنسرسیومهای فعال در میدان شاه دنیز هستند که هر یک 25.5 درصد از سهام این میدان را در مالکیت دارند. کشف و توسعه میدان گازی شاه دنیز به همراه راه اندازی خط لوله جنوب قفقاز[27] جمهوری آذربایجان را به یکی از صادر کنند گان خالص گاز طبیعی از سال 2007 تبدیل کرده است. این کشور تا پیش از این زمان یکی از وارد کنندگان گاز طبیعی از روسیه بوده است. صادرات گاز آذربایجان عمدتا به وسیله خط لوله جنوب قفقاز انجام شده است. بخش دیگر گاز طبیعی آذربایجان از طریق خط لوله گازی-مگومد-موزدک و خط لوله باکو-آستارا به ترتیب به روسیه و ایران حمل میشود. بیشتر گاز طبیعی آذربایجان عازم مقصد ترکیه است، اما حجم کوچکی از آن از طریق ترکیه، مجددا به یونان صادر میشود. به گزارش اداره گمرک جمهوری آذربایجان، صادرات گاز طبیعی آذربایجان در سال ٢٠١٢ در قیاس با سال پیش از آن با ١,٤ درصد کاهش به ٦.٩٩ میلیارد مترمکعب (حدود 19 میلیون متر مکعب در روز) رسیده است. 1-3-3- ترکمنستانکشور ترکمنستان با ٤٨٨ هزار کیلومتر مربع مساحت و جمعیتی بالغ بر ٥ میلیون و ١١٣ هزار نفر یکی از کشور های همسایه ایران در حاشیه دریای خزر است. ترکمنستان دارای برخی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی در جهان است. با این حال این کشور با چالشهای بسیاری برای استخراج و صادرکردن آن به بازارهای جهانی روبروست. این کشور از لحاظ جغرافیایی دور از بازارهای مصرف قرار دارد و فاقد زیرساختهای کافی خط لوله برای صادرات هیدروکربنهای بیشتر است. ترکمنستان میتواند با بهره گرفتن از فضای مناسب کشورهای حاشیه دریای خزر و با در نظر گرفتن منابع غنی هیدرو کربن آسیای میانه، از دسترسی بیشتری به بازارهای رقابتی انرژی برخوردار شود. از این رو ترکمنستان به دنبال تنوع بخشیدن به مسیرهای صادرات منابع نفت و گاز خود از مسیرهای جدیدی علاوه بر خط لوله صادرتی مسیر روسیه است که البته نیازمند به دست آوردن سرمایه و کمکهای فنی و سیاسی از سوی کشورهای همسایه و سرمایه گذاران است. ذخایر نفت اثبات شده ترکمنستان، حدود ٦٠٠ میلیون بشکه اعلام شده است. بسیاری از میدانهای نفتی ترکمنستان در حوزه جنوبی دریای خزر و منطقه خشکی گرشیزلیک در غرب این کشور واقع است. تولید نفت ترکمنستان از ١١٠ هزار بشکه در روز در سال ١٩٩٢ به حدود ٢2٢ هزار بشکه در روز در سال ٢٠١2 افزایش یافته است. به گفته مقامات ترکمنستان، این کشور قصد دارد تا سال ٢٠٣٠، تولید نفت خود از مناطق خشکی و دریایی را به بیش از یک میلیون و ٣٠٠ هزار بشکه در روز افزایش دهد. ترکمنستان در حال حاضر جزء چهارکشور برتر از لحاظ ذخایر گاز طبیعی و در بین ٢٠ کشور نخست از لحاظ تولید گاز طبیعی در جهان است. حجم ذخایر اثبات شده گاز طبیعی ترکمنستان حدود 17.5 متر مکعب گزارش شده که نسبت به برآورد سال ٢٠١٠ با 10.5 تریلیون متر مکعب، 66 درصد بیشتر شده است. این کشور با وجود ذخایر بزرگ گازی دارای صادرات محدودی است و با چالشهای مختلفی برای سرمایهگذاری و کسب درآمد از محل تولید منابع گازی روبرو است. اکثر گاز ترکمنستان به روسیه منتقل میشود که در آنجا مصرف و مقداری از آن هم از طریق این کشور به بازار نهایی اروپا ترانزیت میشود. ترکمنستان در جستجوی راههایی برای افزایش تولید گاز و همچنین رها شدن از محدودیتهای فعلی موجود از طریق تنوع بخشیدن به بازار های صادراتی و دیگر مسیرهای ترانزیت گاز خود است. در نوامبر سال ٢٠١٠، وزارت نفت و گاز و منابع طبیعی ترکمنستان اعلام کرد که استراتژی انرژی این کشور افزایش تولید گاز به ٢٢٩ میلیارد متر مکعب در سال تا سال ٢٠٣٠ میلادی است. ترکمنستان به یکی از صادرکنندگان پیشرو گاز در منطقه خزر و آسیای مرکزی تبدیل شده است. این کشور به دلیل اینکه تولید گاز آن بیش از دو برابر تقاضای داخلی است ( تقاضای داخلی ٢٠ میلیارد متر مکعب در سال ٢٠١٠ معادل ٥٦ میلیون متر مکعب در روز )، اکثر گاز خود را به خارج صادر میکند. طبق پیش بینی های آژانس بینالمللی انرژی، صادرات گاز ترکمنستان تا سال ٢٠٣٥ به حدود ٩٠ میلیارد متر مکعب در سال (حدود ٢٤٧ میلیون متر مکعب در روز) افزایش یافته و مجددا سیر نزولی پیدا میکند. ترکمنستان در سالهای ٢٠٠٧ و ٢٠٠٩ چندین موافقتنامه بینالمللی با علاقمندان به بهره برداری از ذخایر گاز خود امضاء کرد و در حال توسعه زیر ساختهای خطوط