![]() دانلود حل تمرین جبرخطی هافمندانلود حل تمرین جبرخطی هافمن
حل المسائل جبرخطی زبان : انگلیسی فرمت فایل : PDF حجم فایل : 2 مگابایت تعداد صفحات : 427 صفحه
دانلود در ادامه ....
|
![]() پرسش مهرچکیده: مهمترین عوامل در این زمینه احترام گذاشتن به دیگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسیدن از تصمیم گیری، و خوب لباس پوشیدن است. این عوامل به شما کمک می کند تا احترامی را که شایسته شماست کسب کنید.اگر انتظار دارید که دیگران با شما با احترام رفتار کنند، اولین قدم این است که با دیگران با احترام رفتار کنید. اگر رفتاری غیر محترمانه با دیگران دارید، برای آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران نشانه این است که خود شما نیز شایسته احترامید. اگر به دیگران احترام نگذارید، مردم شما را به چشم انسانی بی محبت نگاه می کنند که قادر به درک ارزش وجودی دیگران نیست. بعضی از رئیس ها و مدیران شرکت ها سعی می کنند با اعمال اقتدار خود بر زیر دستانشان احترام کسب کنند. با اینکه اقتدار خصوصیتی است که احترام می طلبد، اما اگر رئیس قادر به درک دستاوردهای کارمندان خود نباشد، کارمندان از او کینه به دل گرفته و هیچگاه احترامی که سزاوار آن باشد را به او عرضه نمی کنند. از طرف دیگر، رئیسی که علاوه بر اعمال اقتدار خود بر کارمندانش، از آنها دلجویی و حمایت می کند و به افکار و ایده های آنها گوش می دهد، خیلی راحت احترام زیردستانش را جلب میکند.یکی دیگر از عوامل مهم در جلب احترام اطرافیان، احترام گذاشتن به خود است. احترام به خود یعنی درک ارزش وجودی خود و داشتن برخوردی مؤدبانه و محترمانه با خود. داشتن رفتار محترمانه با دیگران اهمیت زیادی دارد، اما نباید از داشتن رفتاری محترمانه با خود چشم پوشی کنید. ممکن است برای کنار آمدن با ناتوانی های خود، خود را تحقیر کنید، اما این نوع رفتار به دیگران نشان می دهد که شما ارزش احترام آنها را ندارید. پس برای جلب احترام دیگران، اول باید خودتان به خودتان احترام بگذارید.در این مقاله تلاس شده تا در راستای پاسخ به سوال پرسش مهر ریاست جمهور گامی ارزنده برداشته شود .
کلید واژگان: احترام گذاشتن به دیگران- پرسش مهر- ریاست جمهور |
![]() مقایسه و ارزیابی کارآیی انتقال و بیان ژن GFP به سلولهای یوکاریوتی توسط سازههای فاژی لامبدا و M13
1-2 ناقلهای مورد استفاده در ژندرمانی.. 4 1-2-2 ناقلهای ژنی غیر ویروسی 6 1-3-1 بیولوژی باکتریوفاژ لامبدا 12 1-3-3 سازماندهی ژنوم فاژ لامبدا 14 1-3-4 چرخه زندگی فاژ لامبدا 15 1-3-5 فاژ لامبدا به عنوان ناقل ژنی 18 1-4-1 بیولوژی باکتریوفاژ M13 22 1-4-2 ساختار باکتریوفاژ M13 22 1-4-3 سازماندهی ژنومی باکتریوفاژ M13 24 1-4-4 چرخه زندگی باکتریوفاژ M13 25 1-4-5 فاژ M13 به عنوان ناقل ژنی 27 2-1 روش تهیه محلولها و بافرها.. 31 2-1-1 تهیه محلول 1 مولار تریس 31 2-1-2 تهیه کلرید کلسیم 50 میلیمولار 31 2-1-3 تهیه محلول EDTA 0.5 M PH=8.. 32 2-1-10 تهیه تریپسین- EDTA0.25% 35 2-1-11 تهیه پارافرمالدهید % 4 35 2-1-12 تهیه محلول سدیم آزید %01/0 36 2-2-1 محیط کشت باکتری LB مایع 36 2-2-2 محیط کشت LB مایع همراه با مکمل 37 2-2-4 تهیه محیط کشت NZY Agar: 38 2-2-5 تهیه محیط NZY Top Agar: 38 2-3 ناقلهای مورد استفاده در پژوهش.. 40 2-3-1 ناقلهای فاژی Lambda ZAP®-CMV XR و pCMV Script Ex. 40 2-4 باکتریهای مورد استفاده در پژوهش.. 42 2-4-1 باکتری E.coli سویه XL1-Blue MRF´. 42 2-4-2 باکتری E.coli سویه XLOLR 42 2-5-2 افزودن سرم و تهیه محیط کشت کامل 43 2-6 مراحل انجام پژوهش به صورت گام به گام.. 45 2-6-1 کار با باکتریوفاژ لامبدا 45 2-6-2 کار با باکتریوفاژ M13 52 2-6-3 کشت و پاساژ ردهی سلول AGS 58 2-6-4 ترانسفکشن سلولهای AGS توسط ذرات فاژی M13-GFP 59 2-6-5 استخراج فرم دورشتهای همانندساز سازه ژنی pCMV Script GFP. 62 2-6-6 محاسبه تعداد نسخههای سازههای فاژی λ-ZAP-CMV-GFP و pCMV Script GFP 65 2-6-7 ترانسفکشن سلولهای AGS توسط سازههای فاژی λ-ZAP-CMV-GFP و pCMV Script GFP. 67 2-6-8 بررسی ورود سازههای فاژی λ-ZAP-CMV-GFP و pCMV Script GFP به رده سلولی AGS 69 3-1 تأیید سازه ژنی λ-ZAP-CMV-GFP و ذرات فاژی λ-GFP. 71 3-2 تکثیر ذرات فاژی λ-GFP و تعیین تیتر آن.. 72 3-3 ساخت ذرات فاژی M13 حاوی توالی GFP. 73 3-3-1 تأیید کلونیهای حاوی سازه ژنی pCMV Script GFP. 74 3-3-2 تکثیر ذرات فاژی M13-GFP 75 3-3-3 انتقال و بیان ژن GFP توسط ذرات فاژی M13-GFP 76 3-3-4 بررسی ورود ذرات فاژی M13-GFP به سلولهای AGS 77 3-3-5 استخراج ssDNA از ذرات فاژی M13-GFP 78 3-3-1 استخراج فرم دورشتهای همانندساز ناقل M13-GFP 79 3-5 محاسبه تعداد نسخههای سازههای ژنی λ-ZAP-CMV-GFP و pCMV Script GFP. 81 3-6 ترانسفکشن سلولهای AGS توسط سازههای استخراج شده از ذرات فاژی M13-GFP و 82 3-6-1 بررسی بیان ژن GFP توسط میکروسکوپ فلورسانس 82 3-6-2 بررسی کارآیی انتقال و بیان ژن GFP توسط دستگاه فلوسیتومتری 84 3-6-3 بررسی شدت بیان ژن GFP در سلولهای AGS 86 4-1 تهیه ذرات M13-GFP و بررسی کارآیی ترانسفکشن سلول های AGS توسط آنها 89 4-1-1 بررسی انتقال و بیان ژن GFP توسط ذرات فاژی M13-GFP 89 4-1-2 بررسی ورود ذرات فاژی M13-GFP به سلولهای AGS 90 4-2 بررسی کارآیی انتقال و بیان ترانسژن توسط سازههای λ-ZAP-CMV-GFP و pCMV Script GFP 92 4-2-1 بررسی کارآیی انتقال و بیان ژن GFP توسط میکروسکوپ فلورسانس 92 4-2-2 بررسی کارآیی انتقال و بیان ژن GFP به کمک تکنیک فلوسیتومتری 93 فهرست منابع 10 شکل 1‑1: نمایی از فاژ لامبدا.. 14 شکل 1-2. سازماندهی ژنوم فاژ لامبدا15 شکل 1-3. چرخه زندگی فاژ لامبدا17 شکل 1-4. نمایی از فاژ M13 24 شکل 1-5. سازماندهی ژنومی فاژ M13 25 شکل1-6. چرخه زندگی فاژ M13 27 شکل 2-1. نقشه ژنی ناقل Lambda-ZAP CMV XR......................................................................................40 شکل 2-2. نقشه سازه ژنی pCMV Script EX و توالی نواحی کلونینگ آن..............................................41 شکل 3-1. تأیید سازه ژنی λ-ZAP-CMV-GFP و ذرات فاژی λ-GFP........................................................71 شکل 3-2. تکثیر ذرات فاژی λ-GFP و تعیین تیتر آن.......................................................................................72 شکل 3-3. نتایج برش و خارجسازی درون سلولی ذرات فاژی M13-GFP....................................................73 شکل 3-4. تأیید کلونیهای حاوی ذرات فاژمیدی M13-GFP.......................................................................74 شکل 3-5. تکثیر ذرات فاژی M13-GFP و تعیین تیتر آن .............................................................................75 شکل 3-6. بررسی انتقال ژن GFP توسط ذرات فاژی M13-GFP..................................................................76 شکل 3-7. بررسی ورود ذرات فاژی M13-GFP به سلولهای AGS..............................................................77 شکل 3-8. استخراج سازه ژنی pCMV Script GFP از ذرات فاژی M13-GFP…...................................78 شکل 3-9. استخراج فرم دورشتهای همانندساز (RF)...................................................................................79 شکل 3-10.