پاورپوینت روستا با طرح هادی (روستا گنجیاب واقع در شمال )پاورپوینت روستا با طرح هادی روستا گنجیاب واقع در شمال کشور همراه با توضیحات کامل و عکس ها و طرح هادی با جزییات 82 صحفه پاورپوینت |
![]() بررسی مقایسه ای تاثیر شکل گیری جامعه شبکه ای بر پیروزی انقلاب در مصر و تونس...فهرست عنوان صفحه کلیات بیان مسئله1 سوال تحقیق4 فرضیه تحقیق4 تعریف متغیرها5 ادبیات تحقیق6 اهداف تحقیق7 اهداف علمی7 اهداف عملی8 روش پژوهش و جمع آوری اطلاعات8 موانع و محدودیت های پژوهش 9 حدود و نقطه ی تمرکز پژوهش9 سازماندهی پژوهش 10 بخش اول:تمهیدات نظری مقدمه11فصل اول :جامعه ی شبکه ای گفتار اول : کاستلز و ظهور جامعه شبکه ای12 گفتار دوم :گیدنز و فشردگی جهانی16 فصل دوم جهانی شدن گفتار اول:هویت و جامعه شبکه ای در عصر جهانی شدن18 گفتار دوم: رسانه های جمعی در شرایط جهانی شدن26گفتار سوم: انقلاب ها در عصر جهانی شدن30 گفتار چهارم: ظهور اینترنت و شبکه مجازی در عصر جهانی شدن34 گفتار پنجم: ارتباطات در عصر جهانی شدن38 پی نوشت بخش اول 41 بخش دوم:روند شکل گیری انقلاب در تونس و مصر مقدمه43 فصل اول: انقلاب در تونس گفتار اول: تونس در دوران زین العابدین 44گفتار دوم: خیرش،طغیان49 فصل دوم: انقلاب در مصر گفتار اول : مصردر دوران حسنی مبارک وتعمیق اقتدار گرایی سیاسی در مصر51 گفتار دوم: خیزش، طغیان 54 پینوشت بخش دوم.....................................................................................................................................56 بخش سوم:شکل گیری جامعه شبکه ای و انقلاب در مصر و تونس مقدمه ..............................................................................................................................................................58 فصل اول : جامعه شبکه ای در خاورمیانه ......................................................................................................60 فصل دوم: شبکه ای شدن و انقلاب درتونس.................................................................................................64 گفتار اول: جامعه شبکه ای درتونس................................................................................................................64 گفتار دوم: اینترنت و تلفن همراه درتونس.......................................................................................................66 گفتار سوم: شبکه ها و سایت های خبری در تونس .......................................................................................70 فصل سوم:شبکه ای شدن و انقلاب در مصر گفتار اول: جامعه شبکه ای در مصر ...............................................................................................................74 گفتار دوم: اینترنت و تلفن همراه در مصر ......................................................................................................80 گفتار سوم: شبکه ها و سایت های خبری در مصر .........................................................................................83 فصل چهارم: بررسی مقایسه ای جامعه شبکه ای در مصر و تونس.................................................................86 پی نوشت بخش سوم......................................................................................................................................89 نتیجه گیری .....................................................................................................................................................92 کتابنامه ............................................................................................................................................................96 فهرست جداول جدول شماره 1 : نمودار رشد اینترنت در تونس..........................................................................................................................67 جدول شماره 1.1: نمودار تعداد کاربران اینترنت در تونس ..........................................................................................................68 جدول شماره 2 نمودار رشد اینترنت در مصر ..........................................................................................................................81 جدول شماره 2.2: نمودار تعداد کاربران اینترنت در مصر ........................................................................................................... 82 کلیات بیان مسئله: توضیح و تبیین مفهوم جامعه شبکه ای و تا ثیر آن بر شکل گیری جنبش های انقلابی یکی از موضوعات جالب توجه در مطالعات جامعه شناسی انقلاب است . تحولات جاری در کشورهای حوزه ی شمال آفریقا در طول سالهای 12-2010 مورد تعابیر نظریه پردازان مختلفی قرار گرفته است. گرچه بیشتراین تعا بیر جنبه های ژورنالیستی و غیر آکادمیک دارند، اما از میان عمده متغیرهایی که در این آثار دیده می شود بحث دموکراتیک شدن و غلبه بر نظامهای غیر دموکراتیک از جایگاه ویژه ای بر خوردار است. این مفاهیم خود مبانی دیگری همچون فرهنگ سیاسی مقاومت، بحران مالی دولتها، ارتباط باز با نظام جهانی و ظهور جامعه شبکه ای را می آفریند. تحولات تکنولوژی که در عرصه ارتباطات در یک دهه گذشته صورت گرفته در تمامی عرصه های زندگی بشری اثرات عمیقی بر جای گذاشته و واکنش های فردی، ملی، منطقه ای و بین المللی را تحت الشعاع خود قرار داده است. امروزه جنبه ای از زندگی بشری را نمی توان یافت که متاثر از فضای مجازی نباشد. در عصری که همه مفاهیم در حال جهانی شدن و به موازات آن پیشرفت هایی که در حوزه فناوری ارتباطات صورت می گیرد، می توان گفت سرنوشت جوامع و افراد هرچه بیشتر به این فرایند گره می خورد. به درستی می توان قرن بیست و یکم را قرن فضای مجازی نامید. ما در عصر ارتباطات به سر می بریم عصری که در آن ارتباط شکلی شبکه ای به خود گرفته است امروزه با پدید آمدن عصر جهانی شدن روندهای متعارضی از کنش و واکنش میان دو فضای مکانی و رویدادی مطرح می شود. فضای رویدادی فضایی متفاوت از ساختار وستفالیایی دولت های ملی است. گر چه این ساختار پست وستفالیایی با مقاومت هایی از سوی فضای مکانی روبروست ولی با قدرتی فزاینده در حال سلطه و شکل دادن الگوهای نوینی درتوزیع قدرت و ثروت در نظام جهانی است. امروزه شاهد رشد سریع روند جهانی شدن در منطقه، و به دنبال آن شکل گیری شبکه های مجازی، جامعه شبکه ای، اینترنت و... هستیم. چرا که جهانی شدن پدیده ی پیچیده ایست که ضمن محدودیت های خاص خود، شکل جدیدی از ارتباطات اجتماعی را موجب می شود. نژاد بشری با ورود به قرن بیست و یکم پیشرفت همه جانبه و فوق العاده ای در توانایی های علمی و تکنولوژیکی داشته است . تکنولوژی اطلاعات با ایجاد فضای مجازی و دیجیتالی دنیای کوچکی به وجود آورده که در آن با فشرده شدن زمان و مکان جنبه های مختلف زندگی خصوصی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر این، در این دوره عوامل سیاسی، اقتصادی و فر هنگی از اهمیت ویژه ای بر خوردار شده اند چرا که با پیشرفت فزاینده ی فناوری و اطلاعات آگاهی جوامع نسبت به خود هر چه بیشتر آشکار می شود، که این خود زمینه ساز شکل گیری جنبش های اجتماعی و اعتراضی در سراسر جهان به ویژه مناطق در حال توسعه شده است. پیشرفت سریع در عرصه ارتباطات به طور بی نظیری جهان را کوچک و فشرده کرده است . امروزه جامعه انسانی در متن یک فرایند رسانه ای شده زندگی می کند. رسانه ها با قرار گرفتن در میان جوامع فکری و سازمان قدرت، فرصت وامکان تبادل نظر و تعامل فکر-قدرت را فراهم می آورد. امروزه بعد فرهنگی جهانی سازی نیز بسیار حائز اهمیت است چرا که نوآوری تکنولوژی در زمینه ی فرهنگی مانند اینترنت، فکس، ماهواره، شبکه های مجازی و ظهور رسانه های جهانی باعث شده که مرزهای فرهنگی از بین بروند. تو سعه ی روز افزون بهره گیری از ارتباطات و گسترش وسایل و رسانه های ارتباط جمعی در میان مردم در سطح جهان مردم را از نقش صرفا منفعلا نه خارج کرده است. مردم با بهره گیری از این رسا نه ها و فضایِ مجازیِ حاصل از آن دارای نقش فعال تری شده اند، چراکه رسانه ذهنیت سازی، انگاره پردازی، گفتمان سازی و تولید قدرت را در دست دارد. در یک سال اخیر شاهد شکل گیری و گسترش حرکت های مردمی در منطقه ای از جهان بوده ایم که انتظار نمی رفت چنین حر کت هایی آن هم در منطقه ی خاورمیانه عربی که دارای زیر ساخت های قدرت سنتی می باشد، رخ دهد. با وجود این، برخی موانع ساختاری را می توان در فرایند دموکراتیزاسیون برشمرد: رویکرد ارتدوکس به اسلام در این منطقه باعث شده گرایشات تفسیریِ عقل گرایانه در حاشیه قرار گیرند، از سوی دیگر فقر فرهنگی، همچون فرهنگ پدرسالاری و انقیادی، و عدم رفاه اقتصادی تحقق دموکراسی را به تعویق انداخته است. حوادث یک سال اخیر خاورمیانه باعث شگفتی همگان شده، شگفت انگیزترآنکه این حوادث به شکلی دومینووار به حرکت خود در میان کشورهای خاورمیانه عربی ادامه می دهد. در تفسیری خوش بینانه می توان گفت که گسترش رسانه های شبکه ای وشکل گیری فضای مجازی، رشد و آگاهی مردم منطقه را افزایش داده است، به گونه ای که توانسته حکومت های دیکتاتوری منطقه را با مشکل مواجه سازد. نکته ی قابل توجه در تمامی تحولات منطقه، تاثیر متفاوت رسانه ها، سایت ها، اینترنت و شبکه های مجازی بر فرایند انقلاب است. به گونه ای که در تونس گسترش فضای مجازی پیش از انقلاب و در مصر پس از آغاز فراگردهای انقلابی بوده است. به عبارت دیگر فضای مجازی و شبکه ای در تونس پیشینی و در مصر پسینی است. منطقه ای همچون خاورمیانه که در آن هدف تولیدات فرهنگی تحت کنترل حاکمان، همواره توجیه رژیم های حاکم و دیدگاه های آنها بوده، رسانه های مجازی همچون توییتر، فیس بوک و...خارج از اراده ی نظارتیِ حاکمیت سبب ساز تغییرات عمیقی در محتوا ،بسترو موضوعات شده است. فناوری اطلاعات و اینترنت به کاربران شبکه های اجتماعی مجازی این امکان را می دهد که به صورت ناشناس به تبادل اطلاعات بپردازند. رسانه های نوین در قالب فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در تسهیل و فروپاشی نظام های اقتدار گرا، حفظ ارتباط، بسیج کنش جمعی و افزایش سطح تعامل مردم نقش کارآمد دارند چرا که مهمترین کارکرد رسانه انتقال پیام است. رسانه های مدرن به فعالان اجتماعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این امکان را می دهند که اجتماعات و انجمن هایی مجازی برپا کنند.از این میان اینترنت بیش ازسایر رسانه ها به فعالان سایبری در بسیج معترضان، ایجاد کنش جمعی و پخش اطلاعات یاری رسانده است. روند جهانی شدن و شکل گیری جامعه ی شبکه ای باعث تغییرات بنیادین در سایر عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن منطقه شده است از آنروکه شبکه ها ساختارهایی باز هستندکه می توانند بدون هیج محدودیتی گسترش یابند. یکی از ویژگی های بارز آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است. گرچه بازتاب و تاثیر شکل گیری رسانه های مجازی در این منطقه انکارناپذیر و قابل بررسی است، اما مسئله ی اساسی بررسی (عدم) زیر ساخت های مورد نیاز کشورهای این منطقه برای شکل گیری روندهای دموکراسی سازی است، چرا که ماهیت این جنبش ها دموکراسی خواهانه است و گذار به دموکراسی از مفاهیم اساسی جامعه شناسی سیاسی در دنیای امروز است. در این پژوهش دو کشور مصر و تونس، با سابقه ی طولانی دیکتاتوری، برای بررسی انتخاب شده اند. تونس از جهت تقدم و مصر از جهت تکرار پذیری روند اعتراضاتِ تونس و اینکه مصر از یک سو بزرگترین واحد سیاسی-جمعیتی جهان عرب، مرکز ثقل اندیشه ی ملی گرایی عربی و از سوی دیگر به دلایل ژئو پلیتیکی، ژئو اکونومیکی و ژئواستراتژیکی یکی از تاثیر گذارترین کشورها در حوزه ی آفریقا، دنیای عرب و جهان اسلام محسوب می شود. فراگرد زمانی این تحولات و شیوه های متفاوت تا ثیر گذاری جامعه ی شبکه ای بر سیر این تحولات از موضوعات قابل تامل است، چرا که تحلیلگران با رویکردهای متفاوت علل مختلفی را سبب ساز این اعتراضات عنوان کرده اند: از جمله بحران مالی جهانی، افزایش جمعیت، بالا بودن نرخ بیکاری، فساد مالی و .. با این حال تمامی آنها قویا بر نقش، جایگاه ومیزان تاثیر گذاری شبکه های مجازی، رسانه ها، اینترنت و.. اذعان دارند سوال تحقیق: با توجه به گسترش رسانه های ارتباطی و همه گیر شدن جامعه مجازی پرسش اساسی این است که بروز جامعه شبکه ای و پیدایش فرهنگ سیاسی مقاومت چگونه موجب تکوین جنبش های انقلابی در مصر و تونس شده است؟ فرضیه تحقیق: فرضیه مقدماتی در این پژوهش عبارت است از این که:ظهور جامعه شبکه ای و فرهنگ سیاسی مقاومت از جمله عوامل پیروزی انقلاب در کشورهای مصر و تونس شده است. تعریف متغیرها: از مفاهیم مورد بررسی در این پژوهش جامعه شبکه ای می باشد که خود دارای شاخص های چندی من جمله:شبکه های اجتماعی،اینترنت،فیس بوک،تلفن همراه و ..... می باشد.در بیان تعریف جامعه شبکه ای به نظریات کاستلز و گیدنز اشاره شده است. مفهوم دیگری که از مفاهیم محوری در این پژوهش می باشد مفهوم انقلاب است که ابتدا تعریفی سنتی ازآن ارائه شده است و سپس با توجه به تحولات عصر حاضر به باز تعریف آن پرداخته ایم.در ارائه تعریف انقلاب اشاره به تعریف جان فوران شده است از شاخص های انقلاب به بررسی انقلاب اطلاعاتی،انقلاب اقتصادی،انقلاب تکنولوژی و ..... اشاره شده است. متغیرهای این پژوهش چنین می باشند: متغیر مستقل:جامعه شبکه ای متغی میانجی:فرهنگ سیاسی مقاومت متغیر وابسته:پیروزی انقلاب جامعه شبکه ای شبکه ها ریخت جدید اجتماعی جوامع ما را تشکیل می دهند و ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است و قدرت جریان ها از جریان های قدرت پیشی می گیرد.شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است انقلاب انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ی وسایل و هدف های آنها و استحاله های اجتماعی و سیاسی چشمگیری که در ضمن ودر پی بسیج نیروهای توده ای روی می دهد تعریف می کنند. عصر حاضر،عصر ارتباطات و اطلاعات است و انقلاب ها،انقلاب ارتباطاتی و اطلاعاتی است که عامل پیروزی بخش در آنان شبکه های مجازی،اینترنت و شبکه های اجتماعی است.برای اینکه یک انقلاب موفق شکل بگیرد 5 عامل علی با هم ترکیب می شوند:1-توسعه ی وابسته 2- حکومت سرکوبگرومتکی به شخص 3-شکل گیری و تبلور فرهنگ سیاسی مقاومت 4- رکود اقتصادی 5-ارتباط باز با نظام جهانی فرهنگ سیاسی مقاومت فرهنگ،نقشی مهم و پیچیده در ایچاد انقلاب و پیامدهای آن دارد.فرهنگ سیاسی مقاومت حاصل سلسله ای از عناصر مادی و گفتمانی است که اغلب در مقابله با دولت ساخته و پرداخته می شود. یکی از همبسته های جامعه ی شبکه ای، جنبش های اجتماعی نو است.از آنجا که انقلاب ها رویدادهایی آتشین، هیجان انگیز و جذاب اند و توجه زیادی را به خود جلب می کنند. جنبش های اجتماعی را می توان تلاش یا کنش جمعی برای ایجاد تغییرات مطلوب یا جلوگیری از تغییرات نا مطلوب دانست. جنبش های اجتماعی معاصر به شدت به رسانه های جمعی متکی اند و از طریق آنها با نمایش اعتراض ها درخواست های خود را مطرح می کنند. جنبش های اجتماعی جدید دارای پایگاه های محلی هستند و به جای جهت گیری ملی حول گروه های کوچک متمرکز شده اند و بیشتر بر جنبه هایی نظیر فرهنگ،شیوه ی زندگی و مشارکت در سیاست اعتراض توجه دارند. جنبش های اجتماعی در قبال مشکلاتی که در عصر جهانی شدن از طریق رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی شفاف تر مطرح می شوند، قابلیت بسیج عمومی و سیاسی را دارند ادبیات تحقیق: تحولاتی که از سال2010 در خاورمیانه آغاز شده و کماکان ادامه دارد سبب ساز جذب پژوهشگران و تحلیلگران به این منطقه شده است که هر طیف از پژوهشگران ازنقطه نظری به بررسی این منطقه پرداخته اند.نگارنده این پژوهش به بررسی میزان نقش شبکه های ارتباطی بر تحولات خاورمیانه عربی پرداخته. این که رسانه چه نقش و جایگاهی در این جوامع، جوامعی که در سال های اخیر با تغیرات فراوانی در بافت اجتماعی خود روبرو بوده اند.از افزایش سریع تحصیل کردگان به عنوان مثالی می توان نام بردکه پیامد آن ظهور نخبگان جدیدی بود که تخصص داشتند و آگاهی کامل داشتند به ابزار های ارتباطی امروزی که خود زمینه هایجنبش های نوین اجتماعی را فراهم کردند، رسانه های مجازی با شکستن انحصار دولت در مهندسی افکار عمومی و آشکار کردن ناتوانی دولت در مدیریت کشور سبب شکل گیری تحولات اخیر در خاورمیانه شدند. توانایی رسانه های مجازی در بسیج افکار عمومی به اندازه ای بود که تحولات اخیر را می توان انقلاب رسانه ای نام نهاد. رسانه های مجازی فرصت مناسبی را در اختیار گروه های اجتماعی گذاشتند تا علاوه بر افزایش آگاهی جوانان و اطلاع رسانی به سازماندهی گسترده آنان بپردازند و از آنجا که گروه های مختلف اجتماعی نیز مانند گذشته برای دسترسی به اطلاعات و اخبار خود را به رسانه های سنتی محدود نمی کنند این شبکه ها به راحتی می توانند به افکار آنها جهت دهند و بر تحولات تاثیر بگذارند. با توجه به اینکه عمده آثار منتشر شده در چارچوبه ی ژورنالیستی و بدون اتکا به داده های پژوهشی و تحلیلی هستند و نظر به اینکه در ارتباط با حوادث جاری یک سال اخیر در شمال آفریقا و خاورمیانه سابقه اندکی موجود می باشد- به خصوص محدودیت منابع فارسی- تلاش نگارنده ارائه ی اثری علمی و در راستای ارتقای دانسته های علمی خواهد بود. این نکته قابل ذکر است که با توجه به مطالعات انجام شده توسط نگارنده چند مورد کتاب که به صورت مجموعه مقالات منتشر شده در این تحقیق مورد استفاده قرارگرفته است من جمله از کتاب The New Arab: Revolution In The Arab که توسط Foreign Policyدر سال12- 2011 منتشر شده است. نگارنده با کتبی چند در خصوص تحولات اخیر مواجه شد که در ماه های اخیر منتشر شده است همچون:The Arab Revolution که توسطFiliu Jean-Pierre نوشته شده است. به زبان فارسی نیز اساتید و صاحب نظران برجسته ی کشورمان نطرات خود را در قالب مقالات و سخنرانی در قالب همایش های داخلی و بین المللی ارائه کرده اند که نگارنده از آنها نهایت بهره را برده است.از جمله کتاب هایی که به زبان فارسی در سال اخیربه چاپ رسیده است می توان به کتاب بحران های سیاسی و جنبش های اجتماعی در خاورمیانه،دکتر محمود واعظی اشاره کرد که ایشان در رابطه با تحولات اخیر خاورمیانه همایشی نیز برگزار کردند.در کشور ما و به زبان فارسی بیشتر مجموعه مقالات و همایش های علمی برگزار شده است که در این راستا می توان به مقاله ی،تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا:ریشه ها و پیامدهای متفاوت نوشته ی :امیر نیاکوئی اشاره کرد.نگارنده در پی نوشت هر بخش به طور کامل به منابع اشاره کرده است.کتاب ها و مقالات به صورت جامع به تحولات خاورمیانه پرداخته اند اما نگارنده در این پژوهش به صورت موردی به بررسی کشورهای تونس و مصر پرداخته با تاکید بر شکل گیری شبکه های مجازی در این کشورها تا بتواند مطالب علمی و دقیق ارائه دهد.پژوهشگران عناوین مختلفی برای این تحولات برگزیدند اما امانت داری نگارنده را بر آن واداشته تا عنوانی را که مردم برگزیدند را انتخاب کند و این تحولات را بهار عربی بنامد.این پژوهش دارای آمار دقیقی است که لازمه ی پژوهشی علمی است که از نقاط قوت پژوهش نیز می باشد سایر مقالات و پژوهش های به عمل آمده بیشتر در چارچوب خبررسانی بودند اما این پژوهش به دنبال چرایی و تحلیل است اهداف تحقیق: این پژوهش در پی آن است که با ارائه ی تعاریفی جامع به بررسی مضامین انقلاب، خیزش،طغیان، جنبش بپردازد چرا که نگارنده با عناوینی چند برای این تحولات- همچون انقلاب تویتری، انقلاب فیس بوکی، بیداری اسلامی، بهار عربی و انقلاب رسانه ای- مواجه شده که این امر زمینه ساز ترغیب بیش از پیش نگارنده برای بیان تعبیری به جا و درست برای تحولات اخیر شده است .از آنجا که تحولات رخ داده در خاورمیانه با تعاریف کلاسیک انقلاب، جنبش و طغیان همخوانی ندارد، نمی توان در قالب ادبیات سنتی به واکاوی تحولات رخ داده پرداخت. اهداف علمی: بررسی نظری روند شکل گیری جامعه شبکه ای و شبکه های اجتماعی به عنوان مولفه های دخیل و اصلی در شکل گیری تحولات اخیر خاورمیانه از اهداف اصلی این پژوهش است که در این میان نقش اینترنت،فیس بوک و....مد نظر است. اثبات نظری تاثیر شبکه های مجازی بر شکل گیری فرهنگ سیاسی مقاومت و پیروزی انقلاب در کشورهای مصر و تونس است.در این پژوهش هدف بررسی و اثبات تاثیر شکل گیری شاخص های عنوان شده ی شبکه ی مجازی در کشورهای تونس و مصر وارائه ی نظری علمی در این مورد است. اهداف عملی: بررسی کاربردی نقش،جایگاه و میزان اثر گذاری شبکه های مجازی به طور عام ونتایج حاصل از این شبکه ها درتحولات منطقه خاورمیانه از اهداف مد نظر این پژوهش است که در این راستا با انواع انقلاب های تکنولوژی عصر حاضر نیز مواجه ایم.این بررسی از آن حیث جالب توجه است که کشور ما،ایران در منطقه ی خاورمیانه واقع شده است و سبقه ی انقلاب را نیز دارد از اینرو نگارنده در تلاش است تا با بیان و بررسی جایگاه ویژه و رو به گسترش رسانه های مجازی،شبکه های مجازی ،فضای مجازی و روند جهانی شدن کارویژه هایی برای ایران و شبکه های ایرانی به عنوان یک قدرت در منطقه ارائه دهد تا همگام با این تحولات تکنولوژیک پیش رود واز کارویژه های شبکه های مجازی غافل نباشد. روش پژوهش و جمع آوری اطلاعات: این پژوهش سعی دارد با استفاده از روش توصیفی- تبیینی و استفاده از منابع کتا بخا نه ای و اینترنتی به بررسی روند شکل گیری جامعه ی شبکه ای و میزان تاثیر گذاری آن بر روند تحولات اخیر در منطقه بپردازد. موضوع پژوهش به دلیل جاری بودن قابل مشاهده بوده از اینرو تلاش نگارنده بر نهایت بهره برداری از به روز بودن داده ها بوده است .همچنین نگارنده سعی نموده از آثار با ارزشی که در رابطه با موضوع پژوهش بودند نهایت بهره برداری را بنماید. جمع آوری اطلاعات نیز به روش اسنادی- آرشیوی ، کتابخانه ای انجام یافته است . موانع و محدودیت های پژوهش: یکی از عمده موانع در زمینه این پژوهش ، جاری بودن حوادث، به روز بودن تحولات مورد بررسی و محدود بودن پژوهش های آکادمیک حول موضوع این پژوهش است همین سبب شده که ادبیات علمی و پژوهشی در این زمینه غنی نباشد و بخش عمده ای از آثار منتشره در چهارچوبه ژورنالیستی باشد زیرا عمده آثار فقط به شرح حوادث و رویداد های در حال جریان پرداخته و آثاری که به صورت آکادمیک به این موضوعات پرداخته باشد در دسترس نمی باشد. حدود و نقطه ی تمرکز پژوهش: این تحقیق به دنبال آن است که جایگاه و میزان تاثیرشبکه های اجتماعی، ارتباطی، مجازی، اینترنت و رسانه های جمعی در اعتراضات مخالفین دولت در کشورهای مصر و تونس را در طی 17 ماه اخیر یعنی از 17 دسامبر 2010 تا پیروزی انقلاب مصر را مورد بررسی قرار دهد. از آنجا که یکی از مولفه های شبکه های مجازی نمادها هستند، باید دید چگونه این درک سیاسی برای به کارگیری نمادها در میان مردم ایجاد شده است؟ آنچه تامل برانگیز این است که شبکه های مجازی و جامعه ی شبکه ای تنها دارای کارکرد و نقش سیاسی همچون احزاب سیاسی نیستند و این خود سبب ساز رویکردی ویژه نسبت به آن شده است. رسانه های جمعی بر خلاف احزاب سیاسی و گروهای فشار از کانال های کمتری برای دسترسی به تصمیم گیرندگان برخوردارند اما توانایی ایجاد بسیج و قدرت توده ای را دارند، کم هزینه و از ظرفیت های مشارکتی بالایی بر خوردارند. عصر ارتباطات بر شبکه ای شدن ارتباطات تاکید داردو ارتباطات تمامی عرصه های زندگی را از سیاسی تا اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و خصوصی را شامل می شود اعتراضاتی که از سال 2010 در جهان عرب آغاز شده و کماکان ادامه دارد نتایج سیاسی متفاوتی به بار آورده است به طوری که باعث سرنگونی دیکتاتوری های مصر و تونس شده است و ابن اعتراضات کماکان به حرکت دومینووار خود در منطقه خاورمیانه ادامه می دهد در این پژوهش تلاش است تا با تمرکز بر دامنه ی این تحولات در دو کشور مصر وتونس بر میزان تاثیر گذاری جامعه ی شبکه ای در روند این تحولات در خلال سال های 2010 تا 2012 پرداخته شود. سازماندهی پژوهش ساختار پژوهش مورد مطالعه همانند سایر رساله های ارائه شده، تنظیم شده است که شامل قسمت های ابتدایی همچون پیشگفتار، چکیده و فهرست مطالب می باشد.