لوله انتقال گاز خود است. 1-3-4- ایرانﺳﻴﺎﺳﺖ اﻧﺮژی اﻳﺮان در ﺑﺨﺶ ﮔﺎز ﺑﺮ ﻣﺤﻮرﻫﺎی ﭼﻬﺎرﮔﺎﻧﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻬﻴﻨﻪ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮔﺎزﻃﺒﻴﻌﻲ، اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﻬﻢ ﮔﺎز در ﺳﺒﺪ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژی داﺧﻠﻲ، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﺒﻜﻪ داﺧﻠﻲ ﺗﻮزﻳﻊ ﮔﺎز و ﺑﻬﺒﻮد و ارﺗﻘﺎء ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺻﺎدر ﻛﻨﻨﺪه ﮔﺎز در ﺑﺎزار ﺟﻬﺎﻧﻲ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ که صادرات گاز طبیعی به لحاظ درآمدزایی و ایجاد موقعیت استراتژیک برای کشور، از اولویت های مهم سیاستگذاران میباشد. تولید گاز طبیعی در جهت پاسخگویی به تقاضای داخلی و یا صادراتی عمدتاً از منابع گازی مستقل انجام می گیرد و گازهای همراه تولیدی از منابع مشترک نفت و گاز عمدتا جهت تزریق به میادین نفتی مورد استفاده قرار می گیرند. بهره گیری از مزیت نسبی گاز طبیعی در جهت تامین انرژی داخل کشور و نیز گسترش برنامههای مبادلات بین المللی گاز طبیعی در راستای ارتقای جایگاه ایران در بازارهای بین المللی از اهداف مهم و استراتژیک صنعت گاز کشور در آینده بهشمار می رود. در راستای تحقق سیاست جایگزینی گاز با سایر حاملهای انرژی تلاشهای گسترده ای جهت توسعه هر چه بیشتر سیستم گازرسانی در کشور انجام گرفته است شرکت ملی گاز ایران از طریق ایجاد سیستم گازرسانی در بسیاری از مناطق مختلف کشور عهده دار تأمین این هدف می باشد. ویژگیهای سیستم گازرسانی در کشور متأثر از ویژگیهای خاص جغرافیایی میادین نفت و گاز است و لذا با توجه به این امر در حال حاضر ایران از یک سیستم بهم پیوسته گسترده گازرساین برخوردار میباشد توسعه این سیستم در جهت تحقق و هدف جایگزینی گاز با سبد حاملهای انرژی و در راستای تأمین امنیت عرضه انرژی همچنان در برنامههای آینده شرکت ملی گاز ایران مد نظر خواهد بود. ایران در حال حاضر دارای دو قرار داد مبادلات گاز طبیعی با دو کشور همسایه ترکمنستان و ترکیه می باشد. قرار داد واردات گاز از ترکمنستان با حجم سالانه ای به میزان حداکثر 8 میلیارد متر مکعب در سال 1374 به امضا رسید و واردات گاز از سال 76 آغاز گردیده است. واردات گاز ایران از ترکمنستان با حجمی به میزان 0.4 میلیارد متر مکعب در سال 1376 آغاز و در سال 1380 به 4.5 میلیارد متر مکعب رسیده است در طی دوره 1376 تا 1380 مجموع کل واردات گاز از ترکمنستان 12.1 میلیارد متر مکعب بوده است در سال 1380 قریب 6 درصد از کل مصرف گاز کشور از طریق واردات تأمین گردیده است. قرارداد صادرات گاز به ترکیه نیز از سال 75 با شرکت بوتاش ترکیه به امضا رسید . حجم گاز تحویلی بر اساس این قرار داد از 3 میلیارد متر مکعب در سال شروع و پس از سه سال به 7 میلیارد متر مکعب در سال افزایش یافته و به حداکثر 10 میلیارد متر مکعب در سال خواهد رسید. در راستای تحقق این طرح خط لوله ای بطول 253 کیلومتر و قطر 40 اینچ در مسیر تبریز به مرز بازرگان احداث گردیده است. صادرات گاز به ترکیه از دوم بهمن ماه 1380 رسماً اغاز گردید. شروع صادرات گاز ایران به ترکیه نقطه عطفی در روابط تجاری ایران با بازارهای بین المللی انرژی و گاز بشمار می رود و این امر از ابعاد اقتصای ، سیاسی و ارتباطات بلند مدت بین المللی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. ترکیه در واقع پل ارتباطی میان ایران و بازارهای بالقوه گاز طبیعی در اروپا بهشمار میرود. مطالعات انجام شده نشان میدهند که تقاضای گاز طبیعی منطقه اروپا در طی سه دهه آینده بهطور فزآیندهای بیش از عرضه گاز این منطقه خواهد بود و این امر نشان دهنده تلاش بیشتر کشورهای این منطقه در جهت دستیابی به منابع جدیدتر و متنوع سازی در منابع عرضه گاز و ایجاد امنیت عرضه در منطقه میباشد. کشورهای واقع در منطقه خاورمیانه و خصوصاً ایران در این میان بعنوان بزرگترین پتانسیل های عرضه گاز به بازارهای جهانی با فراهم نمودن زمینه مناسب میتوانند در طی دهههای آینده در این منطقه مهم اقتصادی جهان ایفای نقش نمایند[28]. به طور کلی مشاهده میشود که ایران به عنوان غنی ترین کشور گاز طبیعی دنیا، باید چشم انداز مناسبی از فرصت های صادرات