استخراج سازه ژنی λ-ZAP-CMV-GFP از ذرات فاژی λ-GFP...........................................80 شکل 3-11. بررسی بیان ژن GFP منتقل شده توسط سازههای ژنی مبتنی بر فاژ....................................83 شکل 3-12.بررسی کارآیی انتقال و بیان ژن GFP منتقل شده توسط سازههای فاژی..............................85 شکل 3-13. شدت سیگنالهای فلورسانس سلولهای GFP مثبت................................................................87 جدول 2-1. دستورالعمل ترانسفکشن سلولی با لیپوفکتامین 2000.................................................................6 فصل اول : مقدمه و بررسی منابع 1-1مقدمهژندرمانی فرصتهای زیادی را برای درمان بیماریها از جمله بیماریهای ژنتیکی، بیماریهای عفونی و به خصوص انواع سرطانها فراهم میکند. ولیکن متأسفانه در مسیر ژندرمانی فاکتورهای متعددی بیان گسترده و قابل کنترل ترانسژن را در سلول مورد نظر با مشکل مواجه میکند. از این حیث تحویل ژن به سلول هدف یکی از هیجانانگیزترین و در عین حال دشوارترین مراحل ژندرمانی میباشد که علیرغم پیشرفت دانش بشری همچنان با مشکلات بسیاری روبرو است که کاربرد این روش درمانی را در سطح کلینیکی محدود میکند. از اینرو طراحی صحیح ناقل ژنی و بهینهسازی بیان ژن نیز در موفقیت ژندرمانی نقش بسزایی دارند(1). از مشخصههای ژندرمانی کارآمد، عدم ایمنیزایی و همچنین محافظت از ژن خارجی در برابر سیستم ایمنی میزبان، انتقال هدفمند ژن مورد نظر به سلول هدف و در نهایت بیان مناسب و قابل کنترل آن در سلول هدف میباشد(2-4). ناقلهای ژنی ویروسی و نیز نانوذرات سنتزی غیر ویروسی علیرغم قابلیتهایی که در انتقال و بیان ترانسژن دارند، نقاط ضعف بسیاری نیز دارند که سبب شده است دانشمندان در صدد جستجوی یک جایگزین مناسب برای آنها باشند، به اینترتیب در دهههای اخیر فاژها به عنوان نسل جدیدی از ناقلهای ژنی مطرح شدند(2). فاژها با توجه به مزایای عملکردی زیادی که دارند به عنوان ناقلهای مولکولی درمانی مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفتهاند و یکی از جذابترین زمینه کاربرد آنها انتقال ژن میباشد. دررابطه با ویژگیهای فاژها میتوان به ساختار ژنتیکی ساده، عدم تمایل برای ورود به سلولهای یوکاریوتی، پایداری در شرایط مختلف محیطی و فیزیولوژیکی(5, 6)، محافظت از ژن خارجی و امکان هدفمند کردن ذرات فاژی به کمک تکنیکهای فاژنمایی(7, 8) و یا اتصال فیزیکی و شیمیایی(9) مولکولهای هدفمند بر سطح ذرات فاژی اشاره کرد. تا کنون تحقیقات بسیاری بر روی توانایی انتقال ژن توسط فاژها انجام شده است و تحویلدهندههای ژنی بسیاری مبتنی بر فاژ طراحی شدهاند. فاژهای M13 و لامبدا با توجه به ویژگیهای ساختاری که دارند در بسیاری از پروژههای تحقیقاتی جهت انتقال ژنهای درمانی به عنوان مرسومترین ابزارهای انتقال ژن مبتنی بر فاژ شناخته شدهاند و تاکنون بررسیهای بسیاری بر روی عملکرد آنها به عنوان ناقل ژنی انجام شده است و هر دو کارآیی نسبتاً خوبی را از خود نشان دادهاند. فاژ رشتهای M13، جزء فاژهای لیزوژنیک طبقهبندی میشود و با ساختار انعطافپذیر و ژنوم تکرشتهای حلقوی 6407 بازی که دارند، به عنوان ابزارهای کلونینگ و نمایشی دارای مزایایی هستند. ژنوم آنها قادر است بدون اینکه خللی در امر بستهبندی آنها ایجاد شود، قطعات ژنی خارجی را تحمل کند. همچنین ژنوم آنها دارای دو فرم تک و دورشتهای میباشد که به ترتیب برای کلونینگ و ساخت کتابخانه ژنی مفید هستند. فاژ لامبدا نیز یک فاژ دمدار و لیتیک میباشد که ژنوم خطی دورشتهای با طول bp48520دارد. یکی از ویژگیهای برجسته فاژ لامبدا پذیرش و انتقال قطعات ژنی خارجی تا طول kb15 میباشد که این مسئله در کلونینگ و به خصوص برای ساخت کتابخانههای پروتئینی و cDNA اهمیت بسیاری دارد(10). 1-2 ناقلهای مورد استفاده در ژندرمانی1-2-1 ناقلهای ژنی ویروسیویروسها با توجه به ویژگیهای ساختاری مناسبی که دارند به عنوان یکی از ابزارهای بیوتکنولوژی کارآمد و مؤثر به خصوص در زمینه انتقال ژن معرفی شدهاند و توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کردهاند. سیستمهای انتقال ژن ویروسی که به طور عمده در سطح آزمایشگاهی و گاهاً در سطح کلینیکی مورد استفاده قرار گرفتهاند، شامل ناقلین مبتنی بر آدنوویروسها، AAV[1]، لنتی ویروسها، رتروویروسها میباشند(11). به طور قطع میتوان گفت که تحویلدهندههای ژنی ویروسی به عنوان یکی از کارآمدترین ابزارهای انتقال ژن میباشند که مکانیسمهای دقیق و شناختهشدهای جهت برداشت سلولی، انتقال از سیتوپلاسم به هسته و بیان ترانسژن دارا میباشند که در انتخاب ناقل ژنی اهمیت زیادی دارد. همچنین امکان کنترل ویژگیهای ساختاری و عملکردی ویروس از طریق تغییرات ژنوم آن وجود دارد، به این ترتیب بر خلاف ناقلهای سنتزی غیرویروسی نه تنها تمامی ذرات ویروسی تولید شده ویژگیهای ساختاری و عملکردی یکسانی خواهند داشت بلکه هدفمندسازی ناقلهای ژنی مبتنی بر ویروسها به کمک تکنولوژی DNA نوترکیب نیز میسر خواهدشد. علاوه بر تحویل ژن مورد نظر به سلول هدف، بیان مؤثر آن نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است که با انتقال ترانسژن به هسته سلول هدف توسط ناقلهای ویروسی این امر نیز محقق میگردد و در مجموع ابزارهای انتقالی ویروسی نسبت به ناقلهای سنتتیک کارآیی انتقال ژن بالاتری را از خود نشان میدهند(12-14). در ابتدا نیز ژندرمانی با تحویلدهندههای ویروسی به عنوان یک روش مؤثر برای درمان بیماری SCID معرفی شد ولیکن سه سال بعد با مرگ دو بیمار که تحت ژندرمانی با ناقلین ویروسی قرار گرفته بودند، اعتماد عمومی را در این زمینه به تزلزل انداخت(15). با این وجود حاملهای ویروسی علیرغم مزایای ذکر شده معایبی نیز دارند که کاربرد گسترده آنها را در سطح کلینیکی محدود میکند. همانطور که اشاره شد، طیف خاصی از سلولهای پستانداران میزبان ویروسهایی چون آدنوویروسها و لنتیویروسها میباشند، به همین علت ناقلین ویروسی یوکاریوتی تمایل بیشتری برای ورود به این دسته ازسلولها دارند به عنوان مثال سلولهای ریوی و نیز سلولهای بخش فوقانی دستگاه تنفسی به عنوان میزبان عمده و اختصاصی آدنوویروسها مطرح میشوند و به همین علت مشکلی که در کار با وکتورهای مشتق شده از ویروسهایی چون آدنوویروس و لنتی ویروس و غیره وجود دارد این است که حتی در صورت هدفمند سازی، این وکتورها وارد سلولهای غیر اختصاصی نیز میشوند و ادامه درمان با مشکل مواجه خواهد شد. از سویی دیگر میتوان به شناسایی ویروسهای یوکاریوتی توسط سیستم ایمنی ذاتی به عنوان پاتوژن و همچنین سیستم ایمنی سلولی در نتیجه بیان پروتئینهای ویروسی اشاره کرد که باعث کاهش میزان بیان ترانسژن در سلول هدف و نیز عدم امکان تکرار مجدد دورههای درمانی میشود. هرچند که در نسلهای جدید وکتورهای ویروسی بخش عمدهای از ژنوم ویروسی حذف شده است و پروتئینهای پاتوژنیک ویروسی بیان نشده و نیز ویروسها به خودی خود توانایی تکثیر ندارند ولیکن در صورت جهش در ژنوم آنها و یا تماس با ویروسهای وحشی و تغییر نیافته احتمال این وجود دارد که دوباره توانایی تکثیرشان را به دست آورده و مشکلاتی اعم از انتشار ویروس و عفونتزایی در بدن بیمار را سبب