![]() تحلیل دریافت پیام های آشکار و نهفته در انیمیشن های والت دیزنی توسط تماشاگران ایرانی...چکیده این پایاننامه با هدف بررسی وجود پیام های پنهان و آشکار در محتوای انیمیشن های والت دیزنی از منظر مغایرت با آموزه های فرهنگی-دینی جامعه ما نگارش شده است. شرکت والت دیزنی را می توان معتبرترین و قدیمی ترین کمپانی هالیوود دانست که ویژه کودکان تا کنون به تولید انیمیشن پرداخته است. این انیمیشن ها در ایران نیز در میان کودکان از محبوبیت ویژه ای برخوردار است. این رساله ابتدا نگاهی اجمالی به تاریخچه انیمیشن و ادبیات تولید شده در حوزه ارتباط میان کودک و تلویزیون و نظریات کارشناسان حوزه ارتباطات و فرهنگ دارد و این مسئله را دنبال می شود که برنامه غالب تلویزیونی مورد علاقه کودکان که انیمیشن است چه ساخت هایی را در ذهن مخاطبان خود ایجاد می کند. در ادامه شیوه های تبلیغاتی غالب و همچنین جریان های اصلی انتقال فرهنگ در آمریکا در قالب امپریالیسم فرهنگی، دیپلماسی عمومی و تبلیغات مسلکی مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. با مشخص شدن مختصات حوزه نقد و همچنین جمع آوری ادبیات مناسب به لحاظ چارچوب تئوریک، نقد و بررسی مبتنی بر نشانه شناسی تعداد 11 انیمیشن انجام می گردد. در انتها دو آزمایش نیز انجام شده است که اولی در حوزه شناخت پیام مخفی انیمیشن ها و دوم شناخت کلیشه ها توسط مخاطبان است. در آزمایش نخست اثبات می شود که کودکان متوجه پیام های پنهان موجود در انیمیشن ها نمی شوند اما با آموزش رسانه ای می توانیم کمک کنیم که درک بهتری نسبت به آنها بیابند. در آزمایش دوم نیز به این نتیجه می رسیم که کودکان متوجه پیام های آشکار انیمیشن و کلیشه های رایج می شوند. اما ارائه سواد رسانه ای به آنها باعث تحریک کنجکاوی و دقت بیشتر بر کلیشه ها و در نتیجه ارائه پاسخ های صحیح می گردد. کلمات کلیدی:انیمیشن، والت دیزنی، پیام مخفی فهرست 1-6.5. آموزش و یادگیری پنهان. 34 1-7. کاربردهای متصور از تحقیق:46 فصل دوم: چارچوب نظری و ادبیات تحقیق.. 47 تاثیر تلویزیون بر رفتار و تربیت.. 51 تلویزیون و فضاسازی رسانه ای.. 53 تلویزیون و آشکارسازی وقایع. 57 تلویزیون و انتقال مفاهیم فرهنگی.. 62 الف- دیپلماسی عمومی ایالات متحده و نیاز به در اختیار گرفتن رسانه های جمعی.. 68 ب- دکترین یهود در دراختیار گرفتن رسانه های جمعی.. 71 ج- اجرای عملیات روانی و نیاز به در اختیار گرفتن رسانه های جمعی.. 81 نشانه شناسی فرهنگ و آموزه های اسلامی:99 بررسی نشانه شناختی انیمیشن ها120 کلیشه های یافت شده در انیمیشن ها:133 پیام های نهفته ی والت دیزنی.. 137 نقد انیمیشن شیر شاه (Lion King). 142 نقد انیمیشن دامبو (Dumbo). 153 طراحی یک آزمایش بر روی گروه انسانی.. 157 فصل اول: کلیات پژوهش1-1. مقدمهاز زمان پیدایش و رواج تلویزیون، بررسی تأثیر محتواهای تلویزیون به خصوص بر روی کودکان یکی از دغدغههای محققان در حوزههای مختلف علوم انسانی بهویژه علوم ارتباطات و روانشناسی بوده و تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است. تحولات اخیر در شکل رسانهها و روی کار آمدن وسایل و امکانات جدیدی که استفاده از آنها بسیار آسان است و مهارت خاصی نیاز ندارد، بهرهگیری کودکان از رسانهها را توسعه و گسترش داده است. از آن جمله امکانات ویدئویی است که محتواهای در دسترس کودکان را افزایش داده و موجب شده است که کودکان وقت زیادی را صرف تماشای انواع فیلمها کنند. امروزه یکی از داراییهای کودکان کیفهای «سی. دی» است که پُر است از انواع فیلمها و برنامههای کودکان و بهخصوص انواع فیلمهای انیمیشنی و کمتر کودکی پیدا میشود که بخشی از وقت روزانه خود را با این فیلمها سپری نکند. یکی از محبوبترین برنامههای کودکان فیلمهای پویانمایی (انیمیشن) هستند و سیستم نمایش و سرگرمی خانگی این امکان را فراهم آورده است که در تمام دنیا، کودکان بارها و بارها این فیلمها را ببینند. در ایران، در طبقهبندی انواع محتواهای نوارهای ویدئویی، یکی از مهمترین و پرطرفدارترین محتواها برنامههای کودکان اعم از فیلم و انیمیشن است. در میان فیلمهای پویانمایی، آثار والت دیزنی شهرتی بینظیر دارد. شرکت والت دیزنی که یکی از مهمترین شرکتها در عرصه ساخت فیلمهای پویانمایی و همچنین ارائه این فیلمها به شکل نمایش خانگی است، بزرگترین شرکت زنجیرهای سرگرمی و رسانهای در جهان است. این شرکت در اکتبر 1923 توسط برادران دیزنی به عنوان یک استودیوی انیمیشن در کالیفرنیا شکل گرفت و مفتخر است به اینکه شرکتی مختص کودکان و خانوادهها ست. از سال 1985 میلادی که دیزنی فروش فیلمهای ویدئویی کودکان را آغاز کرد، از همان آغاز توانست بازار انیمیشن و فیلمهای کودکان در جهان را تحت سلطه خود درآورد. همچنین، به علت قدرت انیمیشن در انتقال پیام که میتواند فراتر از مرزهای زبانی، فرهنگی و حتی سِنّی حرکت کند، مخاطبان زیادی در سراسر دنیا پیدا کرد و میتوان گفت اکنون، داستانها، فیلمهای دیزنی و شخصیتهای آنها بخشی از میراث جهانی بشر شدهاند. نزدیک به سه دهه از رواج گسترده امکانات صوتی و تصویری در ایران می گذرد و همزمان با رواج این امکانات محصولات دیزنی ترجمه و دوبله شده و به صورت کتاب، برنامه تلویزیونی، نوارهای ویدئویی، سی. دی و دی. وی. دی در اختیار کودکان قرار گرفتهاند. تعمیق گفتمان انتقادی در فضای محتوای رسانه ای امری است که سالیان درازی بدان پرداخته شده است. منظرها و سبک های مختلف نقد از نگاه های فرمالیستی گرفته تا پست مدرن همگی به دنبال دریافت پیام های رسانه های دیداری بوده اند. در این میان توجه به آثار سینمایی و تلویزیونی از آن جهت اهمیت می یافت که می فهمیدند این فیلم ها و آثار ارائه شده در مخاطبان احتمالا تاثیرات زیادی دارند که یا به صورت آنی و یا در درازت مدت قابل بررسی هستند. هرچند سنجش اصل تاثیر یک رسانه بر رفتارهای فرد به ویژه رفتارهای بلند مدت امری است دشوار و پژوهش های زیادی نیز در این زمینه صورت گرفته است که به طور جامع و کامل نتوانسته اند این تاثیر را اثبات کنند، اما اصل انتقال پیام را دانشمندان حوزه ارتباطات قبول دارند[1]. اکنون باید مدنظر داشته باشیم که چه پیام های محوری در حال انتقال و نهادینه شدن در نسل کنونی جامعه ایرانی است. انیمیشن به لحاظ تاکید بر تخیل و باز بودن دست کارگردان در ارائه پیام به ابزار مهمی در جهت تغییر بینش و ایجاد ذهنیت در مخاطبان خود بویژه کودکان تبدیل شده است. آنچه در این پایان نامه سعی می شود به آن پرداخته شود، تحلیل دریافت پیام های تولید شده در انیمیشن است که در معرض دید مخاطبان کودک ایرانی قرار می گیرد. بررسی میزان دریافت این پیام ها، واکنش ها و سطح درک نوع پیام های تولید شده اصلی ترین محورهای این پژوهش است. بدین منظور از دو روش نشانه شناسی و آزمایشگاهی به ترتیب برای استخراج و فهم پیام ها و سنجش میزان دریافت آنها توسط مخاطبان استفاده می شود. 1-2. بیان مسئلهکودکان و نوجوانان سازنده نسل های آینده کشور و حافظ میراث اجتماعی و فرهنگ جامعه کنونی خواهند بود. طبیعی است که جامعه دینی ایران خواستار آن باشد که ارزش ها و سنت های پسندیده را در میان نسل ها با اصالت های خود و بدون تحریف امتداد بخشد. بدین منظور توجه به تعلیم و تربیت و آموزش های این نسل ها بسیار جدی و با اهمیت می نماید. انیمیشن و کارتون از جمله قالب های پیامی است که کودکان بیشترین ساعات فراغت خود را صرف آن می کنند و به آن علاقه بسیار دارند. فروش بالای تولیدات انیمیشنی در جهان گویای آن است که اقبال بالایی از سوی نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان به محصولات انیمیشنی وجود دارد. به عنوان مثال انیمیشن «شرک 2» در جهان با فروش بالای 919 میلیون دلار، در جمع 5 فیلم پرفروش تاریخ پیوسته است (8/10/87boxofficemojo,). لذا سیاست گذاری در این حوزه جهت مدیریت صحیح محتوایی که در معرض دید این مخاطبان قرار می گیرد بسیار ضروری است. بررسی محتوای فیلم و یا سایر قالب های ارتباطی رسانه ها همواره یکی از رایجترین انواع پژوهش ها و تحقیقات در خصوص شناخت و دریافت پیام بوده است. این پژوهش ها گاهی در حوزه شناخت سازنده پیام، گاهی با موضوع وسیله انتقال پیام و گاهی نیز در حوزه دریافت کننده پیام انجام شده که هر یک به فراخور نیاز یکی از سه عنصر اصلی فراگرد ارتباط را تشکیل می دهند. 1-3. اهداف تحقیقاز جمله اهدافی که برای این تحقیق متصور است، افزایش سواد رسانه ای در موضوع کودک و انیمیشن است. آموزش رسانه ای برای خانواده ها در ارتباط با اینترنت، و نیز رسانه ها امروزه متداول شده است که امیدواریم این پژوهش زمینه مناسب برای افزودن موضوع انیمیشن را نیز به سواد رسانه ای فراهم آورد. البته لازمه این موضوع این است که باور داشته باشیم و به این واقعیت اعتراف کنیم که شمار زیادی از جوانان کشورمان به شیوه های گوناگون به شبکه های ماهواره ای و انیمیشن های نامناسب دسترسی دارند و این موضوع را به عنوان یک تابوی رسانه ای یا اجتماعی مطرح نکنیم که امکان سخن گفتن درباره آن وجود نداشته باشد، بلکه واقع بینانه به سراغ خانواده ها برویم تا آن ها را در مورد پیام های منفی سیاسی و یا فرهنگی- اجتماعی انیمیشن ها آگاه کنیم. این پیشنهاد بر این فرض استوار است که اگر مخاطب را با آگاهی واکسینه کنیم، هیچ گونه محتوای رسانه ای نمی تواند تاثیر منفی خاصی بر آنها بگذارد. در واقع این فرض از دیدگاه برخی نظریه پردازان ارتباطات مانند برلو ناشی می شود که «معنی قابل انتقال نیست» و در واقع معنی در خود مخاطب شکل می گیرد. به نظر می رسد تفسیر و تعبیر هر مخاطبی از یک پیام واحد متفاوت است؛ از این رو معانی مختلف در مخاطبان شکل می گیرد. بنابراین اگر مخاطبان ماهواره به چیزی که از آن با عنوان «سواد رسانه ای» یاد می شود، مجهز شوند، به طور قطع می توان تاثیرات اینترنت و ماهواره و... را کاهش داد منظور از توسعه سواد رسانه ای این نیست که به مخاطبان توانایی کارکردن با رسانه ها یا ابزارهای مرتبط با آنها را یاد دهیم که این را «آموزش رسانه ای» نامیده اند، نه سواد رسانه ای. منظور از سواد رسانه ای تجهیز کردن مخاطبان رسانه ها به توانایی و مهارت های تحلیل، نقد و ارزش یابی محتوای رسانه هاست که بتوانند تشخیص دهند که همچون رژیم غذایی، چگونه رژیم رسانه ای داشته باشند. هدف اصلی سواد رسانه ای این است که مخاطبان به قدرت و توانایی بیشتری در تفسیر، تعبیر و نقد پیام های رسانه ای دست یابند. سواد رسانه ای به افراد توانایی می بخشد تا ضمن این که متفکرانی منتقد باشند، خود نیز به مولدان خلاق پیام ها تبدیل شوند. در حالی که فناوری های ارتباطی جوامع مختلف را متحول ساخته، بر فهم و ادراک ما از خودمان، جامعه مان و تنوع فرهنگی ما تأثیر می گذارد، مسلما بهره مندی از سواد رسانه ای مهارتی حیاتی برای قرن 21 به حساب می آید. سواد رسانه ای شامل توانایی دسترسی، تحلیل، ارزش یابی و پردازش فعال اطلاعات در اشکال مختلف پیام های مکتوب، دیداری و شنیداری است. به عبارتی سواد رسانه ای پاسخی ضروری، غیر قابل اجتناب و واقع نگر به محیط الکترونیکی پیچیده و دائم در حال تغییر و تحول اطراف ماست (صالحی امیری، 1387: 17). نکته اساسی که باید به آن توجه داشت این است که با وجود این که سواد رسانه ای، پرسش های انتقادی را در خصوص تاثیرات رسانه ها مطرح می کند، اما سواد رسانه ای با رسانه مخالف نیست بلکه هدف اصلی آن این است که از طریق مهارت هایش، به همه افراد به ویژه کودکان و نوجوانان که در برابر پیام های رسانه ای عصر حاضر بسیار آسیب پذیرند کمک کند تا در خصوص انواع رسانه ها نقاد، دقیق و تحلیل گر باشند. پس اگر در این رساله محورهای اصلی پیام های انیمیشنی را احصاء گردیده و سپس متناسب با آنها محتوای آموزشی تهیه گردد، مخاطبان می توانند درک بهترین در مقابل پیام ها داشته و یا حداقل با دید انتقادی نسبت به انیمیشن های واردی نگاه کرده و یا حداقل نگاه صرفا سرگرم کننده نداشته باشند. 1-4. سوال های پژوهشباتوجه به اینکه دریافت پیام در حوزه ارتباطات در مدل های گوناگونی از رویکرد سنتی خطی تا منبع معنی (محسنیان راد، 1374) بررسی شده است و نقاط قوت و ضعف هر یک نیز اشاره شده است، از تکرار آنها اجتناب می شود و با قبول این پیش فرض که همواره پیام ارسال شده با پیام دریافت شده در مخاطبان مختلف و در شرایط مختلف درصدی متفاوت است، سعی شده است تا همان سطح پیام های ادراک شده را با میزان آموخته های فرهنگی و دینی سابق مخاطبان سنجیده شود:
1-5. فرضیه هااین فرضیه بدان منظور مطرح شده است که رویکرد غالب در تولیدات هالیوود، عدم هماهنگی با آموزه های اسلامی-ایرانی است که این موضوع در فصول بعدی بیشتر توضیح داده خواهد شد و نهایتا با انجام آزمایش در خصوص دریافت پیام های انیمیشن های منتخب سعی می شود این فرضیات اثبات گردند. 1-6. تعاریف1-6.1. انیمیشنبرای کلمه انیمیشن[2] از ریشه یونانی Anima ، معادل های فارسی، اعم از «پویا نمایی»، «جان بخشی» و «متحرک سازی» در نظر گرفته شده است که به اعتقاد بعضی از کارشناسان معادل های مناسبی برای معنی کامل انیمیشن نیستند. انیمیشن از واژه های سینمایی است که دامنه استفاده آن بسیار وسیع تر از معانی معادل آن در زبان فارسی است. جان بخشی و متحرک سازی اصولاً جزئی از هنر انیمیشن محسوب می شود. انیمیشن به موقعیت جاندار شدن یا دارای حیات شدن تعبیر شده است (wordnetweb.princeton.edu, 2011) در سایر تعاریف به تکنیک بودن انیمیشن تاکید شده. از جمله انیمیشن را تکنیک عکاسی نقاشی های پی در پی و یا موقعیت های عروسک و یا مدل برای ایجاد توهم حرکت در زمانی که به عنوان یک فیلم دنباله دار نشان داده می شود تعریف می کنند. (Britannica, 2011) تمایل به متحرک سازی و جان انگاری در مصنوعات بشری، در گام اول به تقلید ظاهر موجود زنده و در گام بعدی، به ایجاد قوای حرکتی و زندگی منجر شده است. شاید از نقش دیواره غارها، از گاوهایی که پاهای متعددی داشته اند تا حرکت را القا کنند، و اسباب بازی های کودکان همچون «توماتروپ» -که با استفاده از اصل پایداری دید، دایره ای چرخان با دو تصویر در دو روی آن بود- گرفته تا فانوس خیال -که از امتزاج تصاویر برای ایجاد پنداره حرکتی استفاه می کرد- همگی پاره هایی از این تمایل در تاریخ باشند. یکی از نخستین نمونه های تصویر متحرک را می توان مربوط به 3000 سال پیش از میلاد در شهر سوخته دانست که نشان می دهد هنرمندی از ساکنان شهر سوخته امکان تخیل حرکت یک بز را فراهم کرده است. "این نقش، قدیمی ترین ایده مردمان باستان برای ارائه تصویر متحرک و به تعبیر امروزی انیمیشن است" (محسنیان راد، 1384 : 562). شکل گسترش یافته تصاویر جام در همین رابطه خبری نیز در یکی از روزنامه
های رسمی ایران بدین مضمون دیده می شود : "باستان شناسان هنگام کاوش در
گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن
دیده می شود. آن ها پس از بررسی این شی دریافتند نقش موجود بر آن برخلاف
دیگر آثار به دست آمده از محوطههای تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد،
به گونهای که حرکت بز به سوی درخت را نشان می دهد. هنرمندی که جام سفالین
را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته است در 5 حرکت، بزی را طراحی کند که
به سمت درخت حرکت و از برگ آن تغذیه می کند." (Tehran Times. 04-03-2008 انیمیشن به هر نوع اثر سینمایی گفته می شود که به روش تک فریم با استفاده از نقاشی و عروسک یا اشیاء و مواد مختلف نظیر آن ساخته شده باشد. آنچه از تعابیر «سنتی» انیمیشن فهمیده می شود این است که انیمیشن اثری با مخاطب کودک و به عنوان پرکننده اوقات فراغت یا ذائقه آنان است. در حالی که توسعه جهانی جشنواره های انیمیشن امروزه مشمول سیاست های روشنفکرانه گروه ها از جمله کانال چهار بریتانیا نیز می شود. (wells, 1998:3) دایره المعارف بریتانیکا[3] در مدخلanimation در مقاله ای از کهر[4]اینگونه می نویسد: انیمیشن هنر ساخت اجسام بی جان است که به نظر متحرک می رسند. انیمیشن هنر تحرک آنی است که زمان طولانی قبل از فیلم بوده است. نخستین تاریخچه ثبت شده انیماتور Pygmalion اسطوره یونانی و رومی است، مجسمه سازی که شکل زنی را ساخت که بسیار کامل بود و عاشقش شد و به ونوس [خدای یونانی] التماس کرد به او زندگی ببخشد. برخی از همان موضوعات سحر و جادو و رمز و راز هنوز هم فیلم انیمیشنی پرطرفدار روز هستند، که با امکانات ابتدایی و طاقت فرستا ساخته شده اند و اغلب احساسات دوران کودکی را یادآور می شوند و بار احساسی ناشی از داستان های ملی[5] را دارند. سابقه متحرک سازی به دوره رنسانس (عصر طلایی اروپا یعنی دوران بعد از قرون وسطی) باز می گردد که در نقاشی های ثبت شده وضعیت های متفاوتی از حرکت شخص در تصاویر ترسیم شده است که نشان دهنده ی تمایل به جان بخشی و حرکت بخشی نقاشی است. همچنین از میان اشعار و ادبیات به جای مانده از شعرای ایران زمین از زمان خیام پدیده ای موسوم به فانوس خیال نیز رواج داشته که به نوعی با متحرک سازی در ارتباط بوده است، اما از کم و کیف دقیق آن مستندات بسیار اندکی در دست است (محسنیان راد، 1384: 563-575). انیمیشن به معنی امروزین خود در صنعت سینما چنان با پیدایش عکاسی و سینما آمیخته است که ناگزیر، ابتدا باید از وادی این دو هنر عبور کنیم. آنچه مسلم است عنصر اصلی تصاویر متحرک، عامل فیزیولوژیکی «پایداری دید» است. به عبارت دیگر، اگر تصویر جسمی از مقابل دیدگان ما عبور کند، شبکه چشم قادر است این تصویر را تا مدتی حفظ کند. بنابراین، با ظهور تصویر بعدی در مدت حفظ، 2 تصویر در هم آمیخته می شوند و اگر تصاویر پیاپی و منظم از یک حرکت با شرایط فوق از مقابل چشمان ما بگذرند، این تصاویر و اشیاء، حرکت را القا خواهند کرد (Solomon, 1989: 8-9). زئوتروپ[6] اختراعی است که در سال 180 بعد از میلاد به وسیله چینی ها ابداع شده و وسیله ای است که تصویر محترک از نقاشی ها خلق می کند. این وسیله با آویختن کاغذی موم اند و نقاشی شده بر روی لامپی باعث می شود بر اثر حرارت و نور ایجاد شده و حرکت دادن صفحه کاغذی، برخی اشکال متحرک به نظر برسند. این وسیله در سال 1834 بوسیله ویلیام گئورگ هورنر[7] به شکل مدرن تری تبدیل شد. بدین شکل که حاویسیلندری بود که شکافهای عمودی در اطراف داشت. در لبه داخلی سیلندر، یک سری تصویر قرار دارد که پشت به شکافها قرار دارند. وقتی سیلندر شروع به چرخیدن کند، با نگاه کردن از شکافها توهم حرکت ایجاد می شود. هیچ کس فکر نمی کرد که این وسیله کوچک آغازی برای تولد انیمیشن در دنیا باشد. (Solomon, 1989: 11-14) یکی از دستگاههای اولیه محبوب دیگرپراکسینواسکوپ[8]است؛ دستگاهی مانندزئوتروپ[9] که به آن آیینه هایی در بخش داخلی اضافه شده بود که این سرعت توالی تصاویر رابیشتر و در نتیجه توهم حرکت را بیشتر می کرد. این دستگاه به وسیله دانشمند فرانسویرینالد[10] در سال 1877 ساخته شد. کم کم این دستگاه توسعه داده شد به این صورت کهپراکسینواسکوپ بزرگتری ساخته شد که روی پرده افکنده می شد و با نامتئاتر اپتیک[11] شناخته می شد. (Solomon, 1989: 14-16) ظهور دوربین متحرک و پروژکتور توسطادیسونو دیگران اولین ابزارهای کاربردی ساخت انیمیشن بود. بترتیب از چپ به راست: Phenakistoscope–Praxinoscope- Zoetrope فانوس خیال[12] نیز یکی از پیش نیازهای پروژکتورهای امروزی است که شامل نقاشی با روغن شفاف و یک لامپ ساده است که وقت با هم در یک اتاق تاریک قرار می گرفتند، تصویر بزرگتری در سطح صاف نمایش داده می شد. (ویکیپدیا[13]، بازیابی 14/3/1389) از جمله اختراعات بیکز در قرن سیزدهم، «کامرا اسکورا» است. سیستم کامرا اسکورا که بر اساس مطالعات ارسطو پیرامون چگونگی رفتار امواج نور در حین تابش از روزنه بنا شده، بدین گونه بود: در یکی از دیواره های اتاق تاریک بزرگی، روزنه ای کوچک تعبیه می شد و یک عدسی مقابل آن قرار می گرفت؛ در نتیجه، بر دیوار مقابل این روزنه، تصاویر مناظر آن سوی روزنه به صورت واژگون تشکیل می شد. این روش کار در اتاق تاریک، مبنای کار دوربین های عکاسی امروزی نیز هست که در آن ها، اتاقک کوچک تر شده و در روزنه، برای افزایش ضریب وضوح، عدسی مناسب قرار گرفته و در دیوار مقابل روزنه نیز، صفحه حساس به نور یا فیلم گذاشته شده است. دو قرن بعد از بیکز، کامرا اسکورا در معماری کاربرد خود را یافت و در نقاشی نیز لئوناردو داوینچی از آن بهره برد و توانست نور و پرسپکتیو تابلوهایش را غنا بخشد. در اوایل قرن 18 میلادی، با تلاش های ژوزف نیسفورنیپس، گراور ساز فرانسوی و پسرش، اولین گام ها در صنعت عکاسی برداشته شد که بعدها توسط داگر فرانسوی و تالبوت انگلیسی تکامل یافت. (ویکیپدیا ، بازیابی 15/2/1389) وسایل و تجهیزات مختلف انیمیشن به مرور تکمیل گشته که ذکر تمامی آن ها در این مختصر ضروری به نظر نمی رسد. آنچه بیشتر برای ما اهمیت دارد سبک های حاصله از نتایج استفاده از این ابزار و محتوای تولید شده است که نقش بسزایی در درک مفهوم ما از انیمیشن و پیام های آن دارد. انیمیشن در گذر زمان: احتمالا بلکتون[14] اولین فیلمساز آمریکایی بود که از تکنیک انیمیشن استاپ موشن[15] و نقاشی با دست استفاده کرد. ادیسون او را به دنیای فیلمسازی معرفی کرد، او پیشگام این ایده با اولین فیلم دارای کپی رایتش در سال 1900 و اواخر قرن بیستم بود. چندین فیلم وی از جمله «نقاشی سحرشده»[16](1900) و «صحنه های خنده دار صورت های خنده دار»[17](1906) نسخه فیلم شده ای از "هنرمند آذرخش" بلکتون بودند که از نسخه های اصلاح شده تکنیکهای استاپ موشن استفاده می کرد تا یک سری از نقاشی های تخته سیاهی را در حال حرکت و تغییرشکل نشان دهد. از «صحنه های خنده دار صورت های خنده دار» به عنوان اولین فیلم انیمیشن حقیقی و از بلکتون به عنوان اولین انیماتور ذکر می شود. (بندازی، 1385: 19) در سال 1908 هنرمند فرانسوی دیگری به نام امیل کوهل[18] شروع به نقاشی نوارهای کارتونی کرد و فیلمی به نام «مناظر خیالی و عجیب»[19] ساخت. بخش اعظم فیلم شامل یک نقاشی بسیار ساده متحرک بود و با تمام رفتارهای اشیا در حال تغییرشکل دادن مواجه بود، مثل بطری نوشیدنی که به یک گل تبدیل می شود. در فیلم جایی که دست انیماتور وارد صحنه می شود، حرکت به صورت زنده است. ساخت فیلم به این صورت بود؛ ابتدا هر فریم روی کاغذ کشیده می شد سپس هر فریم روی فیلم نگاتیو، فیلمبرداری می شد که به تصویر ظاهر تخته سیاه می داد. این روش «مناظر خیالی و عجیب» را به اولین فیلم انیمیشن از نوعی که به نام "انیمیشن سنتی با طراحی دستی" شناخته می شود تبدیل کرد. (بندازی، 1385: 18) به دنبال موفقیت بلکتون و کوهل بسیاری از هنرمندان انیمیشن را تجربه کردند. یکی از این هنرمندان مک کای [20] یک کاریکاتوریست موفق روزنامه بود. او انیمیشن هایی با جزییات زیاد را که نیازمند یک تیم از هنرمندان بود را به تنهایی و با جزییات دقیق ساخت. هر فریم روی کاغذ طراحی می شد که همیشه نیاز به پس زمینه و شخصیتها برای طراحی و انیماتوری مجدد بود. او از 21-1911 انیمیشن را از حقه های دوربینی ساده به انیمیشن های با شخصیت پردازی بالا که 20 سال طول کشید، پروراند. (بندازی، 1385: 19-22) جهشی در روند انیمیشن گرچه انیمیشن در آمریکا زاده نشده اما پرورش یافته امریکا وبومی شده با فرهنگ امریکا ست. اولین خانه انیمیشن توسط بار[21] در سال 1913 افتتاح شد و در عرض 5 سال صنعت جدیدی متولد شد و استودیوهای بیشتری در کلانشهر نیویورک شروع به کار کردند. استودیوی بری[22] یکی از موفق ترین استودیوهای ابتدایی بود. بری اولین سریال کارتونی موفق به نام هیزا لیار[23] را در سال 1914 تولید کرد. (بندازی، 1385: 24-25) عصر طلایی انیمیشن آمریکایی دوره ای در تاریخ انیمیشن است که با ظهور کارتون های ناطق (با صدا) در سال 1928 آغاز شد، در اواسط دهه 1940 به اوج خود رسید و تا اوایل دهه 1960 که انیمیشنهای کوتاه سینمایی جای خود را به رسانه جدید انیمیشن های تلویزیونی داد، ادامه داشت. بسیاری از شخصیتهای به یادماندنی در این دوره پدید آمدند مثل فلیکس گربه ، میکی ماوس، دانل داک، گوفی، باگز بانی، دافی داک، تام و جری و اقتباس بسیار محبوب از سوپرمن. انیمیشن های بلند هم در این دوره پدید آمدند، برجسته ترین آنها اولین فیلمهای والت دیزنی بودند: سفید برفی و هفت کوتوله، پینوکیو، فانتازیا، دامبو و بامبی. صنعت تصویر متحرک با ابداع فیلمهای باکلام متحول شد و