گاز به بازارهای مختلف داشته باشد. زیرا، ﮔﺎز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﻨﺒﻊ اﻧﺮژی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ در دنیا محسوب میشود و صادرات گاز ایران میتواند ﭼﺸﻢاﻧﺪاز آﻳﻨﺪه ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺎز ﻛﺸﻮر و ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎی ﺟﺎﻧﺒﻲ آن در اﺑﻌﺎد ﻣﻠﻲ و ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ را ﺑﻬﺒﻮد ببخشد و ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎی اﺳﺘﺨﺮاج، ﭘﺎﻻﻳﺶ، اﻧﺘﻘﺎل، ﻣﺼﺮف و ﺻﺎدرات آن ﻫﺮ روز ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮی دﻧﺒﺎل ﺷﻮد. 1-4- پیشینه نظری و تجربی موضوعیک بازی همکارانه n نفره در فرم تابع مشخصه، یک زوج مرتب G(N,v)است که در آن N یک مجموعه محدود با n عضو میباشدN={1,2,3,…,n} و در واقع N مجموعه بازیگران میباشد. زیرمجموعه (S ⊆ N) ,S ائتلاف نامیده میشود. به راحتی میتوان دریافت که در مجموعn2 ائتلاف قابل شکل گیری است که شامل مجموعه تهی و خود N هم میباشد. vیک مقدار حقیقی میباشد که مقدار مطلوبیت بازیگرانِ ائتلاف را نشان می دهد. سوالات اصلی در مدل بازیهای همکارانه به صورت ذیل میباشند:
اگر ائتلاف کل شکل بگیرد چطور بازیگران سود یا هزینه را تقسیم خواهند کرد؟ بطور کلی ایدههایی مانند ارزش شپلی و نوکلئولوس، برای تقسیم سود حاصل از همکاری پیشنهاد شدهاند که ارزش شپلی تقسیمی عادلانه و نوکلئولوس مبتنی بر قدرت چانهزنی طرفین برای سود حاصل از همکاری را بر اساس فرضیات خود ارائه دادهاند. 1-4-1- ارزش شپلیارزش شپلی متوسط مشارکت حاشیه ای است که از میانگینگیری روی تمام n!حالت جایگشت بدست آمده است. مشارکت حاشیه ای، مقدار افزایش مطلوبیت یک ائتلاف با ورود یک بازیگر خارجی به آن ائتلاف می باشد. بنابراین سهم یک بازیگر بصورت رابطه زیر بدست می آید : که در این عبارت: : xiمیزانسودتخصیصدادهشدهبهبازیکن i : تعداداعضایائتلاف S :| N |تعدادکلاعضا :v(S) ارزشائتلاف S v(S {i}): ارزش ائتلاف Sبدون حضور بازیکن i مقصودازارزشیکائتلاف،میزانافزایشسودنسبتبهحالتغیرهمکارانهاستکهباتشکیلآنائتلافبهدستمیآید[29]. 1-4-2- روش نوکلئولوساین روش بردار تخصیص سود را به گونه ای مشخص میکند که حداکثر میزان افزایش سود ائتلافها و بازیکن های مختلف در اثر شرکت در ائتلاف اصلی، به حداقل ممکن برسد. در واقع اگر x یک بردار تخصیص سود و S یک ائتلاف مشخص باشد میزان افزایش سود ائتلاف S با در نظر گرفتن بردار x عبارت خواهد بود از: e(xi)=v(S)-∑iϵSxi مقدار e برای تمام ائتلافهای ممکن با در نظر گرفتن بردار تخصیص سود x محاسبه میشود و حداکثر مقدار e(S, x)برای بردار x بدست می آید. بردار x متناظر با کمترین مقدار حداکثر e جواب روش نوکلئولوس خواهد بود. در تحقیق فوق، ائتلاف میان منتقل کنندگان، واردکنندگان با هر یک از گزینههای تأمین کننده گاز خط لوله نابوکو با دو روش فوق محاسبه میشوند و بررسی میشود که منافع حاصل از پیوستن کدام یک از کشورهای ایران، آذربایجان، ترکمنستان و عراق به ائتلاف گازرسانی تحت خط لوله نابوکو به نفع اروپا میباشد. از آن جایی که مسأله اصلی، چانهزنی میان کشورهای صادرکننده جهت صادرات از طریق این خط لوله میباشد و همچنین به دلیل اینکه خطوط لوله از ترکیه به سمت اروپا اجرا شده یا در حال اجرا میباشد و مشکلی از این بابت وجود ندارد، بدین ترتیب مجموعه بازیگرانی که در شبکه درگیر هستند، N = {.. , ..i , .. }که در آن N تعداد کل بازیگران میباشد. شبکه N= {IR,Iq,AZ,TN,TU} شامل ایران، عراق، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه باشند. مهمترین کشوری که در این زمینه فعال میباشد، کشور ترکیه (TU) میباشد و پل ارتباطی کشورهای تولیدکننده با مصرف کننده میباشد و بدون این کشور، اجرای خط لوله نابوکو امکان پذیر نمیباشد. لذا، درآمدی را که این کشور به عنوان منتقل کننده از این پروژه، کسب میکند، به عنوان منفعت این کشور، در نظر می گیریم. در کنار ترکیه، کشورهای تأمین کننده گاز میباشند (IR, IQ, TN, AZ) و امکان اینکه هر کدام یا برخی از این کشورها بتوانند به تنهایی وارد پروژه شوند، وجود دارد. در این حالت، ارزش حال اجرای پروژه برای هر کدام از کشورها با توجه به هزینههای گازرسانی