شوند(1, 2, 16, 17). یکی دیگر از مشکلاتی که در کاربرد ناقلین ویروسی وجود دارد احتمال فعال شدن پروتوانکوژنها در نتیجه ورود تصادفی ژنوم ویروس به ژنوم سلول میزبان میباشد و محققان در سال 2007 نشان دادند که تزریق ناقل ژنی ویروسی AAV به موش سبب توسعه و رشد بیشتر تومورهای کبدی شده است(17, 18). از سویی دیگر از نقطه نظر عملی، تولید تجاری ویروسهای نوترکیب در سلولهای حیوانی امری دشوار و در عین حال هزینهبر میباشد. به همین جهت دانشمندان در تلاش هستند تا جهت رفع مشکلات ناشی از انتقال ژن توسط حاملهای ویروسی نسل جدیدی از ابزارهای انتقال ژن را طراحی و شناسایی کنند. 1-2-2 ناقلهای ژنی غیر ویروسیمحققان جهت غلبه بر مشکلات ایمنی ناقلهای ویروسی به سوی طراحی ناقلهای ژنی غیرویروسی روی آوردند که در ظاهر نسبت به تحویلدهندههای ویروسی مشکلات کمتری داشته و قابلیت کنترل بهتری را نیز نشان میدهند. در مجموع تحویلدهندههای ژنی غیرویروسی شامل ساختارهای مبتنی بر اسیدنوکلئیک میباشند که شباهت زیادی به ترکیبات دارویی رایج دارند و به طور عمده لیپید و یا پلیمرهای کاتیونی جهت بستهبندی و نیز انتقال توالی اسیدنوکلئیکی حاوی ترانسژن به سلول هدف مورد استفاده قرار میگیرند. به عنوان مثال DNA Complex، لیپوزومها، کروموزوم مصنوعی در این خانواده طبقهبندی میشوند. DNA Complex متشکل از توالی DNA اتصال یافته به لیپید، پروتئین، پپتید و یا ناقلین پلیمری نسل جدیدی از ناقلین غیرویروسی میباشد. از مزایای این روش انتقال ژن، ظرفیت پذیرش قطعات DNA با اندازه بزرگ میباشد(19). لیپوزومها نیز شامل وزیکولهایی متشکل از دو لایه لیپیدی مشابه غشاء سلول میباشد و از طریق برهمکنش با ساختار سطحی غشاء سلول ژن مورد نظر را به سلول هدف میرسانند. در رابطه با مزایای لیپوزومها میتوان به تولید ساده در مقادیر زیاد، ایمنیزایی پایین و عدم ایجاد پاسخ همورال با تکرار تزریق دوباره آنها اشاره کرد(20). یکی از روشهای غیرویروسی که اخیراً در حال بررسی است، کروموزوم مصنوعی میباشد. کروموزوم مصنوعی میتواند با بیان دائمی ژن مارکر و بدون ورود به ژنوم میزبان در خارج از کروموزوم، طی سه نسل به ارث برسد(21). بر خلاف ناقلهای ویروسی، در این روش محدودیت اندازه در انتقال ژن وجود ندارد. با این وجود ترکیبات غیرویروسی نسبت به ترکیبات ویروسی کارآیی کمتری در انتقال ترانسژن به سلول هدف را از خود نشان میدهند و به نظر میرسد که موانع خارج سلولی و نیز داخل سلولی هر دو در کاهش کارآیی انتقال ژن آنها مؤثر هستند. در مجموع موانعی که در انتقال ژن توسط ناقلین غیرویروسی وجود دارد شامل بسته بندی DNA، هدفمندسازی حامل ژنی برای سلول هدف، نحوه ورود به سلول، فرار اندوزومی و ورود به هسته میباشد. از موانع اصلی داخل سلولی انتقال ژن توسط این دسته از ناقلهای ژنی این است که ناقلهای ژنی غیرویروسی بر خلاف ناقلهای ویروسی توانایی انتقال ترانسژن از سیتوپلاسم به هسته سلول را ندارند و تنها در سلولهای در حال تقسیم عملکرد نسبتاً خوبی را در ورود به هسته و انتقال کارآمد و پایای ژن از خود نشان میدهند. همچنین میزان سمیت ناقلهای ژنی غیرویروسی نیز در روند درمان مشکلساز میباشد و بر اساس مشاهدات انجام شده در ساختار DNA Complex، پلیکاتیونهایی با وزن مولکولی پایین مثل چیتوزان و پلیاتیلنایمین(PEI) میزان سمیت کمتری نسبت به پلیکاتیونهایی با وزن مولکولی بالاتر دارند و اغلب پلیکاتیونها از ترکیبات کاتیونی طبیعی انتخاب میشوند تا میزان ایمنیزایی آنها تا حد ممکن کاهش پیدا کند(22, 23). در نهایت با توجه به محدودیتهای ذکر شده در سیستم تحویل ژن غیر ویروسی و همچنین بازدهی پایینتری که نسبت به ناقلهای ویروسی دارند، موانع زیادی در راستای توسعه این سیستم به یک سیستم کاربردی در سطح کلینیکی وجود دارد که نیاز به پژوهش و بررسی بیشتری دارند. 1-2-3باکتریوفاژهاباکتریوفاژها به عنوان ویروسهای پروکاریوتی با فراوانی حدود1030 تا 1032 از نظر تنوع جزء سفراوانترین موجودات کره زمین محسوب میشوند و نقشی حیاتی در ایجاد تعادل در جمعیت میکروبی موجود بر روی کره زمین ایفا میکنند. باکتریوفاژها در تمام نقاط کره زمین از جمله در اقیانوسها، خاک، اعماق دریاها، در آبی که مینوشیم و همچنین غذایی که میخوریم وجود دارند. در غذاهای تخمیری مثل ماست یافت میشوند و بدون عوارض جانبی و خطرناکی از طریق دهان وارد بدن میشوند(1). پس از شناسایی فاژها توسط Twortدر سال 1915 و نیز dHrelleدر سال1917، تحقیقات گستردهای بر روی فاژها انجام شد که زمینهساز پیشرفتهای حیاتی و بزرگی در زمینه علوم زیستی بوده است و به این ترتیب فاژها نقشی اساسی در شناسایی DNA به عنوان ماده ژنتیکی، تشخیص و شناسایی ژنها و حتی شناسایی mRNA به عنوان واسطهای برای تولید پروتئینها ایفا کردهاند و با کمی وقفه در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم و در حال حاضر نیز در مراحل مختلف تشخیص و درمان بیماریها به عنوان اجزای شناساگر بیوسنسورها، ترکیبات ضد باکتریایی، ابزارهایی برای انتقال ژن، واکسن و دارو نیز مورد استفاده قرار میگیرند(1, 24, 25). با توجه به ویژگیهای مناسبی که باکتریوفاژها نسبت به سایر تحویلدهندههای ژنی ویروسی و غیرویروسی دارند، به عنوان یک ابزار انتقال ژن مناسب مورد توجه بسیاری از دانشمندان قرار گرفتهاند و تعداد زیادی از ناقلهای مبتنی بر فاژها طراحی و مورد بررسی قرار گرفتهاند. آنچه که در طراحی یک ناقل ژنی از اهمیت بسیاری برخوردار است، پایداری فیزیکی ناقل ژنی میباشد. چرا که در صورت عدم پایداری کافی در شرایط فیزیولوژیکی و محیطی مختلف، کارآیی چندانی نخواهد داشت و کاربرد آن محدود خواهد شد. براساس تحقیقاتی که انجام شده است، فاژها در محدوده (11-3)PH پایداری بسیار خوبی را از خود نشان میدهند و از آنجایی که دانشمندان در تلاش هستند تا از انتقال دهانی فاژ برای ژندرمانی و نیز انتقال واکسن استفاده کنند این موضوع اهیمت دو چندانی پیدا میکند. همچنین در محیط آزمایشگاهی فاژها در حضور و عدم حضور پایدار کنندههایی همچون DMSO برای حدود 100 دوره یخزدایی[2] پایدار هستند و تا 65 روز کاهش تیتر قابل ملاحظهای نخواهند داشت. علاوه بر این بر خلاف سایر تحویل دهندههای ژنی ویروسی و غیرویروسی فاژها بدون اینکه کاهش تیتر قابل ملاحظهای از خود نشان دهند، به صورت محلول در بافر و آب مقطر و یا به صورت خشک شده با تکنیک freeze-dried ، قابل نگهداری در محیط آزمایشگاه میباشند. نکته قابل توجه دیگر در رابطه با فاژها این است که نسبت به تغییرات دمایی در بازههای زمانی کوتاه مدت حساسیت چندانی ندارند و کاهشی در تیتر آنها مشاهده نخواهد شد(5, 26, 27). فاژها به علت اینکه تنها سلولهای باکتریایی را آلوده میکنند، جزء ناقلهای ویروسی پروکاریوتی دستهبندی میشوند و بر خلاف ناقلهای ویروسی یوکاریوتی که تنها سلولهای یوکاریوتی و به خصوص سلولهای پستانداران را آلوده میکنند، تکثیر سادهتری دارند، چرا که تکثیر آنها تنها وابسته به سلولهای پروکاریوتی است به عنوان مثال دو فاژ لامبدا و M13 از فاژهایی هستند که در اکثر زمینههای بیوتکنولوژی مورد استفاده قرار میگیرند؛ فاژ لامبدا یک فاژ لیتیک محسوب میشود و پس از اینکه فاژ حاوی ترانسژن به محیط کشت حاوی باکتری افزوده شد از طریق گیرندههای اختصاصی فاژ، موجود در سطح سلول باکتری