در طول دو سال این نوآوری به انیمیشن بسط یافت. گرچه اولین فیلم کارتونی که از صدای منطبق با فیلم استفاده کرد فیلم خانه قدیمی من در کنتاکی[24] ساخته مکس فیشر در سال 1926 بود، از فیلم کشتی بخار ویلی[25]والت دیزنی در سال 1928، سومین حضور سینمایی میکی ماوس، به خاطر موفقیت و محبوبیتش به عنوان اولین کارتون باکلام یاد می شود. این فیلم فروش خوبی داشت و دیزنی را بلندآوازه کرد. 1-6.2. والت دیزنیمیکی [26]مسلما بانفوذترین و موثرترین استودیو (هم از دید هنری هم از دید تجاری) در تاریخ انیمیشن، استودیوی والت دیزنی بوده است، که در 1928 با میکی ماوس و انیمیشن «کشتی بخار ویلی» به صحنه آمد و این عرصه را تا امروز تحت تسلط خود درآورده است. در دیزنی است که تاثیرات مثبت و منفی سیستمهای استودیویی را روی پیشرفت انیمیشن به عنوان یک هنر می بینیم. (سایت رسمی والت دیزنی،25/6/1389) اولین کمک والت دیزنی به انیمیشن، نقل مکان استودیو به هالیوود در 1923 بود. در اینجا والت و روی دیزنی، کمپانی برادران دیزنی را تاسیس کردند. لس آنجلس مرکز فیلمسازی بود، ولی صنعت انیمیشن در نیویورک ریشه داشت (با استودیوهای اندکی که در تمام غرب میانه پراکنده بودند مثل دیزنی). تصمیم دیزنی برای نقل مکان به کالیفرنیا نقطه عطف بسیار اساسی در پیشرفت انیمیشن به عنوان یک حرفه سودآور می باشد. (ویکیپدیا،25/6/1388) دستاوردهای هنری استودیوی دیزنی از همکاری بین والت و کارکنانش به دست آمد. مانند دیگر روسای استودیوها، توجه و تحسین عمومی به والت برای کار استودیو معطوف بود، ولی بر خلاف سایر همکاران تهیه کننده اش حداقل عهده دار بخشی از کار هنری استودیو بود. مطمئنا او یک سینماگر رویایی بود و باعث اعتبار آخرین نوآوری ها در صدا و تصویر می شد. (والت دیزنی،25/6/1389) والت کسی بود که کارتون را از فرم دوره صامت دور کرد ( این فرم انیمیشنها به خاطر بی توجهی به آناتومی بود و در حرکت اندامهای آنها شیلنگ وار به نظر می رسید) و طراحانش را در اویل دهه 1930 تشویق به طراحی حقیقی تر و طبیعی تر می کرد. او نیروی محرکه فیلمهای نوآوری مانند «سفید برفی و هفت کوتوله» در سال 1937، اولین فیلم انیمیشن بلند، و پینوکیو در سال 1940، فیلمی با درخشش سطوح تکنیکی پیچیده که هیچگاه قدیمی نمی شوند، بود. ولی در حقیقت این هنرمندان استودیو بودند که به ایده های دیزنی تحقق می بخشیدند. (ویکیپدیا،25/6/1388) در اوایل دهه 1930 به نظر می رسید انیمیشن به دو دسته تقسیم شده بود: والت دیزنی و سایر استودیوها. محبوبیت میکی ماوس شخصیت انیمیشنی را در دسته محبوبترین شخصیتهای سینمایی دنیا قرار داد (در کنار چارلی چاپلین)، و برای مدتی به نظر می رسید هر چیزی را که دیزنی لمس کند موفق خواهد بود. کمپانی های بسیاری با سرمایه گذاری در دیزنی از ورشکستگی در دوره رکود شدید نجات یافتند و دیزنی از این محبوبیت برای ابداعات بیشتر در انیمیشن استفاده کرد. او با کمپانی تکنی کالر[27] برای اجرای پروسه جدید سه نوار تمام رنگی کار کرد که اولین بار در انیمیشن کوتاه دیزنی به نام گلها و درختان[28] در سال 1932 استفاده شد. پس از موفقیت این کارتون، دیزنی قرارداد انحصاری دو ساله ای با تکنی کالر برای این تکنیک جدید منعقد کرد و این قرارداد برای سه سال دیگر نیز تمدید شد. دیزنی همچنین ایده انیمیشن رئال بر اساس سبک زندگی گسترش داد تا درجه ای که بهتر از آن وجود نداشت. افزایش تاکید روی پرورش داستان و شخصیت پردازی، موفقیت نمایشی دیگری برای دیزنی به همراه داشت: سه خوک کوچک[29]در سال 1933، که به عنوان اولین فیلم با شخصیت های متعدد، منحصر بفرد و مجزا شناخته می شود؛ این کارتون هنوز به عنوان موفق ترین انیمیشن کوتاه شناخته می شود، و ترانه فیلم «چه کسی از گرگ گنده بد می ترسه؟» هم سرود مقابله با رکود بزرگ در آمریکا شد. در سال 1937 دیزنی اولین کسی بود که از فیلمبرداری چند سطحی پیشرفته در فیلم آسیاب قدیمی[30] استفاده کرد. بیشتر کارهای دیزنی از داستانها و افسانه های اروپایی متاثر بودند. (ویکیپدیا،25/6/1388) دیزنی رقبایی هم داشت، گرچه هیچ کدام تا دهه 1940 قادر به پایین کشیدن مقام استودیوی او نبودند. بزرگترین رقیب دیزنی در دوره صامت، استودیوی پت سولیوان[31]، با تلاش برای صداگذاری روی «فلیکس گربه[32]» با زوال روبرو شد. بدون ستاره رقیب، میکی ماوس در اوایل دهه 1930 یکه تاز بود. (Beckerman, 2003 : 4.)[33] پس از موفقیت سفیدبرفی، دیزنی روی سه انیمیشن بلند دیگر سرمایه گذاری کرد که هر سه به شدت تحسین شدند: پینوکیو، بامبی و فانتازیا. هرچند هیچکدام از این فیلمها حتی به نزدیکی فروش سفیدبرفی نیز نزدیک نشدند، اما این فیلمها مورد تحسین قرار گرفت به ویژه فانتازیا که از سوی منتقدان ادبی و تماشاگران مشکل پسند تحسین شد، هر چند آنها احساس می کردند والت تلاش داشته تا با تبدیل جریان اصلی انیمیشن به هنر انتزاعی، موسیقی کلاسیک و سوژه های ممتاز، به چیزی که دور از دسترس همگان قرار داشته برسد. این فیلم سالها بعد دوباره ارزیابی شد و یک دستاورد مهم هنر انیمیشن شناخته شد. برای جبران شکست ناشی از این پروژه ها، دیزنی فیلم بلندی با بودجه اندک به نام دامبو[34] ساخت که سود مورد نیاز استودیو را تامین کرد و استودیوی او را در چرخش نگه داشت. (ویکیپدیا، 25/6/1388) در آغاز دهه 1940 دو اتفاق مهم تغییراتی در استودیوهای کارتون هالیوود به وجود آورد. اولین اتفاق، ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم بود که بسیج تمام استودیوها (شامل بخش کارتون آنها) برای تهیه موادی که باعث تقویت اعتماد عمومی و تشویق حمایت از نیروی جنگی بود را در پی داشت. دومین رخداد، اعتصاب انیماتورهای دیزنی در سال 1941 بود که بسیاری از رشته های بین والت دیزنی و کارکنانش را قطع کرد. پس از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم بسیاری از منابع برای ساخت انیمیشن های کوتاهی استفاده شد که فرم تبلیغاتی و تامین موارد مربوط به جنگ داشتند. استودیوهای مهم هالیوود با نیروهای جنگی همکاری فراوانی کردند و استودیو های انیمیشن آنها نیز در این همکاری شرکت داشتند؛ در استودیوی فلیشر ملوان زبل[35] به نیروی دریایی ملحق شد و جنگ با نازیها را شروع کرد، در این هنگام استودیوی برادران وارنر سری کارتونی سربازهای درهم[36]را برای سربازهای نام نویسی شده تولید کرد. جنگ دومین عامل کاهش محبوبیت دیزنی بود. دیزنی با تمام وجود با قوای جنگی با ساختن فیلم تبلیغاتی مشهوری با نام پیروزی از مسیر قدرت هوایی[37] همکاری نمود. گرچه فیلمهای بعدیش در دهه 1940 با بودجه متوسطی شامل مجموعه ای از انیمیشن های کوتاه بودند. صحنه ای از انیمیشن پیروزی از مسیر قدرت هوایی پس از جنگ، اختراع تلویزیون و افزایش محبوبیت آن باعث افت روند رو به جلوی فیلمسازی شد و همه این اتفاقات پایان عصر طلایی سینمای انیمیشن را رقم زدند. والت دیزنی به سرعت روی رسانه تلویزیون با سریال هفتگی خود دیزنی لند سرمایه گذاری کرد. این نمایش در اصل تبلیغات نیم ساعته برای دیزنی بود و برای پارک تفریحی جدید دیزنی لند محبوبیت ایجاد می کرد. همچنین یک سری برنامه های تلویزیونی از کارتونهای دیزنی به مدت یک دهه آغاز به نمایش کردند که بعدها به نمایش دنیای رنگی فوق العاده دیزنی گسترش یافتند. گرچه دیزنی با انیمیشن های اریجینال تلویزیونی مخالف بود زیرا پی برده بود که اقتصاد رسانه از استانداردهای تولیداتش حمایت نمی کند. (بندازی، 1385: 69) در 1961 والت دیزنی به تاسیس موسسه هنرهای کالیفرنیا[38] کمک نمود. تاسیس این موسسه هم یک ژست بشردوستانه و هم سرمایه گذاری هوشمندانه توسط دیزنی بود که استعدادهای خلاق بسیاری را در سالهای آتی برای کمپانی تهیه می کرد. موسسه کالیفرنیا و موسسات مشابه دیگر نقش مهمی در احیای انیمیشن در دهه 1990 ایفا کردند. (بندازی، 1385: 77) گرچه فیلمهای والت دیزنی در دهه 1960 (مری پاپینز و کتاب جنگل) سود بالایی نصیب استودیو می کرد ولی فرمانروایی او پس از اینکه دیزنی از سرطان ریه در سال 1966 فوت کرد، به لرزه افتاد. کمپانی دیزنی در یافتن رهبری جدید پس از مرگ دیزنی با مشکل روبرو شد و در نتیجه تولید فیلمهای سینمایی و انیمیشن های بلند متضرر شد. همچنانکه استودیو در تلاش برای ادامه حقیقی دید والت بود (عبارت معمول زمان "اگر والت بود چه می کرد؟" بود)، بسیاری از منتقدان احساس کردند که روزهای خوش استودیو سپری شده است. به علاوه بسیاری از انیماتورهای قدیمی بازنشسته یا فوت شدند و استودیو مجبور بور تا برای آنان جایگزین بیابد. در سال 1973، لارسن[39] برنامه آموزشی برای انیماتورهای جدید آغاز کرد. (ویکیپدیا، 27/6/1389) انیمیشن مدرن در آمریکا دوره ای از تاریخ انیمیشن از اواخر دهه 1980 تا آغاز قرن 21 می باشد. گاهی به ابن دوره زمانی رنسانس انیمیشن آمریکا می گویند زیرا بسیاری از کمپانی های بزرگ آمریکایی پس از رکود عمومی دهه 1970 و 1980 شروع به بهسازی و تجدید نیروی بخشهای انیمیشن خود کردند. دیزنی یک تغییر و تحول اساسی در دهه 1980 را متحمل شد و رییس جدید آن میشل ایسنر[40] و بازگشت مدیر انیمیشن آن روی دیزنی، استودیو را احیاء و کمپانی را به قدرت سابق برگرداند. با هیاهوی بسیار در 1988 کمپانی با همکاری استیون اسپیلبرگ Who Framed Roger Rabbit را تولید کرد که بسیاری از شخصیتهای کلاسیک انیمیشن عصر طلایی را روی پرده برد. این فیلم موفقیت بزرگی بود و هالیوود را به این فکر واداشت که دوباره می توان انیمیشنهای با کیفیتی که مهمتر از همه می تواند سودآور باشند را روی پرده دید. موفقیت این فیلم باعث شروع تحقیقات جدی در زمینه تاریخ و تکنیکهای انیمیشن گشت. تعدادی از انیماتورهای کهنسال مثل Chuk Jones و Friz Freleng ناگهان مرکز توجه شدند و پس از چند دهه بی تفاوتی از سوی تماشاگران و حرفه ای های صنعت مورد تحسین و تشویق قرار گرفتند. (ویکیپدیا، 25/6/1388) پس از انیمیشن «چه کسی راجر خرگوشه را شکل داد»[41] دیزنی «پری دریایی کوچک»[42] را ساخت که اولین فیلم از مجموعه ای از فیلمهای انیمیشن بود که به نظر می رسید جادوی روزهای طلایی دیزنی را دوباره به دست آورده است. استودیو به شدت روی تکنولوژِی جدید انیمیشن کامپیوتری سرمایه گذاری کرد و انیمیشن های فانتزی نظیر دیو و دلبر و علاءالدین را تهیه کرد و مخاطبین فراوانی را جذب کرد. دیو و دلبر اولین انیمیشن بلندی بود که جایزه بهترین فیلم کمدی یا موزیکال «گلدن گلوب»[43] را از آن خود کرد و تا به امروز اولین و تنها انیمیشن بلند نامزد اسکار بهترین فیلم است. اوج موفقیت دیزنی در سال 1994 بود وقتی فیلم «شیرشاه»[44] از محبوبترین فیلمهای تاریخ شد. بعدها فیلمهای دیگر دیزنی مانند پوکوهانتس، گوژپشت نوتردام، هرکول، مولان و تارزان فروش موفقی داشتند. (ویکیپدیا، 25/6/1388) دهه 1990 شاهد پیشرفت استفاده از کامپیوتر برای سرعت بخشیدن به سکانسهای انیمیشنی و جلوه های ویژه فیلمهای زنده بود. این شکل جدید انیمیشن خیلی زود در دنیای جلوه های ویژه هالیوود غالب شد (فیلمهای ترمیناتور 2 و پارک ژوراسیک حاوی سکانسهای کامپیوتری- انیمیشنی چشمگیری بودند). بار دیگر این دیزنی بود که رهبری این شیوه را در میدان به عهده گرفت. فیلم ترون[45]، به نویسندگی و کارگردانی استیون لیزبرگر، در سال 1982 از جمله نخستین فیلمهای استودیوهای بزرگ بود که به شکل وسیع از گرافیک کامپیوتری استفاده کرد. به رغم عدم محبوبیت ابتدایی آن، این فیلم بیشتر یک کالت محبوب است آن هم به خاطر استفاده ابتکاری از گرافیک کامپیوتری و خط رسم کامپیوتری و بازی ویدیویی آن که متعاقباً به بازار آمد. در دهه آتی انیماتورهای دیزنی به آرامی سکانسهای کامپیوتری را در فیلمهایشان به نمایش گذاشتند از جمله در فیلم دیو و دلبر در سال 1991. یک قالیچه جادویی کامپیوتری نقش قابل توجهی را در فیلم علاءالدین (1992) به عهده داشت. در سال 1995 دیزنی با پیکسار برای تولید داستان اسباب بازی شریک شد که اولین فیلم بلند تمام کامپیوتری است. این فیلم یک پدیده موفق بود و سایر استودیوها ترغیب به ساخت انیمیشن های کامپیوتری یا CGI خود شدند.(ویکیپدیا، 14/4/1389) اما جدای از سوابق تولید فیلم و تاریخچه والت دیزنی ذکر چند نکته نیز که بعدا در نشانه شناسی به آن بیشتر توجه خواهد شد، برای ایجاد شناخت بیشتر مناسب است: - دیسنی با لایحه پورن (مسائل شهوت انگیز) اینترنتی و همینطور قانون حفاظت از کودکان در مقابل اینترنت که مسائل جنسی و شهوت انگیز را برای کودکان محدود می کند مخالفت کرد. (Washington Times of October 8, 1998, p.A8) - در ژوئن 1996، دیسنی کمک کرد به راه اندازی ششمین همایش«روز همجنس بازان مرد و زن در دنیای دیزنی». دراین همایش، دیزنی اجازه داد تا دست اندرکاران همجنس باز، میکی ماوس و دونالد داکرا به صورت عاشقان همجنس باز مرد به تصویر کشند.همینطور اجازه داد مینی ماوس[46]و دیزی داک[47]به عنوان عاشقان همجنس باز دختر به تصویر کشیده شوند. (Washington Times , October 8, 1998, p.A8) - مدیر سابق دیسنی، آقای مایکل ایسنر[48](یهودی) گفته است که «فکر می کند 40 درصد از 63000 عضو کمپانی دیزنی، همجنس باز هستند».همچنین دیسنی، بیشترین تعداد کارمند همجنس باز را در صنعت سرگرمی داراست (AFA Journal 6/1997) - دیسنی، تبلیغ یک مجله همجنس بازی را نمود. (2/10/1994 waltdisney.com) - آقای تام شوماخر[49]، نایب رئیس بخش انیمیشن تصویری، همجنس بازی است که همجنس باز بودن خود را مخفی نمی کند و با "شوهر" خود به بخشهای مختلف می رود. در مصاحبه ای با نشریه دفاع از همجنس بازان، این فرد گفت: «همجنس بازان زیادی در سطوح مختلف کاری در دیسنی هستند. خیلی محیط آنجا خوب و حمایت کننده است». (Human Events, 8/12/1994; The Advocate 6/25/1994 ) - دیسنی، آقایویکتور سالوا[50] یعنی مردی که در 1987 به جرم تجاوز جنسی به کودکی بازداشت شده بود را استخدام کرد. وقتی که قربانی این تجاوز ناتان وینترز[51] ، استخدامسالوا در دیسنی را فاش کرد، افسر پلیس درگیر در آن ماجرا گری پریماورا[52] از تعجب شگفت زده شده بود. اما مقامات دیسنی، درخواستناتانمبنی بر اخراجسالوارا رد کردند. (Washington Times, 10/25/95) محتوای فیلمهای دیزنی در بسیاری از تحقیقات داخلی و خارجی مورد بررسی و نقد قرار گرفتهاست؛ تحقیق «کوین» و «وایت هد»[53] با عنوان خشونت غیرمستقیم در فیلمهای دیزنی، رابطه بین انجام رفتار خشونت آمیز غیرمستقیم با جنسیت، نوع شخصیت (حیوان یا انسان، خوب یا بد) و وضعیت اقتصادی شخصیتها در 47 فیلم انیمیشنی والت دیزنی را بررسی میکند. رویهمرفته نتایج نشان داد که خشونت غیرمستقیم در فیلمهای انیمیشن دیزنی کاملاً رایج است. در این فیلمها 584 عمل خشونتآمیز غیرمستقیم کدگذاری شد که بیشترین میزان در فیلم علاءالدین و سپس سیندرلا و پینوکیو مشاهده شد. انجام خشونت در مورد مردان تقریباً 70 درصد و برای زنان 30 درصد بود که نشان میدهد خشونت غیر مستقیم در زنان کمتر از مردان است. خشونت غیرمستقیم بیشتر به صورت غیرموجه و از جانب شخصیتهای منفی است. در شخصیتهای با سطح اقتصادی-اجتماعی بالا میزان آن نسبت به شخصیتهای با سطح اقتصادی-اجتماعی پایین و متوسط، بیشتر است (Coyne and Whitehead, 2008). در تحقیق «راین» و «هورنر»[54]در خصوص مصرف دخانیات و مشروبات در فیلمهای انیمیشن کلاسیک دیزنی 24 فیلم انیمیشنی طولانی مدت دیزنی از 1937 تا 2000 مورد بررسی قرار گرفت. محققان با استفاده از نظریه باندورا توضیح میدهند که کودکان اغلب آن کاری را انجام میدهند که میبینند دیگران انجام میدهند و این مدلسازی رفتاری میتواند نتایج خطرناکی داشتهباشد بهخصوص اگر کودکان بهطور روزمره با مصرف الکل و تنباکو مواجه شوند ( 264:Ryan and Hoerrner, 2004). نتایج این پژوهش نشان داد که در سراسر این دههها در فیلمهای والت دیزنی، مصرف تنباکو کاهش داشته در حالی که مصرف الکل زیاد شدهاست و فقط در سه فیلم «کتاب جنگل» (1967)، «روباه و سگ شکاری» (1981) و «مولان» (1998) مصرف سیگار و الکل وجود نداشت. بیشترین نوع استعمال دخانیات به صورت پیپ و سپس سیگار برگ بود. در «پینوکیو» بیشترین مصرف سیگار مشاهده شد. هر چند که در هر دورهای محصولات خاصی بیشتر استفاده میشد اما رابطه معنی داری بین سال انتشار فیلمها و نوع محصولات مصرفی مشاهده نشد، به علاوه تقریباً پیامهای ضد مصرف در این فیلمهای مناسب برای کودکان دیده نشد. در پژوهش دیگری علاوه بر توضیحات تکنیکی فیلمهای شاخص دیزنی به محتوای فیلمها و اختلاف بین داستان اصلی و فیلم نیز اشاره میکند. مثلاً محقق میگوید: در فیلم «پری دریایی کوچک» برخی شخصیت های داستان اصلی مانند مادربزرگ حذف میشود و برخی نقشها مانند پادشاه دریا و ساحره کاربردیتر می شوند و یا اینکه در داستان اصلی، پری دریایی به علت سرپیچیها به کف دریا تبدیل میشود اما در فیلم دیزنی، پدر سرپیچیهای دخترش را میبخشد و او را به آرزوی خود که انسان شدن و رسیدن به معشوق است میرساند. در فیلم «علاءالدین» نیز اختلاف بین داستان اصلی و فیلم وجود دارد بهطور مثال، در داستان اصلی قالیچه پرنده وجود ندارد، علاءالدین پدر و مادر دارد، پدرش میمیرد و مادرش در طول داستان حضور دارد و رابط میان او و قصر پادشاه است اما این شخصیتها در فیلم دیزنی حضور ندارند و کل فیلم ظاهری افسانهای دارد (برزو، 1386). 1-6.3. پیامدیوید برلو پیام را «یک تولید عملی و فیزیکی از منبع رمزگذار» تعریف می کند. برلو می گوید وقتی ما صحبت می کنیم، کلام، یک پیام است، همانطور که نوشته ما، نقاشی ما، اشاره ای که می کنیم، حرکت بازوان ما، حالتی که در صورت ما دیده می شود، همه اینها پیام هستند (محسنیان راد، 1374: 189) حداقل سه عامل یا سازه در پیام وجود دارد: 1- رمز یا کدهای پیام 2-محتوای پیام 3-نحوه ارائه پیام. ... تفکیک پیام به سه عنصر به صورت مستقیم در آثار دیگر دانشمندان ارتباطات نیز آمده است. مثلا آندرش، استاس و بوستروم بدون اینکه این سه عنصر را به دقت برلو توضیح دهند، تاثیر عناصر پیام را روی یکدیگر مطرح کرده اند و می نویسند ممکن است در مواردی برخی از این عناصر به گونه نامرتبی دارای برتری هایی شوند. مثلا صدای دلپذیر/نحوه ارائه/ ممکن است بر عناصر دیگر، تاثیر بیشتری داشته باشند. (محسنیان راد، 1374: 190) کدها (رمزها) و نشانه ها در پیام: کد عبارت است از هر گروه از نمادها که بتوانند به شیوه ای ساخته شوند که برای برخی از افراد به اصطلاح معنی دار باشد. سوسور می گوید: از قدیم میان دو دسته از علایم تفکیک قائل می شدند. یکی علائمی که در آنها نشانه با معنی ربط دارد که به یونانی آن را آیکون می گفتند و قصدشان آن دسته از علائم بود که رابطه ای بین شکل و معنی آن وجود داشت(محسنیان راد، 1374: 192). نشانه ها را به سه دسته می توان تقسیم کرد. نشانه های طبیعی (علائم)، نشائه های تصویری و نشانه های قراردادی. نشانه های طبیعی نشانه ای است که میان صورت و مفهوم آن رابطه همجواری یا تماس است. مثل رابطه میان دود و آتش، رابطه میان جای پا و رونده. نشانه تصویری نشانه ای است که میان صورت و مفهوم آن شباهتی عینی و تقلیدی هست. مثل نقش مار که بر خود مار دلالت می کند. نشانه وضعی یا قراردادی نیز نشانه ای است که میان صورت و مفهوم آن نه شباهت عینی است ونه رابطه همجواری، بلکه رابطه ای است قراردادی نه ذاتی و خود به خودی (محسنیان راد، 1374: 194). محتوای پیام: برلو محتوای پیام را چنین تعریف می کند: مطالب درون پیام که به وسیله منبع برای بیان هدف او انتخاب شده است (محسنیان راد، 1374: 220). در مورد فیلم های سینمایی، وقتی چنین نظریه ای مطرح می شود که در یک فیلم 150 دقیقه ای در همان 10 دقیقه اول است که باید چارچوب فیلم را برای بیننده مشخص کرد تا بتوان توجه تماشاگر را جلب کرد، نظریه ای است که بر مبنای ساخت مناسب برای قطعات یا عناصر محتوا در پیام شکل گرفته است(محسنیان راد، 1374: 223). نحوه ارائه پیام: نحوه ارائه پیام عبارت است از تصمیم هایی که منبع ارتباط برای انتخاب و تنظیم و ترتیب کدها و محتوا می گیرد(محسنیان راد، 1374: 223). با آنچه درباره کدهای پیام، محتوای پیام و نحوه ارائه پیام گفته شد، می توان به این نکته پرداخت که ترکیب این سه می تواد طیف بسیار وسیعی از پیام های گوناگون را به وجود آورد (محسنیان راد، 1374: 230). 1-6.4. پیام مخفیپیام مخفی[55] هرگونه سیگنال یا پیامی است که در یک پیام رسانه ای دیگر جاسازی شده باشد و اطلاعاتی را که پنهان از سطح درک و توجه مخاطب است به او منتقل کند (Herbert, 1958: 102). کلمه subliminal به معنی "پائین تر از limen " است (آستانه احساس). این کلمه از یک کلمه لاتین گرفته شده است که شامل دو بخش sub به معنای زیر و limen به معنای آستانه است. (ویکیپدیا، 4/9/1387) پیام پنهان در تعریفی دیگر ترکیبی است از پیام های فروآستانه ای و فوق آستانه ای[56] که برای استفاده در گیرنده های تلویزیون خلق می شوند که امکان کنترل کامل رفتار بینندگان را می دهد. یک ویدئو، ورودی های کیبورد، کارت های حافظه، پیامک و... توسط کاربران برای انتقال پیام استفاده می شوند و در عین حال تمام اینها حاوی پیام های پنهان نیز هستند. (Harmes, 1999: 68) پیشینه بکارگیری پیام مخفی در رسانه ها اسکریپچر[57] کتاب روانشناسی نوین[58]را در سال 1898 چاپ کرد و در آن مبانی و اصول پیام های نهفته را تشریح کرد. در سال 1900 ، نایت دونلپ[59] پروفسور روانشناس آمریکایی "سایه ی نامحسوسی" را از روی اشیاء با سرعت بسیار زیادی عبور داد و از روش خطای حسیِ مولر لیِر[60] استفاده کرد که در این روش از دو خط که هر دو طرف آنها فِلِش دارد استفاده شده و باعث ایجاد خطای دید در تشخیص طول این دو خط می شود. دونلپ ادعا کرد که آن سایه به صورت نهفته بر تشخیص طول خط ها تأثیرگذار بوده است. (www.subliminalmessages.com) اگر چه این نتایج مورد قبول محافل علمی قرار نگرفت اما یک روانشناس آمریکایی به نام هری لوی هالینگورس[61] در کتابی که پیرامون تبلیغات نوشت به این مطلب اشاره کرد که شرکت های تبلیغاتی از پیام های نهفته در تبلیغاتشان بهره می برند. در طول جنگ جهانی اول با استفاده از دستگاه محرک نما[62] به سربازان آموخته می شد تا به وسیله آن بتوانند هواپیماهای دشمن را شناسایی کنند. این وسیله برای تصویربرداری و ترسیم از اجسامی استفاده می شود که حرکت بسیار سریعی دارند. امروزه از این دستگاه برای افزایش سرعت خواندن مطالب یا تستِ بینایی استفاده می شود (Herbert, 1958: 104). در سال 1957 جیمز ویکاری[63] مدعی شد که حرکت سریع چند پیام بازرگانی بر روی پرده سینما باعث شده که مردم شهر لی در ایالت نیوجرسی محصولات خوراکی و نوشیدنی بیشتری خریداری کنند. ویکاری عبارت تبلیغات نهفته را وضع کرد و شرکت «سابلیمینال پروجیکشن»[64] را بر اساس تحقیقات شش هفته ای اش پایه گذاری کرد. او مدعی بود که در طول پخش فیلم" پیکنیک"[65] ، از دستگاه محرک نما برای ثبت کلمات" کوکاکولا بنوش" و"اگر گرسنه ای پف فیل بخور"استفاده و مشاهده کرده است که این کلمات در فواصل 5 ثانیه ای و به مدت 300/1 صدم ثانیه بر روی پرده سینما عبور کرده اند. ویکاری تاکید کرد که در طول این آزمایش، فروش پف فیل و نوشابه در ایالت نیوجرسی به ترتیب 57.8 و 18.1 درصد افزایش داشته است. ونس پاکارد[66] در کتابش با عنوان” مشوق های پنهان”[67] از ادعاهای ویکاری حمایت کرد که موجب اعتراض مردم شد و همچنین باعث شد که برخی دولت ها و فرقه ها از این روش برای کسب سود بیشتر استفاده کنند. متعاقبا استفاده از پیام های نهفته در ایالات متحده و استرالیا ممنوع شد. همچنین این موضوع در سال 1958 به تصویب شبکه های آمریکایی و شورای ملی مجریان تلویزیون رسید. در سال 1973، در تبلیغات بازرگانی یک بازی با نام «هوسکر دو»[68]در آمریکا و کانادا پیام "این را بخر" را به سرعت از صفحه تلویزیون می گذرانده است.