هر کدام از کشورها و فواصل مکانی آنها با توجه به قیمت گاز فروخته شده و طول عمر پروژه، محاسبه میشود و به عنوان منفعت هر کدام از این بازیگران در نظر گرفته میشود. بنابراین، پیامدهای بازیگران این پروژه، به این صورت در نظر گرفته میشوند. در این مطالعه، با توجه به منافع بازیگران، از طریق راه حل های ارزش شپلی و نوکلئولوس، تعادل بازی و نحوه همکاری بین کشورهای تأمین کننده گاز، بررسی میشوند و در نهایت قدرت چانهزنی هر کدام از کشورهای صادرکننده گاز بدست می آید. 1-4-3- مطالعات داخلیدر زمینه صادرات گاز از طریق خط لوله نابوکو هیچ مطالعهای با استفاده از نظریه بازیها انجام نشده است. اما در خصوص استفاده از نظریه بازی همکارانه، در زمینههای مختلفی همچون مدیریت منابع آبی، مطالعاتی انجام شده است. یکی از این مطالعات، مربوط به دانش یزدی، محمد، احمد ابریشم چی و مسعود تجریشی (1392) با عنوان حل مناقشات در مدیریت تخصیص منابع آب با استفاده از نظریه بازی (مطالعه موردی: حوضه آبریز دریاچه ارومیه) میباشد. در سالهای اخیر، پیامدهای اجتناب ناپذیر سیر صعودی تقاضا و همچنین کاهش ذخایر منابع طبیعی مختلف، به خصوص آب، موجب افزایش مناقشات در زمینه چگونگی بهره برداری و همچنین تخصیص آنها به ذینفعان مختلف شده است. رویکرد تخصیص آب صرفاً براساس حقابه اولیه معمولاً منجر به استفاده کارآمد از آب در کل یک حوضه آبریز نخواهد شد. در این میان، نیاز به یک روش جامع و پایدار به منظور انجام تخصیص به نحوی که تمامی گروههای ذینفع در بالاترین سطح رضایت قرار داشته باشند، ضرورری به نظر می رسد. یکی از این روشها، نظریه بازی بوده که به کمک ابزارهای موجود در آن، می توان به تخصیص منابع مورد استفاده مشترک توسط ذینفعان مختلف با رعایت سه اصل کارآمدی، برابری و پایداری پرداخت. در این تحقیق ابتدا یک مدل جامع برنامه ریزی خطی برای به دست آوردن الگوی تخصیص اولیه بر اساس حقابه اولیه کاربران توسعه داده شد. سپس با استفاده از نتایج مدل برنامه ریزی منابع آب به همراه مفاهیم نظریه بازی مانند هسته، ارزش شپلی و شاخص پایداری، حالات مختلف همکاری بین ذینفعان مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. در انتها با انتخاب حوضه آبریز دریاچه ارومیه با منابع آبی محدود و آب بران متعدد به عنوان مطالعه موردی، کارآیی و مزیتهای بالقوه این روش نشان داده شد. طبق نتایج مدل بهینه سازی، استان کردستان دارای بهترین وضعیت در تأمین نیازهای آبی خود و استان آذربایجان شرقی دارای بیشترین کمبود به لحاظ تأمین منابع آبی هر دو بخش کشاورزی و محیط زیستی بود. علاوه بر این با پیروی از الگوی تخصیص ارائه شده، میزان آب ورودی به دریاچه ارومیه بیشتر از نیازهای زیست محیطی آن در طول دوره زمانی مورد مطالعه خواهد بود. بنابراین، نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از این واقعیت بود که نظریه بازی همکارانه به همراه یک مدل جامع مدیریت منابع آب می تواند به طور مؤثری برای ارزیابی حالات مختلف همکاری در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به کار گرفته شود. مطالعه دیگری که در این زمینه انجام شده است، مطالعه مهجوری مجد، نجمه، مجتبی اردستانی و رضا کراچیان (1388) با عنوان تدوین الگوی مهندسی انتقال آب بین حوضه ای: کاربرد نظریه بازی میباشد. یکی از مسائل مهم در بحث بهره برداری کمی و کیفی از منابع آب موجود، تخصیص بین حوضه ای منابع آب و رفع اختلاف بین تصمیم گیرندگان و تأثیر پذیرندگان این سیستمها می باشد. در طر حهای انتقال آب بین حوضهای، تصمیمگیرندگان و ذینفعان متعددی با اهداف و مطلوبیتهای غالباً متضاد وجود دارند و هر کدام از قدرت نسبی متفاوتی در تصمیمگیری برخوردارند. در این مقاله، با استفاده از مدل همکارانه تخصیص آب بر اساس نظریه بازی، الگوی جدیدی برای مدیریت تخصیص در طرحهای انتقال آب بین حوضهای تدوین می گردد، به طوری که ضمن توجه به مطلوبیتها و قدرت طرفهای درگیر در اعمال سیاستها و جلب رضایتمندی آنها، کارآیی و بازدهی سیستم از دید اقتصادی نیز تأمین شود. مطالعه دیگر در خصوص کاربرد نظریه بازی همکارانه، مطالعه صورت گرفته توسط پورسپاهی سامیان،حامد و رضا کراچیان (1393) با عنوان تخصیص آب در رود خانههای مشترک: کاربرد نظریه بازی میباشد. در این مطالعه، با