وارد باکتری شده و پس از تکثیر ژنوم فاژ و نیز سنتز پروتئینهای پوششی آن، بسته بندی فاژ لامبدا انجام شده و فاژهای حاصل از طریق لیز سلول باکتری در محیط آزاد میشوند(28). فاژ M13 ، یک فاژ رشتهای است و جزء فاژهای لیزوژنیک دستهبندی میشود(29). تکثیر ابزارهای انتقالی ژنی مشتق شده از این فاژ نیز به این شکل است که پس از اینکه از طریق گیرندههای اختصاصی خود در سطح سلول باکتری وارد سلول باکتری شد به شکل پلاسمید در سیتوپلاسم سلول باکتری باقی میماند و پس از افزودن فاژ کمکی به محیط کشت حاوی این ناقلهای ژنی و تأمین پروتئینهای پوششی مورد نیاز، بسته بندی آنها انجام شده و بدون این که سلول باکتری میزبان را از بین ببرند، از سلول باکتری خارج میشوند(30). پس همانطور که ذکر شد فاژها از حیث تکثیر سادهتری که نسبت به ناقلهای ویروسی یوکاریوتی دارند کاربرد گستردهتری خواهند داشت(7). به این ترتیب تولید و تخلیص انبوه، ساده و کمهزینه یکی دیگر از مزایای تحویلدهندههای ژنی مبتنی بر فاژها تلقی میگردد و هنگام طراحی ناقلین ژنی مد نظر قرار میگیرد. از سویی دیگر باکتریوفاژها به خصوص فاژ M13 ساختار ژنتیکی سادهای دارند و به همین علت دستکاری ژنتیکی آنها در جهت تولید ناقلهای ژنی کارآ و مؤثر، راحتتر و سادهتر خواهد بود. یکی دیگر از نکات قابل توجه در مورد فاژها این است که به علت اینکه فاژها به عنوان حاملهای ویروسی پروکاریوتی مطرح میشوند، پس میتوان گفت که حتی با حذف بخش بزرگی از ژنوم فاژها باز هم توانایی ورود به سلول یوکاریوتی تحت درمان و نیز انتقال ترانسژن را خواهند داشت. به عنوان مثال یکی از ویژگیهایی که فاژ M13 دارد این است که ساختار DNA تکرشتهای دارد و محققان برای ساخت حاملهای ژنی که همین ساختار را داشته باشند ناحیه شروع همانندسازی از این فاژ را به ساختار پلاسمید اضافه میکنند و فاژمید به عنوان یک ناقل ژنی سنتز میشود که در سلول یوکاریوتی میزبان به صورت تکرشتهای خواهد بود(1, 31). یکی دیگر از ناقلهای ژنی که به این روش ساخته میشود کاسمیدها هستند. ساخت کاسمید ها به این ترتیب است که نواحی cos از فاژ لامبدا به ساختار پلاسمید PBR322 اضافه میشود و این ناقل ژنی کاسمیدی که به این روش سنتز میشود علاوه بر اینکه ویژگیهای یک پلاسمید را دارد و شبیه به پلاسمید رفتار میکند، ویژگیهای فاژ لامبدا را نیز دارا بوده و پس از سنتز، از نواحی cos برش میخورد و در نهایت توسط پروتئینهای پوششی فاژ بستهبندی میشود(31). یکی از شاخصههای بارز تحویلدهندههای ژنی فاژی ظرفیت بالای پذیرش ژن خارجی میباشد. بخش بزرگی از ژنوم فاژ مربوط به ورود به سلولهای پروکاریوتی و تکثیر در این سلولها میباشد، به این ترتیب با حذف این دسته از ژنها از ژنوم فاژ نه تنها ظرفیت پذیرش ژن خارجی افزایش مییابد بلکه تأثیری در میزان عفونتزایی فاژ نخواهد داشت. در صورتی که ناقلهای ویروسی یوکاریوتی ظرفیت پایینی برای پذیرش ژن خارجی دارند و این موضوع یکی دیگر از محدودیتهای کار با این دسته از ناقلین ژنی محسوب میگردد. به عنوان مثال آدنوویروس(kb8)، لنتی ویروس (kb10-8) و AAV (kb7/4) ظرفیت پذیرش ژن خارجی را دارند. در صورتی که فاژ لامبدا قادر به انتقال حدود kb15 است. همچنین باکتریوفاژ M13 نیز به نظر میرسد که محدودیتی برای انتقال ژن ندارد. این ظرفیت بالای پذیرش ژن خارجی در فاژها اجازه انتقال همزمان توالیهای حفاظتی پستانداران را نیز میدهد و با این وجود کنترل بیان ژن نیز به شکل سادهتری انجام خواهد شد(11, 32). یکی از مهمترین اهداف ژندرمانی، هدفمندکردن ابزارهای انتقال ژن به سلولهای منفرد ویا بافتهای اختصاصی است و نیز البته یکی از دشوارترین و سختترین مراحلی است که دانشمندان هنگام کار با انواع مختلف ناقلهای ژنی با آن روبرو هستند. در صورتی که ترانسژن مورد نظر وارد سلولی غیر از سلول هدف شود عملکرد طبیعی سلول مختل شده و نتایج عکس خواهد داد و به خصوص این موضوع در ژندرمانی انواع مختلف سرطانها اهمیت دوچندانی پیدا میکند و به عنوان یک نیاز اساسی تلقی میگردد، چرا که گاهاً ناقلهای ژنی حامل ترانسژنی میباشند که محصول پروتئینی آن برای سلول سرطانی سمی بوده و سبب مرگ سلولی میشود. همانطور که اشاره شد، طیف خاصی از سلولهای پستانداران میزبان ویروسهایی چون آدنوویروس و لنتیویروس میباشند، به همین علت ناقلهای ویروسی یوکاریوتی تمایل بیشتری برای ورود به این دسته ازسلولها دارند ولیکن فاژهای وحشی به عنوان ویروسهای پروکاریوتی توانایی آلوده کردن سلولهای یوکاریوتی را ندارند و تنها در صورتی که هدفمند شوند با کارآیی بسیار بالایی ترانسژن را به سلول هدف منتقل میکنند. از این حیث یکی از جذابترین جنبههای کار با تحویل دهندههای ژنی مبتنی بر فاژها هدفمندسازی ساده و مؤثر آنها جهت افزایش کارآیی انتقال ژن میباشد(6, 33, 34). در این راستا مزیتی که فاژها نسبت به سایر ویروسها دارند این است که هیچگونه تمایلی برای ورود به سلولهای پستانداران نداشته و در نتیجه درمان با اطمینان خاطر بیشتری انجام خواهد شد و سایر سلولها آلوده نمیشوند. هدفمند سازی فاژها به دو روش فاژنمایی[3] و نیز اتصال شیمیایی و یا فیزیکی لیگاندهای اختصاصی به سطح ذرات فاژ[4] انجام میشود(7, 28, 35). در تکنیک فاژنمایی توالی DNA مربوط به یک لیگاند اختصاصی گیرنده خاص در سطح سلول هدف، به ژنوم فاژ وارد شده و در نهایت این لیگاند به صورت ادغام با پروتئینهای پوششی فاژ در سطح فاژ نمایان میشود و فاژ مربوطه منحصراً به گیرندههای سطح سلول هدف متصل شده و وارد سلول میشود(7, 35). بر این اساس کتابخانههای فاژی متشکل از میلیونها کلون حامل پپتید و یا پروتئینهای مختلفی تشکیل خواهد شد که با تکنیک فاژنمایی در سطح فاژ ارائه شدهاند و بر حسب بافت هدف درمان، مورد غربالگری قرار میگیرند(36). در تکنیک اتصال شیمیایی نیز لیگاندهای اختصاصی گیرندههای موجود در سلول هدف به طور شیمیایی یا فیزیکی به سطح تحویلدهندههای فاژی متصل میشوند و در نهایت ورود هدفمند و اختصاصی ناقل فاژی را به سلول هدف خواهیم داشت و بیان ترانسژن تنها در سلول هدف مشاهده خواهد شد و سایر سلولها تحت تأثیر قرار نمیگیرند(28). بر این اساس که این روش هدفمندسازی نیازی به تغییرات ژنتیکی فاژ ندارد، نسبت به تکنیک فاژنمایی راحتتر و سادهتر خواهد بود.فاژها با توجه به مزایایی که دارند به عنوان یک تحویل دهنده مولکولی جذاب، جهت طراحی تعداد زیادی ابزارهای انتقال ژن، دارو و واکسن مورد استفاده قرار گرفتهاند. دو نوع ناقل ژنی مشتق شده از فاژ لامبدا و نیز فاژ M13، به عنوان مرسومترین تحویلدهندههای ژنی فاژی به عنوان یک ابزار انتقالی در ژندرمانی مورد استفاده قرار میگیرند. 1-3 باکتریوفاژ لامبدا1-3-1 بیولوژی باکتریوفاژ لامبدالامبدا یک فاژ معتدل است و دارای دو چرخه زندگی لیتیک و لیزوژنیک میباشد. ژنوم لامبدا شامل DNA دورشتهای خطی با طول bp 48520 میباشد که در پوشش پروتئینی فاژ به صورت یک مولکول دورشتهای خطی با دو انتهای تکرشتهای با طول 12 نوکلئوتید بوده که این نواحی تکرشتهای با عنوان نواحی COS نامگذاری میشوند. شکل تاخوردگی[5] پروتئینهای کپسیدی و نیز تشابه فرآیند همانندسازی و بستهبندی DNA نشان میدهد که فاژهای دمدار[6] از جمله فاژ لامبدا و ویروس یوکاریوتی هرپس[7] یک جد مشترک دارند و انتظار میرود که فاژ لامبدا عملکرد و نیز کارآیی مشابه با هرپس ویروس داشته باشد(24, 37). 