در همان سال، ویلسون برایان کی[69] در کتابش با عنوان «اغوای پنهان»[70] ادعا کرده است که که تکنیک هایی که از پیام های نهفته استفاده می کنند در تبلیغات بازرگانی به وفور یافت می شوند. نگرانی های عمومی باعث شد که FCCجلسه ای را در 1974 برای بررسی این موضوع برگزار کند. نتیجه این جلسه این بود که FCC تبلیغاتی که از این گونه پیامها استفاده می کنند را مغایر سلایق مردم و فریبنده اعلام کرد. بعد از پخش تبلیغات بازی«هوسکر دو» در کانادا ، دولت این کشور نیز پخش این گونه تبلیغات را ممنوع اعلام کرد (Karremans, 2005: 792). در سال 1985، دکتر جو استیوسی[71]در جلسه مرکز موسیقی والدین اظهار داشت که: پیامهای موجود در موسیقی ها علی الخصوص موسیقی هِوی متال به صورت ضمنی یا نهفته منتقل می شوند. گاهی اوقات آهنگ هایی که به سختی قابل شنیدن هستند با آهنگ هایی با صدای بلندتر تلفیق می شوندو فقط ضمیر نیمه خودآگاه انسان می تواند این آهنگ ها و پیام موجود در آنها را بشنود و ضمیر خودآگاه ما قادر به شنیدن آن نیست. گاهی این پیام ها قابل شنیدن هستند ولی به به صورت ضمنی، به این پروسه «بک ماسکینگ»[72] می گویند. در بیانات استیوسی این مطلب بیان شده است که:برخی پیام ها به صورت ضمنی به شنونده منتقل می شوند. زمانی که به پیام بی ارزشی که " آشکارا " توسط یک آهنگ منتقل می شود گوش می دهیم به طور هم زمان در معرض پیامی قرار می گیریم که به صورت "ضمنی" منتقل می شود. (به عبارت دیگر، ما کلمات شاعرانه ای را آشکارا می شنویم و به طور هم زمان کلماتی دیگر در ضمن آن کلمات به ما منتقل می شود.) برخی کارشناسان بر این عقیده اند که هم زمان با دریافت مفاهیم آشکار توسط ضمیر خودآگاه، ضمیر ناخودآگاه ما به طور همزمان در حال رمزگشایی پیام نهفته است. براساس تحقیقات سازمان ملل متحد، مفاهیم فرهنگی نهفته در این گونه تبلیغات تهدید بزرگی برای حقوق بشر در سرتاسر جهان به شمار می آید. (Karremans, 2005: 798) یافته های بعدی اثبات کرد که اینگونه پیام ها همیشه تأثیر مثبتی ندارند بلکه گاه تأثیرات منفی ای بر افراد دارند. شیوه های ارسال پیام های نهفته: الف- دیداری یک تبلیغ بازرگانی معمولا برای آشنایی مردم با یک محصول جدید طراحی می شود و نقش پیام های نهفته در تبلیغات این است که این آشنایی را با دعوت به خرید محصول به عنوان انتخاب اول توام می کند. جوهان کارمانس[73] بیان می کند که پیام های نهفته زمانی می توانند مؤثر باشند که مرتبط با هدف آن تبلیغ بازرگانی باشند. کارمانس مطالعاتی را حول این موضوع انجام داد که آیا پیام نهفته ای که در نام تجاری یک نوشیدنی وجود دارد می تواند بر انتخاب آن تاثیر گذار باشد یا نه و آیا این تاثیر می تواند احساس تشنگی فرد را افزایش یا کاهش دهد. او در تحقیقاتش به دنبال کشف این موضوع بود که آیا نوشته یا عکس خاصی که بر روی محصولی چاپ شده می تواند بر آشنایی فرد با محصول مورد نظر تأثیرگذار باشد یا نه. نیمی از شرکت کنندگان از نوشیدنی که با اسم لیپتون آیس[74] (این کلمه به کررات و با سرعت 24 میلی ثانیه از صفحه مانیتور رد می شد) به آنها معرفی شده بود خوردند اما نیمه دیگر توجهی به آن نوشته نکردند. او به این نتیجه رسید که آن نام تجاری باعث شد که آن دسته از شرکت کنندگان که تشنه بودند درخواست نوشیدنیِ لیپتون آیس کنند و آن دسته که تشنه نبودند تحث تأثیر پیام نهفته قرار نگیرند به این دلیل که نیازی به خوردن آن نوشیدنی نداشتند (subliminalmessages، 5/9/87). محرک هایی که به صورت ناخودآگاه عمل می کنند در رفتار و احساسات انسان ها تغییراتی را ایجاد می کنند. این موضوع از طریق یک تبلیغ تصویری آشکار شد که در این تبلیغ 4 نوع نوشیدنی به نمایش گذاشته شد. عبارت " شما بخرید" در جایی از تصویر به صورت ضمنی جاسازی شده بود. این تحقیق به منظور آزمایشِ تاثیر تبلیغات بر فروش نوشیدنی تنظیم شده بود. قبل از انجام آزمایش این فرصت به شرکت کنندگان داده شد تا پیام نهفته در تصویر را پیدا کنند ولی هیچ کدام از آنها نتوانستند آن را بیابند. بعد از انجام تحقیق این مطلب مشخص شد که 80 درصد شرکت کنندگان به صورت ناخودآگاه پیام را دریافت کرده اند و همان نوشیدنی را انتخاب کردند که پیام در تصویر آن نهفته شده بود. اگر چه یک پیام نهفته می تواند اطلاعات زیادی را منتقل کند ولی ضمیر ناخودآگاه انسان توانایی درک تعداد محدودی از کلمات و یا یک تصویر خاص را دارد. اگرچه یک کلمه یا یک تصویر می تواند دریافت شود اما جزئیات همان کلمه یا تصویر می توانند تغییرات مهمی در رفتار مخاطب ایجاد کنند. ( subliminalmessages، 5/9/87) در سال 2007 همان زمان با پنجاهمین سالگرد تحقیقات جیمز ویکاری تحقیقات او برای بار دیگر در کنفرانس بین المللی نام های تجاری مارکا[75] (2007) مورد بررسی قرار گرفت. در قسمتی از مراسم 1400 نفر از شرکت کنندگان قسمت هایی از فیلم پیکنیک را دیدند. در طول فیلم 90 دقیقه ای آنها در معرض 30 پیام نهفته قرار گرفتند. در پایان فیلم ،81 درصد از افراد علامت تجاری ای را انتخاب کردند که توسط پیام های نهفته به آنها منتقل می شود. ( subliminalmessages، 5/9/87) روش های استفاده از پیام های مخفی به صورت دیداری عبارتند از:
در موارد یافت شده در تبلیغات بازرگانی و انیمیشن، این اشکال معمولا در مورد روابط جنسی، قدرت یا مرگ هستند. قرار گرفتن تصویر در تصویر به تکنیک تک فریم نیز مشهور است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. تکنیک دوم نیز به ویژه به دلیل ساخته شدن کلیه اجزا در کنار هم و همزمان در انیمیشن ها و تبلیغات چاپی کاربرد بیشتری دارد. ب- شنیداری «بک ماسکینگ»، یک نوع تکنیک شنیداری است که شامل صداهایی است که به صورت ضمنی در یک آهنگ پخش می شوند و پیام هایی را تولید می کنند که ضمیرناخودآگاه ما نمی تواند آن پیام ها را درک کند. گری گیرینوالد[76] مبلغ اصولگرای مسیحی مدعی است که اینگونه پیام ها به صورت نهفته قابل شنیدن هستند و می توانند شنونده را به سمت موسیقی راک، سکس و مصرف مواد مخدر سوق دهند. (subliminalmessages، 5/9/87) پیام های نهفته در برخی موسیقی ها نیز استفاده می شوند. در دهه 1990، دو مرد جوان به خاطر خودزنی با تفنگ کشته شدند . خانواده های این دو جوان یکی از گروههای موسیقی راک به نام "جوداس پریست "[77] در این موضوع مقصر می دانستند. خانواده ها مدعی بودند که پیام های نهفته در آهنگ" بهتر از من بهتر با تو"[78] شنوندگان را تشویق به انجام این کار می کند. این موضوع به دادگاه کشیده شد و خانواده ها درخواست غرامت 6 میلیون دلاری کردند. نتیجه قضاوت قاضی دادگاه این بود که پیام های نهفته در آهنگ وجود دارد ولی خانواده ها هیچ گونه سند علمی دال بر این که این آهنگ باعث خودکشی آن دو جوان شده ندارند. (Egermann, 2006: 2-5) همچنین در انیمیشن علاء الدین از شرکت والت دیزنی نیز ترکیب صداها در یک صحنه مفهومی جدید را پدید می آورد. این مفهوم عبارت است از: نوجوانان خوب لباسهایتان را در بیاورید[79]. در این خصوص در فصل سوم توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد. پیام های نهفته در تبلیغات تجاری تبلیغات نهفته تکنیکی است که مصرف کنندگان را ناآگاهانه در معرض تصاویر چاپ شده روی محصولات، علامات تجاری یا سایر محرک های بازاریابی (تبلیغاتی) قرار می دهند. عده ای بر این باورند که وقتی مصرف کننده در معرض محرک های تبلیغاتی نهفته قرار می گیرد اطلاعاتی که در ضمیر ناخودآگاهش قرار داشته رمزگشایی می کند و بر اساس آن اطلاعات کالا را خریداری می کند حتی اگر با محرک های ارتباطی و عملکرد آن ها آشنایی نداشته باشد. دلیل استفاده از تبلیغات پنهان را برخی ایجاد میل و انگیزه و برخی تبدیل کردن به یک کلیشه در ذهن که محو نخواهد شد می دانند. جمله ای در این زمینه از مارک تواین[80] مشهور است که یک دروغ خوب نیمی از کره زمین را می پیماید در حالی که یک حرف راست هنوز پا را در چکمه اش نکرده. سوق دادن افراد به خرید، آخرین وظیفة تبلیغ میباشد و البته وظیفه آسانی نیست. با استفاده از پژوهشهایی که در زمینة ارتباطات انجام شده است، اکنون مشخص شده است که مشتریان بالقوه، باید علاوه بر اینکه آگاه شوند که جای کالا و نقش آن در زندگی روزمره آنها چیست، بلکه باید نمایندگان فروش شرکت، کالا را حضوری عرضه کرده و به تشریح آن بپردازند و مشتری بالقوه بتواند کالا و عملکردش را از نزدیک ببیند (Moore, 1982: 38). در کتاب هایی که مرتبط با مسائل تبلیغات تجاری است اشاره شده است که برای اینکه اثربخشی ارتباطات را بالاتر ببریم، پیام تبلیغاتی باید تأکید فراوانی بر روی نیازهای ملموس و محسوس مشتری داشته باشد. پژوهشهای عمیق و دقیق درخصوص نگرشهای مشتریان در بازار هدف کمک بزرگی است برای تبلیغ کنندگان تا درخصوص یک چنین نیازهای محسوس ارضا نشدهای، اطلاعاتی جمع آوری کنند. توجه، شناخت و درک یک چنین نیازهایی میتواند زمینه را برای اقدام مشتری جهت خرید هموار کند و همچنین اطلاعاتی را که او نیاز به توجیه منطقی و تایید تصمیم خود دارد، فراهم آورد. تردیدهای پس از خرید، گهگاه ممکن است در برخی از خریداران به وجود آید، از این رو یکی از اهداف مهم تبلیغ، اطمینان خاطر دادن به مشتری از خرید است به گونهای که دلسردی و تردید احتمالی مشتری را پس از خرید نسبت به کالا از بین ببرد. به نظر میرسد برخی ازمشتریان پس از اقدام به خرید بیشتر به تبلیغات توجه میکنند تا قبل از خرید. بنابراین تبلیغ باید بتواند به آنها اطمینان خاطر بدهد که تصمیمشان صحیح بوده است و همچنین محتوای تبلیغ باید بتواند واژههایی را ارایه کند که افراد هنگام صحبت کردن با دیگران دربارة آن کالا، استفاده کنند (Moore, 1982: 45-47). لذا بحث استفاده از متدهای گوناگون برای القای پیام و یا پیام های چند وجهی که امکان فریب[81] نگاه را داشته باشند مطرح می شود (Packard, 1982). تبلیغات اشتراکی[82] با انتشار کتاب " مشوق های پنهان" نوشته ونس پاکارد در سال 1957 آغاز شد. اگر چه پاکارد از عبارت " تبلیغات نهفته " استفاده نکرد اما بسیاری از تکنیک های جدیدِ بازاریابی که از عوامل محرک بهره می برند را در این کتاب تشریح کرد؛ همان تکنیک هایی که بعد از جنگ جهانی دوم در بازار آمریکا برای فروش کالاها به کار گرفته شد. تبلیغاتی که بر آرزوها, ترس ها, گناهان و محرک های جنسیِ مصرف کننده تمرکز می کنند تا آن ها را متقاعد به خرید کالاهایی کنند که هیچ گاه به آن ها نیازی نداشته و ندارند. فروشندگان که توانسته بودند بر قلب و فکر مصرف کنندگان تسلط پیدا کنند بعد از مدت کوتاهی دسترسی به جیب و پول مصرف کنندگان را هم سهل الوصول یافتند. (Brean, 1958: 114) ویلسون برایان کی[83] کتاب هایی تحت عنوان "اغوای پنهان" و" بهره وری جنسی رسانه"[84] نوشت که در این دو کتاب ادعا می کند عوامل و نمادهای جنسیِ نهفته معمولا در جهت اغفال مصرف کننده به کار گرفته می شوند. یکی از مشهورترین ادعاهای آقای کی این است که کلمه سکس در کالاها و تبلیغات جاسازی شده اند. (Key, 1974) برای مثال او ادعا می کند که کلمه سکس بر روی بیسکویت های "ریتز" [85]چاپ شده و در یکی از پیام های بازرگانی شرکت"GIN" متعلق به آقای گیلبی[86] در بین قالب های یخِ یک نوشیدنی جاسازی شده است. بر اساس نظریه آقای کی کلمات جاسازی شده به صورت آگاهانه به خریدار منتقل نمی شوند بلکه ناخودآگاه به او منتقل می شود و با تحریک غریزه جنسی فرد باعث می شود که او تمایل بیشتری برای خرید کالای مورد نظر پیدا کند. (lee, 1999, 95) Ginritz cracker (استفاده از حروف S E X در پوستر) در سال 1990 شرکت پپسی طرح قوطی یکی از محصولاتش را از رده خارج کرد به این دلیل که شخصی به این نکته اعتراض داشت که شرکت پپسی قوطی های محصولش را به نحوی طراحی کرده است که وقتی 6 بسته از آن در سوپر مارکت روی هم قرار می گیرند کلمه" سکس" از بین طراحیِ به ظاهر رندوم قوطی ها نمایان می شود. منتقدان مدعی شدند که خطوط آبی و قرمز روی قوطی ها به صورت رَندوم طراحی نشده اند بلکه طراحی آن ها کاملا اگاهانه انجام گرفته است.(lee, 1999, 99) پیام های بازرگانی پنهان[87] در ایالات متحده و چند کشور دیگر نظیر کاندا، انگلستان و استرالیا ممنوع شده است. (Johar, 2006: 139-149) سابقه پیام مخفی در سینما: اساس سینما، بر پدیده ای است که کشف آن در 1875 میلادی، منتهی به اختراع سینما شد. نام این پدیده، «تأثرات نوری» است؛ به این ترتیب که اگر در هر ثانیه، 24 تک عکس که مشابه یک اسلاید است و به آن فریم[88] می گویند، از جلوی لنز دوربین نمایش فیلم بگذرد، و با یک تدبیر فنی، پس از نمایش اولین فریم ، یک صفحه سیاه ،فقط به مدت حدود 02/0 ثانیه، جلوی لنز را بگیرد و پس از آن، فریم بعدی نشان داده شود، چشم انسان قادر به تشخیص آن صفحات سیاه 02/0 ثانیه ای نخواهد شد و در نتیجه به جای 24 فریم مجزا، حرکت را خواهد دید. (محسنیان راد، 1384: 1175) حدود 80 سال پس از آن کشف ، یعنی در دهه 1950، آمریکایی ها کشف کردند که اگر در میان 24 فریم، یک فریم را حذف و فریم نا مربوط دیگری بگذارند ، بیننده آن را خواهد دید؛ اما متوجه نخواهد شد. برای آزمایش، فقط یک تک فریم شیشه پپسی کولایی که روی آن ، به دلیل خنک بودن محتوا، بخار آب نشسته بود، در میانه یک فیلم سینمایی 90 دقیقه ای که از 129هزار تک فریم تشکیل شده بود، جای داده شد. البته در انتخاب تک فریم دقت شد و این تک فریم در صحنه ای نشست که هنر پیشه در صحرای داغی در حال حرکت بود. نتیجه آزمایش ، همه را شگفت زده کرد. در حالی که هیچ یک از تماشاگران فیلم متوجه تک فریم نبودند، در تنفس میان دو حلقه فیلم ( در آن روزگار هنوز برخی از سینماها فقط یک آپارات نمایش داشتند و در فاصله تعویض فیلم اعلام آنتراکت می شد) همه به نحو غیر عادی مشغول نوشیدن پپسی کولا در بوفه سینما شدند. این همان است که به آن subliminal advertising می گویند وبه فارسی به صورت تبلیغات فرا آگاهانه، نامرئی یا فروآستانه ای ترجمه شده است. (محسنیان راد، 1384 : 1768 – 1766) از این اکتشاف هالیوود در فیلم های مختلفی استفاده کرده است. از جمله در فیلم “بدون دخترم هرگز”[89] نیز ما شاهد این تک فریم هستیم.حوزه نمایش تک فریم آن جا بود که شب فرار، بتی برای کسب اجازه از خواهر شوهرش برای خرید مختصری از بیرون، به اتاق او مراجعه می کند. آن ها در حال تماشای آغاز اخبار تلویزیون بودند که رزمندگان اسلام را همراه با موزیک محکم نظامی و تصویر امام نشان می داد (این تصویر را می توان هم اکنون نیز از طریق اینترنت، در نمایش نمونه 56 کیلوبایتی فیلم در سایت کمپانی مترو گلدین مایر دید.).خواهر شوهر بتی در آن لحظه، آن قدر مجذوب تلویزیون وتصویر امام در آن بود که با گفتن زود برگردی، به بتی اجازه خروج می دهد. بتی در حالی که دست مهتاب را در دست گرفته، در تاریکی شب ، با اضطراب و ضمناٌ نفرت، از پله های حیاط پایین می آید. موزیکی وهم انگیز بر متن صحنه جاری است. در همین لحظه است که تک فریم تصویر امام در ذهن مخاطب می نشنید. این تک فریم تا سه مرتبه تکرار می شود. اکنون نیز اگر به سایت کمپانی مترو گلدین مایر مراجعه کنید ، خواهید دید که اولین کلید واژه موضوعی که برای این فیلم ثبت شده ،انقلاب اسلامی است. (محسنیان راد، 1384 : 1769 – 1768) 1-6.5. آموزش و یادگیری پنهانبه رغم نظر برخی از صاحبنظران، ما می توانیم محرکهایی را ثبت کنیم که از ادراک آنها آگاه نمی شویم. (اتکینسون، 1375: 302) در واقع می توانیم به نوعی یادگیری معتقد باشیم که آگاهانه نیست و کنشگر بدون اطلاع و آگاهی خود به ثبت و ضبط محرکها اقدام می کند. اینگونه یادگیری را که یادگیری پنهان[90] نام دارد، می توان به شرح زیر تعریف کرد: یادگیری که در عمل آشکار نیست، ولی خود را در عمل بعدی ضمن یک فعالیت آشکار می سازد. (شعاری نژاد، 1364: 230) از آن جا که هرگونه یادگیری، آثار خود را در نگرشها و رفتارهای افراد نمایان می سازد؛ نقش یادگیری پنهان در شکل گیری و حیات خارجی و ذهنی فرد، اهمیت می یابد.[91] در این فضا این احتمال وجود خواهد داشت که اقدام به بروز رفتارهایی کنیم،یا حب و بغضهایی را در خود پرورش دهیم که در حاق واقع در تبیین علل و چرایی شکل گیری آنها، دلیل و توجیه خاصی در دست نداریم. چنین نگاهی به فضای ارتباطات، توجه به عنصر آگاهی یا نبود آگاهی در گیرنده پیام می باشد.گیرنده پیام می تواند نسبت به محتوای پیام ارتباطی و حتی نسبت به دریافت پیام ناآگاه باشد.همین استدلال را می توان نسبت به فرستنده پیام نیز تسری داد.فرستنده پیام احتمالا غیر از متن موردنظر خویش، بسیاری حالات و شرایط را نیز به اطلاع مخاطب می رساند.انتقال ناآگاهانه و غیرمقصود، برخی داده ها از مبداء فرستنده پیام را آموزش پنهان نام می نهیم. اصولا آگاهی یا ناآگاهی گیرنده یا فرستنده یک پیام ارتباطی، تأثیری در ارسال یا دریافت پیام و نتایج ناشی از آن ندارد و می توان احتمال داد که در مواردی، بدون اطلاع فرستنده یا گیرنده پیام و یا هر دو، برخی پیامها در اختیار گیرندگان قرار گیرد.در یک تقسیم کلی و از حیث آگاهی یا ناآگاهی فرستنده یا گیرنده به محتوای پیام، می توان چهار حالت متفاوت را از یکدیگر بازشناسی و تفکیک کرد.فرستنده پیام ممکن است نسبت به محتوای پیام خویش آگاه یا ناآگاه باشد.گیرنده پیام نیز می تواند همین وضعیت را داشته باشد. از ترکیب این حالات با یکدیگر، چهار حالت از یکدیگر متمایز می گردد که در جدول ذیل مورد اشاره قرار گرفته است.
تفکیک وجوه گوناگون ارسال و دریافت پیام از حیث آگاهی یا ناآگاهی فرستنده و گیرنده به محتوای پیام ارتباطی دومین و چهارمین حالت را می توانیم حالاتی بدانیم که به علت ناآگاهی گیرنده از محتوای پیام، یادگیری پنهان ایجاد شده است و در موارد سوم و چهارم با آموزش پنهان مواجهیم. با این وصف در حالت سوم، آگاهی و رشد گیرنده مانع از تأثیر آموزشهای پنهان در گیرنده پیام خواهد شد. با آگاهی از محتوای پیامهای مبادله شده است که می توان بر ارزشیابی آنها پرداخته و آنها را درست یا غلط، خوب یا بد و سودمند یا ناسودمند دانست. دیدگاههای ارزشیابانه و نگرشهای انسان نسبت به آموخته هایش از اشیاء، موقعیتها و انسانهای دیگر، تنها در شرایطی که آموخته های یاد شده از وضوح کافی برخوردار باشند، روشن و شفاف است. اما در شرایطی که انسان احاطه ای نسبت به برخی از پیامهای رد و بدل شده نداشته و آنها به صورت پنهان در ذهنش جای گرفته باشند، ارزشیابی آنها و سپس مقابله با فرستنده و مقاومت در برابر پیامهای مورد بحث ممکن نخواهد بود.بر نقش تفریحات و سرگرمیها در وسایل ارتباط جمعی معاصر، به همین جهت تأکید شده است. آن هنگام که انسان تصور می کند در حال تفریح و سرگرمی است واکنشهای مؤثری در برآورد با محتوای پنهانی که در هر تفریح و سرگرمی وجود دارد بروز نمی دهد.به همین دلیل است که کودکان بسیاری چیزها را از برنامه های نمایشی که هیچ هدف آموزشی یا تربیتی ندارند، یاد می گیرند و نه از برنامه های آموزشی. (روشه، 1370: 173) به واقع افراد ضمن تماشای برنامه های تفریحی [همچون انیمیشن] بیشتر و عمیق ترتحت تأثیر قرار می گیرند، چرا که خیال می کنند "صرفا تفریح می کنند" و بنابراین واکنشهای دفاعی ذهن و فکرشان فروخفته است." (لنسکی، 1369: 494) انیمیشن را می توان در همین زمینه و در راستای برنامه هایی که والدین تصور می کنند یک تفریح است ارزیابی کرد. 1-6.6. سواد رسانه ایعبارت سواد رسانه ای به دانش، مهارت ها و توانایی هایی اشاره دارد که برای استفاده و تفسیر رسانه ها مورد نیاز است (باکینگهام، 1389: 83). سوادرسانهایبهعنوانیکیازمهمترینپدیدههایعصراطلاعاتبهمخاطبکمککندسطحاطلاعاتودانشخودرابالا بردهوسعیکندازسرعادتوصرفاًبرایسرگرمیوتفریحازرسانهها استفادهنکندبلکهبابینشوآگاهیلازمبهتولیدوتفسیرپیامهابپردازد (صالحی امیری، 1385: 15).منظور از سواد رسانه ای این نیست که به مخاطبان توانایی کارکردن با رسانه ها یا ابزارهای مرتبط با آنها را یاد دهیم که این را «آموزش رسانه ای» نامیده اند، نه سواد رسانه ای. منظور از سواد رسانه ای تجهیز کردن مخاطبان رسانه ها با توانایی و مهارت های تحلیل، نقد و ارزش یابی محتوای رسانه هاست که بتوانند تشخیص دهند که همچون رژیم غذایی، چگونه رژیم رسانه ای داشته باشند. هدف سواد رسانهای این است که به مردم کمک کند تا به جای آنکه مصرفکنندگانی فرهیخته باشند، به شهروندانی فرهیخته تبدیل شوند. بنابراین به دنبال راهی در جهت امتداد دادن مردمسالاری در جامعهای است که مفهوم مردم سالاری به طور مبسوط، تعریف و نوشته شده باشد. (بصیریان، 1385: 36)پس ناگفته پیداست که دستیابی به مهارتهای بهرهگیری از آی.سی.تی که از مؤلفههای کاربردی آن محسوب میشوند، نقش انکارناپذیری در توسعهی اجتماعی دارد. به طور خلاصه، سواد رسانهای چیزی بیشتر از تجزیه و تحلیل پیام ها است و به درکی نسبت به چرایی وجود پیام ها در جایی خاص بر میگردد. برای درک اهمیت رسانههای کنونی، باید فلسفه تولید هر پیام، شرایط و محدودیتهای حاکم بر آنها و حتی سازنده هر کدام از پیام ها را بشناسیم(Lewis & Jhally, 1998, pp 1-7). تاریخچه پیدایش سواد رسانهای به سال 1965 باز میگردد. "مارشال مک لوهان"، اولینبار در کتاب خود تحت عنوان "درک رسانه: توسعه ابعاد وجودی انسان" ، این واژه را به کار برده است. "مک لوهان" معتقد بود: "زمانی که دهکده جهانی فرا رسد، باید انسانها به سواد جدیدی به نام سواد رسانهای دست یابند" (صدیق بنای، 1385). از لحاظ نظری نیز، افراد باسواد رسانهای، در برابر اطلاعات رسانهای، آسیبپذیری کمتری دارند. زیرا پیامهایی را که به منظور تأثیرگذاری بر آنها طراحی و ارسال می شود - در سطوح مختلف- مورد شناسایی قرار میدهند. با آگاهی یافتن نسبت به چگونگی ایجاد اطلاعات توسط رسانهها و خصوصاً اینترنت، حتی کودکان نیز قادر خواهند بود، در دنیایشان خودمختاری بیشتری داشته باشند. به علاوه معلمان و استادانی که مهارت های سواد رسانهای را کسب میکنند، میتوانند به اشاعه دهندگان اطلاعاتی تأثیرگذارتری تبدیل شوند و فاصله ی میان برنامههای آموزشی و برنامههای اجتماعی را از میان بردارند و نهایتاً به مصرفکنندگان و مخاطبان منتقد نیز تبدیل شوند.(Angell, 2005, P.4) 1-6.7. کلیشه سازییکی از راهبردهای سیاست بازنمایی کلیشهسازی است، که مردم را تا حد چند خصیصه یا ویژگی ساده تقلیل میدهد. کلیشه عبارت است از تنزل انسانها به مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی مبالغهآمیز و معمولاً منفی(مهدی زاده، 1387: 19). کلیشهسازی افراد را به یکسری ویژگیهای ساده، کم و ضروری تقلیل میدهد که به مثابه یک ویژگی ثابت طبیعی بازنمایی میشوند (Hall, 2003: 257). «کلیشه توصیفی یکسویه است که از جمع شدن تفاوتهای پیچیده در تصویری یکبعدی ناشی میشود. ویژگیهای متفاوت، یکدست یا در یک تفاوت خلاصه میشوند. آنگاه، این سادهسازی اغراقآمیز به موضوعی یا مکانی پیوست میشود. ویژگیهای آن تبدیل به نشانهها و شواهدی میشود که آن موضوع از این طریق گفته میشود. ... و از نظر «هولم» این کلیشه اساساً از رهگذر ترکیب سنجیدهای از صفات، ویژگیهای معینی را چنان به کرسی مینشانند که گویی حقایق ابدی هستند. این «دوانگاری کلیشهای»[92]با سرسختی خود را مصون از هرگونه شاهد نقیض نشان میدهد. منظور «هولم» از دوانگاری کلیشهای این است که این کلیشه به دو عنصر متضاد تقسیم میشود. اینها دو جنبه اصلی گفتمان «دیگری» اند: 1- چندین ویژگی در یک تصویر سادهشده که مظهر یا بازنمود ذات افراد است جمع میشود؛ این کلیشهسازی است. 2- این کلیشه به دو نیمه تقسیم میشود- سویه «خوب» و «بد» آن؛ این انشقاق یا دوگانهانگاری است» (هال، 1386: 92-91). نکته مهم در این جا تفکیک بین کلیشه و تیپ است؛ ریچارد دایر تمایز مهمی را بین کلیشهسازی[93] و تیپسازی[94] قائل میشود. او معتقد است که «بدون استفاده از تیپها فهم جهان، اگر نه غیرممکن، اما دشوار میشود. ما جهان را از طریق ارجاع دادن اشیا، مردم و رویدادها به طبقهبندیهای کلی در ذهنمان - مطابق با فرهنگمان- میفهمیم. دایر استدلال میکند که ما همیشه چیزها را بر حسب مقولههای گسترده میفهمیم. مثلاً افراد را تاحدودی از طریق نقشی که دارند میشناسیم: اینکه آن فرد یک پدر یا مادر، کودک، کارگر، رئیس و... است. ما یک فرد را به عضویتش در گروههای مختلف بر مبنای طبقه اقتصادی، جنسیت، گروه سنی، ملیت، نژاد، گروه زبانی، ترجیحات جنسی و ... ارجاع میدهیم. ما به ویژگیهای شخصیتی فرد مثل اینکه او فردی شاد، جدی، افسرده و ... است توجه میکنیم. ما از طریق تیپسازی میفهمیم که فرد چگونه است. بنابراین تیپ، هر شخصیت ساده، زنده، به یادماندنی، سهلالوصول و کاملاً قابل تشخیص میباشد که در آن تعداد اندکی مشخصه پیشزمینه شناخت یک فرد میشوند و تغییر یا تعمیم به حداقل میرسد. پس تفاوت بین تیپ و کلیشه چیست؟ اول اینکه کلیشهسازی تعداد اندکی از ویژگیهای ساده، واضح، به یادماندنی، سهلالوصول و بهطورکلی قابل تشخیص در یک شخص را در نظر میگیرد و همه چیز درباره فرد را به آن ویژگیها تقلیل میدهد و آنها را ساده و اغراقآمیز میکند و ثابت و غیرقابل تغییر یا ابدی میداند. پس کلیشهسازی تفاوت را ذاتی، ثابت و طبیعی فرض میکند؛ دوم اینکه کلیشهسازی یک راهبرد جداسازییا «دو بخشی کردن»[95]را گسترش میدهد. این راهبرد، چیزهای بهنجار و پذیرفتهشده را از نابهنجار و نپذیرفته تفکیک میکند. سپس هر چیزی را که مناسب نیست و متفاوت است مستثنی کرده و بیرون میاندازد؛ سوم اینکه کلیشهسازی تمایل دارد که در مواقعی که نابرابریهای قدرت فاحش است رخ دهد (ده صوفیانی، 1388: 50). یکی از نکات مهم در کلیشهسازی، بحث «طبیعیسازی»[96] تفاوتهاست. همانطور که هال میگوید منطق پشت سر طبیعیسازی ساده است؛ اگر تفاوتهای بین افراد، فرهنگی باشد، آنها برای اصلاح و تغییر آن آزاد هستند یعنی امکان تغییر و اصلاح وجود دارد، اما اگر این تفاوتها طبیعی باشد پس آنها به تاریخ تعلق دارند و ثابت و همیشگی و در نتیجه غیرقابل تغییر هستند. بنابراین طبیعیسازی یکی دیگر از راهبردهای بازنمایی است که برای ثابت نگه داشتن تفاوتها طراحی شدهاست و بنابراین برای همیشه این تفاوتها را حفظ میکند(Hall, 2003: 245 ). طبیعیسازی، یکی از راهبردهایی است که در ایدئولوژی و گفتمان به کار گرفته میشود تا در قالب عقل سلیم درآید. طبیعیسازی نه امری طبیعی، که محصول و فرآوردهای اجتماعی و فرهنگی است. مثل ویژگیهایی که به اقلیتها در رسانهها داده میشود که این ویژگیهایی طبیعی نیستند بلکه طبیعیسازی یعنی برساختهای اجتماعی و فرهنگی هستند (مهدیزاده، 1387: 11). 1-6.8. امپریالیسم فرهنگی«واژه امپریالیسم فرهنگی نشاندهنده نوعی نفوذ اجتماعی است که از طریق آن، کشوری اساس تصورها، ارزشها، معلومات و هنجارهای رفتاری و همچنین روش زندگی خود را به کشورهای دیگر تحمیل میکند. موقعی که کشوری میکوشد نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در کشورهای دیگر گسترش بخشد، طبیعتاً باید انتظار داشت که نفوذ فرهنگی خویش را هم در آنها رواج دهد. درصورتیکه این نفوذ بهطور متقابل بین کشورها صورت گیرد، مبادله فرهنگی متعادل، مشروع و دلخواهی بوجود میآید. اما، هنگامی که فرهنگ یک کشور مرکزی تسلطجو، بهطور یکجانبه به کشورهای تحت استیلای او و به ضرر تمامیت ارضی آنها تحمیل شود، امپریالیسم فرهنگی مصداق مییابد. (شیلر، 1377: 30) امپریالیسم فرهنگی از طریق ارتباطات، پدیدهای اتفاقی و اضطراری نیست. بلکه برای کشورهای امپریالیستی که تلاش میکنند بدین وسیله تسلط اقتصادی و برتری سیاسی خود را بر ممالک دیگر، برقرار و حفظ کنند، امری حیاتی است. (شیلر، 1377: 31) از سالهای پس از جنگ جهانی دوم، در همان حال که آمریکا با کمک نظامی به انگلستان و فرانسه برای غلبه بر آلمان هیتلری و کسب رهبری جهانی تلاش میکرد، برنامهها و سیاستهایی نیز در جهت استیلای فرهنگی و ارتباطی بر دنیا تدارک میدید. در این زمینه، استفاده از نظریه «جریان آزاد اطلاعات»، بهمنظور گسترش نفوذ فرهنگی، پیشبرد دیپلماسی و تسهیل سلطهجویی اقتصادی در سراسر دنیا و بهکارگرفتن نظریه «توسعه اقتصادی و اجتماعی از طریق وسایل ارتباطجمعی»، برای جلوگیری از راه رشد غیرسرمایه داری در کشورهای جهان سوم و گرایش آنها بهسوی سوسیالیسم، اهمیت فوق العادهای دارند. او این دو نظریه را پایههای اساسی ایدئولوژیهای ارتباطی سلطه جهانی معرفی میکند» (شیلر، 1377: 32). وقتی بحث از شرکتهای زنجیرهای و غولهای رسانهای میشود به دنبال آن بحثهای مربوط به امپریالیسم فرهنگی و ارتباطی اهمیت پیدا میکند، چون همانطور که ویلیامز میگوید فرآوردههای تولیدی صنایع رسانه-ای و ارتباطی با فرآوردههای تولیدی صنایع دیگر فرق دارد. فرآوردههای رسانهای میتوانند بر نحوه نگرش و درک ما از جهانی که در آن زندگی میکنیم، اثر عمیقی برجا بگذارند. بنابراین مالکیت و کنترل رسانهها نه تنها عامل مهمی در تعیین ساختار و نحوه کارکرد و تولید فرآوردههای رسانهای است، بلکه در تولید فکر در جامعه نیز نقش دارد (ویلیامز، 1386: 91) و یا به نظر بگدیکیان، محصول رسانهها از یک جنبه منحصربهفرد است چون «برخلاف سایر صنایع که محصولاتشان مادی و مصرفی است، تولیدات رسانهها [علاوه بر این ویژگی] اجتماعی و سیاسی است» (بگدیکیان، 1385: 24). نظریه امپریالیسم فرهنگی میکوشد تا بر اساس مبارزات بین قدرتهای بزرگ برای یافتن بازارهای جدید، منابع مواد خام، فرصتهای سرمایهگذاری و بسط دامنه نفوذ سیاسی و فرهنگیشان، به تبیین ساختار جهان مدرن بپردازد. این نظریه ضرورت بسط سرمایهداری را در مرکز توجه خود قرار میدهد (اسکلیر، 1381: 47). نظریه امپریالیسم فرهنگی میگوید ارزشها و باورهای جوامع قدرتمند بهگونهای استثمارگرانه بر جوامع ضعیف تحمیل میشود. در تفسیر نئو مارکسیستی این نظریه گفته میشود که جوامع سرمایهدار جهان اول ارزشها و باورهای خود را بر جوامع فقیر جهان سوم تحمیل میکنند (اسکلیر، 1381: 190). معتمد نژاد معتقد است که معرفی شیوههای نوین سلطه فرهنگی سرمایهداری، ظاهراً نخستین بار در سال 1969، به مناسبت دهمین سال پیروزی انقلاب کوبا، در کنفرانسی در «هاوانا» تشکیل شد که در آن بعضی از شرکتکنندگان در مقالههای خود از واژه «امپریالیسم فرهنگی» استفاده کردند و از آن پس این واژه و واژههای جدید دیگر نظیر «امپریالیسم ارتباطی» و «امپریالیسم خبری» رواج یافتند. در دهه 1970، مطالعات در خصوص امپریالسم ارتباطی با پیشگامی «اولیویر بوید-بارت»[97] شکل میگیرد. از نظر او امپریالسم ارتباطی ناشی از دو عامل است: 1- یکجهتی بودن جریان بینالمللی ارتباطات و 2- معدود بودن کشورهای تأثیرگذار و صاحب نفوذ در عرصه ارتباطات بینالمللی (معتمد نژاد، 1376: 4-3). هم متفکران غربی نظیر «آرمان ماتلار»[98]، و «هربرت شیلر»[99] و هم صاحبنظران شرقی از جمله ادوارد سعید، انور عبدالمالک و کریم ح. کریم به بحثهای مربوط به امپریالیسم فرهنگی و رسانهای علاقه داشته و آثار زیادی راجع به آن منتشر کردهاند. آرمان ماتلار، محقق و منتقد فرانسوی، در یکی از کتابهای خود به نام «شرکتهای چند ملیتی و نظامهای ارتباطی دستگاه ایدئولوژیک امپریالیسم»، به بحث راجع به امپریالیسم فرهنگی و «فرهنگ ملی در عصر فراملیتی» میپردازد. به نظر او، برای شناخت مفهوم امپریالیسم فرهنگی، باید قبلاً مفهوم «فرهنگ ملی» را مشخص کرد و این مفهوم نیز بهخودیخود و بدون آنکه رابطه بورژوازیهای ملی با کل امپراتوری آمریکا، طرف توجه واقع گردد، شناخته نمیشود. فرهنگ ملی در عصر شرکتهای چند ملیتی، باید تداوم وابستگی این بورژوازیها به آمریکا را تأمین کند و در عین حال، تداوم برتری آنها، بهعنوان طبقه سلطهگر در یک کشور معین را نیز حفظ نماید (معتمد نژاد، 1376: 4). نظریه امپریالیسم فرهنگی مدعی است که در بسیاری از بخشهای جهان، فرهنگ اصیل، سنتی و محلی تحت تأثیر فرهنگ مسلط امپریالیستی، بهویژه فرهنگ آمریکایی، رنگ باختهاست. هربرت شیلر، در تبیین این نظریه سهم بزرگی ایفا کردهاست. او میگوید فناوری رسانهها و خود رسانهها بخشی از یک توطئه اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا برای سلطه بر جهان بعد از جنگ دوم جهانی است. به نظر او، ثمره فروش هرچه بیشتر فرآوردههای رسانهای آمریکا نظیر فیلمها و انیمیشنهای آمریکایی، نشانه تأثیرگذاری فزاینده بر ملیتهای مختلف و «آمریکایی کردن» آنهاست (ویلیامز، 1386: 238). شیلر در کتاب «وسایل ارتباط جمعی و امپراتوری آمریکا» به این نکته اشاره میکند که چگونه کشورها سعی میکنند علاوه بر نفوذ اقتصادی و سیاسی، از طریق ارتباطات بر فرهنگ دیگر کشورها نیز رسوخ پیدا کنند. از نظر انور عبدالمالک، متفکر معروف مصری، امپریالیسم، بر وجود یک مرکز برتریجو - آمریکا- که یک پیرامون، یعنی فضای سه قاره -آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین- را زیر سلطه دارد، استوار است (معتمدنژاد، 1376: 5). در میان متفکران شرقی ادوارد سعید اکثر کارهای خود را به دو حوزه امپریالیسم فرهنگی و شرق شناسی معطوف کردهاست و در پی برقراری رابطه بین این دو با سلطه و استعمار است. سعید در پی آن است که فرایند امپریالیسم چگونه در آن سوی سطح قوانین اقتصادی و تصمیمات سیاسی در سطح فرهنگ ملی واقع میشود او برای اثبات این مدعا به نقد آثار ادبی میپردازد. او نظریه قطعی راجع به ارتباط میان ادبیات و فرهنگ از یکسو و امپریالیسم از سوی دیگر نمیدهد بلکه معتقد است نه فرهنگ و نه امپریالیسم موضوعاتی ساکن و ناپویا نیستند؛ بنابراین رابطه میان این دو به عنوان یک تجربه تاریخی، امری پویا و پیچیده است. او میگوید: «من درصدد آن نیستم که بگویم رمان -یا فرهنگ در مفهوم وسیع کلمه- موجد امپریالیسم است، اما رمان به عنوان محصولی فرهنگی از جامعه بورژوازی و امپریالیسم تفکیکناپذیر است. از تمام صورتهای ادبی، رمان از همه تازهتر است، پدیدآمدنش ویژگی زمانی دارد، رویدادش بسیار غربی، الگوی شکلدهنده آن تأثیرپذیرفته از ساخت اقتدار اجتماعی است، امپریالیسم و رمان چنان پشتیبان یکدیگرند که یکی را بدون نوعی بحث درباره دیگری قرائت نمیتوان کرد» (سعید، 1382: 127). از نظر او، امپریالیسم یعنی «اندیشیدن به سرزمینی که متعلق به تو نیست و اسکان در آن و کنترل آن، سرزمینی دور که دیگران در آن زندگی میکنند و متعلق به دیگران است» (سعید، 1382: 44). از نظر سعید، شرقشناسی جدید جنبهای از امپریالیسم و استعمار بودهاست (سعید، 1383: 225). از اوایل قرن نوزدهم تا پایان جنگ جهانی دوم، فرانسه و انگلستان بر شرق و شرق شناسی سلطه کامل داشتند؛ و از بعد از جنگ نیز آمریکا بر شرق مسلط شده و با آن به چشمی مینگرد که روزگاری انگلیس و فرانسه مینگریستند (سعید، 1383: 18). کشورهای عصر حاضر در آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا از لحاظ سیاسی مستقلاند و از بسیاری جهات درست به همان اندازهای که زمانی تحت سلطه مستقیم قدرتهای اروپایی بودند وابسته و مغلوب (سعید، 1383: 60). درحالیکه استعمارزدایی در راه خود مشغول برچیدن بساط استعمار امپراتوری است، با این حال امپریالسم هنوز پایان نیافتهاست (سعید، 1382: 409) کریم نیز در مقاله خود میگوید: افکار نخستین درباره اسلام، بعدها به لحاظ عقیدتی، در هنگام توسعه نظامی و مستعمراتی در جوامع مسلمان بهکار گرفته شدند. با تقویت مداوم این افکار که غیرخودیهای مسلمان اساساً وحشیانی هستند که به تمدن نیاز دارند، امکان توجیه سلطه بر مسلمانان و سرزمینشان فراهم آمد (کریم، 1383: 122). علاوه بر نظرات ذکر شده از سوی پژوهشگران فرهنگ و ارتباطات، درگزارش نهایی کمیسیون بینالمللی یونسکو درباره مسایل ارتباطات که به کمیسیون «مک براید» شهرت دارد و یکی از مهمترین دستاوردهای همبستگی ممالک در حال توسعه، برای مبارزه با شیوههای تازه سلطه استعماری و نیل به استقلال فرهنگی و ارتباطی بهشمار میرود نیز، نکات مهمی در مورد امپریالیسم رسانهای وجود دارد: «در طول دهههای 1950 و 1960، تحت تأثیر دیپلماسی فرهنگی دولت آمریکا، که بر جریان آزاد اطلاعات استوار شده بود و نیز سیاست کمکها و همکاریهای اقتصادی و اجتماعی این کشور با ممالک جهان سوم، که بر نقش «توسعه بخشی ارتباطات» تأکید میگذاشت، این دولت توانست در زمینه اطلاعات بینالمللی و ارتباطات جهانی، نوعی سلطه بلامعارض بهدست آورد. اما از اواخر دهه 1960، به دنبال گسترش استعمارزدایی و استقلال طلبی در سرزمینهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین و تحت تأثیر دگرگونیهای بنیادی داخلی برخی از کشورهای مترقی و انقلابی جهان سوم و همبستگیهای جهانی فزاینده آنها، آگاهیهای عمیقتر و وسیعتری درباره میراث فرهنگی و ارتباطی استعمار قدیم غربی و شیوههای جدید سلطهجویی آن در دنیا پدید آمد؛ بهطوری که از یکسو، در گردهماییهای علمی بینالمللی متخصصان و محققان ارتباطات و از سوی دیگر، در گردهماییهای جهانی هیئتهای نمایندگی دولتهای دنیای سوم در اجلاسیههای یونسکو و کنفرانس سران کشورهای جنبش غیرمتعهد، صدای انتقاد و اعتراض برخاست. ... در شانزدهمین اجلاسیه کنفرانس عمومی یونسکو در پاییز 1970 در پاریس برگزار شد، برای نخستین بار، سیاست جریان آزاد اطلاعات، از سوی تعدادی از دولتهای عضو، مورد انتقاد و اعتراض واقع شد و همزمان با آن، الگوی «توسعه بخشی ارتباطات»، که از طرف غربیها به عنوان یک الگوی واحد و جهانی، برای اعمال در تمام کشورهای جهان سوم عرضه گردیده بود، نیز با معرضه جویی سیاستهای ملی ارتباطی روبهرو گردید. ... در بیست و یکمین اجلاسیه کنفرانس عمومی یونسکو، در پاییز 1980 در بلگراد، ضمن تصویب گزارش نهایی «کمیسیون بین المللی مطالعه درباره مسایل ارتباطات»، قطعنامه بسیار مهمی نیز راجع به برقراری «نظم نوین اطلاعات و ارتباطات» صادر شد. بهموجب این قطعنامه، استقرار نظم مذکور باید بر اساس اصول مهمی استوار باشد که محو نابرابری و عدم تعادل ارتباطات و اطلاعات، محو آثار منفی بعضی از انحصارهای عمومی و خصوصی و تمرکزهای افراط آمیز در زمینه ارتباطات، ... ، توانایی کشورهای در حال توسعه برای بهبود وضع ارتباطات آنان در انطباق با نیازها و آرمانهای ملی، علاقه صمیمانه کشورهای پیشرفته برای کمک به تحقق هدفهای ارتباطی ممالک در حال توسعه، احترام به هویت فرهنگی همه مردم، احترام به حق همه مردم برای مشارکت در مبادله بین المللی اطلاعات و احترام به حق همگان، برای دستیابی به منافع خبری و مشارکت فعال در روند ارتباطات، را در بر میگیرند» (مک براید، 1369: 23-13). همچنین، نقشی که شرکتهای فراملی ایفا میکنند به برجستهترین شکلی در متن یک بررسی که در سال 1975 تقدیم هفدهمین اجلاس ویژه مجمع عمومی سازمان ملل شد، نشان داده شدهاست. این بررسی به انحصار واقعی بر ارتباط بینالمللی حتی ارتباط میان کشورهای مختلف جهان سوم که بهوسیله شرکتهای چندملیتی اعمال میشود، اشاره دارد. شرکتهای زنجیرهای سرمایه را بهحرکت درمیآورند و فناوریها را به بازار ارتباط منتقل میکنند. اما درعینحال، مقادیری کالای اجتماعی- فرهنگی میفروشند که مانند وسیله نقیله به درد افکار، سلیقهها، ارزشها و باورهایی میخورد که کاملاً متمایز از آن چیزی است که در کشورهای جهان سوم رایج است (مک براید، 1369: 73). بحثهای مربوط به امپریالیسم فرهنگی و رسانهای منتقدانی نیز دارد، مثلاً ویلیامز میگوید: اگرچه نظریه امپریالیسم رسانهای در میان مردم و سیاستمداران کشورهای جهان سوم بسیار پرطرفدار شد، اما محققین متعددی این تئوری را به خاطر آنکه بیش از حد بدبینانه است مردود میشمارند. از سوی دیگر، در مجموعه تفکر امپریالیسم فرهنگی نوعی سردرگمی وجود دارد که آزار دهنده است؛ درباره اینکه چه کسی، چه کاری با چه کسی میکند. به همین ترتیب تأکید بر «آمریکاییکردن» جهان از طریق ترویج «مک دونالد»، «کوکاکولا»، هالیوود و «سی. ان. ان» هم مسئلهساز است (ویلیامز، 1386: 240-239). و یا به قول «اسکلیر»[100]، اینهمانی کردن امپریالیسم فرهنگی و رسانهای با آمریکا، یا حتی با سرمایهداری آمریکا یک اشتباه عمیقاً گیجکننده است. این امر به آن معنی است که اگر بتوانیم نفوذ آمریکا را کنار بگذاریم آن گاه امپریالیسم فرهنگی و رسانهای پایان مییابد. آمریکاییشدن خود یک شکل وابسته به فرایند فرهنگ- ایدئولوژی مصرفگرایی است که برای سرمایهداری جهانی ضروری است. حلقه ارتباطی بین آمریکاییشدن و وابستگی فرهنگی با کارتل صنعت سینمای هالیوود و نظام «ستاره سازی» مبتنی بر آن در دهه 1920 شکل گرفت (اسکلیر، 1381: 193). گفته میشود که با ظهور فناوریهای جدید رسانهای نظیر اینترنت و نظایر آن در دهه 1990 بود که علاقه و اقبال تازهای نسبت به فرهنگ رسانهای و جهانی پدید آمد. اگر نظریه امپریالیسم فرهنگی ثمره عصر تلویزیون است، در آن صورت بحث «جهانیشدن» را باید محصول فناوریهای جدید رسانهای دانست. درحالیکه هواداران نظریه امپریالیسم فرهنگی سیلان اطلاعات را در مسیری یکسویه میدیدند، هواداران نظریه جهانیشدن به ظرفیت و استعداد مخاطبان در برقراری نوعی ارتباط دوسویه با استفاده از فناوری جدید اینترنت و ایمیل اعتقاد دارند. به نظر هواداران نظریه جهانیشدن، امروزه یک نظام ارتباطی تازه در جهانی انعطافپذیر و غیرمتمرکز در حال ظهور است (ویلیامز، 1386: 242). البته دید منفی به جهانیشدن هم وجود دارد که همان هواداران نظریه امپریالسم فرهنگی و رسانهای هستند که تأکید دارند که چگونه فناوریهای جدید شکاف بین ملل فقیر و ثروتمند را افزایش میدهند، کنترل شرکتهای بزرگ بر فرهنگ و رسانههای جهانی را تثبیت میکنند و جامعه جهانی را به سوی یکدست شدن پیش میبرند (ویلیامز، 1386: 243). مثلاً نکته مورد توجه شیلر که معتقد است امپریالیسم فرهنگی آمریکایی از بین نرفته است بلکه تغییر شکل داده و شرکتهای فراملی که همه به نوعی وابسته به آمریکا هستند جایگزین آن شدهاند. شیلر می نویسد: «در شرایطی که در دهه 1960 درست بود که به رسانههای آمریکایی و امپریالیسم فرهنگی اشاره کنیم، در دهه 1990، این اصطلاحات و مفاهیم باید از نو تعریف شود. ... امروزه، تولیدکنندگان فراوردههای فرهنگی به متحدانی عظیم و یکپارچه تبدیل شدهاند. ... بازار به شکل فزایندهای زیر نظارت شرکتهای بزرگ صنایع فرهنگی قرار میگیرد. مصرفگرایی دیگر یک پدیده آمریکایی همراه با برخی آثار مخرب نیست. این پدیده گسترده میشود و در اروپا، ژاپن و تعداد دیگری از مناطق تحت محاصره در سراسر جهان ریشه میگیرد. ... امپریالیسم فرهنگی آمریکایی نمردهاست بلکه، این اصطلاح دیگر به اندازه کافی شرایط فرهنگی جهانی را توصیف نمیکند. امروزه، مفیدتر آن است که فرهنگ شرکتی فراملی را به عنوان یک نیروی مرکزی مورد توجه قرار دهیم که با چاشنی تند رموز و کاردانی رسانههای آمریکا همراه است و خود از تجربه بلندمدت بازاریابی و مهارتها و ممارستهای ایجاد سرگرمی و تفریح منشأ گرفتهاست» (شیلر، 1377: 70-67). شیلر با اشاره به فروش داراییهای آمریکایی به کشورهایی نظیر ژاپن، آلمان و ... بیان میکند که سلطه رسانههای آمریکایی که روزگاری در سراسر جهان رقیبی نداشت، به شکل فزایندهای مالکیت فراملی یافتهاست، با این حال مدیران جدید کیفیت و شکل فراوردههای رسانههای آمریکایی را حفظ میکنند (شیلر، 1377: 93). 1-6.9. تماشاگران ایرانیواژه ی مخاطب مدتها است که در فرآیند ارتباطات جمعى اصطلاح رایجى شده است. در مدل ساده ی خطى (منبع، مجرا / کانال، پیام، دریافتکننده، اثرات)، که توسط پیشگامان حوزه ی رسانهپژوهى همچون شرام (Schramm,1954)ارائه شده است، مخاطب بهطور ساده به خوانندگان، بینندگان، شنوندگان و یا دریافت کنند یکى از کانالهاى رسانهاى یا هر محتوا و نمایشى اشاره دارد. گردانندگان رسانهها و نیز نظریهپردازان رسانهاى از واژه ی مخاطب درک یکسانى دارند. با این همه، واژه ی مخاطب، در پس کاربرد عامیانهاش، پُر است از اختلافات در معنی، بدفهمىها، و اختلافات نظری. مشکلات فوق عمدتاً از این حقیقت ناشى مىشوند که واژه ی ساده و یگانه ی مخاطب براى اشاره به واقعیتى بهکار مىرود که بهطور روزافزون در حال پیچیدهتر و متنوع تر شدن است و مىتواند پذیراى صورتبندىهاى نظرى متضاد باشد. میتوان نظریات درباره مخاطب را در طیفی قرار داد که یک سر آن مخاطب را فعال، آزاد، خلاق و گزینشگر در نظر گرفته و در سر دیگر طیف نظریاتی هستند که مخاطب را منفعل و مجبور در نظر میگیرند. مک کویل در این خصوص آورده:« دانشواژه مخاطبان رسانهها بسیار رایج است و معنای ظاهری سادهای هم دارد: مجموعه افردی که خوانندگان، شنوندگان یا بینندگان رسانههای گوناگون یا قسمتهایی از محتوای آنها را تشکیل میدهند (مککویل،1385: 306). او در ادامه با اشاره به رویکردهای گوناگون نسبت به این مجموعه افراد و نیز واقعیت و مفهوم آن نوشته: مهمترین خاستگاه گونهگونی، بههمین جهت منشا نظریههای جایگزین در مورد مخاطبان، ماهیت اساسا دوگانه این پدیده است. مخاطبان تشکیل جمعی را میدهند که یا در واکنش به رسانهها( مجراها و محتواها) بهوجود آمده و یا ازنیروهای اجتماعی با موجودیت مستقل( وقتی که مخاطبان بر یکی از گروهها یا دستههای اجتماعی موجود و یا نتایج فعالیتهای یک گروه اجتماعی برای تهیه مجاری ارتباطی متعلق به خود، منطبق میشوند) تشکیل شده است. البته بیشتر مواقع ایندو با هم آمیختهاند»(مککویل،1385: 306). مخاطب بیشتر رسانههاى جمعى معمولاً جز بهصورت پراکنده و غیر مستقیم قابل مشاهده نیست. از اینرو، اصطلاح مخاطب، همانند بسیارى از مفاهیم بهظاهر ساده در علوم اجتماعی، نظیر جامعه و افکار عمومی، ماهیتى انتزاعى و قابل بحث دارد. همچنین، واقعیتى که واژه ی مخاطب به آن بر مىگردد متنوع و مستمراً در حال دگرگونى است. بهعنوان نمونه، واژه ی مخاطب را مىتوان بهطور یکسان در مورد گروه خوانندگان یک داستان یا بینندگان برنامههاى تلویزیون بهکار برد، در حالى که دو پدیده ی فوق بسیار متفاوت هستند. مثال فوق، توان و گستردگى واژه ی ساده ی مخاطب را نشان مىدهد. مخاطب شناسی یکی از شاخههای مهم علم روانشناسی، روانشناسی تربیتی است که رسالت اصلی آن به کار بستن قواعد و یافتههای مختلف علم روانشناسی در فرایند تعلیم و تربیت بوده و از محورهای اساسی آن بحث از «ویژگیهای یادگیرنده» یا تربیت شونده است. این محور که ما از آن به «مخاطب شناسی»یاد میکنیم، ارتباط مؤثر بین فراگیر و معلم یا گیرنده اطلاعات و فرد اطلاع رسان را سهل و آسان میسازد و از دشواریهای انتقال مفاهیم میکاهد. (پور کریمی،۱۳۸۱ :۳۱۲) در شیوه مخاطب شناسی میزان فهم و درک و مراتب عقل و خرد افراد سنجیده می شود . اصل « مخاطب شناسی در تبلیغ » اگر آنگونه که شایسته است به تحقق در آید تاثیر لازم و مورد نظر را در افراد مختلف مردم جامعه با فهم و درک های گوناگون و میزان قدرت پذیرش و تجزیه و تحلیل های متفاوتی که دارند به وجود می آورد. در خصوص انیمیشن هرچند که مخاطبان آن امروزه دیگر کودکان نیستند و جداول فروش بین الملل انیمیشن ها نشان می دهد که این ژانر طرفداران زیادی در میان بزرگسالان نیز دارد، اما بنا به دلایلی در فرهنگ ایرانی، کارتون یا انیمیشن مختص کودکان تلقی می شود و این مسئله نیز در رسانه ملی و شبکه ویدئوی خانگی واضح است که برنامه های انیمیشنی در میان برنامه های مختص کودکان نمایش داده می شوند. 1-7. کاربردهای متصور از تحقیق:پس از انجام تحقیق در واقع گام اول سیاست گذاری کلان در حوزه تولیدات انیمیشنی و یا پخش انیمیشن در حوزه کودک و نوجوان انجام شده است. بدین منظور شورای نظارت و ارزیابی صدا و سینما و وزارت ارشاد می توانند با این مبنا، قبل از پخش و یا توزیع مواد رسانه ای انیمیشنی بر آن ها نظارت کنند و در صورت وجود این گونه پیام ها، اقدامات لازم را انجام دهند. موسساتی همچون رسانه های تصویری، قرن بیست و یک و... که عملیات توریع رسانه ای این انیمیشن ها را برعهده دارند نیز می توانند در عرضه محصولات خود دقت بیشتری نمایند و بر اساس شرح وظایف خود، مانع از تکثیر این گونه موارد گردند. در کشور ایران برای انیمیشن ها هنوز کدگذاری سنی (ranking) وجود ندارد. لذا می توان با انجام این تحقیق، انیمیشن ها را برای گروه های سنی مختلف طبقه بندی نمود و بعضاً انیمیشن هایی که دارای پیام های پنهان بالای 18 سال هستند را از دامنه مصرف کودکان حذف نمود که اقدامی بسیار ضروری و لازم است. این سیستم در بسیاری از کشورهای در مورد فیلم های سینمایی و البته بر اساس میزان خشونت و صحنه های جنسی انجام می گردد که پیشاپیش خانواده ها بتوانند فیلم های مناسب سن فرزندان خود را تهیه کنند. حال اگر این اقدام در سطحی عمیق تر و در لایه های پنهان تر فیلم های انیمیشنی صورت گیرد، قطعاً کارایی و اثربخشی بیشتری خواهد داشت. [1] فصل مشترک مدلهای خطی ارتباطات از جمله مدل ارتباطات برلو، مدل منبع معنی و... مبتنی بر فرایند فرستنده، کانال و گیرنده موید منتقل شدن پیام از فرستنده به گیرنده است. [2]Animation [3]http://www.britannica.com/bps/search?query=animation [4] Dave Kehr [5] folktales [6] Zoetrope [7] William George Horner [8] Praxinoscope [9] zoetrope [10] Charles-Emile Reynaud [11] Theatre Optique [12] magic lantern [13]en.wikipedia.org/wiki/Magic_lantern [14]J. Stuart Blackton [15]stop-motion [16]The Enchanted Drawing [17]The Enchanted Drawing [18]Emile Cohl [19]Fantasmagorie [20]Winsor McCay [21]Raoul Barre [22]John Bray [23]Col. Heeza Liar [24]My Old Kentucky Home [25]Streamboat Willie [26]Micky Mouse [27]Technicolor [28]Flowers and Trees [29]Three Little Pigs [30]The Old Mill [31]Pat Sullivan [32]Felix the Cat [33]http://books.google.com/books?id=EjW6cCE4v1QC&pg=PA47&dq=%22chad+grothkopf%22+worm&lr=&as_brr=0&cd=3#v=onepage&q=%22chad%20grothkopf%22%20worm&f=false [34]Dumbo [35]Popeye the Sailor [36]Private Snafu [37]Victory Through Air Power [38]California Institute of the Arts [39]Eric Larson [40]Michael Eisner [41]who Framed Roger Rabbit [42]The Little Mermaid [43]Golden Globe [44]The Lion King [45]Tron [46]Minnie Mouse [47]Daisy Duck [48]Michael Eisner [49]Tom Shumacher [50]Victor Salva [51]Nathan Winters [52]Gary Primavera [53]Coyne & Whitehead [54]Ryan & Hoerrner [55]Subliminal message [56] supraliminal [57]E. W Scripture [58] The New Psychology [59]Knight Dunlap [60] Müller-Lyer [61]Harry Levi Hollingworth [62]tachistoscope [63]James Vicary [64] Subliminal Projection [65]Picnic [66] Vance Packard [67]The Hidden Persuaders [68] Hūsker Dū [69]Wilson Bryan Key [70]Subliminal Seduction [71]Joe Stuessy [72] backmasking [73] Johan Karremans [74]LiptonIce [75]MARKA [76]Gary Greenwald [77]Judas Priest [78]Better by You, Better Than Me [79] Good teenager put off your clothes. [80] Mark Twain [81] Seductive messages [82] Communal advertisement مقصود هم تبلیغ به معنای اصلی آن و هم تبلیغی نهفته و مستتر توامان است. [83] Wilson Bryan Key [84]Media Sexploitation [85]Ritz [86]Gilbey [87] subliminal advertising [88] frame [89]Not without my daughter [90] Latent learning [91] برخی از صاحب نظران مانند فروید، از طریق بهره گیری از تجربه ها و آموخته های پنهان انسانی، اقدام به تأسیس برخی نظریه ها در حوزه روانشناسی کرده اند. بدیهی است نگاه این رساله لزوما منطبق با نظریه های یاد شده نیست.این نظریه ها، بیش از هر چیز، در مقام ارائه چهارچوبی برای تبیین شخصیت انسان ( در حوزه روانشناسی شخصیت) هستند و به همین روی از ساختی جزم گرا و جبری برخوردارند. در مقابل مفهوم "یادگیری پنهان" تنها در مقام ارائه یک نظریه یادگیری (در حوزه روانشناسی یادگیری) می باشد و اصولا از ساختی جبرگرا برخوردار نیست. [92]stereotypical dualism [93]stereotyping [94]typing [95]splitting [96]naturalization [97]Olivier Boyd-Barrett [98]Armand Mattellart [99]Herbert Schiller [100]Leslie Sklair |