توجه به مدیریت منابع مشترک آبی به علت وجود ذینفعان متعدد با اهداف و مطلوبیتهای مختلف و لزوم مدنظر قرار دادن این اهداف در برنامهریزیها، یکی از مهمترین چالشهای مدیریت منابع آب است. اختلافات موجود در منابع مشترک آبی، میتواند موجب بروز اختلافات سیاسی و اجتماعی فراوان و بحرانهای ناشی از این اختلافات گردد. نظریه بازی با توجه به توانایی در نظر گرفتن استراتژیهای بازیکنان و رفتارهای مورد انتظار در ازای هر استراتژی، روش مناسبی برای حل مسائل مدیریت منابع مشترک و از آن جمله مدیریت منابع آبی مشترک میباشد. در این مقاله، یک متدولوژی برای تخصیص ماهانه آب در رودخانههای مشترک ارائه گردیده است که در آن از روشها و مفاهیم موجود در بازی همکارانه برای توزیع سود اضافی حاصل از همکاری، بهره گرفته شده و با توجه به آن، میزان پرداختی بازیکنان به همدیگر محاسبه گردیده است. روشهای شپلی و نوکلئولوس روش های به کار رفته در این مقاله میباشند. گامهای مختلف متدولوژی پیشنهادی جهت ارزیابی کارآیی آن، برای تخصیص آب در سیستم رودخانهای کارون- دز به کار گرفته شده است. نتایج استخراجی حاکی از قابلیت بالای دیدگاهها و رو شهای موجود در نظریه بازی همکارانه در زمینه کاهش اختلافات در رودخانههای مشترک میباشد. 1-4-2- مطالعات خارجیدر مطالعهای که توسط Franz Hubert & Onur Cobanliتحت موضوع قدرت خط لوله صورت گرفته است، آنان از نظریه بازی همکارانه جهت بررسی تأثیرات سه پروژه خط لوله(سوث استریم و نورد استریم) بر ساختار قدرت در تجارت گاز به اروپا از طریق اورآسیا استفاده کردهاند. نورد استریم و سوث استریم جهت انتقال گاز، نیازی به کشورهای اکراین و بلاروس ندارند. در مطالعه فوق از روش های کمی با استفاده از نظریه بازی همکارانه استفاده شده و برای هر کدام از خطوط لوله فوق، بررسیهای لازم صورت گرفته است. در این مدل ها، از مدل کمی شبکه اورآسیا برای گاز طبیعی استفاده شده است که شامل تولیدکنندههای اصلی، کشورهای منتقل کننده و نواحی مصرف نیز میباشد و تابع ارزش را محاسبه میکند تا ارتباطات متقابل میان بازیگران اصلی در خطوط لوله مورد نظر را بررسی کنند. سپس بازیهای در نظر گرفته شده را حل کردهاند و قدرت چانهزنی هر کدام از بازیگران را محاسبه می نمایند. در مدل مورد استفاده این مطالعه، ارزش هر کدام از خطوط لوله نامبرده شده بر روی دیگران محاسبه میشود و به این شکل، ارتباطات متقابل و استراتژیک پروژههای فوق را بر همدیگر محاسبه کردهاند. طبق محاسبات فوق مشخص میشود که ارزش استراتژیک نورد استریم بسیار زیاد میباشد در حالی که ارزش استراتژیک سوث استریم چندان زیاد به نظر نمی آید. Franz Hubert & Ikonnikova Svetlana (2007) با استفاده از نظریه بازی همکارانه، به بررسی تأثیر شبکه خطوط لوله بر ساختار قدرت در زنجیره تولید گاز کشور روسیه پرداختهاند. این مطالعه با استفاده از ارزش شپلی برای تحلیل قدرت چانهزنی تولیدکنندگان اصلی، به این نتیجه رسیده است که انتخاب ها برای عبور از کشورهای منتقل کننده از ارزش استراتژی کمتری نسبت به برنامههای مستقیم روسیه برای مشتریانش از میان دریای بالتیک برخوردار میباشد. مطالعه دیگری توسط Ikonnikova Svetlana انجام شده است که در آن توزیع ها و ارتباطات چند جانبه سرمایهگذاری ها در شبکه گازی اروپا را تحلیل میکند که در این شبکه گازی، عرضه کنندگان گاز از کشورهای مستقل شده از شوروی سابق گازرسانی به غرب اروپا را انجام میدهند. در این مطالعه، از مدل دو مرحلهای تشکیل ائتلافهای داخلی استفاده شده است تا همکاری میان تولیدکنندگان گاز و منتقل کنندگان بررسی شود. در مرحله اول، بازیگران برای سرمایهگذاری در خطوط لوله همکاری میکنند و سود را میان خود تقسیم میکنند. در مرحله دوم، بازیگران زنجیرههای عرضه را شکل میدهند و برای تقسیم سود میان خودشان چانهزنی میکنند. طبق مدل کمی در نظر گرفته شده در این مدل، می توان سرمایهگذاری یا عدم سرمایهگذاری در برخی شبکههای خطوط لوله را جهت بدست آوردن منافع استراتژیک درک کرد. طبق همین رویکرد مشخص میشود که چرا روسیه در خط لوله گران (نورث استریم) که از میان دریای بالتیک میگذرد، سرمایهگذاری میکند و چرا تولیدکنندگان کشورهای حاشیه دریای خزر مشتاق به ساخت خطوط لوله گران قیمت هستند تا بدون نیاز به روسیه گازرسانی به اروپا را