سازمان اصلی این پژوهش سه بخش و یک نتیجه گیری را در بر می گیرد که در انتها نگارنده لیستی از منابع مورد استفاده را ارائه کرده است.نگارنده با ارائه کلیاتی در خصوص مسئله و موضوع پژوهش به تبیین مسئله ی پژوهشی پرداخته است و سپس در بخش اول که تمهیدات نظری می باشد به مباحث نظری در خصوص موضوع پژوهش پرداخته است. نگارنده در این بخش با ارائه چکیده ای از نظریات کاستلز در خصوص شکل گیری جامعه شبکه ای و بیان نظریه ی جریان های کاستلز و نظریات جهانی شدن گیدنز زمینه های ورود به بحث در خصوص تحولات 2 سال اخیر خاورمیانه را از حیث نظری فراهم ساخته است. در بخش دوم به مطالعه موردی کشور های تونس و مصر پرداخته است که در این بخش علل شروع این تحولات مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش سوم به بررسی مقایسه ای روند شکل گیری جامعه شبکه ای و میزان تاثیر گذاری آن در روند تحولات دو کشور مورد مطالعه پرداخته شده است و در انتها ماحصل مطالعات نگارنده به صوررت نتیجه گیری ارائه شده است. بخش اول: چارچوب نظری مقدمه: جهان در حال تبدیل شدن به یک بازارچه است که در آن ایده ها و محصولات در آن واحد در هر نقطه در دسترس هستند بسترهای جدید ارتباطاتی و شبکه های مجازی که به سبب جهانی شدن و ظهور انقلاب در عرصه فناوری اطلاعات وارتباطات پدید آمده اند،اشکال جدید کنش اجتماعی را سبب ساز شده اند .در این بستر جدید،شبکه های تعامل غیر رسمی الگوهای هویتی،معنایی را اشاعه می دهند.فضای مجازی با شکل دهی هویت های نوین به میزان زیادی بر واقعیت اثر گذار است.هویت هایی که می توانند کنش جمعی را به ارمغان آورند.هویت هایی که با بهره گیری از شبکه های مجازی اشکال جدیدی از جنبش های اجتماعی را به ارمغان می آورند،چرا که در عصر فشردگی زمان و مکان به سر می بریم و با فضای مجازی روبرو هستیم. فصل اول جامعه شبکه ای گفتار اول:کاستلزوظهور جامعه ی شبکه ای (...شبکه ها ریخت جدید اجتماعی جوامع ما را تشکیل می دهند و گسترش شبکه ها تغییرات شگرفی در عملیات و نتایج فرایند های تولید،تجربه،قدرت و فرهنگ ایجاد می کند.شکل شبکه ای سازمان اجتماعی در دیگر مکان ها و زمان ها نیز وجود داشته است،پارادایم نوین تکنولوژی اطلاعات بنیان مادی گسترش فراگیر آن را در سراسر ساختار اجتماعی فراهم آورد.غیبت یا حضور در شبکه و پویایی هر شبکه در برابر دیگر شبکه ها ،منافع حیاتی سلطه و تغییر در جامعه ی ما هستند ،جامعه ای که به جامعه ی شبکه ای معروف است و ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است و قدرت جریان ها از جریان های قدرت در آن پیشی می گیرد.....)(کاستلز،542:1380) (...شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است.نقطه ی اتصال یا گره نقطه ای است که در آن یک منحنی خود را قطع می کند.این که نقطه ی اتصال چه چیزی است مشخصا به نوع شبکه های مورد نظر بستگی دارد.شبکه ی جریان مالی جهانی از نقاط اتصال بازارهای بورس و مراکز خدمات جانبی پیشرفته آن ها تشکیل شده است.در شبکه ی سیاسی حاکم بر اتحادیه ی اروپا شوراهای ملی وزیران و کارگزاران بلند پایه ی اروپایی نقاط اتصال محسوب می شوند...)(کاستلز،543:1380). سیستم های تلویزیونی ،استودیوها،گروه های خبری و دستگاه های محرک تولید،ارسال و دریافت علائم نقاط اتصال شبکه ی جهانی رسانه های جدید هستند که کانون بیان فرهنگی و افکار عمومی در عصر اطلاعات است . شبکه ها ساختارهایی باز هستند که می توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند ونقاط شاخص جدیدی را در درون خود پذیرا شوند تا زمانی که این نقاط توانایی ارتباط در شبکه را داشته باشند یعنی مادام که از کدهای ارتباطی مشترک مثل ارزش ها یا اهداف کارکردی استفاده می کنند یک ساختار اجتماعی مبتنی بر شبکه ،سیستم بسیار بازو پویایی است که بدون اینکه توازن آن با تهدیدی روبرو شود توانایی نوآوری دارد. ریخت شناسی شبکه منبع سازمان دهی مجدد بنیادین روابط قدرت است کلیدهایی که شبکه ها را به یکدیگر متصل می کنند ابزار ممتاز قدرت هستند بنابراین قدرتمندان کسانی هستند که کنترل کلیدها را در دست دارند.(castells,2010) (...از آنجاکه اطلاعات و ارتباطات عمدتا از طریق سیستم رسانه ای پراکنده ولی فراگیر به گردش در می آیند،بازی سیاسی به نحو فزایند ه ای در فضای رسانه ها انجام می شود.رهبری در اشخاصی تمرکز یافته است و انگاره سازی به منزله ی قدرت سازی است.این بدان معنا نیست که کل سیاست را می تون به تاثیرات رسانه ای فروکاست یا آن که نتایج سیاسی بر ارزش ها و منافع تاثیری ندارد.ولی بازیگران سیاسی هر که باشند و جهت گیریشان هر چه باشد در بازی قدرتی حضور دارند که از طریق و توسط رسانه ها انجام می شوداین بازی قدرت در کل سیستم رسانه ای که هر روز از تنوع بیشتری برخوردار می شود و شبکه های ارتباط کامپیوتری را نیز در بر می گیرد ،جریان دارد. این حقیقت که سیاست باید در چارچوب زبان رسانه های الکترونیکی قرار گیرد پیامدهای شگرفی برای ویژگی ها ،سازمان و اهداف فرایند های سیاسی،بازیگران سیاسی و نهادهای سیاسی دارد . در نهایت قدرت هایی که در شبکه های رسانه ای حضور دارند،نسبت به قدرت جریان هایی که در ساختار و زبان این رسانه هانهفته است جایگاه ثانوی دارند .در سطحی عمیق تر،بنیان های مادی جامعه،یعنی مکان و زمان در حال دگرگونی است و پیرامون فضای جریان ها و زمان بی زمان سازمان می یابد. کارکردهای مسلط در شبکه هایی سازمان می یابند که به فضای جریان هایی که آنها را در سر تا سر جهان با یکدیگر پیوند می دهد تعلق دارد....).( کاستلز،544:1380) مکان تجلی جامعه است ،از آنجا که جوامع ما دستخوش دگرگونی های ساختاری هستند ،می توان به شکلی منطقی فرض کرد که شکل ها و فرایند های فضایی جدیدی نیز در حال پدیدار شدن است.از منظر نظریه ی اجتماعی،مکان تکیه گاه مادی عملکردهای اجتماعی است که در یک زمان انجام می گیرند. جامعه ی ما پیرامون جریان ها تشکیل شده است؛جریان های سرمایه،جریان های اطلاعات،جریان های تکنولوی،جریان های ارتباط متقابل سازمانی،جریان های تصاویر،صداها و نمادها.جریان فقط یکی از عناصر سازمان اجتماعی نیستند بلکه تجلی فرایند های مسلط بر زندگی اقتصادی،سیاسی و نمادین ما هستند.(کاستلز،1380) فضای جریان ها سازماندهی مادی عملکردهای اجتماعی است که دارای اشتراک زمانی هستند و از طریق جریان ها عمل می کنند.جریان ها به معنای سلسله مبادلات و تعاملات هدفمند ،تکراری و برنامه پذیر میان جایگاه های نقش آفرینان اجتماعی در ساختار های اقتصادی،سیاسی و نمادین جامعه است که از نظر فیزیکی با یکدیگر ارتباط ندارند.(castells,2010) فضای جریان ها به معنای تکیه گاه مادی فرایند ها و عملکردهای مسلط در جامعه اطلاعاتی را می توا ن با ترکیب حداقل سه لایه تشریح کردکه در مجموع فضای جریان ها را تشکیل می دهند.نخستین لایه،نخستین تکیه گاه مادی فضای جریان ها،در واقع توسط مداری از محرک های الکترونیکی ایجاد می شود.(کاستلز،1385) (میکروالکترونیک،مخابرات،پردازش کامپیوتری،سیستم های رادیو تلویزیونی،حمل و نقل سریع که بر تکنولوژی استوارند )به همراه یکدیگر مبنای مادی فرایند هایی را تشکیل می دهند که در شبکه نقش راهبردی دارند.در این شبکه هیچ مکانی به خودی خود وجود ندارد بلکه جایگاه ها به وسیله ی جریان ها تعریف می شوند. دومین لایه ی فضای جریان ها از گره ها و محورها یا بازوهای آن تشکیل می شود .اگر چه منطق ساختاری فضای جریان ها مکان است ،فضای جریان ها بی مکان نیست.این فضا بر مبنای شبکه ی الکترونیک استوار است ولی این شبکه مکان های ویژه ای را به یکدیگر متصل می کند که دارای ویژگی های اجتماعی ،فیزیکی،فرهنگی تعریف شده ای هستند.برخی مکان ها برای مبادله استفاده می شوند یعنی محورهای ارتباطی که نقش هماهنگ کننده را در تعامل روان همه ی اجزای شبکه بازی می کنندسایر مکان ها گره های شبکه یعنی محل انجام امور استراتژیک هستند که مجموعه ای از فعالیت ها و سازمان های مستقر در این مکان را پیرامون کارکردی کلیدی در یک شبکه ایجاد می کنند.واقع شدن در گره ها را مکانی خاص به سراسر شبکه وصل می کند (castells,2010) سومین لایه ی مهم فضای جریان هابه سازمان دهی مکانی نخبگان مدیریتی مسلط اشاره دارد که کارکردهای اصلی که چنین فضایی پیرامون آن تحقق می یابد اعمال می کند.فضای جریان ها تنها منطق مکانی جوامع ما نیست ولی مسلط ترین منطق است،چون منطق مکانی منافع و کارکرد های مسلط در جامعه ماست. .(کاستلز،1385) فضای جریان ها ارتباط نمادین معماری همگون در گره های هر شبکه در سر تا سر جهان را نیز شامل می شود به نحوی که معماری از قید و بند تاریخ و فرهنگ هر جامعه رها می شود و در دنیای شگفت انگیز و خیالی جدید امکانات نامحدود گرفتار می شود .دنیایی که زیر بنای منطقی است که سیستم چند رسانه ای منادی آن است ،فرهنگ موج سواری الکترونیک ،چنان که گویی می توانیم تنها با جهش به فضای فرهنگی بی انتهای جریان های قدرت،همه شکل ها را در هر مکانی که باشند باز آفرینی کنیم.حصر معماری در انتزاع تاریخی مرز رسمی فضای جریان ها است.(کاستلز،1385) فرهنگ مجاز واقعی با سیستم الکترونیکی چند رسانه ای ارتباط دارد ،از دو راه مختلف به دگرگونی زمان در جوامع کمک می کند؛هم زمانی و بی زمانی. از سویی اطلاعات فوری در سر تا سر زمان ،به همراه گزارش های زنده ای که از اقصی نقاط جهان ارسال می شود رخدادهای اجتماعی و جلوه های فرهنگی را قرابت زمانی بی سابقه ای می بخشد. از سوی دیگر،آمیختن زمان ها در یک کانال ارتباطی و به انتخاب بیننده یا طرف ارتباط،به ایجاد امتزاج زمانی می انجامد که در آن نه تنها ژانرها با یکدیگر در می آمیزند بلکه از نظر زمانی نیز در افقی مسطح همزمان می شوند که آن را نه ابتدایی،نه انتهایی و نه ترتیبی است. بی زمانی ابر متن سیستم چند رسانه ای یکی از ویژگی های تعیین کننده ی فرهنگ ماست که ذهن و حافظه ی کودکانی را که در متن فرهنگی جدید آموزش می بینند شکل می دهد.castells.2010)) گفتار دوم :گیدنز و فشردگی جهانی همچنان که گیدنز به درستی اشاره می کند:جهانی شدن را می توان به مثابه افزایش و تقویت روابط اجتماعی در گستره ی جهان تعریف کرد که مناطق جغرافیایی دور از هم را به گونه ای به یکدیگر ارتباط می دهد.رویدادهای واقع شده در یک نقطه بر اتفاقات نقطه دیگر که در فاصله بسیار دور واقع شده اثر می گذارد و بالعکس.( گیدنز،1390) از لحاظ ارتباطات ،جهانی شدن از طریق گسترش شبکه های رایانه،ارتباطات تلفنی،رسانه های وجود داشته باشد،تقریبا به طور آنی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.(ساعی،1389) (....در ارتباط با سازمان ها، روند جهانی شدن از طریق گسترش و رشد شرکت ها،انجمن ها و نهادهایی به پیش رفته است که به مثابه ی شبکه های فرا مرزی نظارتی عمل می نمایند.در خصوص جهانی شدن باید این موارد را در نظر داشت که: 1)جهانی شد ن در نقاط مختلف جهان به یک اندازه تحقق نیافته است. 2)جهانی شدن فرآیند همگون سازی فرهنگی نیست. 3)جهانی شدن اهمیت قلمرو سرزمینی را در سیاست جهانی از بین نبرده است. 4)جهانی شدن را نمی توان در قالب یک نیروی پیش برنده واحد درک کرد. 5)جهانی شدن نوش دارو نیست. ( بیلیس، اسمیت.جلد اول،1388:62 ) از آنجا که زندگی اجتماعی سرعت یافته، فضا کاهش و یا به کلی از بین رفته است.به طوری که ما این وضعیت را در مورد انتقال و دریافت فوری اندیشه ها در سراسر جهان با استفاده از ارتباطات ماهواره ای شاهد هستیم.( Harvey,1982:241) (...گیدنزدر دهه ی 90 جهانی شدن را نتیجه ی پویش مدرنیته تلقی می کند که در بر دارنده ی چیزی است که آن را تکه برداری روابط اجتماعی از طریق فاصله گذاری زمانی-فضایی و استفاده ی بازاندیشانه از دانش می نامد.او بین دوره ی مدرنیته و دوره های پیشین فرق می نهد .در دوره های قبل زمان و فضا همواره به مکان و موقعیت بلا واسطه بازیگران اجتماعی در کنار هم ،پیوند داشتند. در عصر مدرنیته زمان و فضا تهی شده و از آهنگ های خاص زندگی اجتماعی جدا گشته اند؛زمان و فضا بر روی ساعت ها و نقشه ها نشان داده می شوند که اجازه می دهد مستقل از هر گونه موقعیت اجتماعی خاص مورد استفاده قرار گیرند.فاصله گذاری زمان – فضا امکان توسعه ی مکانیسم های تکه برداری را فراهم می آورد که فعالیت های اجتماعی را از زمینه های محلی بیرون آورده و آنها را در سراسر زمان و فضا دوباره سازمان می دهد...).