![]() تحلیل جایگاه نظریه های جغرافیای سیاسی در تحولات حکومت درایران...فهرست مطالب عنوان صفحه 1-9) تعریف مفاهیم و اصطلاحات.. 11 1-9-1) ژئوپولیتیک (Geopolitics)11 1-10) محدودیت ها و تنگناهای تحقیق. 18 2-2) تفاوت جغرافیای سیاسی وژئوپلتیک... 21 2-4-1) نظریه های پیدایش دولت در ایران. 24 2-4-1-1) نظریه استبداد شرقی مونتسکیو و هگل. 24 2-4-1-2) نظریه وجه دولت تولید آسیایی. 24 2-4-1-3) نظریه دولتهای آبی ( هیدرولیک)25 2-4-1-4) نظریه ضرورت امنیت و دفاع. 25 2-4-1-5) نظریه انسان شناسی. 26 2-4-1-6) نظریه حکومت ملکوتی – مردمی. 26 2-5) نظریه پردازن جغرافیای سیاسی. 27 2-6)نظریه های جغرافیای سیاسی. 41 2-6-2-1)تأثیر پذیرفردریک راتزل. 43 2-6-2-6)نظریه الفردتأیرماهان. 46 2-6-2-7) نظریه نیکولاس اسپایکمن. 48 2-7-3)موقعیت راهبردی / استراتژیک... 51 2-7-7)پایتخت واهمیت آن وسیاست.. 52 2-8) نظریه تئوری هارتلند (heart landtheory)53 2-9)نظریه تئوری ریمیلند (rimlandtheory)54 2-10) نظریه قدرت دریایی (seapower theory)55 2-17)دیدگاه روابط مبتنی بر قدرت که به ویژگی سلسله مراتبی دولت ها در درون نظم جهانی تأکید می کند.61 3-1) مشخصات جغرافیایی ایران. 63 3-1-1)موقعیت جغرافیایی ایران. 64 3-1-4)همسایگان و مناطق مرزی ایران. 69 3-1-5) شکل جغرافیایی ایران. 71 3-1-15) موقعیت ژئوپولیتیک ایران. 80 3-1-15-1)تاثیرپذیری مسائل ژئوپلتیکی ایران از موقعیت جغرافیایی. 81 3-1-15-2) عوامل جغرافیایی کهدر افزایش یا کاهش ژئوپلتیکی قدرت ایران نقش داشته و دارند82 3-1-16)مسائل سیاسی و جنگ... 83 4-1) سیر تحولات حکومت در ایران. 87 4-2) سیر تکوین و تحول حکومت در ایران. 92 4-3)ویژگیهای عمده نظامهای حکومتی ایران. 102 4-4) جایگاه موقعیت جغرافیایی ایران در نظریه های ژئوپلتیکی. 104 4-4-1)جایگاه ایران در تئوری ماهان. 104 4-4-2)جایگاه موقعیت ایران در تئوری هارتلند مکیندر. 105 4-4-3)جایگاه ایران در تئوری ریملند اسپایکمن. 106 4-4-4)جایگاه ایران در تئوری کمربندهای شکننده کوهن. 106 4-4-5)جایگاه ایران در تئوری مرکز مرکز های یوردیس فون لوهازن. 108 4-4-6)جایگاه ایران در تئوری جهان بینی برژینسکی. 108 4-4-7)جایگاه ایران در نظریه های جدید ژئوپلیتیکی. 109 4-4-8)جایگاه ایران در تئوری ژئوکالچرایمانوئل والرشتاین. 110 4-4-9)جایگاه ایران در تئوری برخورد تمدن های هانتیگتون. 111 4-5)تحلیل حکومت یا نظام سیاسی از منظر فضایی. 112 4-5)هویتسازی ملی در دوران پهلوی اول. 117 4-7)دولت مطلقه، تجدد و هویتسازی ملی. 119 4-8)فرآیند شکلگیری دولت مدرن. 120 4-9)پهلویسم (ایرانگرایی و شاهپرستی)124 4-10)جنبش دانشجویی در ایران. 125 فهرست جداول عنوان صفحه جدول 4-1 سیر تاریخی حکومتها در ایران10 چکیدهدراین پژوهش سعی شده که با بررسی نظریه های جغرافیای سیاسی و تحولات آتی که در روند این نظریهها گذشته است یک بررسی اجمالی صورت گیرد. آلفرد ماهان بر نقش مناطق دریایی و هالفورد مکیندر بر نقش مناطق خشکی تاکید می کند. سایر نظریه ها ملهم از این دو نفراست. هالفورد مکیندر بر نقش مناطق خشکی تاکید می کند هالفرد مکیندر، نظریه«هارتلند» یا قلب زمین را مطرح کرد. به نظر وی منطقه اروپا شرقی، هارتلند محسوب می شد. در نظریه مکیندر: خاور میانه جزء مناطق هلالی شکل محسوب می شد و به همین دلیل همواره جز مناطق کلیدی کشمکش بین شوروی و امریکا بود. دکتری معروف رواسای جمهوری امریکا مانند دکترن ترومن و آیزنهاور در همین جهت بود. در سالهای بعد یکی دیگر از نظریه پردازان ژئوپولیتیک به نام ان. جی. اسپایکمن با ایجاد تغیراتی در نظریه هارتلند نظریه ریمیلند (مناطق حاشیه ای) را ارائه کرد. وی بر این باور که هر دولتی مناطق ریمیلند را کنترل کند بر جهان حکومت خواهد کرد. اس. بی کوهن نظریه« کمربندهای شکننده» را مطرح کرد.این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی، تحلیلی می باشد و مبتنی بر روش کتابخانه ای انجام می پذیرد. اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای از طریق مراجعه به کتب ، مجلات علمی و پژوهشی ، مقالات و سایت های اینترنتی گردآوری شده است. مطالعات کتابخانه ای ، بعنوان محور اصلی و اساسی در زمینه دسترسی به اطلاعات و منابع مورد نظر قرار گرفته است و سعی گردیده با فیش برداری از منابع مختلف و تاکید بر منابع مهم کتابخانه ای زمینه قوام یابی اطلاعات تحقیق بیشتر گردد. اطلاعات به دست آمده بعد از طبقه بندی، مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در این رابطه از جداول و نقشه های مربوط به موضوع نیز استفاده گردیده است. به طور کلی محتوا، قلمرو و موضوعات مورد بحث را می توان در چند مورد زیر بیان داشت:الف. نظرات و اندیشه های جغرافیای سیاسی (از جمله مباحث پیرامون تأثیر جغرافیا بر سیاست) و ژئوپلتیک.ب. چون هدف بررسی جغرافیای سیاسی یک واحد سیاسی خاص می باشد، باید حداقل به چند زمینه و عامل توجه نمود که عبارتند از:1. علت وجودی. 2. جغرافیای سیاسی سرزمین و ویژگی های طبیعی آن شامل مباحثی مانند موقعیت و انواع آن، وسعت، شکل، ناهمواری ها، آب و هوا، منابع معدنی، و غیره. 3. جغرافیای سیاسی مرزهای بین المللی. 4. اهمیت مراکز سیاسی یا پایتخت کشور. 5. انواع، میزان و شکل کنترل سرزمینی. 6. جمعیت و ترکیب اجتماعی و نحوة توزیع سرزمینی آن. 7. شبکة راه های ارتباطی. واژگان کلیدی:نظریه های جغرافیای سیاسی، حکومت، ایران، مقدمهدر این فصل پیرامون چارچوب تحقیق ابتدا بیان مسئله تحقیق پرداخته و سپس سوالات تحقیق، فرضیه های تحقیق، ضرورت تحقیق، انگیزه تحقیق، اهداف تحقیق، اهمیت موضوع تحقیق، محدوده مورد مطالعه، سوابق تحقیق، ؛روش تحقیق و مراحل آن ، با تشریح ابعاد هر یک بیان می شود. ایران بزرگ (همچنین ایرانزمین و یا ایرانشهر) محدوده جغرافیایی و حوزه تمدنی فلات ایرانو جلگههای مجاور آن، شامل ایرانکنونی، بخش اعظم قفقاز، افغانستانو آسیای مرکزی است، که گهگاه از آن با عنوان پارس بزرگ هم یاد میکنند. عنوان ایران صرفا محدود به بخش غربی آن که هم اکنون به این نام خوانده میشود، نیست و تمام مرزهای سیاسی کشوری که تحت تسلط ایرانیان بود همچو بین النهرین و اغلب ارمنستان و جنوب قفقاز را هم در بر میگیرد. مفهوم ایران بزرگ از جهات گوناگون ریشه در تاریخ چند هزار ساله آن دارد و به دوران نخستین امپراتوری پارس بازمی گردد. در دوران جدید، ایران بسیاری از سرزمینهای خود را از دست داد از جمله واگذاری عراق به امپراتوری عثمانی(۱۵۳۳میلادی)، واگذاری افغانستانبه بریتانیاطی قرار داد پاریسدر ۱۸۵۷ میلادیو ۱۹۰۵ میلادیو واگذاری سرزمینهای قفقاز به روسیه در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی؛عهدنامه ترکمانچایدر سال ۱۸۲۸ و پس از نبرد روسیهو ایران، استانهای قفقازی ایران را برای همیشه به روسیه واگذار کرد و مرزهای جدید در طول رودخانه ارسشکل گرفت. بر طبق عهدنامه گلستاندر سال ۱۸۱۳، مناطق ارمنستان، جمهوری آذربایجانو شرق گرجستانکه پیشتر بخشی از ایران بودند، به روسیه واگذار شدند. در اثر این تجزیه تاریخی کشورها و ملتهای جدیدی تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند که اگرچه از طریق زبان یا فرهنگ با ایران پیوستگی داشتند اما جوامع خاص خود را شکل دادند. در سال ۱۹۳۵ در زمان سلطنت رضا شاه، نام ایران رسما در مجامع بین المللی به عنوان نام بخش بجا مانده از سرزمین ایران بکار رفت. (http://fa. wikipedia. org/wiki ) تاریخ ایران به معنی سرزمین آریائیها با مهاجرت گروهی از اقوام آریائی به داخل فلات ایران آغاز می شود. در متون زرتشتی، از سرزمین کهن ایرانیان با نام ایران ویج یاد شده است. (دایره المعارف بزرگ اسلامی ، 1380، 523). ایران سرزمینی نسبتاً مرتفع که بخش عمده ای از فلات ایران را در بر می گیرد در میان 25 درجه تا 5/39 درجه عرض شمالی و 40 تا 63 درجه طول شرقی در قاره آسیا و در جنوب غربی این قاره قرار دارد. ایران کنونی دارای شکل شبه لوزی است که قطر بزرگ آن 2250 کیلومتر از دامنه آرارات در شمال غربی تا بندر گواتر در جنوب شرقی امتداد دارد. مساحت ایران 1,648,195 کیلومتر مربع می باشد. ایران در منطقه خاورمیانه و در همسایگی کشورهای ارمنستان ، آذربایجان و ترکمنستان در شمال و ترکیه و عراق در غرب و افغانستان و پاکستان در شرق مرز خشکی دارد. دریای کاسپین در شمال ایران با روسیه، قزاقستان, آذربایجان و ترکمنستان و در جنوب بوسیله دریای عمان و خلیج فارس با کشورهای عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عمان و پاکستان همسایه می باشد. (همان، 499) 1-2) بیان مسئلهجغرافیای سیاسی شاخهای از علم جغرافیاست که تأثیرپذیری و تأثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و به بیان دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسی بر محیط جغرافیایی را مورد کاوش و بررسی قرار میدهد. نقش ویژه جغرافیای سیاسی، سازماندهی سیاسی فضا در سطح محلی، ملی و منطقهای است و ژئوپلیتیک که به طور سنتی بر اساس اطلاعات، دیدگاهها و تکنیکهای جغرافیایی به مسائل سیاست خارجی کشورها میپردازد، یک نوع جغرافیای سیاسی کاربردی قلمداد میشود. طرح مدلهای فضایی براساس الزامات جغرافیایی، به عنوان راهنمایی برای سیاست خارجی کشورها را، ابتدا جغرافیدانان ارائه کردند و سپس کاربرد وسیعی در سیاست عملی پیدا کرد. 3 جغرافیای سیاسی پدیدههای سیاسی را در فضای درونی یک کشور مورد بحث قرار میدهد که به طور سنتی شامل مفاهیمی مانند مرز، ملت، حکومت و سرزمین است. نظر به این که یک کشور در بطن مطالعات جغرافیای سیاسی جای دارد از پیوند سه عامل ملت، حکومت و سرزمین، کشور تشکیل میشود؛ بنابراین همه موضوعات مرتبط با این مفاهیم، مانند ریشهیابی مسائل قومی، جریانات مهاجرت، تحلیل قدرت سیاسی نواحی شهری، تحلیل فضایی قدرت سیاسی در سطح کشور، تقسیمات کشوری و رقابتهای مکانی، دولت محلی، تمرکز و عدم تمرکز قدرت سیاسی و جغرافیای انتخابات، از جمله مسائل مرتبط با کشور هستند که امروزه در جغرافیای سیاسی مورد توجه و بررسی قرار میگیرند. از طرف دیگر، در حوزه مسائل جهانی نیز که قلمرو مطالعات ژئوپلیتیک است، به طور سنتی درباره مناسبات قدرت در سطح جهان و راههای دستیابی به قدرت جهانی و افزایش آن بحث و بررسی میشود. در نظریه سیاسی ـ جغرافیایی، ساختار جغرافیایی منطقهای که در آن اِعمال قدرت میشود، از اهمیت خاصی برخوردار است. استادان فن برای تبیین این اهمیت، از قیاس با شطرنج بهره جستهاند که در آن، برای هر بازیکن، علاوه بر نوع و تعداد مهرهها، نحوه چیدن آنها در کنار مهرههای رقیب نیز نقش دارد. بر این اساس، میتوان گفت: منطقه یا کشوری که به دلیل ساختار جغرافیایی ویژه مورد توجه قدرتهای رقیب بوده و استعداد برقراری و یا برهم زدن بازی را دارا میباشد، حایز اهمیت سیاسی ـ جغرافیایی است. بحث حکومت(دولت) در درجه نخست یکی از بحثهای جغرافیای سیاسی است چرا که این مفهوم از یکسو ساختار سیاسی سازماندهنده محیط جغرافیایی را واقعیت میبخشد و یک مبحث جغرافیایی شمرده میشود و از سوی دیگر مفهومی است که نقشآفرینی سیاسی در محیط جغرافیایی را تمرکز ویژهای میدهد و جنبهای سیاسی دارد. ایران یکی از کشورهای ریشهدار جهان است که طی تاریخ طولانیاش، حکومت و نظام سیاسی در آن بقا و استمرار داشته است. برخی عقیده دارند ایرانیان قدیمیترین کشور مستقل را در عصر هخامنشیان (قرن ششم قبل از میلاد)پایهگذاری کردهاند؛ در حالی که بررسیهای تاریخی نشان میدهد که قبل از هخامنشیان، حکومتهای دیگری نیز در ایران وجود داشته است. حکومت ایلام در قالب یک دولت منطقهای و محلی در جنوب غربی ایران استقرار داشت و مرکز آن شوش بود. تمدن ایلام در دامان این حکومت پدید آمد. تأسیس دولت ماد به سال 708 قبل از میلاد باز میگردد و این تاریخ را میتوان مبدأ تشکیل دولت سرزمینی فراگیر با حکومت و نظام سیاسی مستقل به حساب آورد. ایران همواره در استراتژیهای جهانی جایگاه ویژه ای داشته و دارد. نقش برجسته ایران در این زمینه که بیشتر متاثر از فضای جغرافیایی و موقعیت ارتباطی است باعث شده تا اندیشمندان و نظریه پردازان در نظریه های خود توجه ویژه ای را به ایران داشته باشند. این مقاله در صدد است تا ضمن بررسی اهمیت نقش ایران از جهات گوناگون به بررسی جایگاه تحولات حکومت این کشور در برخی از نظریه های جهانی بپردازد و این موضوع را به خصوص از دید جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک مطالعه نماید. 1-3) سوال تحقیقبدون تردید هر تحقیقی در راستای شکل گرفتن سوال یا سوالاتی در ذهن محقق انجام می گیرد و شخص پژوهشگر همواره تلاش می کند تا در طول تحقیق به شیوه ای علمی و دقیق به پاسخ های مناسب و قانع کننده ای برای سوالات خود دست یابد. ضمن اینکه برای انجام یک تحقیق خوب پرسشها خیلی اساسیاند و این پرسش ها ما را به دانش جدید یا در حل مسئله ی ویژه هدایت می کنند. (پارسونس و نایت ، 1386 ، 63 ) . این پژوهش نیز از این قائده مستثنی نبوده و محقق به دنبال پاسخگویی به یک سوال اصلی و جامع با توجه به موضوع تحقیق که به ((تحلیل جایگاه نظریه های جغرافیای سیاسی بر تحولات حکومت درایران)) می پردازد، نگارنده سوالی به شرح زیر تدوین نموده است. 1- آیاتحولات حکومت در ایران طبق نظریه های جغرافیای سیاسی بوده است؟ 1-4) فرضیه تحقیقدریک بررسی علمی لازم است محقق برای تعیین دقیق و تبیین منطقی اهداف تحقیق فرضیه ها را مطرح سازد، زیرا به عنوان استخوان بندی طرح مطالعاتی مطرح می باشند. فرضیه، توجیه و تبیین های حدسی معینی را درباره واقعیات عرضه می کند و پژوهشگران را در بررسی این واقعیت و تجارب کمک و هدایت می کند. فرضیه یک پیشنهاد توجیهی و به زبان دیگر راه حل مسئله است که هم به یافتن نظم و ترتیب در بین واقعیات کمک می کند و هم باعث استنتاج می شود(حافظ نیا، 1386، 111) با توجه به سوال تحقیق که دست یابی اهداف گوناگونی را دنبال می کند برای جهت دهی سوال تحقیق و هدایت آن در راستای چارچوبی منسجم، فرضیه های زیر مطرح گردید: نظریه های جغرافیای سیاسی در تحولات در ایران نقش دارند. نظریه موقعیت جغرافیایی در تحولات حکومت در ایران نقش دارد. 1-5) پیشینه پژوهشتاکنون نظریههای مختلفی درباره پیدایش دولت مطرح شده است. نظریههایی از قبیل نظریه قرارداد اجتماعی، نظریه طبیعی یا فطری، نظریه الهی، نظریه تکامل، نظریه غلبه، نظریه اقتصادی و نظریه دفاعی- امنیتی از جمله این نظریهها میباشند. برخی از این نظریهها در ارتباط با کشورهای غربی مطرح شده و برخی مشترک و برخی خاص جوامع آسیایی و ایران میباشد. 1- نظریه «استبداد شرقی» مونتسکیو و هگل: این دو فیلسوف برجسته که شرق برای آنها جذاب بود، تفاوتهای دو نظام شرق و غرب را بر بنیادهای فرهنگی توجیه کردهاند. از نظر مونتسکیو، جوامع شرقی برخلاف جوامع غربی، هیچ محدودیت و ممنوعیتی برای حاکمان خود قائل نیستند؛ زیرا اساس این جوامع بر «ترس» استوار است و انسانها در اینگونه جوامع خلق شدهاند تا از روی ترس از اراده مطلق حاکم، کورکورانه اطاعت کنند. هگل نیز معتقد بود که جهان شرق در مقایسه با جهان ژرمنی قادر نبوده است طبقهای با حقوق مستقل ایجاد کند؛ زیرا در مرتبه تاریخی پایینتری از «شعور به آزادی» قرار داشته است. 2- نظریه وجه تولید آسیایی: این نظریه را نخستین بار مارکس و انگلس در سال 1853 طی سلسله مقالاتی در نقد سیاست خارجی بریتانیا در نشریه نیویورک دیلی تریبون انتشار دادند. ازنظر مارکس «شیوه تولید آسیایی» نشانگر ساختار اقتصادی جامعهای عمدتاً کشاورزی است که ازترکیب مالکیت ارضی و حاکمیت سیاسی در کالبد یک حکومت متمرکز به وجود میآید. دولت آسیایی به خاطر جایگاه دوگانة خود در مقام مالک - حاکم، مازاد اقتصادی تولیدکنندگان مستقیم را به صورت مالیات بهره مالکانه تصاحب میکند. از این رو، روابط تصرف (استثمار) مستلزم روابط طبقاتی نیست، بلکه ناشی از اِعمال فشار سیاسی محض از جانب دولت است؛ امری که در کل مبنای این شیوه تولید است. دولت آسیایی بازتولید اقتصاد را تأمین و تضمین میکند و در عین حال اساساً مستقل از روابط اقتصادی باقی میماند. فقدان نهاد مالکیت خصوصی بر زمین و طبقه مالک مستقل از دولت، ویژگیهای معرف این مفهوم و تفسیرهای گوناگون آن در نظریه مارکسیستی است. مارکس و انگلس طی مقالهای مینویسند: «شرایط اقلیمی، وضع زمین، فضای عظیم، بیابانی که از صحرای آفریقا از طریق عربستان و ایران و هندوستان و تاتارستان، تا ارتفاعات فلات آسیا ممتد است سیستم آبیاری مصنوعی را به کمک ترعهها و تأسیسات آبیاری، پایه زراعت شرقی کرده است. » و «ضرورت استفاده صرفهجویانه از آب در شرق، مداخله قدرت متمرکز دولت را میطلبد. منشأ آن وظیفه اقتصادی یعنی وظیفه سازمان دادن امور عمومی که دولتهای آسیایی مجبور بودند اجراء کنند، از همین جاست». 3- نظریه دولتهای آبی (هیدرولیک): این نظریه را کارل ویتفوگل بر اساس نوشتههای انگلس ارائه کرد بدین صورت که چون جوامع روستایی متاثر از شرایط آب و هوایی خاص دچار کم آبی و در نتیجه نیازمند یک نظام آبیاری بودند، دستگاه اجرایی متمرکز ویژهای نیاز بود تا کار هماهنگی و توسعه امور آبی را به عهده بگیرد. در نتیجه این دستگاه به علت اختیاری که در نظارت و سلطه بر امور حیاتی جامعه و بهطور مشخص آب داشت، قادر به کسب قدرت مطلقه شده و بهصورت نیرویی برتر از جامعه درآمد. چنین امپراطوریهایی در دورههای معینی در مصر باستان، هند، چین، بینالنهرین و ایران عصر هخامنشی و ساسانی حکومت میکردند؛ ولی این نظریه در برخی از جوامع و مقاطع تاریخی، نظیر ایران عصر صفوی و ایران قرن نوزدهم در دوران قاجاریه کارآیی ندارد. 4- نظریه ضرورت امنیت و دفاع: بررسی تشکیل اولین دولتها در فلات ایران، نشان میدهد که ضرورتهای دفاعی منشاء تشکیل دولت بوده است. تمدن ایلام در منطقه حاصلخیز جنوب غربی ایران (خوزستان، ایلام، لرستان) و به مرکزیت شوش شکل گرفت. این تمدن مورد تهاجم بابلیها، اکدیها، سومریها و طوایف بدوی قرار داشت. خود ایلامیها نیز به اطراف یورش میبردند تا این که بالاخره تمدن ایلام در سال 645 ق. م، به دست «آشوربانی پال» منقرض شد. تفاوتهای اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگی ایلامیها با اقوام پیرامونشان به ویژه اقوام ساکن در بینالنهرین که موضوع حفاظت و حراست از امنیت و حیات آنها را مطرح میساخت، وجود دولتی را برای اجرای این مأموریت دفاعی توجیه میکند. بدینترتیب ملاحظه میشود که در تأسیس ایلامیها که جزء اولین دولتهای ایرانی بودهاند، عامل دفاع و امنیت در مقابل تهاجم اقوام، نقش چشمگیری داشته است. 5- نظریه انسانشناسی: انسان فطرتاً خواهان قدرت، فرمانروایی و به استخدام درآوردن انسانها و همنوعان خود است و دوست دارد اراده مطلق خود را اعمال کند. تاریخ ایران، از اینگونه فرمانروایان مستبد که بعضاً در چارچوب نظام اجتماعی قبیلگی سمت رهبری داشتهاند، زیاد به خود دیده است. این فرمانروایان با انگیزههای شخصی یا قومی و قبیلگی حکومت تشکیل میدادند و با اختیارات مطلقه، نظامی موروثی تأسیس میکردند؛ آنها بر سرزمینهای وسیع فرمان میراندند و پس از بروز ضعف و سستی، به دست فرمانروا و سردار دیگری از پای درمیآمدند. 6- نظریه حکومت ملکوتی- مردمی: بر طبق این نظریه حکومت در ایران از صبغة الهی برخوردار بوده است و از بدو پیدایش، بر دو پایه مستقل «ملکوتی» و «مردمی» استوار گردیده است. این آئین کهن، ریشه در مفاهیمی دارد که فرهنگهای میتراپرستی و مزداپرستی در ایران گستردهاند. براساس این مفاهیم، حکومت از یک سو ملکوتی است؛ چون ودیعهای الهی است و از سوی دیگر مردمی است. همانطور که ملاحظه میشود از بین نظریات مطرح شده، نظریه استبداد شرقی، هیدرولیک و وجه تولید آسیایی، پدیده دولت را مادی انگاشتهاند. برخی از نظریهپردازان داخلی مانند احمد اشرف و همایون کاتوزیان نیز سعی کردهاند با انجام اصلاحاتی در نظریههای مبنا، منشأ حکومت در ایران را توضیح دهند. در مجموع شاید بتوان عواملی چون وجود تنوع در محیطهای جغرافیایی ایران و گوناگونیهای فرهنگی و تاریخی مترتب بر آن، ماهیت سلسلههای حاکم بر ایران، اقتضائات محیطی و نیز ضرورتهایی نظیر نیاز طبیعی اجتماعات انسانی به نهاد مدیریت عمومی و متولی امور عامه را در شکلگیری حکومتها موثر دانست. 1-6) اهداف تحقیقمطالعه نقش و جایگاه نظریه های جغرافیای سیاسی در تحولات حکومت درایران. با توجه به مقتضیات زمان، مکان، وسعت جغرافیایی خاورمیانه کدام یک از نظریه ها به طور اساسی در تحولات حکومت درایران نقش داشته است. ارزیابی نظریات جغرافیای سیاسی ای که مدعی تحولات سیاسی از گذشته تا حال بوده وکدام یک از این نظریه های مدعی توانسته بر تحولات حکومت در ایران نیز نقش ایفا کند. (در واقع ارزیابی کاری که قبلاً توسط محققین انجام گرفته است) مطالعه نقش و جایگاه نظریه های جغرافیای سیاسی در تحولات حکومت درایران. 