1-3-2 ساختار فاژ لامبداحدود 95 درصد از فاژها شامل فاژهای دمدار و از راسته کادوویرال[8] میباشند. نیمی از جرم ویریون این فاژها را پروتئین و نیمی دیگر را ژنوم که DNA دورشتهای است تشکیل میدهد. پوشش پروتئینی این فاژها از یک ناحیه سر و یک ناحیه دم تشکیل شده است. فاژهای متعلق به این راسته به سه خانواده اصلی تقسیم بندی میشوند و 60% آنها در خانواده سیفوویریده[9]، 25% در خانواده میوویریده[10] و 15% نیز در خانواده پودوویریده[11] قرار میگیرند. فاژ لامبدا نیز جزء خانواده سیفوویریده میباشد که از جمله شاخصههای بارز آنها میتوان به دم بلند و انعطافپذیر با طول 75 نانومتر و قطر 12 نانومتر اشاره کرد. از اتصال یک دم مارپیچی بلند و انعطافپذیر به یک ساختار 20 وجهی با قطر 55 نانومتر، کپسید فاژ لامبدا شکل میگیرد. هنگام بستهبندی فاژ داخل سلول باکتری پروتئین gpE با تعداد 415 نسخه و با آرایش سهتایی بر روی داربست پروتئینی gpC و gpNu1 قرار گرفته و پروکپسید حاصل میشود و در مرحله بعدی به کمک کمپلکس ترمیناز و پروتئین gpF1 ژنوم فاژ وارد ساختار پروکپسید شده و پروتئین gpD نیز با تعداد420 ‑ 405 نسخه و با آرایش پنجتایی و یا ششتایی در سطح کپسید افزوده شده و در نهایت با اتصال دم فاژ به این ساختار 20 وجهی یک ذره فاژی کامل شکل میگیرد. بخش لولهای شکل دم فاژ نیز شامل 32 ساختار دیسک مانند میباشد که هر دیسک نیز خود از 6 پروتئین gpV که پروتئین عمده ناحیه دم میباشد، تشکیل شده است(شکل1-1 )(7, 38). 1-3-3سازماندهی ژنوم فاژ لامبداسازماندهی ژنوم فاژ لامبدا به شکلی است که ژنهایی که از نظر عملکردی به یکدیگر مرتبط هستند به صورت خوشهای کنار هم قرار گرفتهاند که این نکته در طراحی ناقلین ژنی مشتق از فاژ لامبدا بسیار حائز اهمیت میباشد. نقشه ژنی فاژ لامبدا به طور کلی به سه ناحیه بازوی چپ، بازوی میانی و بازوی راست تقسیم میشود. بازوی چپ از ژن Nu1 تا ژن J را در بر گرفته و کدکننده پروتئینهای مسئول بستهبندی ژنوم فاژ داخل پروکپسید و در نهایت ایجاد یک ویریون کامل میباشند. بازوی میانی که شامل ژنهای J تا gam میباشد و کد کننده پروتئینهای مسئول نوترکیبی ژنوم فاژ و نیز پروتئینهای القاء کننده چرخه لیزوژنی میباشند و پروتئینهای مربوط به ژنهای gam تا Rz در ناحیه بازوی راست نیز در راستای جلوگیری از آلودگی مجدد سلول E.coli با سایر فاژها، تنظیم چرخه لیتیک، همانندسازی ژنوم فاژ و لیز سلول میزبان عمل میکنند(شکل 1-2)(38, 39). شکل1-2. تصویری از ساختار ژنوم فاژ لامبدا و موقعیتهای ژنهای مختلف آن (40) 1-3-4چرخه زندگی فاژ لامبدافاژها بر اساس چرخه زندگی به دو گروه فاژهای معتدل[12] و فاژهای ویرولانت[13] تقسیمبندی میشوند. فاژ لامبدا از فاژهای معتدل بوده و دارای دو فاز لیتیک و لیزوژنیک میباشند. در فاز لیزوژنیک، ژنوم فاژ پس از تزریق به سلول میزبان وارد کروموزوم باکتری شده و گاهاً نیز به صورت پلاسمید در سیتوپلاسم باکتری باقی میماند و ژنوم فاژ همراه با ژنوم سلول میزبان تکثیر شده و به زادههای حاصل نیز منتقل میشود، در این حالت به ژنوم فاژ موجود در سلول باکتری پروفاژ و به سلولهای باکتری که حاوی پروفاژ هستند لیزوژن گفته میشود. در صورتیکه شرایط نامساعد باشد فاژ وارد چرخه لیتیک شده و پس از تکثیر و بستهبندی توسط پروتئینهای پوششی، لیز سلول باکتری اتفاق افتاده و تعداد زیادی ذرات فاژی در محیط کشت آزاد میشوند. به طور کلی چرخه زندگی فاژ لامبدا به سه مرحله تقسیم میشود: 1. مرحله ابتدایی[14] 2. مرحله میانی[15] 3. مرحله تأخیری[16] زمانی که فاژ لامبدا باکتری E.coli را آلوده میکند، مولکول DNA خطی به داخل سلول میزبان تزریق شده و سپس به کمک آنزیمهای لیگاز و ژیراز سلول میزبان نواحی COS بایکدیگر جفت شده و یک مولکول DNA حلقوی تشکیل خواهد شد که الگویی برای ماشین همانندسازی و رونویسی سلول باکتری خواهد بود. در مرحله ابتدایی رونویسی از روی پروموترهای PL و PR آغاز شده و به ترتیب پروتئینهای N و Cro ترجمه میشوند. با بیان پروتئین Cro به میزان کافی و تجمع این پروتئین در اپرونهای مربوط به PL و PR، رونویسی از روی ژنهای ناحیه ابتدایی مهار شده و بیان آنها متوقف میشود. پروتئین N نیز به عنوان یک آنتیترمیناتور عمل کرده و مانع خاتمه رونویسی در توالیهای ترمیناتور tL و tR میشود و رونویسی از روی ژنهای هر دو فاز لیتیک و لیزوژنیک ادامه پیدا میکند. یکی از ژنهایی که نقشی حیاتی در پیشبرد چرخه لیزوژنی دارد ژن CII میباشد؛ بر حسب ژنوم فاژ، شرایط آلودگی و شرایط سلول میزبان، در صورتی که در تعداد نسخههای زیادی بیان شود باعث فعال شدن رونویسی از روی پروموترهای Pi- PRE- PAQ میشود و در صورت عدم فعالسازی پروموترهای فوق توسط پروتئین CII چرخه لیتیک به عنوان مسیر از پیش تعریف شده ادامه پیدا میکند. در نهایت رونویسی از ژن Q باعث ورود به مرحله تأخیری و رونویسی از روی ژنهای مسئول بستهبندی فاژ و لیز سلولی میشود. برای تکمیل چرخه لیتیک نیاز به همانندسازی از ژنوم فاژ میباشد. مولکول DNA دورشتهای حلقوی به عنوان الگو عمل کرده و همانندسازی ژنوم فاژ در دو جهت آغاز شده و ساختار تتا تشکیل میشود و پس از گذشت 5 تا 15 دقیقه همانند سازی به شیوه حلقه غلتان ادامه پیدا میکند و در نهایت یک رشته کانکاتامر شکل میگیرد که از تعداد زیادی توالیهایی با طول bp48502 تشکیل شده است که از نواحی COS به یکدیگر متصل شدهاند. هنگام بستهبندی ژنوم فاژ، با عملکرد کمپلکس پروتئینی ترمیناز متشکل از پروتئینهای gpA و نیز gpNu1، مولکول DNA از نواحی COS برش خورده و در پوشش پروتئینی فاژ قرار میگیرد. سپس پروتئینهای ناحیه دم نیز به پروتئینهای ناحیه سر متصل شده و یک ذره فاژی کامل شکل میگیرد و در نهایت تعداد زیادی ذرات فاژ در محیط آزاد میشوند(شکل 1-3)(24, 38, 39, 41). شکل 1-3. نمایی از چرخه زندگی فاژ لامبدا (42) 1-3-5فاژ لامبدا به عنوان ناقل ژنیبعد از معرفی فاژ لامبدا به عنوان تحویلدهنده ژنی در سال 1970 این فاژ نقش مهمی در کلونینگ ایفا کرده است. بخش بزرگی از ناحیه مرکزی باکتریوفاژ لامبدا مربوط به ورود ژنوم فاژ به کروموزوم باکتری میزبان میباشد و بدون اینکه تأثیری بر میزان عفونتزایی فاژ داشته باشد، قابل حذف بوده و ناقلهای فاژی مبتنی بر لامبدا بر اساس حذف و یا جایگزینی این قطعه از ژنوم فاژ طراحی میشوند. از اینرو ظرفیت نسبتاً بالای پذیرش ژن خارجی(حدود kb15)، محافظت از ترانسژن در برابر تجزیه محیطی(9)، امکان انتقال از طریق دهان(26) و همچنین آلودهسازی مؤثر سلول میزبان و نیز ابعاد این فاژ که از نظر سایز شباهت زیادی به ویروسهای یوکاریوتی DNA دار دارد(37)، ناقلهای مشتق از فاژ لامبدا را به یکی از جذابترین ناقلهای ژنی تبدیل نموده است. برای نخستین بار در سال 1996 نشان داده شد که فاژ لامبدا در صورت هدفمندسازی با پپتید یا پروتئینهای اختصاصی سلول هدف، قابلیت انتقال ژن به سلولهای یوکاریوتی را خواهد داشت(41). پس از آن نیز با تغییراتی که جهت هدفمندسازی ذرات فاژی توسط پروتئینهای پوششی ناحیه سر (gpD) و نیز ناحیه دم (gpV) انجام شد، روند انتقال ژن توسط این دسته از تحویلدهندههای ژنی بهبود پیدا کرد. با در نظر گرفتن چالشهایی که در مسیر انتقال ژن وجود دارد و نیز ویژگیهای جالب توجه فاژها، این