( نش،89:1388) (...به نظرگیدنز دولت-ملت اهمییت خود را در عصر مدرنیته ی جهانی شده،حفظ نموده است.دولت همچنان یک عنصر محوری برای فرایند دموکراتیک شدن باقی می ماند ،حقوق رهایی بخش دارای اهمییت هستندو موضوعات سیاست زندگی به احتمال زیاد به گونه ای فزاینده در عرصه های عمومی و قضائی دولت ها اهمیت خواهند یافت.اما سیاست زندگی در حال حاضر در خارج از دولت برجسته تر است و اغلب به وسیله ی جنبش های اجتماعیفربه ترمی گردد.همچنان که این مسئله در شعار فمنیستی (هر چیز شخصی،سیاسی است)جلوه گر شده است.بنا بر این به عقیده ی گیدنز آنان ممکن است به اشکال جدیدی از سازمان سیاسی متناسب با علایقشان منجر گردند.جنبش های اجتماعی جهانی فرصت های مهمی برای دموکراتیک شدن دولت –ملت و فراسوی آن عرضه می نمایند...).(نش،92:1388) (...گیدنز با طرفداری از یک (واقع گرایی یوتو پیائی)که برای مثال عناصری از قبیل باز توزیع ثروت ،نظامی زدایی،انسانی کردن تکنولوژی و افزایش مشارکت دموکراتیک را در بر می گیرد-و او همه ی آنها را نتایج محتمل الوقوع تغییرات اجتماعی کنونی تلقی می کند...)(نش،94:1388) فصل دوم جهانی شدن گفتار اول:هویت و جامعه ی شبکه ای در عصرجهانی شدن در جهانی اینگونه دستخوش تغییرات مهار نشدنی و حیرت انگیز،مردم از نوحول محور هویت های بنیادین از قبیل هویت های دینی،قومی،سرزمینی و ملی گرد هم می آیند.در این سال های پرفراز و نشیب،بنیادگرایی دینی مسیحی،اسلامی،یهودی،هندو و حتی بودایی احیانا قدرتمندترین نیروی امنیت فردی و بسیج عمومی به شمار می آید. در دنیایی که ثروت،قدرت و تصاویر جریانی جهانی دارند،جستجوی هویت جمعی یا فردی منبع اصلی معنای اجتماعی است. این گرایش تازه ای نیست،چون هویت،بویژه هویت دینی و قومی،واقعی یا برساخته،از سپیده دم جامعه ی بشری همواره سرچشمه ی معنا بوده است.(نش،1388) ساختار جوامع ما به نحو روز افزونی تقابل دو قطبی میان شبکه و خویش شکل می گیرد. مردم هر روز بیش از گذشته معانی خود را نه بر اساس اعمال بلکه براساس هویت خود یا آنچه گمان می کنند هویتشان است سامان می دهند. از سوی دیگر،شبکه های جهانی مبادلات ابزاری،با جریان بی وقفه و تصمیمات راهبردی،افراد،گروه ها،مناطق و حتی کشورها را به صورت گزینشی و بر حسب اهمیتی که در برآورده ساختن اهداف شبکه دارند به کار می گیرند. این امر ناشی از شکاف بنیادین میان ابزارگرایی انتزاعی و عام، و هویت های خاص گراست که ریشه ای تاریخی دارند.(دهقان،1378) بررسی ساختارهای اجتماعی نو ظهور در حوزه های مختلف فعالیت و تجربه انسانی ما را به نتیجه ای فراگیر رهنمون می سازد. به عنوان روندی تاریخی،کارکردها و فرایندهای مسلط در عصر اطلاعات هر روز بیش از پیش پیرامون شبکه ها ساز مان می یابند. شبکه ها ریخت اجتماعی جدید جوامع ما را تشکیل می دهند و گسترش منطق شبکه ای تغییرات چشمگیری در عملیات و نتایج فرایندهای تولید،تجربه،قدرت و فرهنگ ایجاد می کند. درحالیکه شکل شبکه ای سازمان اجتماعی در دیگر زمان ها و مکان ها نیز وجود د اشته است.(کاستلز،1380) (... پارادایم نوین تکنولوژی اطلاعات بنیان مادی گسترش فراگیر آن را در سرتاسر ساختار اجتماعی فراهم می آورد. منطق شبکه ای عزمی اجتماعی ایجاد می کند که مرتبه ی آن از سطح منافع اجتماعی بخصوصی که از طریق شبکه ایجاد شده اند فراتر است. قدرت جریان ها از جریان های قدرت پیشی می گیرد. غیبت یا حضور در شبکه و پویایی هر شبکه در برابر دیگر شبکه ها،منابع حیاتی سلطه و تغییر در جامعه ی ما هستند. جامعه ای که به این ترتیب می توان آن را به درستی جامعه ی شبکه ای نامید که ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است. شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است. نقطه ی اتصال یا گره نقطه ایست که در آن یک منحنی خود را قطع می کند این که نقطه ی اتصال چه چیزی است مشخصا به نوع شبکه های مورد نظر بستگی دارد. شبکه ی جریان مالی جهانی از نقاط اتصال بازارهای بورس و مراکز خدمات جانبی پیشرفته ی آن ها تشکیل شده است. شبکه ها ساختارهایی باز هستند که می توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند و نقاط شاخص جدیدی را در درون خود پذیرا باشند تا زمانی که این نقاط توانایی ارتباط در شبکه را داشته باشند یعنی مادام که از کدهای ارتباطی مشترک،برای مثال از روش ها یا اهد اف کارکردی استفاده می کنند...)(کاستلز،544:1380). (ویژگی های اصلی جامعه شبکه ای که اینک در آغاز هزاره ی سوم علایم آن در گوشه و کنار کره ارض به چشم می خورد به اجمال عبارت است از : 1-اقتصاد اطلاعاتی که در آن بهره وری و رقابت میان شرکت ها و بنگاه های تجاری،مناطق و حوزه های اقتصادی و کشورها،بیش از هرزمان دیگر به معرفت و دانش،اطلاعات،تکنولوژی لازم برای پردازش این اطلاعات،از جمله تکنولوژی مدیریت و مدیریت تکنولوژی،متکی شده است. 2-اقتصاد جهانی که نمی بایست آن را با اقتصاد جهان یکسان پنداشت.پدیداردوم،به معنای اتحاد مبادلات تجاری در سطح جهان،قرنهاست که در جریان است در حالیکه اقتصاد جهانی در مقام یک واقعیت اجتماعی نو دربرگیرنده ی فعالیت های استراتژیک مسلطی است که قادرند در مقام یک واحد به هم وابسته،انواع کار و تکاپوی اقتصادی را در تراز جهانی و مقیاس سیاره ای در زمان واقعی به مورد اجرا درآورند. 3-فعالیت های اقتصادی شبکه ای. این فعالیت ها نوع تازه ای از سازمان و تشکیلات است که مشخصه ی فعالیت اقتصادی جهانی به شمار می آید. تحول در نحوه ی انجام کار و در ساختار اشتغال است)(castells,2010) 4-(...ظهور قطب های متقابل. فرایند جهانی شدن و شبکه ای شدن فعالیت های اقتصادی موجب قوت بخشیدن به تلاش های فردی و تضعیف نهادهای اجتماعی نظیر دولت رفاه می شود. 5-فرهنگ واقعیت مجازی. فرهنگ عصر اطلاعات در چارچوب انتقال نمادها به وسیله ی واسطه های الکترونیک شکل می گیرد. 6-سیاست بر بال رسانه. در فضای مسلط فرهنگ متکی به واقعیت مجازی،بازیگران سیاسی به منظور بقا و حضور در صحنه و تاثیرگذاری بر روند تحولات ناگزیرند از رسانه های حامل نمادهای الکترونیک و به خصوص تلویزیون به صورت تمام عیار بهره برداری کنند. 7-زمان بی زمان و فضای جریان ها. بنیان های مادی جامعه،یعنی مکان و زمان در حال دگرگونی است و پیرامون فضای جریان ها و زمان بی زمان سازمان می یابد...)(کاستلز،17،18:1380) نقش اینترنت و به خصوص شبکه های اجتماعی در اعتراضات مخالفین دولت در کشورهای مختلف از تونس تا سوریه بارها و بارها در رسانه ها مطرح شد ه به گونه ای که در برخی موارد از شبکه های اجتماعی مانند توییتر و فیس بوک با عنوان عامل های انقلاب یاد شده است و اصطلاحاتی مانند انقلاب توییتری یا انقلاب فیس بوکی بر سر زبان ها افتاده است. در این پژوهش سعی بر این است تا به بررسی میزان تاثیر و نقش شبکه های مجازی و اجتماعی در بهار عربی پرداخته شود و به دنبال پاسخ دهی به این مدل سوال های مطرح شده پیرامون تحولات خاورمیانه است. برای پاسخ دهی باید به روند شکل گیری انقلاب ها در کشورهای منطقه و نقطه ی شروع و عطف این انقلاب ها پرداخته شود.نقطه ی شروع تمامی انقلاب های رخداده در منطقه ی خاورمیانه به نوعی یکسان است.در تونس خود سوزی یک جوان میوه فروش ،در مصر ضرب و شتم و قتل یک جوان توسط پلیس مصر،در لیبی دستگیری یک وکیل ،در بحرین قتل یک پسر نوجوان توسط نیروهای امنیتی و در سوریه دستگیری و شکنجه ی گروهی از نوجوانان به دلیل نوشتن شعار بر روی دیوار یک مدرسه باعث شعله ور و شروع اعتراضات مردمی شده است.با نگاهی کلی به بهار عربی می توان گفت که در ایجاد و شروع تمامی انقلاب های عربی ،مردم آن کشورها به دلیل یک اتفاق تصمیم به تغییر گرفته اند.(نیاکوئی،1390) .رسانه های گروهی ،اینترنت،جامعه ی شبکه ای و شبکه مجازی نقش یک رابط را در روند این تحولات ایفا کرده و می کننداعتراضاتی که مردم آغازگر آن بودند با حمایت گروههای مختلف از طریق رسانه های جمعی وسعتی منطقه ای یافت.یکی از مولفه های شبکه های مجازی نمادها هستند که توسط جوانان انقلابی در کشورهای خاورمیانه بالاخص مصر و تونس به کار گرفته شده است.حال باید دید که چگونه این درک سیاسی برای به کارگیری نمادها توسط جوانان انقلابی ایجاد شده است.(کیا،1390) فرهنگ ،نقشی پیچیده و مهم در ایجاد انقلاب و پیامدهای آن دارد.فرهنگ های سیاسی مخالفت،حاصل سلسله ای از عناصر گفتمانی است که به نوبه ی خود برآن عناصراثر متقابل دارد. فرهنگ مخالفت،اغلب در مقابله با دولت ساخته و پرداخته می شود. برای اینکه یک انقلاب اجتماعی موفق شکل بگیرد باید 5 عامل علی با هم ترکیب شوند: 1-توسعه ی وابسته 2-حکومت سرکوبگر ،انحصارگراومتکی به شخص3-شکل گیری وتبلور فرهنگ های سیاسی مقاومت و بحران انقلابی 4-رکود اقتصادی 5-ارتباط باز با نظام جهانی انقلاب های سیاسی ،انقلاب هایی هستند که به کمک بسیج توده ای به وجود آمده اند و تحول سیاسی قابل توجهی را در پی دارند.(فوران،1382) جامعه ی شبکه ای محصول همگرایی سه فرایند تاریخی مستقل است.این سه فرایند عبارتند از:انقلاب اطلاعات که ظهور جامعه شبکه ای را امکان پذیر ساخت،تجدید ساختار سرمایه داری واقتصاد متکی به برنامه ریزی متمرکز از دهه 80 به این سو با هدف غلبه بر تعارض های درونی این دو نظام و نهضت های فرهنگی دهه 60ودنباله های آن در دهه 70،یعنی نهضتها و جنبشهایی مانند فمنیسم وطرفداری از محیط زیست.(کلانتری،1389) ویژگیهای جامعه ی شبکه ای عبارت است از: (...1-اقتصاد اطلاعاتی که در آن بهره وری و رقابت میان شرکتها و بنگاههای تجاری ،مناطق وحوزه های اقتصادی و کشورها ،بیش از هر زمان دیگر به معرفت و دانش ،اطلاعات ،تکنولوژی لازم برای پردازش این اطلاعات ،از جمله تکنولوژی مدیریت و مدیریت تکنولوژی متکی شده است. 2-اقتصاد جهانی که نمی باید آن را با اقتصاد جهان یکسان پنداشت.پدیدار دوم به معنای انحائ مبادلات تجاری در سطح جهان ،قرنهاست که در جریان است و امری نوظهور به شمار نمی آید در حالیکه اقتصاد جهانی در مقام یک واقعیت اجتماعی نو در درونی ترین هسته های شکل دهنده ی خود در بر گیرنده ی فعالیتهای استراتژیک مسلطی است که قادرند در مقام یک واحد به هم وابسته ،انواع کار و تکاپوی اقتصادی را در ترازجهانی ومقیاس سیاره ای در زمان واقعی به مورد اجرا در آورند.اقتصادهای ملی،منطقه ای و محلی در نهایت متکی به دینامیسم این نوع اقتصاد جهانی هستند واز طریق شبکه های اطلاعاتی و بازارها بدان وابسته اند .این اقتصاد جهانی است.بدین معنی که عوارض و محصولات آن در سرتا سر کره زمین پدیدار است.castells,2010)) 3-فعالیتهای اقتصادی شبکه ای.این فعالیتها نوع تازه ای از سازمان و تشکیلات است که مشخصه فعالیت اقتصادی جهانی به شمار می آید .این نوع سازمان به تدریج منطق خاص خود را بسط می دهد و بر دیگر سازمانها و تشکیلات سلطه پیدا می کند .این شبکه یا متشکل است از بخشهایی از شرکتها و موئسسات و بنگاههای مختلف و یا از رهگذر تقسیمات درونی در یک بنگاه بزرگ پدید می آید.از نمونه های موجود این شبکه می توان به شرکتهای چند ملیتی ،اتحادهای استراتژیک میان موسسات بزرگ ،شبکه فعالیتهای اقتصادی وتجاری که به وسیله دولتها تمشیت می شوند و ارتباطات میان بنگاههای خصوصی ،شبکه های تولید و توزیع مواد مخدر و کالاهای قاچاق و شبکه فعالیتهای اقتصادی دولتی ،اشاره کرد. ساختارهای گسترده صنعتی یا اداری میان کارگر و کارفرما یا رئیس و مرئوس برقرار بود اکنون جای خود را به روابط به مراتب قابل انعطاف تر در محدوده های با حجم کوچک تر از حیث شمار افراد تحت اشتغال داده است...)(کاستلز،17:1380) (....5-ظهور قطب های متقابل.فرایند جهانی شدن وشبکه ای شدن فعالیتهای اقتصادی موجب قوت بخشیدن به تلاشهای فردی و تضعیف نهادهای اجتماعی نظیر اتحادیه های کارگری و یا دولت رفاه می شود.این تحولات به نوبه خود تقابل میان آنان که به اطلاعات دسترسی دارند و از توانایی بهره مندی از آن برخوردارند و کسانی را که در چنین موقعیتی قرار ندارند افزایش می دهدو در افراطی ترین شکل خود به ظهور گروههای بزرگ از افراد کاملا به حاشیه رانده شده و طرد شده از اجتماع اطلاعاتی منجر می شود. 6-فرهنگ واقعیت مجازی.فرهنگ عصر اطلاعات در چارچوب انتقال نمادها به وسیله ی واسطه ها ی الکترونیک شکل می گیرد.