1-7) ضرورت تحقیقظهور جغرافیای سیاسی بصورت یک شاخه منسجم جغرافیای انسانی از پدیدههای قرن حاضر است ولی این بدان معنا نیست که در گذشته فیلسوفان و نویسندگان بزرگ به تاثیرات متقابل سیاست در مظاهر گوناگونش، و محیط فیزیکی توجهی نداشتهاند. از نوشتههای هرودوت، افلاطون، ارسطو، فتسکیو، و هگل چنین بر می آید که این نویسندگان، مشاهدات جغرافیایی-سیاسی خود را بدون آگاهی از وجود چنین شاخه مستقلی تحت عنوان جغرافیای انسانی به رشته تحریر در آوردهاند در میان متقدمانارسطو بویژه با شکلدهی یک دولت ایدهآل ریشهای عمیق برای برخی مفاهیم جغرافیای سیاسی بوجود آورد وی معتقد بود که در یک دولت ایدهآل و نمونه نسبت بین جمعیت و وسعت قلمرو و کیفیت آنها مهم است وی برای پایتخت شدن یک شهر، شرایطی را لازم میدانست و درباره ترکیب ارتش و نیروی دریایی، چگونگی مرزها و سایر عوامل بحث کرده است و در تمام این بحثها به ماهیت محیط فیزیکی بویژه آب و هوا به عنوان یک عامل تعیین کننده اشاره دارد. ( (http://geopolitic-azad. blogfa. com/post-. aspxسرزمین ایران از یک سو یک تکه حساس جغرافیایی بر روی نقشه جهان و از دیگر سو دارای ویژگی های خاص جغرافیایی و طبیعی و برخوردار از منابع غنی انرژی است. این عوامل آشکارا تا کنون باز تاب خود را در مسائل سیاسی داخلی و روابط خارجی کشور و استراتژی های قدرت های بزرگ بر جای نهاده است. (ملکوتیان، 1383، 203) در دگرگونی های اخیر نظام بین المللی جمهوری اسلامی ایران بعنوان همسایه قدرت متلاشی شده بیشترین تحول ژئوپلتیکی را به خود دیده است . اگرچه به لحاظ فیزیکی موقعیت جغرافیایی و مرزهای آن تغییری نیافته اند ولی به لحاظ محتوایی اهمیت ژئوپولتیک ایران برای دیگراندستخوشدگرگونیشدهاست. در گذشته که کشور ایران در همسایگی ابر قدرت شرق قرار گرفته بود این موقعیت برای کشورهای غربی بویژه ایالات متحده آمریکا دارای اهمیت زیادی بود و جایگاه ایران متاثر از نظریه هارتلند مکیندر و ریملند اسپایکمن بعنوان یکی از حلقه های مهم سیاست سد نفوذ ((((containmentدر استراتژی غرب نقش بسزایی را بر عهده داشت . اهمیت ارتباط جایگاه ایران با نظریه ژئوپولتیک فوق از اینجا روشن می شود که از طرفی متصل به موقعیت بری((اوراسیا))ست(آسیا-اروپا)واز طرف دیگر بخاطر دارا بودن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان دارای موقعیت بحری و به لحاظ در اختیار داشتن تنگه هرمز از موقعیت گذرگاهی–استراتژیک برخوردار است و کشور ایران نقش ارتباط دهنده استراتژی های بری و بحری را عهده دار بوده است. بر این اساس در اوایل قرن بیستم ایران نقش حائل بین دول استعماری انگلستان و روسیه را بازی می نمود ومحل رقابت قدرت های جهانی بشمار می رفت. قرارداد 1907 میلادی و معاهده 1915 قستنطنیه نمود عینی این جریان است. پس از جنگ جهانی دوم و شکل گیری نظام دو قطبی بر اهمیت این جایگاه افزوده شد و همین اهمیت موقعیتی پس از پایان جنگ دوم باعث شد قوای شوروی از خاک ایران خارج نشوند و برای اولین بار آمریکا متاثر از این مسئله در مقابل شوروی موضع گیری نمود و((در حقیقت این حادثه بود که اختلاف نظر آمریکا و شوروی را در امور بین الملل آشکار ساخت)). با خروج قوای شوروی از ایران این کشور به جرگه بلوک غرب پیوست و با شرکت در اتحادیه های نظامی– منطقه ای نقش حلقه واسط بین سیتو و سنتو را بازی نمود. تحولات ناشی از انقلاب اسلامی اگرچه این کشور را از گردونه حلقه های سد نفوذ خارج ساخت. اما جایگاه ژئو استراتژیک ایران به قوت خود باقی ماند . پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای میانه ارزش ژئواستراتژیک ایران کاهش یافت اما با توجه به دگرگونی در ماهیت رابطه قدرت در نظام بین الملل که سیاست های بین الملل مبتنی بر قدرت اقتصادی جایگزین سیاست های حاد مبتنی بر قدرت نظامی گردیده است. موقعیت ژئوپولتیک ایران در این راستا تحول یافته است. چنانکه هارتریچ(hartrich) در کتابش تحت عنوان فرصت آمریکایی استدلال می کندکه سیاست اقتصادی اکو پلتیک که به نظر وی به معنای قدرت اقتصادی است و نه سیاست اکولوژیکی جایگزین ژئو پو لتیک مبتنی بر قدرت نظامی شده است. در ارتباط با این مسئله مشارکت فعال ایران در سازمان اقتصادی اکو و ویژگی جغرافیایی ایران که در مرکز کشورهای عضو واقع شده است می تواند بعنوان حلقه ای راهبردی برای همکاری های بین منطقه ای مطرح باشد. گذشته از آن امروز کشور ایران بعنوان دروازه ورود کالا و سرمایه های حوزه پاسیفیک به کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی و افغانستان می باشد و این نقشی است که در تاریخ ایران نیز وجود داشته است و جاده ابریشم در همین راستا قابل بحث می باشد . به بیانی دیگر اگر در جنگ جهانی دوم ایران محل ترانزیت تدارکات و تسلیحات متفقین به جبهه شرق قرار گرفت امروز محل ترانزیت کالا و سرمایه های اقتصادی است. قابل توجه است که اهمیت خلیج فارس در مسائل اقتصادی و اشتراک منافع قدرت های جهانی و تعارض آن با منافع کشورهای منطقه بگونه ای است که موقعیت استراتژیک ایران نیز دارای اهمیت است. چرا که خلیج فارس یکی از کانون های بحران جهانی است و اهمیت آن حوزه برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی از اولویت برخوردار است. طبیعی است که با توجه به ویژگی ژئوپولتیک ایران از لحاظ وسعت وطول مرزهای ساحلی و جمعیت قابل توجه در خور توجه بالایی است. ویلیام دورمن در کتاب مطبوعات آمریکا و انقلاب 1978 ایران در فصل هفتم کتاب تحت عنوان غرب به ملاقات شرق می رود به اهمیت ایران برای ایالات متحده آمریکا اشاره می کند. ناشر کتاب مذکور (دانشگاه کالیفرنیا) نیز در مقام قضاوت برآمده و معتقد است که در تاریخ آمریکا هیچ یک از کشورهای جهان سوم به اندازه ایران برای آمریکا حائز اهمیت نبوده است. مروری اجمالی به برخی اظهار نظرهای مقامات آمریکایی علی رغم خصومت آنها با جمهوری اسلامی ایران این مسئله را روشنتر می سازد. سفیر آمریکا در کویت در رابطه با امنیت منطقه خلیج فارس اذعان نمود که ))ایران یکی از عوامل ایجاد امنیت در جامعه بشمار می رود و برای تامین امنیت خلیج فارس نمی توان نقش این کشور را نادیده گرفت)). رئیس جمهور وقت آمریکا (جرج بوش)با آگاهی از موقعیت ایران با تاکید بر اهمیت نقش ایران در منطقه، مقامات ایران را به مذاکره با آمریکا دعوت نمود. این اظهارات در دولت جمهوری خواهان خلاصه نمی شود. این نکته نیز قابل توجه است که دستگاه دیپلماسی آمریکا علی رغم اذعان به این واقعیت تاکنون بجای حسن نیت سوء نیت نشان داده و و سعی نموده است از موضع قدرت با کشوری انقلابی چون ایران برخورد کند. با توجه به این وضعیت شایسته است امروز همه ی ما با هوشیاری تمام و آگاهی از موقعیت ارزشمندی که دارا هستیم در صحنه بین الملل حضور یابیم. (جایگاه ایران در نظام دگرگون شونده جهانی ، 1373 1-8) روش پژوهششناخت روش ها و مراحل تحقیق از عوامل اساسی در جهت رسیدن به اهداف می باشد لذا مراحل و روشهای تحقیق به شرح ذیل می باشد. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی، تحلیلی می باشد و به روش کتابخانهای انجام می پذیرد. اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای از طریق مراجعه به کتب، مجلات علمی و پژوهشی، مقالات و سایت های اینترنتی گردآوری شده است. مطالعات کتابخانه ای، بعنوان محور اصلی و اساسی در زمینه دسترسی به اطلاعات و منابع مورد نظر قرار گرفته است و سعی گردیده با فیش برداری از منابع مختلف و تاکید بر منابع مهم کتابخانه ای زمینه قوام یابی اطلاعات تحقیق بیشتر گردد. اطلاعات به دست آمده بعد از طبقه بندی ، مورد مطالعه و تجزیهو تحلیل قرار گرفته و در این رابطه از جداول و نقشه های مربوط به موضوع نیز استفاده گردیده است. در تدوین پیشینه موضوع و مباحث نظری تحقیق، جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و بررسی اسنادی بوده که با مطالعه می باشد. کمبود منابع پیرامون موضوع فوق از دیگر موانع پیش روی تحقیق تلقی می گردد. هزینه های مالی را نیز باید همواره به عنوان یک از محدودیت های اساسی در فعالیت های پژوهشی به شمار آورد. 1-9) تعریف مفاهیم و اصطلاحاتمهم ترین واژه ها و اصطلاحات بکار رفته در این تحقیق به شرح زیر می باشد. 1-9-1) ژئوپولیتیک (Geopolitics)این واژه برای اولین بار در سال 1899 توسط رودلف کلین استاد علوم سیاسی دانشگاه اوپا لا که تحت تاثیر کتاب جغرافیای سیاسی فردریک راتزل و کتاب تاثیر نیروی دریایی در تاریخ آلفرد ماهان قرار داشت ارائه شد. منظور وی این واژه مطالعه ساختار جغرافیایی حکومت بود. در طول نیمه اول قرن بیستم واژه ژئوپلتیک به عنوان یکی از موضوعات مورد مطالعه در جغرافیای سیاسی عمدتاً به نقش عوامل جغرافیای در تعیین سیاست خارجی یک کشور اشاره داشت و نظریه هایی هم که در این دوره توسط علمای ژئوپلتیک ارائه شد مثل هارتلند میکندر، فضای حیاتی هاوس هوفر و ریملند اسپایکمن ناظر بر همین معنا بود. در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی ، مطالعات ژئوپلتیکی به دلیل ذهنیت نامطلوبی که در ارتباط با حزب نازی و ژئوپلتیک خاص آلمان به وجود آمده بود متوقف شد و جغرافیدانان آمریکایی به ویژه تمرکز مطالعاتی خود را در سطح حکومت و چکونگی حفظ تمامیت ارضی آن قرار دادند. تنها کتاب سائول کوهن که تحت عنوان جغرافیا و سیاسیت بین الملل و خصوصیات جغرافیایی کشورها وجود دارد تعریف نموده که به تعاریف سنتی از این اصطلاح نزدیک بود. در سالهای دهه 1970 اگرچه واژه ژئوپلتیک به دلیل کاربرد فراوان آن در سخنرانیها توسط کسینجر احیاء شد ولی وضعیت محتوای جغرافیایی آن مشخص نبود. درهمین سالها ایولاکست جغرافی دان فرانسوی در انتشارات خود تعریف دقیق تری از اصلاح ژئوپلتیک ارائه داده درگیری و رقابت میان گروهها بر سر سرزمین نه فقط به دلیل اقتصادی بلکه به دلیل تاریخی، ملی و روانی، بنابراین ایولاکست مطالعات ژئوپلتیک را نه فقط منحصر به مقیاس جهانی بلکه در مقیاس منطقهای و درون کشوری هم ممکن می دانست (میرحیدر، 1386 ، 36-35 ). ژئوپولیتیک به عنوان «دانش رقابت و گسترش حوزه نفوذ» دولت ها و گروهای متشکل سیاسی در صدد کسب قدرت و تصرف ابزارها و اهرم ها و فرصت های جغرافیایی هستند که به آنها قدرت داده و امکان چیره شدن بر رقیب را می دهد آنها برای تصرف فرصتها و مقدورات در مکان و فضاهای جغرافیایی به رقابت پرداخته و سعی می کنند نفوذ خود را در فضاهای جغرافیایی بیشتر توسعه داده و آن را به قلمرو اعمال اراده خود بیفزایند و برعکس رقبا را از فضاهای مورد منازعه بیرون برانند. (حافظ نیا، 1385: 17) رویکرد ژئوپولیتیک با درجات مختلف بیانگر تاثیر قطعی و جبری جغرافیا در امور تاریخی و سیاسی است. (نورائی، شفائی، 1385: 116) گروهی معتقدند که ژئوپولیتیک رابطه جغرافیای طبیعی و انسانی بر سیاست داخلی و خارجی را مورد توجه قرار می دهد. عده ای دیگر نیز ژئوپولیتیک را رابطه ای بین عوامل طبیعی وسیاست یک کشور می دانند. برخی دیگر ژئوپولیتیک را رابطه بین اوضاع جغرافیایی و سیاست خاجی کشورها می دانند و معتقدند ژئوپولیتیک مطالعه آثار و نتایجی است که عوامل جغرافیایی طبیعی و سیاست یک کشور می دانند. (الهی، 1384: 17) ژئوپلتیک بر آن بخش از دانش جغرافیا تاکید می کند که با قدرت و سیاست پیوند می خورد . در واقع جوهر ژئوپلتیک را قدرت تشکیل میدهد. چه در فرایند های تولید فضایی و جابجایی قدرت و چه در ارتباط با ساختار جهانی قدرت، دانش ژئوپلتیک است که به این مسائل می پردازد. از این رو می توانیم ژئوپلتیک را دانشی بدانیم که به مطالعه ابعاد فضائی – جغرافیایی مناسبات قدرت و رفتار سیاسی بازیگران عرصه های سیاست ملی و بین المللی ، می پردازد (حافظ نیا، 1389، 22) 1-9-2) جغرافیای سیاسیجغرافیای سیاسی به عنوان زیر مجموعه ای از جغرافیای انسانی (که نباید آن را با ژئوپلتیک خلط کرد) عبارت است از مطالعه ی مکان بندی spacialite مقوله ها نه تنها شامل اندازه و قواره ی کشورها بر اساس مسیر مرزهای آن ها است ، بلکه به علاوه مکان گزینی localisation کم و بیش مرکزی پایتخت، تقسیمات فرعی سرزمین شان ، گونه های (تیپ ها)ی گوناگونی از مرزها و همچنین پراکندگی فضایی عقاید و آراسیاسی شان را با توجه به ترکیب اجتماعی –شغلی آن ها بر حسب ناحیه ها یا جغرافیای فرهنگی شان نیز در بر می گیرد. جغرافیای سیاسی که به برکت وجود جغرافیای انتخاباتی با توفیق فراوان رو به رو بوده، چنان که آمد نباید با ژئوپلتیک که توجه خود را به ویژه معطوف به رقابت میان کشورها در مورد سرزمین ها می کند مشتبه شود. اصطلاح جغرافیای سیاسی در اواسط دهه نوزدهم در برگیرنده ی رویکردی بودکه بعد ها نام جغرافیای انسانی بر خود گرفت. جغرافیای سیاسی به صورتی که امروزه مورد بررسی قرار می گیرد ، دیر زمانی در محاق فراموشی بود و تنها در دهه های اخیر بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و آن هم به منظور اجتناب از کاربرد اصطلاح ژئوپلتیک که پس از جنگ جهانی دوم سخن گفتن از آن به صورت یک تابو tabou در آمده بود. (ایولاکوست، 1391 ، 262 ) اصطلاح جغرافیای سیاسی اولین بار توسط فردریک راتزل در سال 1897 بکار گرفته شد و آن عبارت است از مطالعه اثرگذاری عوامل جغرافیایی در تصمیم گیری های سیاسی صاحبان قدرت (مجتهدزاده، 1381 ، 20). جغرافیای سیاسی به مطالعه ادعاها و منازعات انسانی درباره استفاده ، شراکت، مالکیت زمین و منابع آن میپردازد. این منازعات، در سطوح بسیار متفاوتی به وقوع می پیوندد. ازجمله ممکن است شامل همسایگانی شود که بر سر جایگزینی صحیح تیرهای نگهدارنده نرده باغ با هم مشاجره می کنند و یا ممکن است این مشاجرات شامل ادعا های ارضی میان رقبا رقیب و یا گروههایی از ملیتهای مختلف که در یک سرزمین زندگی می کنند، بروز کند و یا امکان دارد میان کشورهای همسایه به وقوع بپیوندد و یابه صورت رقابتهایی بر سر نفوذ جهانی میان بلوک های بزرگ قدرت رخ دهد(مویر، 1379، 10-9). تعاریف متعدد و زیادی از جغرافیای سیاسی وجود دارد که به چند مورد از آنها می پردازیم جغرافیای سیاسی اساسا درگیر تحلیل فضایی پدیده های سیاسی است وبه اختصاصات فضایی فرایند سیاسی توجه دارد. (درایسدل بلیک، 1386: 9)جغرافیای سیاسی به تقسیم بندی های سیاسی فضای قابل وصول به یک گروه خاص می پردازد. اگر سطح زمین مانند پوسته صاف توپ پینگ پنگ یکنواخت و یکسان بود موضوعاتی از قبیل جغرافیای سیاسی و روابط بین الملل وجود نداشت. جغرافیای سیاسی به تقسیم بندی های سیاسی در صحنه جغرافیایی می پردازد. جغرافیای سیاسی مفاهیم چون «کشور و مرز» «حکومت وسرزمین» «حرکت وروابط بین مرکز و پیرامون» «منطقه ودولت» را برسی می کند. (مجتهد زاده، 1380: 32) ژئوپلتیک بر آن بخش از دانش جغرافیا تاکید می کند که با قدرت و سیاست پیوند می خورد. در واقع جوهر ژئوپلتیک را قدرت تشکیل میدهد. چه در فرآیند های تولید فضایی و جابجایی قدرت و چه در ارتباط با ساختار جهانی قدرت، دانش ژئوپلتیک است که به این مسائل می پردازد. از این رو می توانیم ژئوپلتیک را دانشی بدانیم که به مطالعه ابعاد فضائی – جغرافیایی مناسبات قدرت و رفتار سیاسی بازیگران عرصه های سیاست ملی و بین المللی ، می پردازد (حافظ نیا، 1389، 22). 1-9-3) منطقه (Zone)منطقه در برگیرنده تعدادی از کشورها است که به لحاظ جغرافیایی به هم نزدیک و در سیاست خارجی نیز از روابط متقابل بر خوردار باشد. جان کالین می گوید منطقه از یک عرصه جغرافیایی تشکل می شود که به لحاظ فرهنگی یا فیزیکی تجانس داشته باشند. دیوید ای. لیک منطقه را مجموعه ای از کشورها می دانندکه از نظم جغرافیایی و ویژگی های مشترک مانند سطح توسعه، فرهنگ یا نهادهای سیاسی باهم در پیوند باشند. (ولدانی، 1388: 24) 1-9-4) کشور state))در طرح و مقیاس جهانی، هر واحد سیاسی مستقل که دارای سرزمین مشخص، جمعیت دائمی با نظارت حاکمیتی کامل در امور داخلی و خارجی اش باشد، کشور نامیده می شود. بایستی توجه داشت که تمامی سرزمین های به رسمیت شناخته شده، الزاماً کشور نیستند. به عنوان مثال قطب جنوب نه دارای حکومت و نه جمعیت دائمی می باشد، لذا این سرزمین یک کشور محسوب نمی شود، ضمناً در حال حاضر چندین چندین کشور شامل آرژانتین، شیلی، بریتانیا، نروژ، فرانسه، استرالیا و زلاندنو دارای ادعای سرزمینی در مورد قسمت هایی از قطب جنوب می باشند. نکته قابل ذکر دیگر آنکه مستعمرات و تحت الحمایه ها به عنوان کشور مورد شناسایی نیستند. هرچند که دارای سرزمین، ساکنان دائمی و تا حدی ساختار حکومتی مجزا بودهاند، ولی نظارت کامل بر تمامی امور داخلی و خارجی خود نداشته اند. در مجموع می توان خصوصیات یک کشور را در پنج موضوع زیر خلاصه نمود:یکی مفهوم قلمرو سرزمین(land territory )می باشد و این بدان معناست که یک بخش مشخص از زمین را اشتغال نموده و دارای حدود کم و بیش شناخته شدهای باشد. و جمعیت دائمی و ساکن ((permanent resident population به عنوان موضوع دوم مطرح میشود. یعنی یک کشور سازمانی انسانی است که توسط مردم برای خدمت دادن به برخی از نیازهای ویژه خودشان ایجاد شده است. نکته سوم شامل حکومت (government ) می باشد. سرانجام پنجمین خصوصیت یک کشور شامل سیستم دورانی یا جریانی است . برای آن که یک کشور ، نقش خود را به خوبی ایفا کند، در آنجا بایستی امکانات سازمان یافته برای انتقال دادن کالاها ، مردم و عقاید از یک قسمت دیگر سرزمین خود فراهم باشد. تمام الگو های حمل و نقل و ارتباطات و تجهیزات رسانه ای در این مقوله قرار می گیرند. (بهفروز، 1374 ، 184-183) امروزه مشروعیت دولت ها برای کنترل سرزمین و اعمال حاکمیت از موارد اصلی در نظام بین المللی است چنان که طالبان در پاییز سال 1378 علی رغم تصرف 95 درصد خاک افغانستان نتوانستند مشروعیت حکومت را حاصل کنند. به همین دلیل کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد، به این گروه تحویل داده نشد. (زین العابدین ، 1386، 46) کشور بعنوان یک واحد جغرافیایی – سیاسی فصل مشترک و مرکز ثقل ، و واحد مرجع مطالعات در جغرافیای سیاسی می باشد. کشور به سرزمینی گفته می شود مسکون که از نظر سیاسی دارای مرزهای مشخص بین المللی است و توسط هیات حاکمه اداره می شود. وجود سه عامل سرزمین، جمعیت و سازمان حکومتی برای تشکیل هر کشور لازم است(علی بابایی، 1383). مفهوم کشور ارتباط و پیوند نزدیکی با مفهوم حکومت دارد. با وجود آنکه کشور، اعم از حکومت است و حکومت خود جزء عوامل سازنده کشور است، اما در بسیاری از موارد در متون سیاسی این مفاهیم به جای یکدیگر به کاربرده می شوند که این کار موجب بروز اغتشاش در فهم دقیق و درست آن ها شده است. کشور عالی ترین شکل سازماندهی سیاسی فضا است. از نظر مویر کشور نماینگر نقطه اوج تکامل سیاسی –جغرافیاییاست(مویر، 1379، 83). مفهوم کشور به عنوان مقایس خاصی از مکان با مفهوم مرز در هم تنیده شده است. بدون مرز کشوری وجود نخواهد داشت. یک سرزمین باید دارای مرزبندی باشد تا فرآیند قلمرو سازی به عنوان اساس جغرافیای سیاسی کامل گردد و سرزمین چیزی بیشتر از خاک گردد(بحث خاک موجب می گردد رابطه درونی حکومت با سرزمین به امری پیش پا افتاده تبدیل شود، زیرا مردمان در آب زندگی نمی کنند) اما گستره و ژرفای مرزی می تواند متفاوت باشد. در جهان مدرن کنونی، معمولاً مرزها را خطوط نازک و ظریفی روی نقشه تصور می کنند، به گونه ای که امتداد مکانی کشور دقیقاً تعیین شده باشد. حکومت تا سر مرزهایش کامل است و پس از آن ناپدید می گردد. این فرض که مرزهای دقیق جزء جوهر و ذات کشور است، ویژگی تاریخی کشور را با ویژگی جوهری آن در می آمیزد. مرزها انواع گوناگونی دارند. مرز مرئی، مرز نامرئی، مرز عینی، مرز ذهنی (ادراکی) که هر کدام تاثیر خاص خود را دارند و قدرتها را از هم جدا می کنند. حکومت ها معمولاً مرزهای ذهنی (ادراکی) خود را با مرزهای سرزمینی ترکیب میکنند و از این طریق هویت و منافع خود را شکل می دهند(ونت، 1384، 279). از نقطه نظر مقیاس، مقیاس کشوری یا ملی کارآمدترین مقایس به لحاظ مدیریت و تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی و بین المللی در چهار سده گذشته بوده است. سایر مفاهیم و موضوعات مورد بحث در این دانش از جمله ملت، هویت، منافع ملی، ملی گرایی ، میهن خواهی ، حکومت، مرکز پیرامون ، امنیت، دموکراسی، و انتخابات در پیوند و مقایسه با مفهوم کشور معنا می گردند. به عقیده هارتشورن کشور مفهوم اصلی و بحث پایه در میان سایر مفاهیم و موضوعات مورد مطالعه جغرافیای می باشد(مجتهدزاده ، 1381 ، 32). 1-9-5) حکومتحکومت، اجتماعی سازمان یافته است که تحت یک نظام سیاسی متحد با نام دولت کار می کند 1995حکومت ممکن است تمام قدرت و حاکمیت را در دست داشته باشد، ولی عنوان حکومت برای نام بردن ازنظام سیاسی ایالت هایی که تحت یک اتحادیه دور هم جمع شده اند نیز به کار می رود. "state". Concise Oxford English Dictionary (9th ed. Oxford (University Press. 1995بعضی از حکومت ها موضوع حاکمیت یا هژمونی یک قدرت برتر هستند که در دست حکومتی دیگر است. For example the فرانسه ویشی (1940-1944) officially referred to itself as lÉtat français. حکومت هم چنین میتواند اشاره ای باشد به بخش سکولار دولت که آن ها را از کلیسا و نهاد های مدنی جدا می سازد (جامعه مدنی). هیچ اجماع آکادمیکی بر روی یک تعریف جامع و مناسب از حکومت وجود ندارد. Cudworth et al, 2007: p. 1واژه حکومت اشاره دارد به دسته ای از نظریات متفاوت ولی مرتبط درباره پدیده سیاست که اغلب با یکدیگر هم پوشانی هایی دارند. Barrow, 1993: pp. 9-10 ارائه تعریف از این واژه می تواند به عنوان بخشی از درگیری های ایدئولوژیکی نیز در نظر گرفته شود، چرا که تعریف های مختلف به نظریههای متعددی منجر می شود که پایه و اساس حکومت هستند و در نتیجه راهکار های مختلف سیاسی را معتبر خواهند شمرد. Barrow, 1993: pp. 10-11 رایج ترین تعریف از حکومت متعلق به ماکس وبر استکه توضیح می دهد حکومت یک سازمان سیاسی اجباری است که دارای دولتی مرکزی بوده و سعی در برقراری انحصار قدرت قانون گذاری برای خود در داخل یک قلمرو مشخص دارد. دسته بندی های عمومی از نهاد های حکومت شامل دیوان سالاران اداری، نظام حقوقی و سازمان های نظامی یا مذهبی می باشد. بر طبق دیکشنری انگلیسی آکسفورد، حکومت : الف. یک اجتماعی سازمان یافته سیاسی است که دارای یک دولت، یک رفاه عمومی و یک ملت است. ب. چنین اجتماعی می تواند تشکیل دهنده بخش های مختلف یک جمهوری فدرال باشد، به ویژه در ایالات متحده امریکا حکومت و نظام سیاسی وجه بارز یک کشور است که به نیابت از قلمرو یا سرزمین و مردم یا ملت آن کشور که صاحبان واقعی آن هستند بوجود می آید تا در راستای اداره امور سرزمین و قلمرو جغرافیایی کشور و نیز ملت آن به ایفای نقش بپردازد. بر این اساس افراد ملت یک کشور که صاحبان اصلی آن هستند حق خویش در تعیین سرنوشت و اداره امور وطن خود را به حکومت و بارزترین وجه آن یعنی دولت تفویض می کنند. (حافظ نیا ، 1390، 84) 1-9-6) نظریهکر لینگر، نظریه را مجموعه ای از
ساختارها (مفاهیم) ، تعاریف وقضایای مرتبط به هم میداند که با مشخص نمودن
روابط بین متغیرها، بــه منظور توضیح وپیش بینی پدیدهها، تصویر منظمی از
آنان را ارائه میکند. نظریهها در مفهوم کلی، قضایایی هستند که مطابق قواعدی کامل شدهاند، به بیان دیگر، این قضایا مطابق با قانون معین و براساس دادههای قابل مشاهده به همدیگر مربوط شدهاند. از این قضایا به عنوان وسایلی برای پیشبینی و تبیین پدیدههای قابل مشاهده استفاده میشود. به عبارت دیگر، همبستگی درونی فرضیههای نظری که راهنمای پژوهشگران در مشاهدۀ همبستگی بین پدیدههاست، نظریه نامیده میشود. فرضیههای نظری از طریق ارتباط قطعی که بین مفاهیم نظری وجود دارد تدوین میشوند. نظریه ممکن است خیلی وسیع و گسترده باشد، یا از تعدادی فرضیه به هم پیوسته که دارای ارتباط درونی هستند، تشکیل شود. رینولدز (1971) نظریه را به صورت کلی و به شرح زیر تعریف کرده است: «نظریه عبارت است از فرضیهای ساده دربارۀ حوادثی که مشاهدۀ آنها میسر نیست». این جمله ممکن است از یک سو فرضیهای ساده دربارۀ وقوع یک متغیر در شرایطی معین باشد؛ از سوی دیگر میتواند تبیینی پیچیده باشد، مانند این که هستی در 5/4 میلیونسال پیش چگونه بوده است؟ در بین این دو نوع ممکن است نظریههای مختلفی از لحاظ نوع، کیفیت و دامنه نیز وجود داشته باشد که هر یک در زمینه و محدوده معینی کاربرد دارد. به این معنی که نظریه به منظور تبیین طبقه معینی از پدیدهها طرحریزی میشود و به ندرت میتوان یک نظریه خوب یافت که در تمام زمینهها کاربرد داشته باشد. نظریه را به گونه های مختلفی میتوان تقسیمبندی کرد. گلدشتاین (1969) انواع نظریه را بر اساس پیچیدگی ارتباط درونی مفاهیم، تعداد مفاهیم به کار برده شده و قدرت پیشبینی تقسیمبندی کرده است. البته این تقسیمبندی به منظور آسانسازی است، نه براساس ویژگیهای نظریه. نظریهپردازان، نظریههای علمی را به چهار دسته تقسیم کردهاند: الف) صوری ، ب) قیاسی، ج) تقلیلی، د) تجربی. (نظریه ,انواع نظریه و نقش آن در تحقیق، نگارش یافته توسط مدیر محتوای ایران پژوهان، ) 1-10) محدودیت ها و تنگناهای تحقیقیکی از محدودیت های پژوهش مورد نظر کمبود فرصت و زمان بحث و بررسی به صورت جامع در زمینه موضوع مورد مطالعه می باشد. هزینه های مالی را نیز باید همواره به عنوان یکی از محدودیت های اساسی در فعالیت های پژوهشی به شمار آورد.