انجام بدهند. همچنین نشان داده شده است که خریداران میتوانند از محدودیتهای تجاری دوجانبه منفعت کسب کنند. آنهایی که در متنوع سازی دوباره سرمایهگذاری میکنند، با سایر خریداران میتوانند از آثار جانبی مثبت استفاده کنند. بنابراین، در این مقاله، منطقی جهت پشتیبانی اتحادیه اروپا برای برنامههای سرمایهگذاری واردکنندگان فراهم شده است. مطالعه دیگری در این زمینه توسط Svetlana Ikonnikova and Gijsbert T.J. Zwart (2010) انجام شده است. در مطالعه فوق، بازاری با خریداران داخلی متمرکز و فروشندگان خارجی متمرکز در نظر گرفته شده است و توضیح داده شده است که مقررات دخلی به افزایش قدرت خریداران داخلی در مقابل فروشندگان خارجی کمک کرده است. در این مقاله، از ارزش شپلی برای توصیف توزیع مازاد تجاری و قدرت بازار در این انحصار دوجانبه استفاده شده است. در بازار گاز طبیعی اتحادیه اروپا، نشان داده شده است که چطور قانونگذار (اتحادیه اروپا) میتواند از سهمیههای مهمی استفاده کند و تشویق متنوع سازی عرضه را جهت افزایش قدرت خریداران و افزایش مازاد آنها انجام دهد. همچنین، بازیهای از نوع همکارانه، کاربردهای مختلفی در علوم دیگر نیز داشته است. یکی از مطالعاتی که با استفاده از مدل های مختلف بازیهای همکارانه، انجام شده است، مطالعهای است که توسط Swapnil Dhamal, Satyanath Bhat, Anoop K R, and Varun R Embar انجام شده است و در زمینه الگوی خوشه بندی کردن با استفاده از نظریه بازی همکارانه میباشد. در این مقاله، مشکل کلاسیک خوشه بندی کردن با استفاده از بازیهای همکارانه همانند ارزش شپلی و نئوکلولوس میباشد. در این مقاله مشکل خوشه بندی کردن، به عنوان فرم مشخصه بازی فرمول بندی شده و از الگوریتم نوظهور DRAC استفاده شده است. در این مقاله نشان داده شده است که چهار راه حل مفهومیبازی همکارانه یعنی نئوکلولوس، ارزش شپلی، گیتلی پوینت[30] و تی ولیو[31] نتایج جالبی را برای فرم مشخصه بازی پیشنهاد میدهند که در راه حل های دیگر، مشاهده نمیشود. با استفاده از نظریه بازی همکارانه، مطالعاتی در زمینه شبکههای اینترنتی انجام شده است. یکی از این مهمترین این مطالعات، مطالعهای است که توسط K. Avrachenkov , J.Eliasy , F. Martignonz , G. Negliax , L. ` انجام شده است. مسأله تشکیل شبکهها توجهات زیادی را در سالهای اخیر به خود جلب کرده است. مطالعات قبلی در این زمینه این مسأله را تنها به شبکههای طراحی شده توسط استفاده کنندهها مرتبط می دانستند که به طور سازگاری بهینه نیستند. این مقاله مسأله تشکیل شبکه با استفاده از نظریه بازی همکارانه بررسی شده است که راههای مطالعاتی جهت همکاری نمایندگان شبکهها به کار می برد. هر دوی راه حل چانهزنی نش و ارزش شپلی به طور گستردهای برای حل این بازیها، به کار گرفته شده است. با اینحال، در این مقاله نشان داده شده است که ارزش شپلی سه ضعف اصلی در این زمینه دارد: 1. مرسوم نیست که فرم مشخصه معنی داری، برای بازی تشکیل شبکه در نظر گرفته شود. 2. ارزش شپلی برای برخی بازیگران تخصیصهای هزینه را بیشتر از مقدار به دست آمده در تعادل نش، به دست می آورد و 3. محاسبات آن سنگین و پیچیده میباشد. به همین دلیل، برای مسأله فوق از مفهوم راه حل چانهزنی نش استفاده شده است. به طور خاص، رویکرد راه حل چانهزنی نش جهت کاربرد در تخصیص هزینهها، مناسب میباشد. همچنین در این مقاله، دو رویکرد ارزش شپلی و چانهزنی نش با هم مقایسه شده اند و فواید استفاده از چانهزنی نش ارائه شده است. مهمترین خصوصیتی که راه حل چانهزنی نش برای مسأله تشکیل شبکهها دارد، این است که در این رویکرد، تخصیص هزینهها بین استفاده کنندگان به طور مساوی میباشد لذا با این رویکرد می توان چارچوب بسیار کارآیی را برای طراحی شبکههای با ثبات و کارآ را ارائه داد. 4-4- اهمیت و ضرورت موضوعمطالعات اخیر نشان میدهد در سالهای آتی مصرف گاز طبیعی در میان منابع انرژی جهان بیشترین رشد را خواهد داشت؛ به طوری که پیش بینی میشود مصرف این منبع انرژی با نرخ رشد سالانه 8/2 درصد تا سال 2025 ادامه یابد و به سطح مصرف 176 تریلیون فوت مکعب برسد که تقریبا دو برابر سطح مصرف فعلی است. به همین دلیل برخی از کارشناسان حوزه انرژی، قرن 21 را سالهای طلایی گاز نامیدهاند[32]. ایران از لحاظ برخورداری از ذخایر گاز طبیعی، با داشتن 