این واسطه های متنوع با مخاطبان گوناگونی سر و کار دارند و مجموعه هایی غنی از حیث محتوای نمادین و در قالب متون الکترونیک در اختیارشان قرار می دهند .به این ترتیب این فضای مجازی ،حاوی اطلاعات متکثر و متنوع به صورت بخشی از واقعیت اجتماعی عصر جدید درمی آید و فضای اصلی تعامل های معرفتی را کم و بیش در اختیار می گیرد. 7-سیاست بر بال رسانه .در فضای مسلط فرهنگ متکی به واقعیت مجازی ،بازیگران سیاسی به منظور بقا و حضور در صحنه و تاثیر گذاری بر روند تحولات ناگزیرند از رسانه های حامل نمادهای الکترونیک و به خصوص تلویزیون به صورت تمام عیاربهره برداری کنند .پیامی که در عرصه سیاست و از طریق رسانه های الکترونیک انتقال پیدا می کند به اقتضای ماهیت رسانه و انباشت اطلاعات و داده ها ،به صورتی ساده به خود می گیرد.موثرترین ابزار فعالیت سیاسی در این صحنه بهره گیری از پیامهایی با محتوای منفی است و موثرترین پیامهای منفی عبارتند از:آنچه که بر افشاگریها ،بازگویی رسواییهای اخلاقی و مالی ،برجسته کردن فقدان مشروعیت سیاسی و نقاط ضعف دیدگاههای رقیب تاکید دارند.castells,2010)) 8-زمان بی زمان و فضای جریان ها.در جامعه ی شبکه ای مفاهیم زمان و مکان معانی تازه ای پیداکرده اند که با معانی سنتی آن در جوامع ماقبل مدرن و یا حتی صنعتی تفاوت دارد.انتقال آنی اطلاعات،داده ها و سرمایه ها و امکان ارتباط همزمان میان افراد در نقاط مختلف عملا فواصل زمانی را از میان برداشته است و نظم طبیعی دوران قدیم یا چارچوب های مکانیکی جهان صنعتی را به کلی دگرگون ساخته است.مکان نیز به نوبه ی خود با مفهوم دسترسی یا عدم دسترسی به اطلاعات و ابزار انتقال و پردازش آن ارتباط پیداکرده است.و به این اعتبار،حضور در مکان معنای تازه ای به خود گرفته که می تواند تعیین کننده ی ارتباط و اتصال شخص به جامعه شبکه ای یا طرد و حذف او از این مکان فراگیر و در عین حال انحصاری به شمار آید...).(کاستلز،1380: 18) جامعه ی شبکه ای با مشخصه ای که از آن برشمرده شد در ساختار و کارکردهای غالب خود حول شبکه ها و جریان های شکل گرفته که نمود ظاهر آن کاپیتالیستی است اما این نوع سرمایه داری جدید به کلی با آنچه که در عصر تمدن صنعتی ظهور یافته بودتفاوت دارد. سرمایه داری عصر فراصنعتی متکی به نوعی دینامیسم درونی است که مرزی و حدی را بر نمی تابد.از انعطاف زیاد بر خوردار است و فرصت طلب و گسترش پذیر و بسط یابنده و در عین حال متکی به منطق شبکه است .هر شبکه از شماری نقاط اتصال یا گره ،مشابه سیناپسهای سلسله اعصاب تشکیل یافته که سرمایه در میان آنها جریان مییابد و کنترل بر شبکه از طریق آنها اعمال می شود .حضور این پدیدار در صحنه جهانی ،عالم را به دو قطب کلی،اعضای شبکه و محرومان از عضویت در شبکه،تقسیم می کند.در حالیکه گروه دوم به تدریج در مسیر نابودی و انقراض رانده می شوند،هرچند که در این مسیر احیانا به حرکاتی تند و خشن برای جلوگیری از فنا توسل می جویند،گروه نخست،به صاحبان قدرت و کنترل کنندگان واقعی نظم امور بدل می گردند.castells,2010)) دینامیسم درونی جامعه شبکه ای مستمرا در کار شکل دادن روابط درونی این شبکه است و در این مسیر با پیروی از منطق شبکه دایما در کار مرز شکنی و فراروی از چارچوب های موجود و استقرار نهادهای فراگیرتر خواهد بود.برخی از جنبه های عملکرد منطق شبکه چنینند : ریخت شناسی صور اجتماعی و معماری ساختار شبکه به گونه ای سیال دایما و دمادم در حال تطور است و مستمرا اشکال تازه ای را به ظهور می رساند. در درون شبکه سرمایه با سرعت و در حجم زیاد ازنقطه ای به نقطه ی دیگر منتقل می شود و تفاوت ها و کنترل های محلی را بی اثر می سازد با نیروی انسانی موجود در شبکه تفرد پیدا می کند و به صورت هویت های قابل تعویض در می آید.بخش ها و مناطق صاحب اهمیت و افراد واجد پیوندهای استراتژیک با شبکه،فعال می شوند و بخش های کم اهمیت و افراد فاقد پیوند از فعالیت باز می مانند.اما شاید مهمترین جنبه ی منطق درونی شبکه آن است که شرایطی را به وجود می آورد که تحت آن بسیاری از امور که در فضای متعارف و غیر شبکه ای از ماهیتی یگانه نیز برخوردار بودند.به گونه ای متناقض نما خصلتی دوگانه پیدا می کنند.برای تمشیت امور جامعه شبکه ای می باید از مدلهای تازه ی دموکراسی و مشارکت در سطح بین المللی بهره گیری کرد.castells,2010)) در عصر اطلاعات ،سه عنصر اقتصاد،جامعه و فرهنگ بر آن است که همه جهان جدید به صورت یک شبکه در آمده که بافت اصلی آن را اطلاعات و ارتباطات الکترونیک تشکیل می دهد.در درون شبکه ،به استثنای یک گروه از نخبگان جهان وطن،دیگران کنترل خود را بر زندگی خویش و محیط اطراف از دست داده اند یا با سرعت در حال از دست دادن هستند . یک قانون شناخته شده در حوزه تطور اجتماعی از بروز مقاومت در مقابل تحمیل سلطه سخن می گوید،از ظهور هویتهای مقاومت در هیات جمعهای دینی ،فرهنگی،قومی و محلی که از آن ها با عناوین (هویت مشروعیت بخش)،هویت مقاومت و هویت برنامه ای یاد می شود.که هویت نوع اول در درون حکومتها یا دولتهای ملی ایجاد می شود و زمینه را برای ظهور جامعه مدنی آماده می سازد . نوع دوم هویت که ناشی از نوعی احساس طرد شدن است به ایجاد جمعیتها و جماعتهایی با گرایشهای خاص منجر می شود .سومین نوع هویت سبب ظهور کنشگران اجتماعی می شود که به نحو دسته جمعی عمل می کنند و از آنان به اصطلاح سوژه ی اجتماعی یاد می شود .اینان برنامه ی بر ساختن هویت های تازه ای را به مورد اجرا در می آوردند که می تواند اشکال کاملا متنوع از ارتجاعی ،محافظه کار و واپس گرا تا مبارزه جو ،جزم اندیش ،فرقه گرا و پیشرو به خود بگیرد.(نش،1388) (...نخستین گام های تاریخی جوامع اطلاعاتی ،اهمیت هویت به عنوان اصل سازمان دهنده را به وجه بارز این جوامع بدل ساخته است.هویت فرایندی است که یک کنشگر اجتماعی به وسیله ی آن خود را می شناسد و عمدتا بر مبنای یک خصیصه یا مجموعه ای از خصایص فرهنگی،و بدون اشاره به سایر ساختارهای اجتماعی ،معنا را می سازد .احراز هویت الزاما نه به معنای ناتوانی در ایجاد ارتباط با هویت های دیگر است و نه به معنای ناتوانی برای در بر گرفتن کل جامعه در چارچوب چنین هویتی. روابط اجتماعی نسبت به دیگران و بر اساس آن دسته از خصیصه های فرهنگی تعریف می شوند که هویت را مشخص می کنند . سیستم های اطلاعاتی و شبکه سازی ،قدرت انسانی سازمان و انسجام را افزایش می دهد ،همزمان نوعی مفهوم سنتی غربی فاعل مستقل و جدا را متزلزل می کند .گذار از تکنولوژی مکانیکی به تکنولوژی اطلاعاتی به تضعیف مقوله های حاکمیت و خود کفایی کمک می کند...)(کاستلز،1380: 51) گفتار دوم:رسانه های جمعی در شرایط جهانی شدن مفهوم شبکههای اجتماعی که نخستین بار در سال 1940 در انسان شناسی مطرح شد اکنون شبکههای اجتماعی مجازی اغلب سرویس هایی مبتنی بر وب هستند که سرویس های آنلاین، پلت فرمها یا سایت هایی را شامل میشوند که افراد نظرات و علاقمندی های خود را در آنها بیان کرده و با دیگران به اشتراک میگذارند. سرویس های آنلاین به آفرینش کنش آنلاین پرداخته و همچنین تقویت تعامل کنش آنلاین و آفلاین امکان شبکه سازی اجتماعی، آشکارگی سرکوب و در نتیجه کاهش توان سرکوب گری حکومت ها بر اثر مکانیزم افشاسازی ناشی از ارتباطات در شبکه های مجازی که تعاملی چند سویه دارند و همچنین باز نشر دوباره اطلاعات و اخبار را دارند که هر کاربر این نقش را ایفا می کند در واقع شبکه ها ساختارهای بازی هستند که می توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند و نقاط شاخص جدیدی را در درون خود پذیرا شوند تا زمانی که این نقاط توانایی ارتباط در شبکه را داشته باشند یعنی مادامی که از کدهای ارتباطی مشترک استفاده کنند در واقع می توان بیان نمود که ساختار اجتماعی مبتنی بر شبکه، سیستم باز و پویایی است که، بدون اینکه توازن آن با تهدیدی روبرو شود توانایی نوآوری دارد. شبکه ها ابزار مناسبی برای فعالیت های مختلف هستند، شبکه ریخت جدید جوامع ما را تشکیل می دهند و گسترش منطق شبکه ای تغییرات چشم گیری در فرآیندهای تولید، تجربه، قدرت و فرهنگ ایجاد می کنند. Castells,2010)) (...در حالی که شکل شبکهای سازمان اجتماعی در دیگر زمانها و مکانها نیز وجود داشته است، پارادایم نوین تکنولوژی اطلاعات بنیان مادی، گسترش فراگیر آن را در سرتاسر ساختار اجتماعی ایجاد میکند. این منطق شبکهای عزمی اجتماعی ایجاد میکند که مرتبهی آن از سطح منافع اجتماعی به خصوصی که از طریق شبکهها بیان شدهاند فراتر است. قدرت جریانها از جریانهای قدرت پیشی میگیرد، غیبت یا حضور در شبکه و پویایی هر شبکه در برابر دیگر شبکهها، منابع حیاتی سلطه و تغییر در جوامع ما هستند. جامعهای که به این ترتیب میتوان آن را به درستی جامعهی شبکهای نامید که ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است...)(کاستلز، 1385ص544). اما این تکنولوژی که اثر بخشی خود را بر زندگی امروز بشر گذاشته است به 2 دسته تقسیم می شود : وب1 : در فضای که در حوزه وب1 در اختیار مخاطب می باشد تعامل در سطح اندکی می باشد و خود را از پذیرندگی محض رها می سازد البته این فضای تعامل محدود نیز به صورت مدیریت شده و کنترل شده عمل می کرد که وبلاگ ها از نمونه های بارز آن هستند که در آن مدیر وبلاگ می توانست در گذاشتن کامنت دخالت کند. وب2 : در تکنولوژی وب2 که نمونه های بارز آن را می توان فیس بوک، یوتیوب، توییتر ... نام برد، وجه تعامل مخاطبان بسیار پررنگ تر است در این جا محتوا عمدتاً در اختیار مخاطبان است در واقع تفاوت عمده بین "وب 1" و "وب2" قدرت بالای مخاطبان هست در واقع قدرت مخاطبان، تعاملی بودن، چند مرکزی بودن و فاقد نظارت بودن در وب2 آن را دارای قدرت برتری نسبت به وب1 می نماید که نمونه بارز آن را در تحولات اخیر که به خیزش های عربی یا انقلاب اینترنتی معروف شد، شاهد هستیم. در وب2 مدیران تنها می توانند با وضع قوانین در روند شکل گیری محتوا اثر گذار باشند.(ابراهیم آبادی،1388) در همین حوزه هست که شاهدیم با رشد وب2 و همچنین رشد ابزارهای ارتباطی و کوچک شدن، همگانی شدن و عمومی شدن کاربری ابزارهای فوق شاهد ظهور مفاهیمی چون شهروند ی روزنامه نگار شهروند، و شهروند خبرنگار می باشیم که به عنوان نمونه مفهوم شهروند را اشاره می کنیم، که شبکه های مجازی به عنوان ابزاری به کمک شهروندان آمده و مدل جدیدی از شهروندی و فعالیت مدنی را به نمایش گذاشته است که نمونه بارز این مفهوم پیام را در یک سال اخیر در تحولات خاورمیانه شاهدیم، شهروندان به کمک ابزاری به نام شبکه های مجازی و رسانه های نوین به " دیده بان"، "ناظر" تبدیل می شوندو نقش فعال در حیات سیاسی، اجتماعی و سرنوشت خود بر عهده می گیرند. .(زیزی پاپا چریسی 2009) ویژگی های شبکه های مجازی را در وب2 می توان به این شکل بر شمرد:
وب که شبکه های مجازی بر بستر آن قرار دارد موجب در نوردیدن مرزهای ملی، هویت ها و ارزش ها شده است و قدرت دولت ها را کم اثر ساخته و ارتباطات انسانی را گسترش داده است و گروه های مختلف انسانی را در جوامع مختلف در ارتباط با یکدیگر قرار داده است رابطه در فضای سایبر در موقعیت خصوصی صورت می گیرد و از این جهت نوعی گمنامی و ناشناسی را برای فرد فراهم می آورد. فضاهای مجازی در معرفی جنبش های اجتماعی گوناگون در مقابل دولت های ملی نقش مهمی را ایفا می کنند و به کمک فضاهای مجازی دیگر مخاطب منفعل نیست که فقط نظاره گر صرف محتوای برنامه های رسانه ای باشد بلکه قدرتی کسب کرده تا به سرعت به محتوای موجود باز خورد نشان دهد و در نحوه تولید محتوا تاثیر گذار باشد و حتی خود به تولید محتوا بپردازد به واسطه امکانات گروه ها و جنبش هایی که سابقاً قادر به بازنمایی خود و مشارکت در تولید محتوا در رسانه نبودند و توسط قدرت موجود به حاشیه رانده شده بودن تا حدی توانسته اند صدا و حضور خود را قابل شنیدن کنند همین مسئله را در یک سال اخیر در تحولات خاورمیانه عربی شاهدیم که گروه هایی همچون اخوان المسلمین در مصر، النهضه در تونس، گروه هایی چون جوانان جویای کار در این منطقه، که سال ها به حاشیه رانده می شدند از طریق همین فضا صدای خود را قابل شنیدن کردند . در واقع از فضاهای مجازی به عنوان ابزاری برای نشر و گسترش فعالیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود استفاده کنند و از این طریق توانستند خود را متجلی سازند و بسیاری از سیاست های حاکمان را به چالش و در برخی از کشورهای خاورمیانه عربی حاکمان را سرنگون نمایند.(سلطانی فر،1390) میتراوواتس در بررسی خود در رابطه با اینترنت و حضور ("صدا") گروهای اجتماعی "نظریه صدا" را مطرح می کند که بر این واقعیت تاکید می کند که گروهای خاموش جامعه در واقع وسیله ای ندارند تا صدای خود را به خارج از گروه برسانند اینترنت امروز توانسته این امکان را برای تمانی افراد فراهم سازد تا صدایی داشته باشند (rasaneh.ir) افزایش مشارکت مدنی در نظرگاههای سیاسی آنلاین، وبلاگها و فضاهای عمومی آنلاین همانند فیس بوک، توییتر، یوتیوب، حاکی از شکلگیری اشکال جایگزین فعالیت سیاسی است. برخلاف اشکال سنتی فعالیت سیاسی از قبیل مشارکت در امور اجتماعی محلی، همکاری با سازمانهای محلی و ملی، فعالیتهای داوطلبانه و رأیدهی، این اشکال جدیدتر فعالیت مدنی به جمعی از افراد دارای حق رأی اشاره میکند که در پی شیوههای نوآورانه و نوین برآورده کردن الزامات مدنی است. بنابراین، فناوریهای اطلاعاتی ارتباطی به منزله ابزاری قلمداد میشوند که راهاندازی مجدد فعالیت مدنی از طریق آنها امکانپذیر است Rasaneh.org)) بهویژه، وبلاگها، ویلاگها (بلاگهای ویدئویی) و درگاههای مشابه ارائه محتوا، به شهروندان عادی امکان میدهند تا به طور مستقیم، که پیشتر در دموکراسیهای نمایندگی میسر نبوده است، در حوزه عمومی مشارکت کنند. بیاعتمادی فزاینده به اشکال متداول مشارکت سیاسی همراه با کاربردهای نوآورانه از فناوریهایی که دائماً در حال پیشرفت هستند، نشان میدهد که مدلهای جدیدی از شهروندی یا فعالیت مدنی در حال ظهور است. این مدلهای جدید، نمایانگر نوعی از دموکراسی مبتنی بر نمایندگی هستند که با فرصتهای ارتباطی مستقیم ادغام شدهاند و نوعی جهش یا انحراف از مدل سنتی نمایندگی دموکراتیک را به تصویر میکشند. (Zizi Papacharissi , 2009) دانشوران از اصطلاحات مختلفی برای اشاره به این دگرگونیها استفاده میکنند که از شهروند دیدهبان شادسون (1998) گرفته تا پلورالیسم تسهیل شده بیمر (1998) یا مدلی از بازنمایی مستقیم که اخیراً کلمن (2005) آنرا پیشنهاد کرده است، در بر میگیرد. ویژگی مشترک تمامی این مدلها این است که به شهروندان معمولی امکان دهیم تا از طریق شبکه های مجازی به طور بالقوه به یک "دروازهبان" یا "ناظر" تبدیل شوند و سرمایه اجتماعی را که پیشتر در اختیار رسانههای جریان غالب بود، به خود تخصیص دهند(Zizi Papacharissi , 2009). گفتار سوم:انقلاب ها در عصر جهانی شدن به نظر جان فوران که از جمله جامعه شناسان تحلیل گر در حوه ی خاورمیانه و امریکای لاتین است:انقلاب تاریخ طولانی را پشت سر گذاشته است اما به نظر نمی رسد که در مناطقی مانند ساحل غربی رود اردن و غزه ،مکزیک،الجزایر یا پرو به پایان رسیده باشد شاید هم انقلاب در بسیاری مناطق دیگر همچون مصر ،زئیر پشت دروازه هایشان باشد شاید گفتمان انقلاب در حال تغییر است ،ممکن، خاستگاه ها و کانون های بین المللی در حال جا به جایی باشد ،شاید کنشگران و فعالان انقلاب در حال عوض شدن هستند.در هر حال انقلاب تا پایان تاریخ با ما خواهد بود .چیزی که هست -به فرض فوکویاما -از نظر پنهان است.انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ی وسایل و هدف های آنها ،واستحاله های اجتماعی و سیاسی چشمگیری که در ضمن و در پی بسیج نیروهای توده ای روی می دهد ،تعریف می کنند.(فوران،1382) انگاره ی انقلاب دو فرایند را با هم در می آمیزد که با هم موازی هستند و فقط گاهی اوقات با هم کنش متقابل دار ند :یکی ستیز نخبگان و دیگری حرکتهای گاه به گاه توده ی مردم است.بسیج توده ای اغلب هنگامی روی می دهد که بین نخبگان ستیزه ی شدید وجود دارد .کنش توده ای فقط هنگامی پیامدهای ساختاری دارد که غیر نخبگان بتوانند بر جریان ستیزه ی نخبگان اثر بگذارند وگرنه پیامد ساختاری آن قابل پیش بینی نیست. تاثیرهای ساختاری بلند مدت کنش انقلابی توده ای را می توان با مقایسه ی مبانی سازمانی قدرت نخبگان در قبل و بعد از انقلاب و شکل های سلطه ی سیاسی و بهره کشی اقتصادی نخبگان از غیر نخبگان ارزیابی کرد .(فوران،1382) ستیز نخبگان ،غیر نخبگان را به قیام تشویق می کند و بر نتایج ساختاری کنش انقلابی توده ای تاثیر قطعی دارد .غیر نخبگان هم مانند نخگان نمی خواهند تیشه به ریشه ی خود بزنند وبه دنبال آنندکه از چند و چون ساختارها و ستیزه های اجتماعی آگاه شوند تا بدانند کی و کجا بسیج آنها اثر بخش است.آنها هم مانند نخبگان ،ممکن است در بازخوانی ساختار اجتماعی دچار اشتباه شوند و در شرایط غیر معمول محلی گشایش های چشمگیری را ببینند. هر انقلاب در دراز مدت بر حسب این نکته متبلور می شود که نخبگان و غیر نخبگان تا چه اندازه در ناتوان کردن ویا در دستیابی به سازو کارهای شبه دولتی در سلطه و قبضه کردن کنترل از نخبگان شکست خورده،موفق می شوند.(کوهن،1388) در بررسی انقلاب های جهان سوم و خاورمیانه با یکسری مولفه های اصلی مواجه می شویم که بیشترین تاثیر را در تبیین انقلاب های این منطقه دارند که شامل : 1-توسعه وابسته که منظور از آن فرایندی است که به صورت رشد در درون محدودیت ها مشخص می شود 2-حکومت سرکوبگر ،انحصارگراومتکی به شخص که اغلب با توسعه ی وابسته همراه است،سرکوب نیروهای طبقه ی پایین وکنار زدن طبقه ی متوسط بالنده و نخبگان اقتصادی را در مشارکت در امور سیاسی در پیش می گیرد. 3-شکل گیری / تبلور فرهنگ های سیاسی مقاومت 4-بحران انقلابی همراه با رکود اقتصادی 5-ارتباط باز با نظام جهانی یعنی امکان نفوذ خارجی. (فوران ،1382) انقلاب اطلاعات نقش های مختلفی که بازیگران در عرصه روابط بین الملل ایفا می کنند را متحول کرده است.انقلاب اطلاعات نقش و عملکرد دولت ها و سیاستگذاران آنها را به چهار شیوه ی عمده تغییر داده است. نخست اینکه :حکومت ها به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند . فلج ناشی از فزونی اطلاعات خطری واقعی است و حکومت ها وسیاست گذاران باید میان اطلاعاتی که اهمییت دارد و آنچه که چنین نیست تمیز قائل شوند. این مشکل ،مسئله جدیدی نیست .به گونه ای که مقامات امریکایی پیش از وقوع حادثه پیام هایی را شنود کرده بودند که درباره طرح ژاپن برای حمله به بندر پرل هاربر بود. دوم:شبکه های جهانی به این معناست که فرایند تصمیم گیری می تواند متمرکز یا غیر متمرکز باشد. حکومت ها معمولا دارای فرایند تصمیم گیری متمرکز هستند که سبب کاهش اهمییت سفرا و سفارتخانه ها می شود .سفارتخانه ها اطلاعات را گرد آوری و به پایتخت های کشور متبوع خود ارسال می کنندو در عین حال بیشتر مشغول ایفای وظایف نمایندگی هستند .رهبران سیاسی گاهی وسوسه می شوند در امور جزئی دخالت کنند یا در مذاکرات اقتصادی در اقصی نقاط جهان شرکت کنند .البته دلیل چنین امری این نیست که آنها بر اساس اصول و منطق باید چنین کنند بلکه دلیل اصلی این است که آنها می توانند ،اما در شرکت ها فرایند تصمیم گیری،به جزئ در موارد بسیار مهم ،غیر متمرکز است.(کاستلز،1384) سوم:شبکه های جهانی انحصار حکومت ها بر اطلاعات را از بین می برند .شرکت ها،روزنامه گار ان و سازمان های غیر دولتی در بیشتر موارد از دولت ها اطلاعات بیشتر و به هنگام تری دارند.سیاستگذاران همانند دیگران برای کسب اطلاعات و تحلیل ها به شبکه بی بی سی و سی ان ان اتکا می کنند. چهارم:شبکه های جهانی منجر به ایجاد شفافیت برای همه می شوند و بنابراین سبب می شوند مسئله مقابله با موضوعات جهانی مانند گرم شدن هوای زمین برجسته شده و مورد تاکید قرار گیرد و به این وسیله کشورها نتوانند به صورت یکجانبه درباره مشکلاتی که جهانی هستند تصمیم گیری کنند.(کاستلز،1384) یکی از پیامدهای شکل گیری شبکه های جهانی ،پیدایش سازمان های غیر دولتی به عنوان بازیگران قدرتمند است.نخستین بهره گیری از شبکه های جهانی سازمان دهی عظیم خبری،مانند بی بی سی و سی ان ان بودند که برای مخابره تحولات جهانی و تاثیر گذاری بر آنها از این شبکه ها استفاده می کردند. از آن مهمتر ،جهانی شدن ،گسترش سازمان های غیر دولتی را در سراسر جهان سرعت بخشید . شبکه های جهانی سازمان های غیر دولتی را قادر می سازد اطلاعات لازم را برای سازمان دهی مردم و گروه هایی که با اهداف آنها همدل بودند تولید و منتشر نمایند تا این سازمان ها بتوانند به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کنند.(مشیرزاده،1386) انقلاب اطلاعات سیاستگذاران را مجبور می کند نقش های جدیدی بپذیرند ،سیاست ها و نهادهای حکومتی جدیدی ایجاد کنند تا بتوانند با شبکه های جهانی تعامل کنند. شبکه های جهانی نه تنها سازمان های دولتی ،بلکه افراد را نیز قدرتمند می کند .فناوری های جدید ممکن است اطلاعات خصوصی افراد را مورد تهدید قرار دهد و نفوذ گران (هکرها)می توانند ویروس های رایانه ای را به وسیله شبکه اینترنت در سراسر جهان پخش کنند و در نتیجه شبکه ها را ناتوان و زمین گیر کنند. شبکه های جهانی ،حفظ اطلاعات و حریم خصوصی افراد را دشوار کرده اند .در عین حال این شبکه ها به افراد قدرت تحقق اهداف مثبت یا منفی را نیز اعطا کرده اند. چهار عرصه ی حقوقی و سیاسی را که بیشترین تاثیر پذیری را از انقلاب ارتباطات و شبکه ها پذیرفته اند: افراد ، محتوای شبکه ها ، زیر ساخت های ارتباطات جهانی ، قواعد و مقررات جهانی.(بیلیس،اسمیت،1208:1388) شبکه های جهانی ،انقلابی در عرصه دیپلماتیک و نظامی ایجاد کرده اند که شامل گرد آوری و تحلیل اطلاعات؛فرایند تصمیم گیری و به راه انداختن جنگ است. شبکه های جهانی ،شبکه های دیجیتالی که در سراسر جهان گسترش دارند و امکان ارتباطات صوتی و اطلاعاتی را فراهم می کنند که به شاه راه ها ی جهانی اطلاعات معروف می باشند.شبکه ها ی جهانی ارتباطات نیروی محرک و پیش برنده ی فرایند جهانی شدن هستند.این شبکه ها سیاستگذاران را مجبور می کنند خود را با چالش های جدید روابط بین الملل تطبیق دهند.فقط کافی نیست گفته شود شبکه های جهانی و اینترنت (همه چیز را تغییر خواهند داد)ما باید مشخص کنیم چه تغییراتی موج های کوتاه مدت هستند و فقط از افزایش اطلاعات ناشی شده اند و چه تغییراتی بیانگر تحولات بنیادین در نحوه تعامل مردم،سازمان ها و دولت ها با یکدیگر است.شبکه ها ی جهانی شدت وسرعت تعاملات را افزایش داده است.( بیلیس، اسمیت.جلد دوم،1209:1388) گفتار چهارم:ظهور اینترنت و شبکه مجازی در عصر جهانی شدن (...در دهه 70،پارادایم تکنولوژیک جدیدی که بر محور تکنولوژی اطلاعات سازماندهی شده بود درامریکا شکل گرفت.تاکید بر ابزار های فردی،تعامل،شبکه سازی و جستجوی پیشرفتهای جدید تکنولوژیک گسستی آشکار از سنت محتاطانه دنیای شرکتها بود.انقلاب تکنولوژی به گونه ای نیمه آگاه از طریق فرهنگ مادی جوامع ما روحیه آزادی خواهانه را رواج داد که در جنبش های دهه ی 60 شکوفا شد.زمانی که تکنولوژی نوین اطلاعات رواج یافت و توسط کشورها ،فرهنگ ها،سازمان هاو اهداف گوناگون به خدمت گرفته شد در همه ی کاربردها رشدی انفجار گونه یافت. ایده ی اینترنت که در دهه ی 60 توسط وزارت دفاع امریکا در دوران جنگ سرد مطرح شد .معماری شبکه ای بود که از هیچ مرکزی قابل کنترل نیست و از هزاران شبکه کامپیوتری مستقل تشکیل شده است که راههای بسیاری برای برقراری ارتباط و پشت سرنهادن موانع الکترونیک در اختیار دارند..).(کاستلز،33:1388) شبکه ی اینترنت ستون فقرات ارتباطات کامپیوتری جهانی در دهه ی 90 است چرا که به تدریج بیشتر شبکه ها را به یکدیگر متصل کرد . نقطه ی آغاز اینترنت ،به کار یکی از نو آورترین نهادهای پژوهشی دنیا باز می گردد:سازمان پروژه های ییشرفته وزارت دفاع آمریکا و اروپا .وقتی در اواخر دهه ی 50 پرتاب نخستین سفینه اسپوتینگ زنگ خطر را برای موسسات تکنولوژی پیشرفته ی نظامی امریکا به صدا در آورد،اروپا دست به ابتکاراتی زد که برخی از آنها تاریخ تکنولوژی را دگرگون ساخت .یکی از این استراتژی ها که از پروراندن ایده ی پل باران در شرکت رند ایجاد شد .طراحی سیستم مخابراتی ای بود که در برابر تهاجم هسته ای آسیب نا پذیر باشد.