امر یک موفقیت بزرگ در زمینه ژندرمانی محسوب میشد و پس از آن تلاش جهت افزایش کارآیی انتقال ژن توسط فاژها ادامه پیدا کرد و در این راستا محققان تا کنون به نتایج بسیار خوبی دست پیدا کردهاند. همانطور که ذکر شد، فاژهای وحشی تمایل بسیار کمی را برای ورود به سلولهای یوکاریوتی از خود نشان دادهاند(43)، به همین علت در طراحی تحویلدهندههای ژنی مبتنی بر فاژ هدفمندسازی آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است و این دسته از ناقلهای ژنی تنها در صورت هدفمندسازی، توانایی ورود به سلولهای یوکاریوتی را دارند و این مسئله یکی دیگر از مزایای فاژها محسوب میشود، چرا که دیگر با مشکل ورود غیر اختصاصی فاژ به سایر سلولها روبرو نخواهیم بود. بدینترتیب از گذشته تا کنون تحقیقات بسیاری بر روی اتصال شیمیایی، فیزیکی و یا ژنتیکی لیگاندهای اختصاصی سلول هدف بر سطح فاژ انجام شده است. فاژ لامبدا بر خلاف فاژهای رشتهای به علت فرآیند بستهبندی داخل سیتوپلاسمی که دارد به عنوان گزینه مناسبی برای ارائه پروتئینهای بزرگ و پیچیده در سطح فاژ محسوب میشود چرا که توالیهای پروتئینی کامل، به علت ساختار پیچیدهای که دارند تاخوردگی[17] آنها در داخل سیتوپلاسم انجام میشود تا در نهایت ترکیب پروتئینی فعالی داشته باشیم. بر این اساس کتابخانههای ژنومی و یا cDNA مبتنی بر فاژ لامبدا سنتز شدهاند و از طریق غربالگری این کتابخانههای فاژی با روشهای درونتنی[18] و برونتنی[19] و با توجه به ارتباط مستقیم بین فنوتیپ و ژنوتیپ در روش فاژنمایی، لیگاند اختصاصی سلول هدف شناسایی شده و در فرآیند انتقال ژن جهت هدفمندسازی انواع ابزارهای انتقال ژن مورد استفاده قرار میگیرد(44-47). در سال 2011 گزارشی مبنی بر هدفمندسازی ذرات فاژی به کمک اتصال شیمیایی لیگاندهای اختصاصی سلول هدف بر سطح ذرات فاژی ارائه شد. در این پژوهش مولکولهای هولوترانسفرین با روش اتصال شیمیایی به پروتئینهای پوششی سطح فاژ متصل شده و در نهایت بیان ژن گزارشگر GFP در سلولهای هدف تا سطح %72/6 افزایش پیدا کرد که نسبت به سایر روشهای هدفمندسازی، بازدهی بیشتری را در انتقال ترانسژن نشان داده است(9). فرآیند افزایش بیان وابسته به آنتیبادی نوعی پدیده متناقض است که آنتیبادیهای اختصاصی ویروسی موفق به خنثیسازی کامل ویروس نمیشوند و در مقابل ورود ویروس را به داخل سلولهای خونی تسهیل میکنند. در این حالت کمپلکس فاژ و آنتیبادی IgG به رسپتورهای FcγRموجود در سطح سلولهای خونی متصل شده و تحویلدهندههای ژنی از طریق اندوسیتوز وابسته به رسپتور وارد سلول شده و در نهایت ذرات ویروسی دو سرنوشت میتوانند داشته باشند. در حالت اول توسط آنزیمهای لیزوزومی تجزیه شده و غیر فعال میشوند و در حالت دوم ذرات ویروسی در سیتوپلاسم آزاد شده و ترانسژن را به هسته سلول منتقل میکنند که این فرآیند تحت عنوان افزایش بیان وابسته به آنتیبادی شناخته میشود. با توجه به مطالعات انجام شده افزایش بیان وابسته به آنتیبادیدر مورد فاژها نیز صادق است و در کنار هدفمندسازی ذرات فاژی با دو روش ذکر شده، این روش نیز میتواند در افزایش بازدهی انتقال ژن به سلولهای خونی نقش مهمی ایفا کند(48). متأسفانه در ارتباط با مسیر انتقال ژن توسط فاژها در داخل سلول تا کنون مکانیسم دقیقی ارائه نشده است ولیکن در مطالعات متعدد انجام شده از سوی دانشمندان مشخص شده است که در صورت تأثیر مهار کنندههای پروتئازومی، پروتئازهای لیزوزمی و عوامل افزایش دهنده PH داخل لیزوزم سلول هدف، میزان بیان ترانسژن افزایش پیدا میکند و گویای این مطلب است که حاملین فاژی پس از ورود به داخل سلول از طریق اندوسیتوز، وارد واکوئلهای اندوزومی و سپس وارد لیزوزوم شده و در نهایت تعدادی از فاژها تجزیه شده و موفق به انتقال ترانسژن به هسته سلول نمیشوند و تنها تعدادی ذره فاژی که هنگام آزادسازی از لیزوزوم ساختار کامل خود را حفظ میکنند موفق به انتقال ژن موردنظر به هسته سلول میشوند(49-51). پس از خروج ذرات فاژی کامل از لیزوزوم یکی دیگر از مسائلی که در رابطه با انتقال ژن بسیار مهم جلوه میکند، ارسال مؤثر ترانسژن از سیتوپلاسم به هسته سلول میباشد. بدین ترتیب هدفمندسازی وکتورهای فاژی برای ورود به هسته سلول نیز تا حدی ضرورت پیدا میکند. بر خلاف غشاء سلول، غشاء هسته به عنوان یک سد انتخابی برای ورود ماکرومولکولهایی بزرگتر از kDa40عمل میکند .ماکرومولکولهایی که از سد غشاء هسته عبور میکنند و وارد هسته سلول میشوند، دارای یک توالی پپتیدی به نام NLS میباشند که پس از تعامل با کمپلکس منفذ هسته پروتئین مربوطه را به داخل هسته وارد میکند که ناقلین ویروسی همچون آدنوویروسها، لنتیویروسها و ... نیز این توالی را دارا میباشند. اخیراً محققان در تلاش هستند تا از روشی استفاده کنند که بتوانند با بهرهگیری از پپتیدهای ویروسی، از آنها در ساختار ناقلهای غیرویروسی استفاده کنند. در این راستا جهت ارسال ژنوم فاژ به هسته سلول و افزایش کارآیی انتقال ژن، با کمک تکنیک فاژنمایی توالی پپتیدی NLS از پپتید آنتیژن T در ویروس SV40، را در سطح فاژ ارائه نموده و شاهد افزایش بیان ژن در سلول هدف بودند(12). از آنجایی که امکان ارائه همزمان دو پپتید بر سطح ذرات فاژی وجود دارد، میتوان به طور همزمان حاملین فاژی را برای ورود به سلول و بعد برای ورود به هسته سلول مورد نظر، هدفمند نمود. در پژوهشی که در سال 2006 توسطLankes و همکارانش انجام شد، متوجه شدند که ذرات فاژی هدفمند شده برای اتصال به گیرندههایavb3نسبت به ذرات فاژی وحشی حدود 100 برابر افزایش ورود به داخل سلول را نشان میدادند در صورتی که تنها 3 برابر افزایش بیان ترانسژن مشاهده میشد و این موضوع تأییدی دیگر بر موضوع هدفمندسازی ذرات فاژی برای ورود به هسته و افزایش بیان ترانسژن میباشد (52). پس از ورود نانوذرات فاژی هدفمند به داخل سیتوپلاسم، قبل از ارسال این ذرات به هسته سلول و انتقال ژنوم فاژ به داخل هسته تعدادی از ذرات فاژی توسط پروتئازهای لیزوزومی و همچنین توسط کمپلکس پروتئازومی موجود در سیتوپلاسم تجزیه شده و در نهایت تعداد کمتری از حاملهای فاژی موفق به انتقال محتویات ژنومی خود به داخل هسته میشوند و با کاهش کارآیی بیان ژن روبرو خواهیم شد(50). از این حیث مهار پروتئازها میتواند تأثیری شگرف بر افزایش میزان بیان ترانسژن داشته باشد. یک روش جهت دستیابی به این امر، ارائه مهارکنندههای پروتئازومی بر سطح ذرات فاژی به کمک تکنیک فاژنمایی میباشد(51).مثالهای ذکر شده همگی حکم تأییدی بر کارآیی بالای فاژ لامبدا به عنوان یک ابزار انتقال ژن میباشدکه البته همانند سایر ناقلهای ژنی برای کاربرد در بالین نیاز به بررسی و آزمایشات بیشتری دارد. 1-4 باکتریوفاژ M131-4-1 بیولوژی باکتریوفاژ M13باکتریوفاژ M13 جزء فاژهای رشتهای و ساده طبقهبندی میشود و توسط پیلی به عنوان گیرنده، باکتری E.coli را آلوده میکند. ژنوم این باکتریوفاژ شامل یک DNA تکرشتهای است که در یک پوشش پروتئینی قرار گرفتهاست و حدودا bp6407 نیز طول دارد. فاژهای رشتهای چرخه زندگی لیتیک ندارند و باعث لیز شدن سلول میزبان نمیشوند، اما در عین حال چرخه لیزوژنیک آنها به شکلی است که سلول میزبان بدون اینکه لیز شود فاژهای رشتهای را تولید کرده و به خارج از سلول ترشح میکند(7). 