|
![]() پک کامل جزوه زبان تخصصی مدیریت میرزاحسن حسینی و شهرام جناییدر این بخش پکیج کامل جزوه زبان تخصصی مدیریت میرزا حسن حسینی و شهرام جنایی که شامل تست تالیفی زبان تخصصی مدیریت میرزا حسن حسینی و شهرام جنایی در 30 صفحه ،خلاصه کتاب زبان تخصصی مدیریت در 58 صفحه،متن کامل کتاب زبان تخصصی مدیریت بازاریابی میرزاحسن حسینی و شهرام جنایی در 182 صفحه،لغات زبان تخصصی مدیریت در 96 صفحه، 240 تست تالیفی درس زبان انگلیسی کنکور فراگیر کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور بر اساس کتاب دکتر میرزاحسن حسینی و شهرام جنایی به صورت فصل به فصل (هر فصل دارای آزمون واژگان و کلوز تست)مبتنی بر کل 16 فصل کتاب به همراه پاسخ گزینه ای هر آزمون در 34 صفحه و همچنین نمودار درختی زبان در 14 صفحه و ترجمه فارسی روان کل کتاب زبان تخصصی مدیریت بازاریابی حسن حسینی و شهرام جنابی در 92 صفحه به همراه نمونه سوالات ادوار گذشته دانشگاه پیام نور (12 دوره ) با پاسخنامه می باشد را برای دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های مدیریت بازرگانی،مدیریت اجرایی، و MBA گردآوری کرده ایم،در صورت تمایل می توانید این مجموعه کامل را از فروشگاه خریداری و دانلود نمایید. |
![]() تحلیل تاثیرنقش گفتمان نخبگان سیاسی برجغرافیای سیاسی ایران...فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول: کلیات تحقیق 1-8-1) روش وابزارگردآوری داده ها12 فصل دوم: مبانی نظری؛ مفاهیم ودیدگاه ها 2-3) تعریف نخبه از نظر پاره تو17 2-5-4) نخبگان خارق العاده یا کاریزمایی20 2-6) نخبه سیاسی از نظر دیدگاه های مختلف20 2-7) نخبه در تعریف عام و خاص23 2-8) نخبه گرایی؛ رو در رو با دموکراسی26 2-9) نخبگان سیاسی از نگاه مفهومی27 2-10-1) نظریه پردازان نخبه سیاسی گائتانا موسکا27 2-12) حکومت کنندگان و حکومت شوندگان30 2-12-1) تاملی بر دیدگاه های تئوری نخبگان30 2-12-2) ایتالیا; مهد تئوری نخبگان31 2-19) نظریه های کارکرد حکومت38 2-20) آنارشیسم یا هرج و مرج گرایی39 2-22) پلورالیسم یا کثرت گرایی40 2-24) استقلال حکومت (نهادگرایی)41 2-30) جوامع پیشا تاریخی فاقد حکومت44 2-32) حکومت در اوراسیای باستان46 2-39) خیزش فضایی جغرافیایی ایران51 2-42) بایدها و نبایدهای نخبگان سیاسی از منظر مقام معظم رهبری55 فصل سوم: قلمرو جغرافیایی تحقیق 3-2) جغرافیای سیاسی و طبیعی ایران //ساختارهای دولت و حکومت در ایران64 3-2-1) مشخصات جغرافیایی ایران64 3-6) همسایگان و مناطق مرزی ایران71 3-10-1) حوزه ژئوپلتیکی قفقاز آناطولی75 3-10-2) حوزه ژئوپلتیکی خلیج فارس76 3-10-3) حوزه ژئوپلتیکی دریای عمان و اقیانوس هند76 3-10-4) حوزه ژئوپلتیکی فلات ایران76 3-10-5) حوزه ژئوپلتیکی آسیای مرکزی76 3-10-6) حوزه ژئوپلتیکی دریای کاسپین76 3-15) سبب های استراتژیک بودن یک موقعیت جغرافیایی عبارت است از78 3-15-3) موقعیت ژئوپولیتیک ایران81 3-16) تاثیرپذیری مسائل ژئوپلتیکی ایران از موقعیت جغرافیایی84 3-18) ویژگی ها و عوامل جغرافیایی موثر در کاهش قدرت ملی ایران86 3-20) تفاوت جغرافیای سیاسی وژئوپلتیک90 3-21) پیدایش حکومت: (مجتهد زاده، 1381ص68)90 3-23) نظریه های پیدایش دولت در ایران91 3-23-1) نظریه استبداد شرقی مونتسکیو و هگل91 3-23-2) نظریه وجه دولت تولید آسیایی92 3-23-3) نظریه دولتهای آبی (هیدرولیک)93 3-23-4) نظریه ضرورت امنیت و دفاع93 3-23-6) نظریه حکومت ملکوتی – مردمی94 فصل چهارم: یافته های تحقیق 4-2) شاه ایران و ترکیب نخبگان سیاسی96 4-3) شاه ایران و نخبگان مخالف97 4-3-1) تضعیف روحیه و سیاست زدایی98 4-5) رویکردی تاریخی درباره ماهیت نخبگان در جامعه ایران101 4-6)تحلیلی درباره زمینه اجتماعی نخبگان سیاسی معاصر102 4-6-1) محل تولد و محل سکونت102 4-6-4) پدران نخبگان، پسران نخبگان103 4-8-4) بی اعتمادی خانوادگی؛106 4-8-6) پوپولیسم-گرایش غیر نخبگی106 4-10) نقش نخبگان سیاسی در پذیرش قطع نامه 598 شورای امنیت107 4-11) مشی وسیره نخبگان سیاسی گذشته ومعاصر ایران111 4-13) احزاب و گروه های سوسیالیست و مارکسیست115 4-14) نیرو ها و سازمانهای سیاسی در سالهای پس از انقلاب120 4-15) سیاست و اقتدار کاریزمایی: 68-1358126 4-16) سیاست و اقتدار سنتی: 76-1386127 4-18) بیداری اسلامی، خودشناسی نخبگان و دفاع از آن136 4-19) دلیل تأثیر گذاری گفتمان انقلاب اسلامی بر بیداری اسلامی137 4-20) دستاور های گفتمان نخبگان انقلاب اسلامی138 4-21) پیامد های تغییرات جمعیتی بر مشروعیت نظام سیاسی در ایران143 4-22) تاثیرات گفتمان صدور انقلاب اسلامی147 4-22-3) عامگرایی و خاصگرایی148 4-23) منازعات نخبگان سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران149 4-24) نخبگان و بسط دایره گفتمانی انقلاب اسلامی149 4-25) طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت151 4-25-1) علت طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چه بود؟151 4-26) اهداف تشکیل نشستهای اندیشه راهبردی153 4-27-1) پیشرفت در عرصه تفکر، منطق و بصیرت154 4-27-3) پیشرفت در عرصه زندگی و کارو تلاش154 4-27- 4) پیشرفت در عرصه معنویت، ایمان و اخلاق154 4-28) الزامات مهم طراحی الگوی پیشرفت اسلامی155 4-28-1) اعتقاد به توحید و مبدا عالم:155 4-28-2) توجه کامل به معاد، محاسبه و زندگی پس از مرگ155 4-28-3 ) نگاه اسلامی به رستگاری و محور بودن انسان155 4-28-4 ) پیوستگی دنیا و آخرت155 4-28-5 ) توجه به نگاه اسلام به امر حکومت155 4-28-6 ) نگاه اسلامی و نگاه غیر مادی به اقتصاد156 4-29) دیگرالزامات تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت156 4-30) دلایل ایجاد مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برای نخبگان157 4-31) نقاط افتراق و اشتراک توسعه و پیشرفت157 4-31-2 ) الگوی بومی یا غربی158 4-32 ) تاثیرگفتمان نخبگان سیاسی انقلاب اسلامی برتحکیم وتداوم هویت سرزمینی ایران159 4-32-1) تاثیر گفتمان نخبگان سیاسی انقلاب اسلامی برتحکیم وتداوم هویت سرزمینی ایران159 4-32-2) بستر های تکوینی گفتمان مردم سالاری دینی و تأثیر آن بر تحیکم و تداوم هویت سرزمینی ایران162 4-23-3) بستر های تکوینی گفتمان دولت اسلامی و تأثیر آن بر تحیکم و تداوم هویت سرزمینی ایران164 4-24) تأثیرگفتمان نخبگان سیاسی با مشارکت توده ای بسیج سیاسی بر تحکیم و تداوم ناسیونالیزم ایرانی164 4-24-3) تاثیر انتخابات دوم خرداد 1376و رویکرد اصلاحات برتحکیم و تداوم ناسیونالیزم ایرانی168 4-24-4) تاثیرروی کار آمدن دولت نهم و رویکرد دولت اسلامی برتحکیم و تداوم ناسیونالیزم ایرانی169 فصل پنجم: نتیجه گیری فهرست نقشه ها عنوان صفحه 3-1) نقشه ماهواره ای ایران 70 3-2) نقشه موقعیت ایران در کره زمین83 3-3) موقعیت جغرافیایی ایران 89 چکیدهدر اصطلاح لغوی، نخبه به معنای برگزیده و منتخب می باشد. درمعنای عام قدیم نخبه به گروه اندکی که جایگاه ویژهای از لحاظ آداب و سنن، مقام روحانی و رفاه اجتماعی کسب کرده بودند، اطلاق میشد. قدرت این گروه، در یک نظام اجتماعی مبتنی بر قانون اساسی به عنوان اشتقاقی از حاکمیت و استقلال ملی توجیه و تعریف میگردد. امروزه نخبگان سیاسی به عنوان گروههای خاصی برگزیده می شوند و مشروعیت قانونی دارند. باتوجه به تاکید مقام معظم رهبری در سال 1385 به منظور تحقق بخشیدن در «استفاده صحیح و مناسب از ظرفیت های علمی نخبگان در راستای توسعه همه جانبه کشورمشی نخبگان سیاسی گذشته و معاصر ایران در عرصه جغرافیای سیاسی ایران نیز الگوی بدیلی در مواجهه با پرورش نخبگان سیاسی در کشور است گفتمان نخبگان اسلامی انقلاب ایران هماکنون به گفتمان مسلط تودههای مردم و نخبگان سیاسی خاورمیانه و نظام بینالملل درراستای مقابله باگفتمان رایج تحمیلی غربی تبدیل شده است دراین پژوهش، درراستای آزمون فرضیه های پیشنهادی، به روش مطالعات توصیفی، تحلیلی ومبتنی بردو روش کتابخانه ای و پژوهش میدانی انجام گرفته استبا توجه به اهمیت و نقش نخبگان رسمی در ساخت جغرافیای سیاسی ایران به آن می پردازد بر مبنای چنین فرضیه ای است که ما روندرشدوتوسعه جغرافیای سیاسی را درایران از طریق تحلیل نخبگان سیاسی آن بررسی شده که نخبگان سیاسی یک مفهوم تجربی یا رفتاری است. درسالهای قبل و پس از انقلاب اسلامی، جغرافیای سیاسی و هویت ملی ایرانی از فرهنگ سیاسی نخبگان بویژه نخبگان جمهوری اسلامی ایران تاثیرگرفته است. این تاثیررامی توان ازلحاظ ایدئولوژی انقلاب برتحکیم وتداوم هویت سرزمینی ایران درچارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، تحول این ایدئولوژی ازگفتمان انقلاب به گفتمان اصلاحات، وتوسعه اقتصادی وشناخت بسترهای تکوینی گفتمان مردم سالاری دینی و گفتمان دولت اسلامی او نیز از لحاظ تاثیر بر مشارکت توده ای وبسیج سیاسی درچارچوب گفتمان انقلاب اسلامی برتحکیم وتداوم ناسیونالیسم ایرانی، تحول مفهوم مشارکت، و تاثیررویکردهای متفاوت برآندید. واژگان کلیدی: فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی-ایدئولوژی انقلابی- مشارکت سیاسی –گفتمان نخبگان- هویت ملی –جغرافیای سیاسی ایرانمقدمه در این فصل پیرامون چارچوب تحقیق ابتدا بیان مسئله تحقیق پرداخته و سپس سوالات تحقیق، فرضیه های تحقیق، ضرورت تحقیق، انگیزه تحقیق، اهداف تحقیق، اهمیت موضوع تحقیق، محدوده مورد مطالعه، سوابق تحقیق، روش تحقیق و مراحل آن، با تشریح ابعاد هر یک بیان می شود. باتوجه به تاکید مقام معظم رهبری در سال 1385 به منظور تحقق بخشیدن در «استفاده صحیح و مناسب از ظرفیت های علمی نخبگان در راستای توسعه همه جانبه کشورمشی و سیره نخبگان سیاسی گذشته و معاصر ایران در عرصه جغرافیای سیاسی ایران نیز الگوی بدیلی در مواجهه با پرورش نخبگان سیاسی در کشور است گفتمان نخبگان اسلامی انقلاب ایران هماکنون به گفتمان مسلط تودههای مردم و نخبگان سیاسی خاورمیانه و نظام بینالملل درراستای مقابله باگفتمان رایج تحمیلی غربی تبدیل شده است ظهور انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در تحولات سیاسی منطقه خاورمیانه و نظام بینالملل محسوب میشود این مسئله متاثر از جایگاه ایران در خاورمیانه به عنوان نقطه تلاقی منافع ابرقدرتها و همچنین اهداف و رسالتهای بینالمللی گفتمان انقلاب اسلامی بوده است از سوی دیگر تلاش نظام جمهوری اسلامی ایران در راستای تحقق این اهداف وتاثیرات آن درحوزه اندیشههای بینالملل ودرسطح تعاملات سیاسی – امنیتی خاورمیانه نیز عملا سبب شده است که گفتمان انقلاب ایران، نقش مهمی در تحولات سیاسی – اجتماعی، فرهنگی و امنیتی منطقه و نظام بینالملل داشته باشد. در این میان، تغییر معادلات سیاسی جهان، صدور انقلاب، حمایت از نهضتهای آزادیبخش و مبارزه با صهیونیسم جهانی، مهمترین ابعاد بینالمللی انقلاب بودهاند. از سوی دیگر گفتمان نخبگان انقلاب اسلامی سبب بیداری و احیای تفکر اسلامی در منطقه شده و با ارائه الگوی مردم سالار دینی و تقویت جریان اسلامگرایی در جهان، به بیاعتباری نظام دو قطبی به ویژه تضعیف جایگاه هژمونیک آمریکا منجر شده است. این تاثیرات گسترده و پایدار گفتمان نخبگان انقلاب اسلامی عملا سبب جهتگیری و رویارویی قدرتهای محافظهکار منطقهای و ابرقدرتهایی که منافع آنان درخاورمیانه با چالش مواجه شده است، گردیده و به همین دلیل اقدامات وسیعی در راستای مقابله با گفتمان نخبگان انقلاب اسلامی و اشاعه ارزشها و پیامهای آن صورت گرفته است. علیرغم چالشهای فراروی گفتمان نخبگان اسلامی انقلاب ایران، این گفتمان هماکنون به گفتمان مسلط تودههای مردم و نخبگان سیاسی خاورمیانه و نظام بینالملل در راستای مقابله با گفتمان رایج تحمیلی غربی تبدیل شده است. نخبگان سیاسی نقش تعیین کننده ای در توسعه یا زوال جامعه ی خود بازی می کنند. در مورد ایران، ودرطول تاریخ آن وحتی در انقلاب اسلامی 1357 گروه نخبگان سیاسی قبلی را از بین برد و گروه جدیدی خلق کرد. چنین به نظر می رسد که گروهها یا طبقات اجتماعی از نخبگان سیاسی با گفتمان های متفاوت که نقش مهمتری را در پیروزی انقلاب بازی کرده اند، به همان نسبت و اندازه در گروه هیأت حاکمه نماینده دارند. درسالهای قبل و پس از انقلاب اسلامی، جغرافیای سیاسی و هویت ملی ایرانی از فرهنگ سیاسی نخبگان بویژه نخبگان جمهوری اسلامی ایران تاثیرگرفته است. این تاثیررامی توان ازلحاظ ایدئولوژی انقلاب برتحکیم وتداوم هویت سرزمینی ایران درچارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، تحول این ایدئولوژی ازگفتمان انقلاب به گفتمان اصلاحات، وتوسعه اقتصادی وشناخت بسترهای تکوینی گفتمان مردم سالاری دینی و گفتمان دولت اسلامی او نیز از لحاظ تاثیر بر مشارکت توده ای وبسیج سیاسی درچارچوب گفتمان انقلاب اسلامی برتحکیم وتداوم ناسیونالیسم ایرانی، تحول مفهوم مشارکت، و تاثیررویکردهای متفاوت برآن دید. دراین پایان نامه، درراستای آزمون فرضیه های پیشنهادی، ازمباحث مطرح نتیجه گیری به عمل آمده است. این پژوهش با توجه به اهمیت و نقش نخبگان رسمی در ساخت جغرافیای سیاسی ایران به مواردی چنداز آن می پردازد بر مبنای چنین فرضیه ای است که ما روندرشدوتوسعه جغرافیای سیاسی را درایران از طریق تحلیل نخبگان سیاسی آن بررسی کرده ایم که مفهوم نخبگان سیاسی آنچنان که دراین پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته است یک مفهوم تجربی یا رفتاری است. 1-2) بیان مسئلهبا توجه به این که در طول تاریخ و در عرصه های مختلف جهانی در بحث ژئوپلتیک نخبگان سیاسی وعلمی ودانشگاهی از جمله راتزل نقش بسزائی درپیشبردوتحول در جغرافیای سیاسی داشته اندو این امر نیز در ایران قابل لمس است برآن شدیم تا با بررسی های گسترده تحلیلی بر نقش گفتمان نخبگان سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران داشته باشیم. گفتمان باید بینش سیاسی، فرهنگی وبویژه دینی را در مخاطبان ارتقا داده و نتیجه آن نیز آنان را به حقایق نزدیک کرده و پیوند دوستی و تفاهم را بین گروههای مختلف در چارچوب نظام اسلامی تقویت کند و وحدت میان امتها را مستحکمتر نماید در این پایان نامه میخواهیم تاثیرات فرهنگ سیاسی نخبگان ایران وبخصوص جمهوری اسلامی ایران طی سال 1357تا1391 تحلیل نمائیم. در تشریح این امرابتداعا به انواع تعاریف مختلف از نخبگان سیاسی ووضعیت نخبگان سیاسی در انواع نظامهای سیاسی و نحوه تاثیر گذاری آنان در حکومت های مختلف چه دیکتاتوری و چه دموکراسی از مقاطع زمانی را در نظر گرفته ایم وسپس براساس مقاطع زمانی مختلف گفتمانهاراپیرامون نحوه تاثیرگذاری گفتمان سیاسی نخبگان جغرافیای سیاسی برگزیده ایم. سپس به وضعیت جغرافیای سیاسی ایران در دوره های مختلف و حتی وضعیت جغرافیای طبیعی و ویژگی های خاص ایران رامورد بررسی قرار داده ایم سپس برای تبیین وارزیابی نقش گفتمان های مختلف از دوره های تاریخی بخصوص از زمان قاجار و پهلوی و همچنین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال های 1357 تا1368 ازگفتمان ((انقلاب اسلامی)) بهره گرفته وسال های پس از آن یعنی سال های 1368 تا1376 درچارچوب گفتمان ((اصلاحات وتوسعه اقتصادی)) تحت بررسی و ارزیابی علمی قرار داده و بلاخره سالهای 1367 تا 1384را باابتناء به گزاره های گفتمانی ((مردم سالاری دینی)) وهم چنین سال های 1384تا 1391رااز گفتمان دولت اسلامی مورد تجزبه وتحلیل علمی قرار داده ایم. همچنین در این مبحث به موارد خواص تصمیم گیری نخبگان سیاسی ایران بویژه بحث جمعیت و پیشرفت و عدالت وتاثیرات گفتمان ها در مسائل منطقه ای اشاراتی داشته ایم. بی تردید تاریخ معاصر ایران وخصوصا دوره های زمانی مورد پژوهش، مشحون ازنظرات مختلف و کنشهای متفاوت وبعضا متعارض گفتمان سیاسی نخبگان در ارتباط با رویکرد جغرافیای سیاسی می باشد که البته حسب دلایل مذکور، ما در اینجا صرفا به قدر مشترک گزاره های گفتمانی فرهنگ سیاسی نخبگان اکتفا نموده ایم وبه همین جهت گزاره های گفتمانی مورد بررسی را تحت عناوین کلی و متمایز و در عین حال مرتبط به هم از جمله " گفتمان انقلاب اسلامی"، "گفتمان اصلاحات و توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی "و بلاخره " گفتمان مردم سالاری دینی" می باشد، مورد ارزیابی علمی قرار داده ایم. 1-3) سوال تحقیقبدون تردیدهر تحقیقی در راستای شکل گرفتن سوال یا سوالاتی در ذهن محقق انجام می گیرد و شخص پژوهشگر همواره تلاش می کند تا در طول تحقیق به شیوه ای علمی و دقیق به پاسخ های مناسب و قانع کننده ای برای سوالات خود دست یابد. ضمن اینکه برای انجام یک تحقیق خوب پرسش ها خیلی اساسیاند و این پرسشها ما را به دانش جدید یادرحل مسئله ی ویژه هدایت می کنند. با توجه به موضوع تحقیق که به ((تحلیل تاثیرنقش گفتمان نخبگان سیاسی برجغرافیای سیاسی ایران)) می پردازد، نگارنده سوالی به شرح زیر تدوین نموده است. 1- آیا گفتمان نخبگان سیاسی بر جغرافیای سیاسی ایران تاثیر گذار بوده است؟ 1-4) فرضیه های تحقیقدریک بررسی علمی لازم است محقق برای تعیین دقیق و تبیین منطقی اهداف تحقیق فرضیه ها را مطرح سازد، زیرا به عنوان استخوان بندی طرح مطالعاتی مطرح می باشند. فرضیه، توجیه و تبیین های حدسی معینی را درباره واقعیات عرضه می کند و پژوهشگران را در بررسیاین واقعیت و تجارب کمک و هدایت می کند. فرضیه یک پیشنهاد توجیهی و به زبان دیگر راه حل مسئله است که هم به یافتن نظم و ترتیب در بین واقعیات کمک می کند و هم باعث استنتاج می شود (حافظ نیا، 1386، 111). باتوجه به سوال تحقیق که دست یابی اهداف گوناگونی را دنبال می کند برای جهتدهی سوال تحقیق وهدایت آن درراستای چارچوبی منسجم، فرضیه های زیر مطرح گردید: 1- به نظرمی رسدنقش نخبگان سیاسی ایران در دوره های مختلف بر جغرافیای سیاسی ایران متغیر بوده است. 2- به نظرمی رسدنقش نخبگان سیاسی ایران برهویت ملی وسرزمینی تاثیرگذار بوده است. 1-5) پیشینه پژوهشبه اعتقاد یکی از صاحبنظران، مقولات سیاسی سراسر آکنده از ابهام، عدم اطمینان و اصل غافلگیری است و البته قطعااز طریق برخورد علمی می توان تاحدودی زوایای تاریک پدیدههای سیاسی – اجتماعی را روشن ساخت و یا حداقل اعتماد به نفس خویش را در پرداختن به معضلات وچالش ها افزایش داد (کاظمی، 1374، ص206 ). می دانیم که فرهنگ سیاسی به مثابه مکانیزمی عمل می کند که طی آن اعضای یک جامعه روابط سیاسی را بدرستی تصور نموده ویاحداقل امکان ادراک آن راپیدا میکنند (رزاقی، 1376، ص201 ). بنابراین، گفتمان سیاسی هرجامعه متاثر از فرهنگ سیاسی همان جامعه بوده وفرهنگ سیاسی نیز محصول تاریخ جمعی یک نظام سیاسی و تاریخ زندگی افرادی است که آن نظام را میسازند (تاجیک، 1382، ص26-25) به همین جهت است که ((لوسین پای))، فرهنگ سیاسی را یک چارچوب مناسب به منظور ترکیب دو حوزه روانشناسی و جامعه شناسی می داند که درواقع فرهنگ سیاسی با پیوند زدن به دو رهیافت خرد و کلان، زمینه ساز طبقه بندی و مقایسه نظام های سیاسی گردیده ونحوه توسعه وتحول آن را نیز مشخص مینماید. (لوسین پای، 1370، ص47-37) ((آلموند)) و ((وربا)) در اثر مشترک خودتحت عنوان ((فرهنگ مدنی)) درباره انتخاب رهیافت فرهنگ سیاسی می گویند: ((اصطلاح فرهنگ سیاسی را به این دلیل انتخاب کرده ایم که ما راقادر می سازد از چارچوب های نظری ومفهومی ورویکردها و رهیافت های انسان شناسی، جامعه شناسی وروانشناختی استفاده کنیم. (Gabriel Almond and Sydney verba1980’p82) ((ماکس وبر)) جامعه شناس آلمانی معتقد است که اعمال سیاسی توسط عده کمی تعیین می شود که بدین ترتیب خط مشی آنها سایرین حیاتی قلمداد گردیده وموثر است (پیشه ور، 1376، ص71-70) به هر ترتیب، اگر بتوان فهمید که چه کسی بیشترین اطلاعات را دریافت کرده ونظریات چه کسی از اهمیت اجتماعی ومیزان تاثیرگذاری بیشتری برخوردار است، آنگاه می توان ارزیابی نمود که چه کسی درجایگاه نخبگان قرار گرفته ویا قادر به تشخیص نخبگان می باشد. (دی. 1 استریکلند، الویدوآرجانستون، 1380ص 111-110) ((پیروزمجتهدزاده)) براین اعتقاداست که بی تردید، هویت یک ملت موضوعی درقلمروجغرافیای سیاسی است و نیز مربوط به چگونگی پیدایش وبقای یک ملت وبخش پراهمیتی ازموجودیت، روحانی بشر تلقی می گردد، لذا احساس تعلق داشتن ایرانیان به یک محیط جغرافیایی ویژه ونیاز به شناخته شدن با ویژگی ها وارکان آن محیط جغرافیایی ویژه در زمره مسائل هویت ملی ایران می باشد. (مجتهد زاده، 1377، ص125) دکترحافظ نیاابتدا هجمه غیر منصفانه به ژئوپلیتیک سنتی را مورد نقد قرار داده و کاربران آن را شایسته نقد دانسته است نه خود ژئوپلیتیک سنتی را. در واقع از منظر و دیدگاه دکتر حافظنیا، نمیتوان بهخاطر سوءاستفاده کاربران از دانش یک رشته علمی از جمله ژئوپلیتیک، آن رشته را مقصر دانست و بهآن حملهور شد. بلکه چنین داوری باید در ارتباط با کاربران و جهانبینی و ایدئولوژی آنها صورت پذیرد نه نظام و رشته علمی مربوطه. از دیدگاه دکتر حافظنیا، باید ترتیبی داده شود که دانش ژئوپلیتیکی در هر مقیاسی مورد سوء استفاده بازیگران سیاسی قرار نگیرد. بلکه برعکس، این دانش در خدمت انسانها، ملتها و جوامع بشری قرار گرفته و بازیگران سیاسی نیز آنرا در همین راستا بهکار گیرند. در ایننظریه، دکترحافظنیا به ژئوپلیتیک به عنوان علمی درخدمت بشریت نگاه کرده و مینویسد: ........ در ژئوپلیتیک انسانگرا، فلسفه حکومت، مردم و شهروندان هستند، نه شهروندان فلسفه حکومت. در ادامه، ابتدا مقدمه و سپس اصل نظریه دکتر حافظنیا تحت عنوان«ژئوپلیتیک انسانگرا» عینا آورده میشود. بهدلیل وجود برخی از «نظریههای استنباطییا به ادعای بعضی صاحبنظران، «معماری شده» که بر تبیین رابطه فضا و قدرت» در راستای کنترل و سلطه بر جهان توسط قدرتهای بزرگ تاکید داشتند، ژئوپلیتیک متهم گردید که رفتار سلطهطلبی قدرتها را توجیه نموده، به توسعه منازعه کمک کرده و اساسا دانشی است که مورد استفاده و یا سوءاستفاده صاحبان قدرت قرار میگیرد. به همین دلیل شاید ژئوپلیتیک را دارای ماهیتی کاربردی دانسته که دانش آن در راستای اهداف سیاسی قدرتها و حکومتها مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. برخی نیز پا فراتر گذاشته و ژئوپلیتیک را در بروز جنگهای جهانی اول و دوم مقصر دانسته و آنرا سرزنش میکنند. بنابراین ژئوپلیتیک سنتی و چهره منفی آن تحت عنوان ژئوپلیتیک امپریالیستی را به چالش میکشند. ظهور دیدگاههای دیگر نظیر «ژئوپلیتیک انتقادی»، «ژئوپلیتیک زیست محیطی» و نیز «ضد ژئوپلیتیک» توام با نگرش انتقادی را میتوان در همین راستا ارزیابی کرد. نگارنده (دکترحافظ نیا)، ژئوپلیتیک را بهعنوان شاخه جغرافیای سیاسی دارای ماهیتی علمی میشناسد که همانند هر نظام علمی دیگر دارای دو وجه بنیادی و کاربردی است. وجه بنیادی ژئوپلیتیک به تولید گزارههای علمی و توسعه قلمرو معرفتشناسی ژئوپلیتیک میپردازد. وجه کاربردی آن ناظر بر کاربرد معرفت علمی ژئوپلیتیک در راستای رفع نیازهای جوامع بشری است که همانند گزارهها و نظریههای معماری شده تا حد زیادی تابع جهانبینی، ایدئولوژی، نگرش و علائق کاربران میباشد. این امر در مورد وجه کاربردی سایر رشتههای علمی نیز مصداق دارد. بنابراین مختص ژئوپلیتیک نیست و نمیتوان بهخاطر سوءاستفاده از دانش یک رشته علمی توسط کاربران، آن رشته را مقصر دانست. بلکه چنین داوری باید در ارتباط با کاربران و جهانبینی و ایدئولوژی آنها صورت پذیرد نه نظام و رشته علمی مربوطه. از اینرو اگر معرفت ژئوپلیتیکی، توسط صاحبان قدرت مورد سوء استفاده قرار گرفته یا قرار میگیرد، آنکه باید سرزنش شود کاربر است نه رشته ژئوپلیتیک. به علاوه اینکه تمامی رشتههای علمی به تولید معرفت و دانش درباره جهان مشغولند تا دانش تولیدی را در خدمت نیازهای بشر قرار دهند و حکومتها و دولتها به عنوان مسئول تامین نیازهای ملتها و جوامع بشری نتایج علمی رشتهها را بهخدمت میگیرند و از این بابت نمیتوان آنها را سرزنش نمود. تنها زمانی آنها مستحق سرزنش هستند که دانش و معرفت را در راستای خودکامگی و تضییع حقوق انسانها و ملتها و تولید رنج برای آنها بهکار گیرند و به معنی واقعی آنرا مورد سوءاستفاده قرار دهند. دانش و معرفت ژئوپلیتیکی همانند سایر رشتههای علمی در ذات خود پسندیده و مفید است و برای پاسخگویی به نیازهای بشر باید پیشرفت نماید. نکته حائز اهمیت در اینجا این است که باید ترتیبی داده شود که دانش ژئوپلیتیکی در هر مقیاسی اعم از جهانی، ملی و یا محلی مورد سوء استفاده بازیگران سیاسی قرار نگیرد. بلکه برعکس در خدمت انسانها و ملتها و جوامع بشریقرار گرفته و بازیگران سیاسی نیز آنرا در همین راستا بهکار گیرند. بر همین اساس، نگارنده (دکتر حافظنیا) رویکرد جدیدی را در عرصه کاربرد دانش و معرفت ژئوپلیتیک توصیه و تجویز نموده و آن را «ژئوپلیتیک انسانگرا» نام میگذارد و به اختصار به شرح آن میپردازد: «ژئوپلیتیک انسانگرا» به مثابه یک مکتب فکری و یک جهانبینی بر این باور است که علم و معرفت ژئوپلیتیک در وجه کاربردی آن باید برای تامین صلح و امنیت، رفاه و آسایش، توسعه پایدار و شاخصهای زندگی برابر، حقوق شهروندی و عدالت فراگیر عمومی و معنیدار و احترام به شان و منزلت انسان مورد استفاده قرار گیرد و متخصصین ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی باید راهحلها، توصیهها، تحلیلها، تبیینها و راهنماییهای خود را در این راستا ارائه دهند. در «ژئوپلیتیک انسانگرا» به انسانها و شهروندان اصالت داده میشود و حقوق انسانها بر حقوق بازیگران سیاسی، حکومتها و صاحبان قدرت ارجحیت دارد. <<ژئوپلیتیک انسانگرا>> از جنگ، خشونت و بحرانسازی حمایت نمیکند، بلکه بهدنبال توصیه راهحلهای بحرانزدایی، خشونتزدایی، نابرابریزدایی و بهطورکلی رنجزدایی از انسانهاست و تجویزکننده روابط مسالمتآمیز بین ملتها و دولتها، انسانهای ساکن در فضاهای جغرافیایی و بازیگران سیاسی است و از توسعه قابل تحمل و پایدار و نیز حفظ محیطزیست برای زندگی مطلوب و بهینه انسانها حمایت میکند. «ژئوپلیتیک انسانگرا» در برابر خواست جبارانه و خودکامگی بازیگران سیاسی و صاحبان قدرت که درد و رنج انسانها را با هدف بقای فرمانروایی خود سبب میشوند موضعگیری نموده و از همکاری با آنان خودداری مینماید. «در ژئوپلیتیک انسانگرا، فلسفهحکومت، مردموشهروندان هستند، نه شهروندان فلسفه حکومت». بنابراین حاکم و حکومت مولود مردم و شهروندان بوده و مردم به عنوان زیربنا، و حاکم و حکومت روبنا هستند. حکومت و حاکم به نیابت از مردم و شهروندان، خدمات مورد نیاز یک زندگی بهینه را برای آنان فراهم میکند، امور عمومی آنها را در فضای جغرافیایی زیستگاه آنها (قلمرو کشور) اداره میکند، و روابط صلحآمیز و همزیستی مسالمتآمیز بین آنها و ملتها و شهروندان سایر کشورها و فضاهای جغرافیایی برقرار میکند. در مکتب «ژئوپلیتیک انسانگرا»، نظر و خواست اکثریت مردم اصالت دارد و حکومت تسلیم مردم است و همواره خود را در معرض نقد مسالمتآمیز و آزادانه مردم قرار میدهد و از طریق شکلدادن به ساز و کارهای عمومی و رسمی مقبولیت خود را بهطور دائم مورد سنجش قرار داده و در صورت سقوط آن، داوطلبانه قدرت سیاسی را رها کرده و مردم را برای تصمیمگیری آزاد میگذارد و از تقابل و کاربرد روشهای خشونتآمیز، پلیسی و نظامیگرایانه با شهروندان و مردم پرهیز مینماید. در این مکتب، روابط حکومت و ملت و شهروندان درقالب سازوکار تبادل اندیشه و گفتگویانتقادی و سازنده برپایه خیر و مصلحت شهروندان تنظیم میشود و از کاربرد ساز و کارها و روشهای خشونتآمیز بر علیه یکدیگر پرهیز میشود. به عبارتی قدرت سیاسی و حاکمیت بهطور مسالمتآمیز جابهجا میشود نه با روشهای قهرآمیز و خشونتآمیز. مکتب «ژئوپلیتیک انسانگرا» در ابتدا و ظاهرا آرمانگرایانه بهنظر میرسد. لیکن آرمانها میتوانند در بستر زمان و در بطن جامعه رشد نموده و بهصورت ارزش مشترک و خواست و ارادهعمومی شهروندان تجلی نموده و بهواقعیت تبدیل شوند. «ژئوپلیتیک انسانگرا» رویکردی است آرمانی و در عین حال یک نیاز اساسی برای ابناء بشر در جهان امروز. رویکردی است برای نجات انسانهای خسته از بحرانها، ناکامیها، رنجها، فقر و نابرابریها، بیعدالتیها، عوامفریبیها، دروغها، ستمها، و بالاخره مهار حکومتها و بازیگران سیاسی و صاحبان قدرت بهوسیله شهروندان، در راستای خلق یک زندگی مطلوب و متناسب با شان انسانها. بهعبارتی دیگر خلق جهانی که صلح، امنیت، آرامش، توسعه انسان محور، رفاه، عدالت، شادابی، آزادی انتخاب برای چگونه زیستن، کمالیابی و نوعدوستی از مشخصههای آن است. به اعتقاد ((میشل فوکو)) آنچه به تاریخ معنا ومفهوم واقعی میبخشد نه تکرار حوادث وکسب تجربیات مکرر بلکه معمولا وقایع اتفاقیه خاص ومنحصر به فردی است که به منزله نقطه عطف و کانون توجه فرهنگ سیاسی نخبگان محسوب شده وخبر از پایان و آغازی دیگر میدهد. میشل فوکو درمباحث خود تحت عنوان دیرینه شناسی (Genealogy) و تبارشناسی (Archealog) به این مسائل می پردازد.1-6) اهداف تحقیق 1- مطالعه و تحلیل تاثیرنقش گفتمان نخبگان سیاسی بر جغرافیای سیاسی ایران 2- بررسی ابعادنقش پذیری نخبگان ارشد ایران و بخصوص درجمهوری اسلامی درفضای جغرافیای سیاسی ایران 3- مطالعه چگونگی فعال تروشکوفا شدن نظریه پردازی ملی و بومی نخبگان سیاسی اجرائی و دانشگاهی ایران در عرصه های مختلف جغرافیای سیاسی ایران و حتی جهان. 1-7) ضرورت تحقیقما تحقیقا براین باور است که هر چندگفتمان نخبگان نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز تا کنون به طورنسبی قادر شده است که برخی چالش های ملی وبحران های هویتی در عرصه جغرافیای سیاسی ایران را بادرایت پشت سر گذارد، وانگهی برای استمرار بخشیدن به ارکان حاکمیت وهمچنین به منظور محقق نمودن شعارهای ایدئولوژیک ونیل به مصالح ملی ومنافع استراتژیک، نخبگان سیاسی ایران معاصرالزاما بایستی به تحول افقی وگردش عمودی نخبگان به طور رسمی باور داشته باشند و زمانی که معیارهای خارجی با شرایط داخلی منطبق نبوده ویا دیگر در دسترس نمی باشند و محدودیت ها موجودپاسخگوی مسائل جدیددر پیشروی جغرافیای سیاسی ایران نباشند، آنگاه باید به ضرورت تحول گزاره های گفتمانی فرهنگ سیاسی نخبگان اذعان داشته باشیم تا بتوانند همچون گذشته نخبگان سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران نقش بسزایی را اعمال نمایند. 1-7-1) انگیزه تحقیقانگیزه محقق از انتخاب موضوع پایان نامه مورد نظر، تحلیل نقش گفتمان نخبگان سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران وبسط آن به ایجاد فضای مناسب جهت تولید گفتمانهای مختلف در فضای دانشگاهی و علمی جهت ارتقای و تحول جغرافیای سیاسی ایران در سطح بین المللی بوده است. 1-8) روش پژوهششناخت روش ها و مراحل تحقیق از عوامل اساسی در جهت رسیدن به اهداف می باشد لذا مراحل و روش های تحقیق به شرح ذیل می باشد. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی، تحلیلی می باشد و به روش کتابخانه ای انجام می پذیرد. اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای از طریق مراجعه به کتب، مجلات علمی و پژوهشی، مقالات و سایت های اینترنتی گردآوری شده است. مطالعات کتابخانه ای، بعنوان محور اصلی و اساسی در زمینه دسترسی به اطلاعات و منابع مورد نظر قرار گرفته است و سعی گردیده با فیش برداری از منابع مختلف و تاکید بر منابع مهم کتابخانه ای زمینه قوام یابی اطلاعات تحقیق بیشتر گردد. اطلاعات به دست آمده بعد از طبقه بندی، مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در این رابطه از جداول و نقشه های مربوط به موضوع نیز استفاده گردیده است. 1-8-1) روش وابزارگردآوری داده هادر تدوین پیشینه موضوع و مباحث نظری تحقیق، جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و بررسی اسنادی بوده که با مطالعه می باشد. کمبود منابع پیرامون موضوع فوق از دیگر موانع پیش روی تحقیق تلقی می گردد. هزینه های مالی را نیز باید همواره به عنوان یک از محدودیت های اساسی در فعالیت های پژوهشی به شمار آورد. 1-8-2) محدوده موردمطالعهمیتوان گفت طی تاریخ وبخصوص سال های 1357 تا هم اکنون تحول در گفتمان سیاسی نخبگان جمهوری اسلامی ایران موجب تحول در رویکرد جغرافیای سیاسی گردیده است. طی سال های 68-1357 ایدئولوژی انقلاب اسلامی برتحکیم وتداوم هویت سرزمینی ایران نقش موثری داشته وپس از مقطع زمانی فوق به تدریج وبه طور نسبی از اهمیت آن کاسته شده است، یا68-1357 مشارکت توده ای وبسیج سیاسی برتحکیم وتداون ناسیونالیزم ایرانی تاثیر داشته ولی پس از مقطع زمانی فوق، به تدریج از اهمیت آن کاسته شده است. 1-9) تعریف مفاهیم1-9-1) جغرافیای سیاسیاصطلاحجغرافیایسیاسیاولینبارتوسطفردریکراتزلدرسال1897بکارگرفتهشدوآنعبارتاستازمطالعهاثرگذاریعواملجغرافیاییدرتصمیمگیریهایسیاسیصاحبانقدرت (مجتهدزاده، 1381، ص، 20 ). جغرافیایسیاسیبهمطالعهادعاهاومنازعاتانسانیدربارهاستفاده، شراکت، مالکیتزمینومنابعآنمیپردازد. اینمنازعات، درسطوحبسیارمتفاوتیبهوقوعمیپیوندد. ازجملهممکناستشاملهمسایگانیشودکهبرسرجایگزینیصحیحتیرهاینگهدارندهنردهباغباهممشاجرهمیکنندویاممکناستاینمشاجراتشاملادعاهایارضیمیانرقبارقیبویاگروههاییازملیتهایمختلفکهدریکسرزمینزندگیمیکنند، بروزکندویاامکانداردمیانکشورهایهمسایهبهوقوعبپیونددویابهصورترقابتهاییبرسرنفوذجهانیمیانبلوکهایبزرگقدرترخدهد (مویر، 1379، ص10-9) 1-9-2) نخبگان سیاسیمی توان نخبه سیاسی را چنین تعریف کرد: «نخبه سیاسی» به شخصی اطلاق می
شود که پدیده های سیاسی را در دو سطح داخلی و بین المللی بررسی کند با نگاه
آینده نگرانه، حوادث سیاسی را پیش بینی و در بالاترین سطح مورد نظر،
راهکاری جهت مدیریت هوشمندانه وقایع به منظور ارتقای زندگی بشری ارائه دهد.