این سیستم بر اساس تکنولوژی ارتباطی انتقال بسته ای ،شبکه را از مراکز کنترل و فرماندهی بی نیاز کرد و به نحوی که واحد های پیام می توانستند مسیر خود را در طول شبکه پیدا کنند و در هر بخشی از شبکه قابل تبدیل دوباره به پیامی منسجم باشند.castells,2010)) وقتی بعدها تکنولوژی دیجیتال بسته بندی انواع مختلف پیام ها،از جمله صداها ،تصاویر و داده ها را امکان پذیر ساخت ،شبکه ای ایجاد شد که می توانست همه انواع نمادها را بدون استفاده از مراکز کنترل منتقل کند .جهان شمولی زبان دیجیتال و منطق کاملا شبکه ای سیستم ارتباطی زمینه های تکنولوژیک ارتباط افقی و جهانی را فراهم کرد .علاوه بر این ،معماری این تکنولوژی شبکه ای به گونه ای است که سانسور یا کنترل آن بسیار دشوار است .تنها راه کنترل شبکه وارد نشدن به آن است،و مبادرت به این عمل برای هر سازمان یا نهاد ،وقتی این شبکه فراگیر شود و همه انواع اطلاعات را در سرتاسر جهان انتقال دهد،معادل است با پرداخت یک تاوان بزرگ.(کاستلز،1388) فرایند شکل گیری و انتشار اینترنت و شبکه های ارتباط کامپیوتری وابسته به آن در ربع قرن گذشته ساختار رسانه ی جدید را در معماری شبکه ،در فرهنگ کاربران شبکه و در الگوهای واقعی ارتباطات برای همیشه شکل داد .ارتباط کامپیوتری انقلابی در فرایند ارتباطات و به واسطه ی آن در فرهنگ و سیاست ایجاد خواهد کرد. سیاست حوزه ای است که استفاده از ارتباطات کامپیوتری در آن هر روز گسترده تر می شود .از یک سو برای انتشار گسترده ی تبلیغات سیاسی مورد نظر که امکان ارتباط متقابل را فراهم می سازد ،و از سوی دیگر،تجربه ی مشارکت الکترونیکی شهروندان دموکراسی محلی را تقویت می کند.(جهانشاهی،1390) جامعه ی مجازی معمولا به معنای شبکه ی الکترونیکی ارتباطات متقابل است که محدوده اش را خود تعریف می کند و پیرامون هدف یا علاقه ی مشترکی تشکیل شده است.چنین جوامعی ممکن است همانند سیستم های کنفرانس یا بولتن بور نسبتا رسمی باشند یا اینکه به گونه ای خود جوش توسط شبکه های اجتماعی ایجاد شده باشند که برای ارسال و دریافت پیام در یک الگوی زمانی انتخاب شده با شبکه ارتباط بر قرار می کنند .در اواسط دهه ی 90 ،دهها هزار از این جوامع در سراسر جهان وجود داشت که اکثرا در ایالات متحده مستقر بودند ولی به گونه روز افزونی گستره ای جهانی یافتند .یکی از ویژگی های بر جسته ی این شبکه ها آن است که از نظر کسانی که در آن مشارکت دارند بسیار زود گذر هستند .در حالیکه یک کنفرانس یا سیستم تابلوی اعلانات ممکن است برای مدتی طولانی حول محور هسته ای از کاربران که خود را وقف کامپیوتر کرده اند ادامه پیدا کند.(ون دایک،یان،2005) بیشتر افراد به صورت پراکنده در این ارتباطات شرکت می کنند و اکثرا به دلیل تغیر سلیقه یا برآورده نشدن انتظارات از شبکه ای خارج و به شبکه ای دیگر وارد می شوند .به اعتقاد کاستلز در این جوامع مجازی دو گروه بسیار متفاوت زندگی می کنند ؛اقلیت کوچکی از روستاییان الکترونیکی که در قلمرو الکترونیک زندگی می کنند و جمعییت متغیری که برای آنها یورش اتفاقی به شبکه های مختلف،همسنگ اکتشاف گذرای چند ساخت مختلف است.(کاستلز،1388) سیستم ارتباطی نوین زمان و مکان را که جنبه های بنیادین زندگی بشر هستند ،اساسا دگرگون می سازد .مناطق از معنای فرهنگی،تاریخی و جغرافیایی خود تهی می شوند و در شبکه های کارکردی یا کولاژهای تصویری گنجانده می شوند که فضای جریان ها را که جایگزین فضای مکان ها می شود ،ایجاد می کنند .در سیستم ارتباطی نوین که گذشته،حال و آینده را می توان به گونه ای برنامه ریزی کرد که در یک پیام با یکدیگر مرتبط شوند .دیگر زمان معنایی ندارد . فضای جریان ها و زمان بی زمان بنیان های مادی فرهنگ جدید هستند. پارادایم تکنولوژی اطلاعات و شکل ها و فرایند های اجتماعی که از فرایند کنونی دگرگونی تاریخی نشات گرفته اند به همراه یکدیگر در کار دگرگون ساختن مکان و زمان هستند .با این حال وضعیت واقعی این دگرگونی با برداشت های متعارف از موجبیت تکنولوژیک تفاوت های بسیار دارد.(کاستلز،1388) سیستم های مخابراتی پیشرفته می توانند امکان پراکنده شدنخدمات(صنعتی،انرژی،تولیدی،اقتصادی و......)را در سراسر جهان فراهم کنند. شهر جهانی یک فرایند است ،فرایندی که مراکز تولید و مصرف خدمات پیشرفته ،و جوامع محلی وابسته به آنها در شبکه ای جهانی به یکدیگر متصل می شوند و در عین حال،بر مبنای جریان های اطلاعات ؛به پیوند خود با پس کرانه هایشان اهمیت کمتری می دهند(نش،1388) . عصر اطلاعات شکل جدیدی از شهر را ایجاد کرده است که شهر اطلاعاتی نام دارد .ماهیت جامعه ی نوین که بر مبنای دانش استوار است و پیرامون شبکه ها سازمان یافته و تا حدی از جریان ها تشکیل شده است ،شهر اطلاعاتی نه یک شکل بلکه یک فرایند است،فرایندی که سلطه ی ساختاری فضای جریان ها ویژگی آن است.(کاستلز،1384) ویژگی بارز ،ارتباط جهانی و قطع ارتباط محلی است که ابر شهر ها را به ریخت شهری جدیدی تبدیل می کند.ابر شهرها مجتمع های نا پیوسته ای از مکان های چند پاره،قطعات کارکردی و بخش های اجتماعی هستند.ابر شهرها نقاط ارتباط و مراکز قدرت شکل-فرایند فضایی جدید عصر اطلاعات هستند؛فضای جریان ها.(بیلیس،اسمیت،جلد دوم،1388) انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب گردیده است تا مرزهای ملی کم رنگ شود و امکان ارتباط آنی مجازی در دورترین نقاط جهان فراهم گردد.برخی معتقدند این امر تحولی اساسی در مفاهیم سنتی فضا،زمان و مکان به وجود آورده است،به گونه ای که شاهد فشردگی فضا-زمان هستیم.مهمترین نتیجه ی انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل گیری "فضای جریان ها "می باشد.به زبان ساده، فضای جریان ها به معنای امکان حضور مجازی هم زمان در سر تا سر کره ی زمین است اگر بخواهیم فضای جریان ها را بهتر درک کنیم باید به مفهوم "فضای مکان ها" توجه کنیم.فضای مکان ها در واقع زندگی روزمره و کنش مکان مند افراد در مکان های معین است همانند تظاهراتی که در خیابان ها صورت می گیرد اما باید توجه داشت که فضای جریان ها،فضای کنش عملی به معنای عمل در مکان نیست بلکه کنش معنادار و آگاهی بخش است.اینترنت به عنوان اصلی ترین و مهمترین حوزه ی فضای جریان ها،نمونه ای عالی برای نمایش قدرت کنش انسانی در فضای جریان هاست.در حالی که هر گونه اعتراض سیاسی-اجتماعی باید در حوزه ی یک مکان معین مثلا خیابان صورت بگیرد،آگاهی بخشی در خصوص موضوع مورد اعتراض و نیز هماهنگی شیوه های اعتراضی در حوزه ی فضای جریان ها و در راس آن اینترنت صورت می گیرد.(واعظی،1390:160 گفتار پنجم:ارتباطات در عصر جهانی شدن یکی از ویژگی های منحصر به فرد دنیای امروز،وجود ارتباطات وسیع و گسترده انسانی است.گسترش ارتباطات به ویژه ارتباطات الکترونیک،جامعه جدید را چنان از جوامع پیشین متمایز ساخته که عصر نو را عصر ارتباطات و جامعه امروز را جامعه اطلاعاتی خوانده اند ومهمترین ابزارهای دسترسی به اهداف تلقی می شوند.رسانه های جدید درمیان تمامی ابزارها و فنون جدید،بیشترین تاثیرات را دارند.(رشکیانی،1389) در عصر حاضر،رشد فناوری دیجیتالی موجب تغییرات شگرفی در وسایل ارتباطی و رسانهها و نحوه انتقال پیام شده است.یکی از مهمترین این ابزارهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی درچنین جامعه ای رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی است که به عنوان عنصر کلیدی در ارتباطات ،نقشی بس مهم ایفا می کنند. یکی از این رسانه ها در عصر ارتباطات و اطلاعات که کاربردهای روزافزونی در میان خیل گسترده جامعه امروزین پیدا کرده،تلفن همراه است تلفن همراه به عنوان یک ابزار نوین ارتباطی،دارای کارکردهای گسترده ای در حوزه های گوناگون اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی است.تلفن همراه به عنوان یک ابزار نوین ارتباطی دارای کارکردهای متنوع بسیاری نظیر دوربین عکاسی و فیلم برداری،ارسال و دریافت پیام،سرعت انتقال پیام،امکانارسال عکس وفیلم،قابلیت ضبط،دریافت امواج رادیو و تلویزیون،امکانات رایانه ای،اتصال به شبکه و ........است.(رشکیانی،1389) (...امروزه نقش تلفن همراه،از یک وسیله و ابزار ارتباطی ساده فراتر رفته و کارکردهای منتوع و گسترده ای در عصر اطلاعات دارد. یکی ازکارکردهای تلفن همراه ارسال و دریافت پیام کوتاه است. که یکی از بزرگترین کارکردهای پیام کوتاه برقراری ارتباط با دیگرانو تقویت شبکه اجتماعی و یا ایجاد شبکه جدید است.یکی از بزرگترین کارکردهای پیام کوتاهکارکرد سیاسی است.حجم بسیار گسترده ای از پیام های کوتاه دارای مضمون سیاسی است. مبادله کنندگانپیام کوتاهمی توانند یک شبکه اجتماعی مجازی ایجاد کنند.این شبکه ها دارای ظرفیتی بالا هستند و قادرند پیامی را در زمانی بسیار کوتاه در سراسر کشور و لایه های مختلف مردم پخش کنند...)(عاملی،1385:17) قابلیت بلوتوث و امکان ارسال عکس و فیلم هم باعث ایجاد شکل جدیدی از ارتباط و انتقال پیام در بین مردم است،در این سرویس به اشتراک گذاردن عکس ها بیش از کیفیت عکس ها مد نظر است. (...در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف است،بخش عظیمی از جامعه پذیری نسل ها از طریق رسانه ها انجام می شود. رسانه ها به وسایلی که انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته می شود که شامل روزنامه،کتاب،رادیو،تلویزیون،ماهواره،تکنولوژی های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت و .....است.این وسایل دارای ویژگی هایی مانند پیام گیران ناآشنا،سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند..)(دادگران،1384:6) یان رابرتسون جامعه شناس،معتقد است که از اوایل قرن 20 رشد و گسترش تدریجی رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی چنان بر زندگی بشر سایه افکند که اثرات مثبت و منفی فراوانی بر زندگی بشر گذاشته است.از همه مهمتر اینکه در عصر کنونی با ظهور اینترنت و تکنولوژی های ارتباطات و اطلاعات و به ویژه اینترنت فضای ارتباطات و تاثیر گذاری آنها،توسعه ی زیادی یافته است.به طوری که ماهم اکنون،تحت تاثیر این رسانه های نوین "دهکده جهانی"به سر می بریم.به عبارتی مخاطبان جهانی رسانه ها و نسل های کنونی در معرض انتشار و نمایش پیام های متنوع رسانه ای قرار دارندو پیام هایی را دریافت می کنند که می تواند سنت ها و الگوهای فرهنگی، اجتماعی و نسلی جوامع و همچنین روابط نسلی آنها را دست خوش چالش و دگرگونی کند.(رابرتسون،1374) در پی رشد تکنولوژی های نوین ارتباطی ما شاهد اهمیت یافتن نقش ارتباطات در زندگی روزمره و در پی آن تشکیل جهانی مجازی در رابطه با این تکنولوژی ها و موازی با دنیای سنتی می باشد. در این پارادایم است که روابط اجتماعی و به تبع آن جنبش های اجتماعی نیز وارد فاز جدیدی می شوند و نمود خود را در دنیای مجازی نیز پیدا می کنند. در فضای مجازی،انسان با سرزمینی بی حد و مرز و چند فرهنگی و در عین حال برخوردار از فضای واحد مواجه است .فضاییاست با قاعده های خاص،در عین حال خالی از هر نوع قانون و ضابطه عقلانی است. فضای مجازی،فضایی است با جهت گیری های مشخص و در عین حال فارغ از هر نوع جهت گیری های ماندگار و هزاران خصیصه متضاد که هم در درون این فضا جمع شده اند و هم در مواجه با جهان خارجی موجب تولید تضاد و متناقض می شود.(ساعی،1389) رابطه در فضای مجازی در موقعیت خصوصی صورت می گیرد و از این جهت نوعی گمنامی و نا شناسی را برای فرد فراهم می آورد.اینترنت با فضای مجازی در معرض جنبش های اجتماعی گوناگون در مقابل دولت های ملی نقش مهمی را ایفا می کند به کمک اینترنت دیگر مخاطب منفعل نیست که فقط نظاره گر صرف محتوای برنامه های رسانه ای باشد بلکه قدرتی کسب کرده است تا به سرعت به محتوای موجود بازخورد نشان دهدو در نحوه ی تولید محتوا تاثیر گذار باشد و حتی خود به تولید محتوا نیز بپردازد. به واسطه ی این امکانات گروه ها و جنبش هایی که سابقا قادر به بازنمایی خود و مشارکت در تولید محتوا در رسانه ها نبودند و توسط قدرت موجود به حاشیه رانده شده بودند تا حدی می توانند صدا و حضور خود را قابل شنیدن کنند و می توانند از فضای مجازی به عنوان ابزاری برای نشر و گسترش فعالیت های فرهنگی،اجتماعی و سیاسی خود استفاده کنند به ویژه گروه های حاشیه ای می توانند به سکویی دست یابند تا خود را متجلی سازند و این امر بسیاری از سیاست های حاکم را به چالش می کشد. در این میان اینترنت به دلیل در نوردیدن مرزهای ملی،قدرت دولت های حاکم را کم اثر ساخته و ارتباطات انسانی را گسترش داد ه و گروههای مختلف انسانی را در جوامع مختلف در ارتباط با یکدیگر قرار داده است.(انصاری،1390) اینترنت در عصر اطلاعات دارای کارویژه های متمایزی است برای معترضان که از آن میان می توان به: 1-شبکه ای شدن درون یک جنبش به منظور استفاده از اینترنت برای جمع آوری و پخش اطلاعات برای فعالان جنبش 2-شبکه سازی بین جنبش ها و گروه های اجتماعی،برقرار کردن ارتباط با دیگر گروه ها و جنبش ها 3-جنبش های مجازی،فضای مجازی را به عنوان سکویی برای فعالیت های کاملا مجازی که شامل مخالفت های الکترونیکی مانند :نافرمانی های مدنی،مخدوش کردن تصویر دیگران،انگ زنی و......اشاره کرد.(rasaneh.ir)