1-4-2 ساختار باکتریوفاژ M13از فاژهای بدون دم تنها حدود 10 خانواده شناسایی شدهاند که بر اساس شکل ظاهری به انواع فاژهای رشتهای[20]، کروی[21]، لیمویی شکل[22] و یا پلیمورفیک[23] تقسیمبندی میشوند که به طور کلی دارای پوشش لیپیدی میباشند و ژنوم آنها نیز به شکل DNA و RNA تکرشتهای یا دورشتهای به صورت قطعه قطعه شده و یا ساده میباشد. فاژ M13 نیز جزء فاژهای رشتهای طبقهبندی میشود و ژنوم آن شامل DNA تکرشتهای حلقوی است (24). ذره نوکلئوپروتئینی فاژ M13 حدود (nm900) طول و نیز (nm5/6) قطر دارد.ژنوم فاژ توسط یک پوشش پروتئینی متشکل از 5 نوع پروتئین مختلف پوشیده شده است و به طور عمده شامل پروتئین PVIII میباشد. در دو انتها توسط 4 نوع پروتئین پوششی کوچک (minor) پوشیده میشود که 5 کپی از هر پروتئین در ساختار کپسید مشاهده میشود. در یک انتهای فاژ که باعث وارد شدن ژنوم فاژ به درون سلول میزبان میشود، یک سیگنال بستهبندی[24] وجود دارد که شامل یک ساختار دورشتهای ناقص (hairpin loop) است که توسط 5 نسخه از هر یک از پروتئینهای gp7 و gp9 پوشیده میشود. البته این دو پروتئین برای شروع فرآیند بستهبندی فاژ نیز ضروری هستند. در انتهای دیگر فاژ 5 نسخه از هر یک از پروتئینهای gp3 و gp6 وجود دارد که برای خاتمه صحیح فرآیند بستهبندی فاژ ضروری هستند. پروتئین gP3 بزرگترین و پیچیدهترین پروتئین موجود در ساختار فاژ میباشد و در عفونتزایی و شناسایی سلول میزبان نقش بسیار اساسی دارد. همچنین gp3 یک دومین فعال دارد که به جذب اختصاصی به داخل سلول میزبان و نیز نفوذ ژنوم در مرحله بعد از عفونتزایی کمک میکند. یک فاژ زنده و پایا حدود 2700 کپی از پروتئین gp8 را دارد که یک پروتئین با حدود 50 اسیدآمینه میباشد و به عنوان پروتئین عمده(major) کپسید محسوب میشود. پروتئین پوششی major، یک ساختار مارپیچی در اطراف ژنوم تشکیل میدهد. هر gp8 یک پایانه آمینی دوگانهدوست دارد که خارج از ساختار پوشش فاژ است و یک پایانه کربوکسیلی دارد که در پوشش فاژ با DNA برهمکنش دارد و البته در مرکز ساختار پروتئینی gp8 نیز یک دومین آبگریز وجود دارد که باعث ارتباط یک پروتئین پوششی با پروتئین پوششی مجاورش میشود.به نظر میرسد که هر یک از پروتئینهای پوششی از طریق ارتباط آبگریزی که با ژنوم ویروس دارد، باعث پایداری ساختار ویروس میشوند و عامل اولیه حفظ ساختار محکم و منظم فاژ محسوب میگردند(53-58_ENREF_53). شکل 1-4 ساختاری فرضی از باکتریوفاژ M13(54) 1-4-3 سازماندهی ژنومی باکتریوفاژ M13در رابطه با فاژ M13 باید گفت که دو فرم از DNA فاژ وجود دارد. یک فرم همان مدل DNA تکرشتهای (ssDNA) است که به راحتی از محیط کشت قابل جداسازی است و برای توالییابی نیز کاربرد گستردهای دارد. فرم دوم مدلDNA دورشتهای (dsDNA) میباشد. از آنجایی که این مدل تنها در سلول باکتری میزبان یافت میشود به همین علت از محیط کشت باکتری آلوده شده به فاژ به راحتی قابل جداسازی است و برای کلونینگ یک قطعه ژنی مورد استفاده قرار میگیرد. سازماندهی ژنتیکی فاژ M13 و فاژهای نزدیک به آن به این شکل است که 9 قالب خواندنی باز[25] و نیز دو توالی بین ژنی در توالی کامل DNA مربوط به این فاژها مشاهده میشود و همچنین لازم به ذکر است که ژنهای X و XI به طور کامل و به ترتیب در ژن های II و I قرار گرفتهاند. پروتئینهای کد شده توسط فاژ به سه گروه فعال تقسیم میشوند که شامل: 1. gp2- gp5- gp10: در همانند سازی DNA و ریختزایی نقش دارند. 2. gp1- gp4- gp11: در تجمع فاژها و ترشح آنها نقش دارند. 3. gp3- gp6- gp7- gp8- gp9: کد کننده پروتئینهای minor و major میباشند. نواحی بین ژنی که بین ژنهای II و IV وجود دارند پروتئینی را کد نمیکنند ولیکن شامل سیگنالهایی هستند که برای شروع سنتز DNA فاژ وهمچنین سنتز رشته مکمل DNA فاژ لازم هستند. البته در تجمع فاژها، خاتمه سنتز RNA، بیان ژنهای IX-X-II-V-VII-VIII نقش حیاتی و مهمی را ایفا میکنند و نیز به عنوان منطقهای برای ورود ژن خارجی به درون وکتور نیز در نظر گرفته میشوند. یک ناحیه بین ژنی کوچکتر که بین ژنهای III و VIII وجود دارد شامل یک سیگنال خاتمه رونویسی و نیز یک پروموتر برای بیان ژنهای III- VI- I- XI- IV دارد(24, 59). 1-4-4 چرخه زندگی باکتریوفاژ M13همانطور که ذکر شد باکتریوفاژ M13 دارای
چرخه زندگی لیزوژنیک میباشد و عفونتزایی فاژ هنگامی آغاز میشود که از
طریق پروتئین پوششی gp3 به پیلی باکتری E-coli متصل میشود. این پروتئین با
ایجاد منافذی در غشاء سلول میزبان ورود ژنوم ویروس به درون سلول میزبان
راتسهیل میکند. بعضی پروتئینهایی که توسط سلول باکتری میزبان کد میشوند و
در غشاء خارجی قرار دارند همچون؛ TolA 1-4-5 فاژ M13 به عنوان ناقل ژنیفاژ M13 حدودmµ 1 طول و کمتر از nm10 قطر دارد. سایز کوچک و ساختار رشتهای این ذره فاژی به عنوان یکی از مهمترین ویژگیهای این فاژ محسوب میشود و در نتیجه توانایی عبور از بسیاری از بافتها و حتی عبور از سد خونی- مغزی و وارد شدن به سیستم عصبی مرکزی را خواهد داشت. در سال 1970 دانشمندان دو فرم فضایی از ساختار ژنوم M13 را شناسایی کردند که در شرایط متفاوت سرعت رسوب متفاوتی را نشان میدادند و همچنین پس از بررسیهایی که با میکروسکوپ الکترونی انجام دادند متوجه شدند که این دو فرم متفاوت ژنوم فاژی، ساختار فضایی متفاوتی نیز دارند که بیان کننده انعطافپذیری بسیار بالای ژنوم فاژ M13 میباشد و این ناقل ژنی را به عنوان یک ابزار انتقالی جذاب و کارآمد معرفی میکند. تحویلدهندههای فاژمیدی جزء تحویلدهندههایی هستند که در زمینههای مختلف بیوتکنولوژی و به خصوص در زمینه فاژنمایی و انتقال ژن کاربرد زیادی دارند(2, 61, 62). از دلایل انتخاب فاژمیدها به عنوان ناقلهای ژنی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 1. ژنوم فاژمید نسبت به سایر تحویلدهندههای ژنی کوچکتر است و در نتیجه قابلیت پذیرش اندازه بیشتری از ترانسژن را دارد. با توجه به انعطاف پذیری بالای فاژ M13، بر خلاف تحویلدهندههای ژنی فاژ لامبدا، امکان افزایش طول ژنوم و در نتیجه تغییر ساختار فاژی وجود دارد. با در نظر گرفتن این موضوع هدفمندسازی فاژ و همچنین انتقال ترانسژن به طور همزمان انجام خواهد شد و بدین ترتیب در طراحی ناقلهای فاژی مبتنی بر فاژ M13 با مشکل محدودیت اندازه ژنوم و بستهبندی فاژ روبرو نخواهیم شد(8, 13). 2. فاژمیدها در فرآیند ترانسفورماسیون به شکل کارآمدتری عمل میکنند که این ویژگی منجر به تشکیل کتابخانههای فاژمیدی با تنوع بالاتری میشود. 3. میزان بیان پروتئینهای نوترکیب به راحتی قابل کنترل میباشد. 