در یک تعریف ساده نخبگان سیاسی کسانی هستند که بیشترین دسترسی و کنترل را بر ارزش های سیاسی دارند. 1-9-3) حکومتحکومت، اجتماعیسازمانیافتهاستکهتحتیکنظامسیاسیمتحدبانامدولتکارمیکند1995حکومتممکناستتمامقدرتوحاکمیترادردستداشتهباشد، ولیعنوانحکومتبراینامبردنازنظامسیاسی ایالتهاییکهتحتیکاتحادیهدورهمجمعشدهاندنیزبهکارمیرود. (1940-1944 Concise Oxford) . حکومتهمچنینمیتوانداشارهایباشدبهبخشسکولاردولتکهآنهارااز کلیسا ونهادهایمدنیجدامیسازد (جامعهمدنی ). (Barrow 1993: pp. 10) 1-9-4) ایرانتاریخایرانبهمعنیسرزمینآریائیهابامهاجرتگروهیازاقوامآریائیبهداخلفلاتایرانآغازمیشود. درمتونزردشتی، ازسرزمینکهنایرانیانبانامایرانویجیادشدهاست. (دایرهالمعارفبزرگاسلامی، 1380، 523 ). ایرانسرزمینینسبتاًمرتفعکهبخشعمدهایازفلاتایرانرادربرمیگیرددرقارهآسیاودرجنوبغربیاینقارهقراردارد. ایرانکنونیدارایشکلشبهلوزیاستکهازدامنهآراراتدرشمالغربیتابندرگواتردرجنوبشرقیامتداددارد. مساحتایران 1,648,195 کیلومترمربعمیباشد. (همان، 499) 1-10) محدودیت های تحقیقیکی از محدودیت های پژوهش مورد نظر کمبود فرصت و زمان بحث و بررسی به صورت جامع در زمینه موضوع مورد مطالعه می باشد. کمبود منابع پیرامون موضوع فوق از دیگر موانع پیش روی تحقیق تلقی میگردد. هزینه های مالی را نیز باید همواره به عنوان یکی از محدودیت های اساسی در فعالیت های پژوهشی به شمار آورد. |
![]() تبیین علمی نسبت اسیب پذیری وحاکمیت ملی درقبال منافع انرژی زابه ویژه نفت...چکیده نقش نفت در تحولات سیاسی و اقتصادی سده اخیر منطقه و ایران واضحتر از آن است، که نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد. نفت به عنوان یک کالای سیاسی- اقتصادی از بزرگترین عوامل انگیزشی برای حضور دولتهای بیگانه در منطقه خاورمیانه بوده است.وابستگی شدید اقتصاد جهان به منابع انرژی، کشورهای دارای این منابع را از جایگاه مهمیدر عرصه اقتصاد سیاسی جهان برخوردار نموده است. لذا کشورهای عضو اوپک و بویژه کشورهای همسایه ایران نیز در سالهای اخیر تلاش نمودهاند تا با جذب سرمایههای خارجی به سرعت، ظرفیتهای تولید نفت خود را افزایش دهند و با برخورداری از ظرفیت اضافی تولید قدرت سیاسی حکومت خود را در ابعاد داخلی، منطقهای و جهانی افزایش دهند. در مقابل به لحاظ وابستگی کشورهای دارای نفت به تکنولوژی و فناوری شرکتهای نفتی، همواره شرکتهای نفتی با بهرهگیری از دانش خود سعی در سلطه بر منابع این کشورها و دخالت در سرنوشت اقتصادی و سیاسی کشورهای نفتی داشته اند در واقع تلاش برای حفظ مالکیت منابع نفتی و بعضاً دولتهای حامی آنها بوده است.موضوع اعمال حق حاکمیت ملی بر منابع و صیانت از مخازن، تقریباً اصلیترین عاملی است که چه از منظر منافع مترتب بر عقد یک قرارداد خارجی و چه از منظر نقشی که در تأمین امنیت و حاکمیت ملی ایفا خواهد کرد، از سوی ایران به عنوان کشوری که دارای ذخائر عظیم نفتی است با حساسیت جدی دنبال میشود و قالبهای قراردادهای خاصی را در حوزهی این صنعت پیش روی قرار میدهد. واژگان کلیدی: حاکمیت ملی، امنیت ملی، قراردادهای نفتی. مقدمه طی صد سال گذشته نفت بخشی از ساختار و کارکرد اصلی نظام سیاسی در ایران بوده و در حال و آینده هم، چنین خواهد بود، اگر قرار است حال و آینده در نظر گرفته شود و برای ایرانسازی، ایرانشناسی کنیم. هم نقطه عزیمت است و هم نقطه پایان. یعنی برای ایرانسازی و ایران شناسی ابتدا باید از نفت شروع کرد و نیز نقطه هر طرحی برای ایرانسازی، طرح و مهندسی مقوله نفت است. [1] داستان نفت ایران از آغاز قرن بیستم شروع شد و بر تمام تحولات عمده کشور سایه افکند. در این قرن سه رویداد مهم تاریخی به وقوع پیوست که تأثیر شگرفی بر توزیع قوای سیاسی، هنجارهای اجتماعی و توسعه اقتصادی کشور برجای نهاد. در ربع اول قرن، نهضت مشروطه، در اواسط قرن، نهضت ملی شدن نفت و در دو ربع آخر، پیروزی انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. خاطرهها و تجربههای تلخ و شیرین از رخدادهای مزبور بر حدیث نفت این مرز و بوم نیز تأثیرات عمیقی گذاشته است. گوناگونی آراء و نظرات پیرامون مسائل مربوط به توسعه صنعت نفت از همین عوامل سرچشمه میگیرد. برخی نفت را بلای سیاه میدانند و هرگونه سرمایهگذاری در این بخش را موجب زیان مملکت قلمداد میکنند، برخی دیگر ثروت را تنها مزیت نسبی اقتصاد کشور تلقی مینمایند و معتقدند که برنامههای توسعه بایستی بر محور توسعه نفت پایهریزی شود. اما واقعیت فراتر از این است که نفت را بلا بخوانیم یا طلا. واقعیت این است که تولید نفت نه تنها تاریخ یکصد سال گذشته ایران را رقم زده است بلکه آینده متصور آن را نیز مقید کرده است. به نحوی که تولید در بخشهای مختلف صنعتی، کشاورزی و خدمات شدیداً وابسته به فراز و فرودهای میزان تولید نفت، درآمدهای نفتی و مدیریت این منابع میباشد. [2] همچنین تحقیقات نشان میدهد که از بین عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی در کشور، درآمدهای نفتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا زمانی که درآمدهای نفتی افزایش مییابد نرخ رشد اقتصادی نیز بالا میرود و بالعکس. [3] تجربه 80 سال فعالیتهای شرکتهای خارجی در صنعت نفت ایران تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی در چارچوب قراردادهای مختلف اعم از اعطای امتیاز، مشارکت و خرید خدمت حاکی از استمرار سیاستهای شرکتهای بزرگ نفتی و کشورهای غربی در سلطه بر منابع نفتی کشور و دخالت در سرنوشت اقتصادی و سیاسی کشور و بازیچه قرار دادن استقلال و حاکمیت ملی ایران بوده است. حتی با تغییر چارچوب در ادوار آنچه در عمل اتفاق افتاد چیزی جز سلطه بر منابع کشور و ممانعت از پیشرفت علمی و فنی تکنولوژیکی و صنعتی ایران و وابسته کردن هرچه بیشتر اقتصاد ایران بر واردات کالا و صدور نفت خام و فراهم نمودن اسباب حضور درازمدت خارجیان در ایران نبود. مدت قراردادها چنان طولانی بود که با عمر منابع نفت برابری میکرد و تصمیمگیری درباره مقدار، شکل، زمان، تکنولوژی استخراج، صادرات بازارها، قیمتگذاری نفت و نوع ارز دریافتی اصولاً ربطی به ایران و اقتصاد ایران نداشته است. پس از پیروزی انقلاب با توجه به تجارب تلخ گذشت از نحوه فعالیتهای شرکتهای بزرگ نفتی که با انعقاد قراردادهایی به اشکال گوناگون همواره اهداف بلندی را از حضور در کشورمان دنبال میکردند، بهرهبرداری از منابع نفتی بر اساس نیازهای ارزی کشور و نه نیازهای شرکتهای چند ملیتی غربی قرار گرفت و در انعقاد قراردادهای نفتی اصولی حاکم گردید. مهمترین اصولی که در قراردادهای نفتی باید در نظر گرفته شوند عبارتند از: حفظ حاکمیت ملی بر منابع نفت و گاز کشور، محدودیتهای قانونی و بودجهای کشور، استفاده از تکنولوژی مدرن در اجرای قراردادهای نفتی، آموزش و انتقال تکنولوژی، استفاده کامل از توان شرکتها و صنایع مدرن در اجرای پروژههای نفتی، اجرای مشترک پروژهها و به حداقل رساندن ریسکها. [4] تأثیر بسزا و تعیین کنندهی نفت بر درآمدهای کشور و رقابت تنگاتنگ کشورهای دارای ذخائر نفت برای حضور مستمر در بازار و منصه بینالمللی و حفظ میزان برداشت و تولید نفت به سهم خود علل کافی و مهمیدر رویکرد کشور به سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز میباشد. بطوریکه دولت به عنوان مالک و مدیر کلیه درآمدهای ناشی از فزونی ثروت ملی همواره کوشیده است به نحو مقتضی این درآمدها را در تثبیت امور اقتصادی کشور بکار گیرد و وابسته بودن دولت به در آمدهای نفتی باعث گردیده کلیه ساز و کارهای اقتصاد کشور تاثیرپذیر ازاین امر باشد. سهم درآمدهای نفتی در مجموع درآمدهای دولت از 10% در سال 1323 به حدود 96% در سال 1354 و حدود 70% در طی سه دهه اخیر افزایش یافته است. [5] اهمیت اکتشاف و بهرهبرداری از ذخایر نفتی جهت توسعه صنایع پایین دستی و لزوم سرمایهگذاری از یک سو و الزام به رعایت اصول حاکم بر قراردادهای نفتی از سوی دیگر، کشور را به سمت انعقاد قراردادهای نفتی سوق داد. قراردادهایی که میتوان گفت قراردادهای قانونی هستند تا انتخابی. در هر حال هدف نهایی کسب بیشترین منفعت مادی و معنوی برای ایران است. الف -بیان مساله: با توجه بهتک محصولی بودن اقتصاد ایران و اتکاء حجم بالایی از بودجه سالانهی کشور به نفت و تاثیر عمیق و چشمگیر این کالای حیاتی بر تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی این مرز و بوم و همچنین با توجه به نقش قابل توجه و حساس قراردادهای نفتی در توزیع، حفظ و بهرهبرداری مناسب از این ثروت ملی، ضرورت بررسی قراردادهای نفتی در جهت حفظ حاکمیت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و انجام پژوهش در این حوزه واقعیتی انکارناپذر است. استفاده از قراردادهای نفتی برای حفاظت از حاکمیت ملی سازوکاری تثبیت شده در ایران است و قوانین و مقررات جاری، شرکت ملی نفت ایران را مجاز میداند تا از قراردادهای نفتی برای ایجاد امنیت و پیشبرد اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی استفاده کنند. طرح این قراردادها به قانون نفت ایران مصوب 1353 بر میگردد که این قانون در ماده 3 خود مقرر میدارد: (منابع نفتی و صنعت نفت ایران ملی میباشد و اعمال حق مالکیت ملت ایران نسبت به منابع نفتی ایران در زمینه اکتشافات. . .). در قوانین مختلف دیگر حفاظت از حاکمیت ملی، اهمیت و جایگاه آن به روشنی آشکار میگردد. از جمله: ماده 14 قانون برنامه پنج سالهی چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و سند چشمانداز 20 ساله کشور و ضرورت انکارناپذیر توسعه اقتصادی و حفظ منافع ملی کشور و امنیت و حاکمیت در صحنهی جهانی به موازات انعقاد قراردادهای نفتی و همچنین اصول 125، 152و153 قانون اساسی و قانون برنامه پنج سالهی پنجم که در تبصره 1 ماده 125 به ضرورتهای حفاظت از حاکمیت و امنیت ملی در قردادهای نفتی اشاره شده است و همچنین در ماده 17 قانون نفت اصلاح شده مصوب 23/4/1390 که (اعمال حق حاکمیت و مالکیت عمومی از طرف جمهوری اسلامی ایران بر منابع نفتی و سیاست گذاری و. . .) را مورد تاکید قرار داده است. برخی از ویژگیهای صنعت نفت از قبیل وابستگی به فراز و نشیب تقاضا و مصرف در بیرون از مرزهای ملی، وابستگی صنعت نفت به تکنولوژیهای پیچیدهی کشورهای صنعتی و شرکتهای چندملیتی، وابستگی به سرمایهگذار کلان برای اکتشاف و استخراج، کنترل قیمت نفت بوسیله نیروهای بینالمللی، گستره و عمق تاثیرگذاری این ماده را بر سرنوشت ملی بیشتر کرده است. بدینترتیب میتوان گفت نیاز کشورمان به درآمد نفتی در عرصهی اقتصاد بینالملل یک روی مساله است. روی دیگر مساله در تعامل امنیت و حاکمیت ملی کشور از درآمدهای نفتی از طریق انعقاد سودآور قراردادهای نفتی در عرصهی داخلی بر حیات اجتماعی و اقتصادی است. متاسفانه اگر نفت را از عرصهی اقتصاد ملی حذف نماییم تمام ارکان حیات اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی شدیداً تحت الشعاع قرار میگیرد. تزریق سرمایه به بخش صنعت، واردات کالاهای اساسی، تامین و دست یابی به تکنولوژی جدید صنعتی و نظامی و تامین انرژی داخلی، وابسته به درآمدهای نفتی است. پژوهش حاضر تلاشی برای آشکار نمودن و تبیین علمی نسبت آسیب پذیری امنیت و حاکمیت ملی در قبال منافع انرژی زا به ویژه نفت میباشد. در این رساله همانگونه که از عنوان پیداست به قراردادهای نفتی ایران از دو جنبه منافع و حاکمیت ملی دولت ایران پرداخته میشود و سعی بر این شده ابعاد و جنبههای گوناگون قراردادهای نفتی از این دو منظر مورد بررسی قرار گیرد. شاید لازم به توضیح باشد که ایران بعد از سالها عدم سرمایهگذاری در حوزه بالادستی صنعت نفت پس از انقلاب اسلامی و جنگ 8 ساله، در اواخر دهه 70 در اولین اقدام جدی به انعقاد قراردادهای توسعه میادین نفتی پرداخت. لذا در تحقیق حاضر برآنیم که با بررسی قالبهای قراردادهای مختلف که طی این سالها مورد استفاده قرار گرفته و منطبق با موازین کشور میباشد مکانیزمهای حاکمیتی و رعایت منافع ملی را در آنها تکلیف کرده و بر آثار آن بپردازیم. حقوق نفت از زمان پیدایش تا به امروز با تحولی بنیادین روبرو بوده که قراردادهای نفتی را به شدت تحتتاثیر قرار داده این تحولات با قراردادهای امتیازی[6] شروع شد با ابداع شیوههای جدید در انعقاد قراردادهای نفتی تداوم یافت. این قراردادها امروزه به قراردادهای امتیازی، خدماتی و مشارکتی تقسیم میشوند. ماهیت قراردادهای نفتی در ایران چه در زمانی که به صورت امتیاز نامههای ساده با حداقل مداخلهی دولت منعقد میشدند و چه زمانی که در سیر تحولات خود به صورت قراردادهای مشارکتی با حضور پررنگتر شکل میگرفتند و چه اکنون که به صورت قراردادهای پیچیدهی خرید خدمت یا با حداکثر مداخلهی دولت منعقد میگردند، همواره مورد اختلاف بوده است. به طور کلی نظرات مختلفی در مورد ماهیت قراردادهای نفتی ارائه شده است. عدهای از حقوقدانان با توجه به مفاهیم بنیادین حقوق اداری چون خدمت عمومی، منافع عمومی و قدرت عمومی و همچنین اصل حاکمیت کشورها بر منابع طبیعی (نفت) خود معتقد به اداری بودن قراردادهای نفتی هستند. به عبارت دیگر با توجه به حاکمیت ملی کشورها بر منابع طبیعی خود، بهرهبرداری از ثروتهای ملی مثل نفت را از مصادیق اعمال حاکمیت دانسته و ذی نفع واقعی این قراردادها را ملتها میدانند. دسته دیگر با توجه به تابعیت خارجی شرکتهای سرمایهگذار در قراردادهای نفتی قائل به بینالمللی بودن این گونه قراردادها میباشند و معتقدند که عنصر خارجی شرکتهای سرمایهگذار موجب بینالمللی شدن این گونه قراردادها میشوند و بدون دخالت دولتهای کشورهای سرمایهگذار و سرمایه پذیر اجرای این قراردادها امکان پذیر نمیباشد. و بالاخره دستهی دیگری معتقد به فراملی یا شبه بینالمللی بودن این قراردادها میباشند و معتقدند که قراردادهای نفتی خارج از حاکمیت قوانین ملی بوده و حقوق بینالمللی قادر به پاسخگویی نیازهای این قراردادها نیست. در نهایت در یک جمع بندی کلی و به عقیده اجماع حقوقدانان فرایند توسعه یافتگی و بالطبع امنیت و حفاظت از حاکمیت ملی کشورهای صادر کنندهی نفت در سطوح جهانی در گرو انعقاد قراردادهای نفتی و چگونگی اعمال حاکمیت آنها بر این نوع قراردادها میباشد. ب -ضرورت و اهمیت تحقیق: با توجه به استفاده گسترده ازقراردادهای نفتی و مشکلات موجود در تفسیر این قراردادها و عدم توجه حقوقدانان و صاحبان اندیشه این حوزه به مسائل مربوط به حفاظت از حاکمیت ملی در این قراردادهای نفتی ایجاب میکند که این پژوهش انجام شود و بررسی حفاظت از حاکمیت ملی و همچنین امنیت ملی از مسائلی است که تاکنون به آن پرداخته نشده است و میتواند در نوع خود بی بدیل باشد. ج -اهداف پژوهش: اهداف زیر در این پژوهش دنبال می شود: 1. تبیین نقش قراردادهای نفتی در ارتباط با امنیت و حاکمیت ملی در سطح جامعه بینالمللی و بالعکس.
این تحقیق میتواند مورد استفاده دو وزارتخانه مهم کشور قرار گیرد: وزارت نفت که پیشرو در امر شرایط عمومی و اختصاصی قراردادهای نفتی است و وزارت حفاظت و اطلاعات وامنیت جمهوری اسلامی ایران که متولی حفظ امنیت است. همچنین پیمانکارانی که در ساخت و راهاندازی پروژههای نفتی در بخشهای بالا دستی و پایین دستی فعالیت مینمایند از دیگر بهرهوران این تحقیق محسوب میشوند. د -سئوالات تحقیق: 1-آیا در قراردادهای نفتی منعقد شده توسط ایران اصل حاکمیت و امنیت ملی رعایت شده است درصورت عدم رعایت آیا این قراردادها قابل فسخ هستند؟ 2-آیا اصل حاکمیت ملی در قرادادهای نفتی محدود کننده حق مالکیت است؟ 3-قراردادهای نفتی با توجه به نظام حقوقی حاکم در ایران چگونه ماهیتی (اداری، تجاری یا بین اللملی) دارند؟ ه -فرضیههای تحقیق: 1-اعمال حق حاکمیت ومالکیت عمومیدر قراردادهای نفتی نسبی است. 2-اصل حاکمیت دولت در قراردادهای نفتی محدود کننده حق مالکیت است. 3-ماهیت وحقوق حاکم بر قراردادهای نفتی اداری است. و -روش انجام تحقیق: در این تحقیق با استفاده از روش کتابخانهای سعی شده است ابتدا با مراجعه به منابع به بیان مفهوم حاکمیت وامنیت ملی پرداخته شود و در ادامه به روش تحلیلی توصیفی سعی شده که به بیان کلی موضوع پرداخته شود به این صورت که در روش تحلیلی توصیفی قوانین و رویهی قضایی و کتب حقوقی مورد مطالعه و تحلیل قرار میگیرد. همچنین در جهت بروز رسانی مطالب از اینترنت نیز بهره گرفته شده است. تحقیق حاضر حاصل مطالعات بنیادین، اصولی، کاربردی و توسعهای و کتابخانهای و مصاحبههای صورت گرفته با کارشناسان و مسئولین امر و مراجعه به منابع معتبر اجرایی میباشد و در اجرای ساختار کلی این تحقیق سعی بر آن شده است از ارائه مطالب مشابه خودداری و از دانش روز متخصصان و کارشناسان امر به صورت گسترده استفاده گردد. لازم به ذکر است در مطالعات کتابخانهای علاوه بر استفاده از منابع فارسی و بعضاً انگلیسی از پایاننامههای موجود در کتابخانههای کشور از جمله کتابخانه مرکزی وزارت نفت، مرکز مطالعات بینالمللی انرژی، کتابخانه دانشگاههای دیگر، دفاتر (آرشیو)، مجلات مختلف و پژوهشگاه آمار و اطلاعات علمی ایران و اینترنت. . . بصورت گسترده استفاده شده است. ح -پیشینه تحقیق در رابطه با قراردادهای نفتی کتب و مقالات و نشریات کثیری منتشر شده ولی تاکنون تحقیق مستقل و جامعی در مورد فوق الذکر صورت نگرفته است. در این خصوص میتوان به مقالات و کتابهایی که در این زمینه نوشته شده اشاره کرد: مقاله هایی تحت عناوین ره یافتی جامع برای مطالعه امنیت ملی در خاورمیانه و مسائل نفت[7]، منافع ایران در قراردادهای نفتی بیع متقابل[8]، منافع ملی وسیاستهای بهرهبرداری از منافع نفت وگاز[9]و در نهایت مقاله اکتشافات و توسعه میادین نفتی ایران از طریق قراردادهای بیع متقابل[10] در این زمینه کتابهایی نیز به رشته تحریر در آمده که می توان به کتاب نفت و مسائل حقوقی آن[11]، کتاب حقوق قراردادهای بینالمللی نفت[12]، کتاب مسائل سیاسی و اقتصادی نفت ایران[13]، کتاب حقوق قراردادها (قراردادهای نفتی)[14]، کتاب اوپک در یک نگاه[15]، کتاب بیع متقابل در بخش بالا دستی نفت و گاز[16]و کتاب مباحثی از حقوق نفت وگاز در پرتو رویه داوری بینالمللی؛ سلب مالکیت وغرامت در قراردادهای نفتی[17]اشاره کرد
|