|
![]() بررسی عوامل تاثیرگذار بر روابط آینده ایران و مصر بعد از سقوط مبارک...فهرست مطالب 2-2- موقعیت ژئوپلتیک (جغرافیایی) مصر. 9 2-5-1- تاریخ سیاسی مصر پس از استقلال. 17 2-8- سیاست خارجی مصر پس از استقلال. 24 2-9- عوامل عمده اثر گذار بر روابط خارجی مصر. 28 2-9-1- موقعیت جغرافیایی مصر:28 2-10- نظریه همگرایی در روابط بین الملل. 30 2-10-3- نظریه کارکرد گرایی.. 34 3-2- رابطه ایران و مصر در عهد باستان. 38 3-3- روابط ایران و مصر در دوران بعد از اسلام. 39 3-4- مناسبات سیاسی تهران ـ قاهره بعد از جنگ جهانی اول. 41 3-5- روابط ایران و مصر در دوران رضا شاه42 3-6- روابط ایران و مصر در دوران محمدرضا شاه پهلوی.. 43 3-7- روابط ایران و مصر بعد از انقلاب اسلامی ایران. 47 3-8- رابطه ایران و مصر بعد از انقلاب مصر. 51 3-9-رابطه ایران و مصر و تحولات مصر بعد از مبارک... 52 3-10- رابطه ایران و مصر در دوران محمد مرسی.. 56 3-11- روابط ایران و مصر در دوران بعد از محمدمرسی.. 60 3-21- عوامل موثر در همگرایی ایران و مصر. 62 فصل چهارم:آینده روابط ایران و مصر. 69 4-1- اشتراکات تاثیر گذار بر روی روابط ایران و مصر. 70 4-2- عوامل موثر بر رابطه ایران و مصر. 71 4-3- موانع تاثیرگذار بر روند تعامل ایران و مصر. 73 4-4- نقش امریکا و اسرائیل در روابط ایران و مصر. 75 4-5- تاثیر تحولات اخیر و برکناری مرسی بر رابطه ایران و مصر. 75 4-6- تاثیر انتخابات ریاست جمهوری ایران بر آینده روابط ایران و مصر. 79 4-7- آینده احتمالی روابط ایران و مصر. 81 4-9- راهکارها و پیشنهادات.. 86 چکیده :ایران و مصر دو کشور مهم و تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه هستند. روابط این دو کشور در دوران های مختلف با فراز و نشیب های متعددی روبرو بوده است. با توجه به اهمیت این دو کشور در منطقه و نیز تحولات اخیر داخلی و منطقه ای، بررسی روابط و آینده احتمالی این دو کشور از اولویت خاصی برای هر دو کشور برخوردار است. عوامل داخلی و خارجی زیادی روی رابطه این دو کشور تاثیر گذاشته است. بعد از برکناری حسنی مبارک و روی کار آمدن محمد مرسی انتظار بهبود روابط مطرح گشت اما بعد از برکناری مرسی و روی کار آمدن دولت جدید در مصر می بایست برای اقدامات بعدی با دقت و صبر بیشتری جلو رفت و منتظر گام های بعدی دولت مصر و نتایج تحولات احتمالی آینده این کشور بود. واژگان کلیدی : ایران، مصر، تحولات مصر، حسنی مبارک،مرسی فصل اول:کلیات تحقیق1-1- مقدمهایران ومصر دو کشور با تمدن و سابقه کهن و با اهمیت و پرنفوذ در منطقه خاورمیانه هستند. ایران و مصر بنابر شواهد تاریخی از گذشته های دور با هم ارتباط داشته اند و مناسبات و تعاملات آن ها تحت تاثیر عوامل متعددی قرار گرفته است. روی کار آمدن دولت های مختلف در این کشورها و سیاست های اتخاذ شده از سوی هرکدام باعث شد در دوران های مختلف این دو کشور نسبت به هم رویکردهای مختلفی داشته باشند و به این ترتیب اکنون با توجه به تحولات اخیر در مصر و سقوط مبارک و نیز برکناری مرسی می توان انتظار داشت که تغییراتی در رابطه این دو کشور تغییراتی اتفاق بیفتد و آینده روابط دو کشور را غیر قابل پیش بینی می سازد. 1-2- بیان مسئلهبا توجه به شرایط کنونی جهان ،نحوه تعامل مصر و ایران به عنوان دو قدرت تاثیرگذار منطقه ای در خاور میانه و شمال آفریقا می تواند تمامی معادلات جهان را تحت تاثیر قرار دهد و از این حیث دارای اهمیت شایانی است. قدرت سیاسی اقتصادی و اجتماعی ایران در خاور میانه با نفوذ گسترده ای که در میان اقشار مختلف مسلمانان در کشور های مختلف و همچنین نفوذی که در سایر مناطق جهان دارد این کشور را در عرصه منطقه ای و بین المللی حائز اهمیت نموده است از سوی دیگر مصر نیز به عنوان یک کشور بزرگ عربی اسلامی از اهمیت ویژه ای در منطقه برخوردار است . همسایگی مصر با رژیم اشغالگر قدس بر اهمیت استراتژیک این کشور افزوده است . تسلط مصر بر کانال سوئز و نقش آن در قاره عظیم آفریقا موقعیت ژئوپلوتیک مصر را آشکار کرده واین اهمیت را دوچندان نموده است. روابط ایران و مصر در طی سالهای گذشته همواره با فراز و نشیب همراه بوده و در این سیر تاریخی برداشت نخبگان دو کشور از شرایط منطقه ای و بین المللی بر روند این تغییرات تاثیر گذاشته است.همچنین نفوذ قدرتهای بین المللی نظیر آمریکا در مصر بخصوص پس از مرگ ناصر و کمکهای بلاعوض این کشور به ارتش مصر ، موضوع رابطه با مصر را قامض و پیچیده تر از یک مسئله منطقه ای نموده است .با آغاز بهار عربی در مصر و تغییرات بنیادی در نظام سیاسی و اجتماعی این کشور و قدرت گرفتن اسلامگرایان و پررنگتر شدن مشترکات فراوان دوکشور و رنگ باختن اختلافات پیشین به نظر می رسد فرصتی تاریخی برای ایجاد روابط نزدیک بین ایران و مصر ایجاد شده است و از آنجایی که روابط ایران و مصر در عرصه بین المللی می تواند منافع داخلی و خارجی هر دو کشور را تحت تاثیر قرار دهد . عوامل همگرایی دوکشور نظیر دین مشترک، عضویت در سازمان کنفرانس اسلامی ، منافع و علایق مشترک و همچنین روی کار آمدن اسلامگرایان و بسیاری موارد دیگر قابل تقویت و گسترش بوده و می توانند با کاهش تاثیر عوامل واگرایی نظیر دخالت بیگانگان و بویژه آمریکا، ناسیونالیسم عربی و اختلافات ایدئولوژیک و همچنین تفاوت دیدگاه ها در خصوص مسئله فلسطین و اسرائیل ، زمینه های وحدت و نزدیکی هرچه بیشتر این دوکشور را بوژه در شرایط تاریخی اخیر فراهم آورند. پژوهش حاضرسعی دارد عوامل تاثیرگذار بر روابط آینده ایران و مصر بعد از سقوط مبارک را مورد کنکاش قرار دهد و پاسخی برای سوالات زیرارائه نموده و در آخر راه کارهایی جهت برقراری روابط نزدیک و بهبود روابط این دو کشور ارائه نماید. - آیا اساسا امکان برقراری رابطه بین ایران و مصر وجود دارد؟ - عوامل اصلی همگرایی بین ایران و مصر کدامند؟ - چه تغییری در عوامل همگرایی ایران و مصر پس از برکناری مبارک ایجاد شده است؟ - عوامل اصلی واگرایی ایران و مصر کدامند؟ - چه تغییری در عوامل واگرایی ایران و مصر پس از برکناری مبارک ایجاد شده است؟ - ایران از چه راهبردهایی می تواند در راستای افزایش همگرایی و کاهش واگرایی در روابط با مصر جدید در این برهه بهره ببرد؟ 1-3- پیشینه پژوهش1. محمدرضا صارمی (1386) در پایان نامه ای تحت عنوان "بررسی عوامل همگرا و واگرا در روابط ایران و مصر از 2006-1980" ضمن بررسی روابط دو کشور از سالهای پیش به نقش دولتمردان ایرانی از یک سو و نقش آمریکا به عنوان یک قدرت فرامنطقه ای از سوی دیگر در افت و خیز روابط ایران و مصر پرداخته است.
3.محمد حسین هاشمی(1380) در پایان نامه ای با عنوان " همگرایی و واگرایی در روابط ایران و مصر در دهه های 60 و70" عوامل همگرائی و واگرائی در روابط دو کشور در دو دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی و برای شناخت بهتر تاریخ روابط دو کشور و برنامه ریزی برای داشتن روابط صحیح جهت تامین منافع ملی و دینی کشور را مورد بررسی قرار داده است. و در نهایت بر تاثیر نقش منطقه ای و بین المللی دو کشور بر روابط میان آنها تاکید می کند. 4.سید بهنام مهردل(1387) در مقاله ای با نام " تبیین تئوریک از روابط ایران و مصر" با بررسی پایه های تئوریک منازعه و همکاری در روابط بین الملل به بررسی سابقه روابط ایران و مصر پرداخته و دست آخر به این نتیجه گیری می رسد که عامل تعیین کننده رفتار جمهوری اسلامی ایران نسبت به مصر، فاکتورهای عینی و مادی نبود، بلکه هنجارهایی بود که تاثیر مستقیم بر منافع و هویت ایران اسلامی گذاشته بود. همچنین در مقاله دیگری تحت عنوان "ارتباطات فرهنگی ایران و مصر؛ضرورت ها و فرصت ها" (1388) با تاکید بر مشترکات زیاد بین دو کشور ودلایل اندک برای دشمنی ،مبانی نظری روابط را مورد کنکاش قرار داده و بستر دینی را برای توسعه روابط مهم برشمرده است و از ناهماهنگی در سیاست خارجی به عنوان یکی از عوامل سردی روابط نام برده و در نهایت معتقد است با ایجاد گفتمانی متمرکز بر چهار حوزه ارتباطی شامل : دینی- تبلیغاتی ،علمی- آموزشی ،فرهنگی- هنری و رسانه ای- محیط مجازی می توان در بهبود روابط سیاسی ایران و مصر نقش عمده ای ایفا نمود. 5. حامد عالی (1391) در مقاله ای با عنوان" تاثیر روابط دیپلماتیک سیاسی،مذهبی ایران ومصر بر تحولات آینده فلسطین" با در نظر گرفتن موقعیت مصر پس از بهار عربی و جایگاه استراتژیک این مشور در مسئله فلسطین بر تاثیر این روابط بر مناسبات مربوط به فلسطین تاکید کرده و بر برقراری هرچه سریعتر روابط با مصر پیش از نفوذ مجدد آمریکا در این کشور ، در راستای حمایت از فلسطین اشاره دارد. 1-4- سوالات پژوهشسوال اصلی : چه عواملی بر روابط آینده ایران و مصر بعد از سقوط مبارک تاثیرگذار می باشند و آیا اساسا امکان برقراری رابطه بین ایران و مصر وجود دارد ؟ سوالات فرعی: - آیا اساسا امکان برقراری رابطه بین ایران و مصر وجود دارد؟ - عوامل اصلی همگرایی بین ایران و مصر کدامند؟ - چه تغییری در عوامل همگرایی ایران و مصر پس از برکناری مبارک ایجاد شده است؟ - عوامل اصلی واگرایی ایران و مصر کدامند؟ - چه تغییری در عوامل واگرایی ایران و مصر پس از برکناری مبارک ایجاد شده است؟ - ایران از چه راهبردهایی می تواند در راستای افزایش همگرایی و کاهش واگرایی در روابط با مصر جدید در این برهه بهره ببرد؟ 1-5- فرضیات پژوهش1- با سقوط مبارک و بیداری اسلامی در مصر امکان برقراری رابطه بین ایران و مصر وجود دارد. 2- بیداری اسلامی در مصر باعث تقویت عوامل اصلی همگرایی در روابط ایران و مصر شده است. 3-بیداری اسلامی در مصر باعث تضعیف عوامل اصلی واگرایی در روابط ایران و مصر شده است. 1-6- اهداف پژوهش1- بررسی عوامل موثر بر برقراری روابط ایران ومصر پس از مبارک 2- بررسی عوامل موثر بر همگرایی و واگرایی روابط ایران ومصر پس از مبارک 3- ارائه راهکارهایی برای بهبود روابط در راستای منافع داخلی و خارجی ایران 1-7- روش تحقیقروش مورد استفاده در این پایان نامه توصیفی تحلیلی بوده و در آن تلاش خواهد شد با تبیین تعاملات گذشته بین دوکشور در سالهای گذشته و همچنین روابط آنها بویژه در دوران پس از مبارک عوامل دخیل در همگرایی و واگرایی روابط آنها مورد تحلیل و واکاوی قرار گیرد. در این مسیر از مفاهیم ، تئوریها و نظریات منازعه و همکاری در روابط بین الملل استفاده خواهد شد. 1-8- نوآوری تحقیقعلی رغم اهمیت مصر در جهان اسلام و منطقه و اهمیت بالای این کشور از لحاظ استراتژیکی و با وجود اهمیت پرداختن به موضوع مصر جدید و استفاده از این فرصت برای ایجاد روابط مستحکم که متضمن منافع مشترک دو کشور باشد ، تاکنون تحقیقی مستقل با این عنوان صورت نگرفته است و از این منظر این پژوهش نو و در نوع خود بسیار حائز اهمیت است. 1-9- سازماندهی تحقیقاین پژوهش در چهار فصل تنظیم شده است که در فصل اول آن به بیان مسئله پژوهش، پیشنه واهداف تحقیق، فرضیات و پرسش های پژوهش، روش انجام پژوهش، جنبه نوآوری آن ذکر شده است. در فصل دوم به بررسی موقعیت جغرافیایی و اهمیت مصر در منطقه، موقعیت جغرافیایی ایران در منطقه اشتراکات و اهمیت این دو کشور، تاریخ مصر و تاریخ مصر بعد از استقلال، سیاست خارجی مصر و عوامل موثر بر سیاست خارجی این کشور پرداخته شده است. در فصل سوم به بررسی رابطه ایران و مصر در دوره های مختلف تاریخی از عهد باستان تا بعد از انقلاب مصر پرداخته شده است. در فصل چهارم آینده رابطه ایران و مصر و عوامل و موانع تاثیر گذار روی آینده این رابطه مورد بحث قرار گرفته است و در انتها به ارائه نتیجه گیری و پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی مطرح شده است |