33.6 تریلیون متر مکعب یعنی 18 درصد از ذخایر گازی جهان، غنی ترین کشور دارنده ذخایر گازی محسوب میشود. روسیه و قطر بعد از ایران بیشترین ذخایر گازی دنیا را دارند[33]. با توجه به اینکه یکی از مهمترین اهداف مورد نظر ایران در زمینه مصرف گاز طبیعی، صادرات آن و حضور در بازارهای بینالمللی میباشد، نهادها و مسئولان مربوطه باید چشم اندازی از بازارهای صادراتی گاز ایران داشته باشند. بررسی گزینههای مختلف صادرات گاز ایران و انتخاب اولویت آنها یکی از مهمترین و ضروری ترین فعالیتهای مورد نیاز حوزه انرژی کشور محسوب میشود. یکی از مهمترین بازارهای گازی که ایران در آینده میتواند نقشی موثر در آن داشته باشد، بازار گاز اروپا است که طبق تحقیقات انجام شده، مصرف گاز طبیعی این منطقه رو به افزایش است و همچنین کشورهای این منطقه در پی متنوع سازی واردات گاز طبیعی خود هستند. هماکنون نزدیک به 40 درصد از گاز وارداتی اروپا، از روسیه تأمین میشود که منجر به ایجاد قدرت انحصاری توسط روسیه در این زمینه شده است و به همین دلیل، در پی ایجاد هر گونه تنش بینالمللی میان روسیه و کشورهای اروپایی، روسیه بلافاصله تهدید به قطع گازرسانی میکند که منجر به گرفتن امتیاز از کشورهای اروپایی میشود. اما، یکی از پروژههای که میتواند منجر به کاهش قدرت انحصاری روسیه گردد و قدرت کشورهای دیگر دارنده ذخایر گازی در سطح بینالملل را افزایش دهد، خط لوله نابوکو میباشد. هر کدام از کشورهای ایران، عراق، آذربایجان و ترکمنستان که بتوانند به عنوان گزینه نهایی صادرکننده گاز از طریق خط لوله نابوکو مطرح شود، میتوانند قدرت چانهزنی خود در نظام بینالملل را افزایش دهند. همچنین، میتوانند منافع میان مدت و بلندمدتی را از طریق این تجارت کسب نمایند. ایران به جهت اینکه در میان کشورهای نامبرده شده، بیشترین ذخایر گازی را دارد، مهمترین گزینه تأمین کننده گاز این پروژه میباشد. برای ایران نیز، یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی به بازار گاز اروپا، پروژه خط لوله نابوکو میباشد. لذا، بررسی اینکه آیا حضور در این پروژه خط لوله به منفعت ایران میباشد یا نه، یکی از ضروریترین مطالعات لازم در حوزه انرژی کشور میباشد. 4-5- پرسش های پژوهش:الف: پرسش های اصلی: حضور کدام یک از کشورهای مطرح (ایران، ترکمنستان، عراق و ایران) برای گازرسانی به پروژه خط لوله نابوکو، بهترین گزینه گازرسانی میباشد؟ حضور ایران در پروژه خط لوله نابوکو، به چه مقدار منفعت دارد؟ آیا همکاری میان کشورهای تأمین کننده گاز طبیعی پروژه خط لوله نابوکو، امکان پذیر میباشد؟ ب : پرسش های فرعی:منفعت حاصل از حضور هر کدام از کشورهای ترکمنستان، عراق و آذربایجان به عنوان تأمین کننده گاز پروژه خط لوله نابوکو به چه مقدار میباشند؟ 4-6 - فرضیههای پژوهش: الف: فرضیههای اصلی:ایران به عنوان بهترین گزینه جهت گازرسانی به پروژه خط لوله نابوکو مطرح میباشد. امکان همکاری میان برخی از کشورهای تأمین کننده گاز طبیعی پروژه خط لوله نابوکو، وجود دارد. ب : فرضیههای فرعی:4-7 - هدف های تحقیق (مراد از هدف تحقیق، غایت اساسی آن است که تحقیق درصدد دستیابی به آن میباشد): هدف این تحقیق، بررسی منافع حاصل از حضور هر کدام از گزینههای مطرح در زمینه گازرسانی به پروژه خط لوله نابوکو در چارچوب نظریه بازیها میباشد. همچنین، امکان همکاری برخی از گزینه مطرح گازرسانی به این پروژه، بررسی خواهد شد. برای این کار از چارچوب نظریه بازی همکارانه استفاده خواهد شد و منافع هر کدام از طرفین درگیر (کشورهای گازرسان، کشورهای منتقل کننده و کشورهای واردکننده) بررسی خواهد شد. 4-8 - استفاده کنندگان از نتیجه رساله ( اعم از مؤسسات آموزشی ، پژوهشی ، دستگاههای اجرایی و غیره ):موسسه مطالعات بینالمللی انرژی وابسته به وزارت نفت شرکت ملی صادرات گاز ایران (NIGEC) وزارت نفت معاونت تلفیقی وزارت نفت دانشگاه صنعت نفت شرکت های مشاوره اقتصاد انرژی وزارت امور خارجه ایران دیپلمات های انرژی ایران وزارت انرژی عراق، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه و کشورهای اروپایی 4-9- جنبه جدید بودن و نوآوری پژوهش :با وجود مطالعاتی که در زمینه پروژه خط لوله نابوکو صورت گرفته است، اما تا به حال مطالعهای در چار چوب نظریه بازی که در راستای بررسی گزینههای