4. فاژمیدها نسبت به سایر ناقلهای ژنی به خصوص نسبت به فاژهای نوترکیب پس از چند دوره تکثیر میزان پایداری بیشتری را از خود نشان میدهند(63). موفقیت انتقال ژن به هسته توسط ناقلهای ژنی مبتنی بر فاژهای رشتهای همچون سایر ناقلهای ژنی ویروسی به سه مورد؛ 1. برداشت سلولی مؤثر توسط سلول هدف 2. فرار اندوزومی و 3. ورود مؤثر به هسته سلول احتیاج دارد. البته در مورد فاژهای رشتهای نکته دیگری که باید در نظر گرفت این است که این دسته از حاملهای ژنی برای اینکه توسط ماشین رونویسی سلول بهتر مورد شناسایی قرار بگیرند باید به فرم دورشتهای تبدیل شوند(64). در سال 1999 محققان با ارائه قطعات آنتیبادی بر علیه گیرنده سطح سلولی ErbB2 در سطح ذرات فاژی M13 به صورت ادغام با پروتئین gp3، موفق به ورود این حاملهای ژنی به درون سلولهای سرطانی سینه شدند و شاهد بیان ژن GFP در این سلولها بودند. این یافته به عنوان اولین موفقیت انتقال ژن توسط فاژهای رشتهای به سلولهای پستانداران گزارش شد(65). پیش از این، یک مورد دیگر انتقال ژن توسط فاژ M13 نیز گزارش شده بود که هدفمندسازی فاژی از طریق مولکولهای آداپتور بیوتین و استرپتاویدین انجام شده بود(66). در حالیکه اتصال لیگاند اختصاصی گیرنده موجود بر سطح سلول هدف از طریق تکنیک فاژنمایی روش مناسبتر و کارآمدتری جهت هدفمندکردن انتقال ژن به کمک ویروسهای پروکاریوتی به نظر میرسد. بر اساس مشاهدات انجام شده کارآیی انتقال ژنوم فاژمید با تیمار ترکیبات سمی مثل ترکیبات genotoxic افزایش مییابد. تیمار با ترکیبات genotoxic شامل شوک حرارتی، تابش اشعه UV، مهارکننده توپوایزومرازI در سطح بالین کاربردی نمیباشند ولیکن این نکته از این نظر حائز اهیمت میباشد که این ترکیبات سبب فعال شدن پروتئینهایی میشوند که در ترمیم DNA نقش دارند و سبب تبدیل ژنوم تکرشتهای فاژمید به فرم دورشتهای (RF) میشوند.القاء ترکیبات genotoxic در رده سلولی سرطان ریه انسانی(H1299) سبب افزایش بیان ژن EGF منتقل شده توسط ناقلهای فاژمیدی تا سطح 45 درصد شده است. این موضوع مؤید این مطلب است که تبدیل فرم تکرشتهای ژنوم M13 به فرم دورشتهای میتواند در افزایش بیان ترانسژن نقش بسزایی داشته باشد(67). به این ترتیب یکی از تمهیداتی که در راستای افزایش کارآیی انتقال ژن در سلولهای پستانداران(2) شده است، طراحی ناقلهای ژنی با توالیهای پالیندروم بوده است، به این ترتیب که تمام توالی بیانی داخل ناقل ژنی و یا بخشی از آن به صورت پالیندروم طراحی میشود و بر اساس گزارشات منتشر شده زمانی که تمام توالی بیانی به صورت پالیندروم طراحی شود بیشترین افزایش بیان ترانسژن را خواهیم داشت(68). بر اساس نتایج مشاهده شده دانشمندان پیشنهاد کردند که تبدیل DNA تکرشتهای مربوط به فاژمید به صورت DNA دورشتهای در سلولهای پستانداران با کارآیی پایینی انجام میشود در حالیکه توالی DNA دورشتهای به شکل بهتری توسط ماشین رونویسی سلول میزبان مورد شناسایی قرار میگیرد و در نتیجه شاهد افزایش بیان ترانسژن خواهیم بود. در ارتباط با فاژ M13 نیز نشان داده شده است که مشابه با ناقلهای فاژی مبتنی بر لامبدا، موفقیت برداشت فاژ توسط سلول هدف بسیار بیشتر از انتقال ژن میباشد؛ حدود 100 درصد از سلولهایی که گیرنده اختصاصی لیگاند ارائه شده در سطح فاژ را دارا میباشند، فاژ را دریافت میکنند در حالیکه کمتر از 10 درصد از این سلولها بیان ترانسژن را نشان میدهند. جای تعجب ندارد که فاژها به علت این که توالیهای مربوط به فرار اندوزومی ویروسها را ندارند، پس از ورود به سلول وارد اندوزوم و بعد لیزوزوم شده و تنها تعداد کمی از آنها موفق به فرار از اندوزوم و انتقال ژن به هسته سلول میشوند. البته با تغییر ژنتیکی ژنوم فاژ امکان بهبود فرآیند انتقال ژن وجود دارد به عنوان مثال با واردکردن توالیهای مربوط به فرار اندوزومی، ورود به هسته و همانندسازی ویروسهای یوکاریوتی در ژنوم فاژ روند انتقال و بیان ژن توسط این دسته از تحویلدهندههای ژنی تا حد زیادی بهبود پیدا خواهد کرد(2). همانگونه که ذکر شد، ابعاد فاژ M13 به عنوان یکی از شاخصههای برجسته این فاژ محسوب میشود و با این وجود قابلیت بهتری در عبور از عروق خونی خواهد داشت که در تجویز وریدی، دهانی و تنفسی بسیار حائز اهمیت میباشد. شایان توجه است که محققان نوعی حامل فاژمیدی را طراحی کردند که با آنتیبادیهای شناسایی کننده پلاکهای آمیلوئیدی هدفمند شده است. پس از تجویز تعداد 1011ذره فاژی از مسیر تنفسی نه تنها آسیبی به سلولهای مغزی نرسیده است بلکه شناسایی و عکسبرداری از پلاکهای آمیلوئیدی سلولهای مغزی موش با کارآیی بالایی انجام شد. موفقیت عملکرد ذرات فاژی در این پروژه تحقیقاتی نه تنها نویدبخش کاربرد تحویلدهندههای ژنی فاژی در ژندرمانی سلولهای مغزی میباشد بلکه سبب تحولی عظیم در زمینه تشخیص بیماریهای مغزی به خصوص در مراحل اولیه بیماری خواهد شد(69) 1-5 اهمیت و اهداف پژوهشژندرمانی یکی از پرآوازهترین کاربردهای دانش پزشکی در زمینه درمان بیماریهای وراثتی و حتی اکتسابی میباشد و محققان در تلاش هستند تا این روش درمانی را به عنوان یک روش جایگزین روشهای مرسوم درمان بیماریهای ژنتیکی معرفی کنند. با این وجود موانع زیادی در مسیر فراگیر شدن این روش درمانی وجود دارد که شامل طراحی یک ابزار انتقال ژن با حداقل عوارض جانبی و نیز حداکثر کارآیی انتقال و بیان ژن میباشد. همانگونه که در بخشهای قبلی بحث شد تحویلدهندههای ویروسی و غیرویروسی رایج، هر یک مشکلاتی دارند که کاربرد آنها را در سطح کلینیکی محدود کرده است. بدین ترتیب فاژها با توجه به ویژگیهایی که دارند نه تنها به عنوان یک ناقل ژنی بلکه به عنوان یک ابزار انتقالی برای تجویز هدفمند دارو و واکسن نیز در عرصه پزشکی انقلابی عظیم ایجاد کردهاند و ناقلین بسیاری مبتنی بر فاژها طراحی و مورد استفاده قرار گرفتهاند. نشان داده شده است که کارآیی ورود و انتقال ژن توسط ذرات فاژی به سلولهای پستانداران به فاکتورهای متعددی بستگی دارد. به نظر میرسد که علاوه بر حضور مولکولهای هدفگیری بر سطح ذرات فاژی، ساختار ژنومی ناقل فاژی نیز در انتقال مؤثر ترانسژن نقش بسزایی داشته باشد. دو ناقل ژنی که در پژوهشهای بسیاری در سرتاسر دنیا مورد استفاده قرار گرفته اند، تحویلدهندههای ژنی مبتنی بر لامبدا و M13 میباشند. انتظار میرود که این دو نوع ناقل فاژی از لحاظ ساختار ژنومی متفاوتی که دارند، عملکرد متفاوتی نیز در تحویل و بیان ترانسژن در سلول هدف داشته باشند. از آنجا که در مورد کاربرد همزمان و مقایسه کارآیی آنها گزارشی ارائه نشده است و در تمام پژوهشها تنها یکی از این ناقلهای مهم مورد توجه بوده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارآیی و تأثیر احتمالی ساختار ژنوم آنها در انتقال و بیان ژن انجام گرفت. اهداف جزئی این تحقیق شامل: - ارزیابی بیان و کارآیی انتقال ژن توسط ذرات فاژی M13-GFP - مقایسه کارآیی انتقالو بیان ژن درناقلهای ژنی pCMV Script GFPوλ-ZAP-CMV-GFP القاء شده با روش لیپوفکشن - شناسایی ناقل فاژی کارآمد با بیشترین قابلیت انتقال و بیان ترانسژن [1]Adeno Associated Virus [2] Freeze-thaw [3] Phage display [4]Chemical coupling [5] Folding [6] Tailed phages [7] Herpes Virus [8] Caudovirales [9] Siphoviridae [10] Myoviridae [11]Podoviridae [12]Temperate phages [13] Virulent phages [14]Immediate-Early stage [15]Delayed-early stage [16]Late stage [17]Folding [18]In vivo [19]In vitro [20]Rod shape [21] Spherical shape [22] Lemon shape [23] Pleoomorphic shape [24]Packaging Signal [25]Open Reading Frame [26]Replicative Form [27] Rplling circle |
![]() پلان مجتمع مسکونیپروژه کامل مجتمع مسکونی (پایان نامه یا طرح نهایی) با پلان های کامل 4 رندر با کیفیت
برای خرید این پروژه بر روی گزینه توضیحات بیشتر / دانلود کلیک کنید سپس شماره موبایل و ایمیل خود را وارد کنید مستقیم به درگاه بانک هدایت میشوید پس از واریز مبلغ پروژه لینک دانلود برای شما نمایش داده میشود و یک ایمیل حاوی لینک دانلود نیز یه ایمیلتان ارسال می شود. |