مطرح گازرسانی به این پروژه باشد، انجام نشده است. این کار برای اولین بار در رساله حاضر با در نظر گرفتن چارچوب نظریه بازی همکارانه محقق خواهد شد. این کار نه تنها در ایران که حتی در دنیا نیز برای اولین بار است که انجام خواهد شد و نتایج آن میتواند به صورت بینالمللی مورد استفاده قرار بگیرد. در زمینه صادرات گاز مطالعاتی صورت گرفته، اما هیچ کدام در زمینه نظریه بازیهای همکارانه در یک پروژه خاص نبوده است. در زمینه بازیهای همکارانه هم کاربردهای مختلفی در دنیا انجام شده که بیشتر در زمینه گاز اروپا، در اینترنت، اختصاص آب و برق به مناطق مختلف و همچنین در زمینههای آماری مثل خوشه بندی کردن بوده است اما هیچ کدام بر صادرات گاز در یک پروژه خاص تکیه نکردهاند. مطالعه فوق اولین مطالعه است که در مورد کاربرد بازیهای همکارانه در زمینه یک خط لوله خاص و با بررسی قدرت چانهزنی هر کدام است و این مطالعه نه تنها برای اروپا مفید است تا از قدرت چانهزنی ایران و سایر کشورهای بالقوه تأمینکننده گاز نابوکو آگاهی پیدا کند، بلکه برای ایران نیز بسیار ضروری و لازم است تا از وضعیت و قدرت چانهزنی خود اطلاع داشته باشد. اجرای خط لوله نابوکو، منافع بسیاری برای هر کدام از طرفین (واردکنندگان، منتقل کنندگان و تأمین کنندگان گاز) دارد. اما سود تأمین کنندگان گاز در این میباشد که با یکدیگر به رقابت نپردازند و به مدلی به صورت همکارانه برسند که در عین حال که میتوانند از قدرت انحصاری روسیه در صادرات گاز به کشورهای اروپایی، بکاهند، خود، قدرت چانهزنی بالایی را کسب کنند. اما در صورتی که هر کدام از کشورها با هم به رقابت بپردازند (که مطلوب کشورهای اروپایی میباشد) این مسأله برای همه این کشورها به صورت باخت- باخت میباشد و در عین حال در وضعیت باحت-باخت با کشور روسیه نیز قرار می گیرند. به همین دلیل، بهترین زمینه مطالعاتی در این زمینه، نظریه بازی همکارانه میباشد که میتواند ائتلافهای مختلف گازرسانی به این پروژه را بررسی و قدرت چانهزنی هر کدام از کشورها را محاسبه نماید. این مطالعه، برای ایران بسیار با اهمیت است زیرا هم خود نسبت به منافع پیوستن و نپیوستن به این پروژه، آگاه میشود و هم میتواند نحوه همکاری با دیگران برای داشتن بیشترین منفعت را بدست آورد که در متقاعد کردن کشورهای دیگر برای همکاری، میتواند بسیار مفید واقع شود و از این جهت، انجام یک مطالعه اقتصادی که توصیههای سیاستگذاری در حوزه سیاستگذاری خارجی دارد، از جنبههای نوآوری این مطالعه میباشد. 1-5. خلاصه و جمع بندیدر فصل حاضر، کلیات تحقیق اعم از بیان مسأله، اهمیت و ضرورت مسأله، مطالعات انجام شده، سوالات و فرضیههای تحقیق ارائه شد [1]. Golden gae of gas, EIA, 2011 [2] . Energy Outlook (2013), International Energy Agency (IEA) [3]. Energy Outlook (2013), International Energy Agency (IEA) [4]. Erzurum [5]. Mark Rowley, Partner, Baker Botts(2009) [6]. Mark Rowley, Partner, Baker Botts(2009) [7]. Barysch, K. (2010) [8]. Barysch, K. (2010) [10]. European Bank for Reconstruction [11]. Gazprom [12]. بهروزی فر (1390)، ص90 [13]. شادیوند (1391)، ص 57 [14]. BP Statistical review of the world energy, 2013 [15]. Trans Caspian [16]. Transe Afghanestan-Pakistan-India (TAPI) [17]. World Energy Outlook (IEA), 2013 [18]. Associated Gas [19]. World Energy Outlook (IEA), 2013 [20]. EIA, Iraq county brief [21]. http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/1128814220964363770 [22]. Oil and Gas Journal [23]. BTC - Baku-Tbilisi-Ceyhan [24]. OGJ [25]. AIOC - Azerbaijan International Operating Company [26]. ACG - Azeri Chirag Guneshli [27]. SCP - SouthCaucasus Pipeline [28]. Jalilvand (2013) [29]. عبدلی (1392) و Branzei Rodica, Dinko Dimitrov & Stef Tijs(2005) [30]. Gately point [31]. T_Value [32]. Golden Age of Gas, IEA, 2011 [33]. BP Statistical Reviw of world Energy, 2014 |
پرسشنامه موفقیت بین فردی آدلر BASIS_Aپرسشنامه موفقیت بین فردی آدلر BASIS_A تعداد سوالات: 62 تعداد صفحات: 5 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری + مولفه + روایی و پایایی نوع فایل: WORD |