![]() وکتور استیکر(1)-با فرمت های Ai-EPS-PNG-PSDوکتور استیکر(1)-با فرمت های Ai-EPS-PNG-PSD قابل ویرایش کامل در ایلاستریتور/در فتوشاپ بصورت هر طرح در یک لایه(لایه ای)/با کیفیت عالی وکتوری.
|
![]() دانلود آموزش ویدئویی قدم به قدم ساخت اینترو، تیزر های حرفه ای (موشن گرافیک) به زبان فارسی – به همراه فایل و پروژه ی مورد نیازدر
این آموزش حرفه ای که برای اولین بار در میان تمامی وب سایت های فعال در
زمینه ی گرافیک تهیه شده، شما با ساخت تیزر های تبلیغاتی و اینترو های حرفه
ای (موشن گرافیک) با توجه به آخرین تکنیک های روز دنیا آشنا خواهید شد. از ویژگی های اصلی این آموزش می توان به بررسی اصول نورپردازی در صحنه و متحرک سازی آن و همین طور تکنیک های برتر موشن گرافیک و ساخت متن های متحرک اشاره کرد. این آموزش به بیانی ساده و روان و با آخرین تکنیک های آموزش مدرن (از پایه نا فوق پیشرفته) تهیه شده، که به همراه پروژه و فایل های مورد نیاز، در ادامه تقدیم حضورتان می شود. نکته: این آموزش برای اولین بار در میبان تمامی وبسایت های فعال در زمینه ی گرافیک منتشر شده است، که کاربرد فراوانی در زمینه های تیزر سازی، اینترو و تبلیغات داراست.
نرم افزار: افترافکت مشاهده پیش نمایش ویدئویی این آموزش: |
![]() تأثیر امنیتی شدن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1389 1380)...چکیده این رساله به منظور تأکید بر اهمیت همزمان انگارهها و عینیات در سیاست بینالملل به رشته تحریر در آمده است. این گزاره که در ذیل سازهانگاری یا نظریه اجتماعی روابط بینالملل مطرح میشود، در پیوند با مقوله امنیت، به نظریه یا چهارچوب مفهومی امنیتی کردن شکل میدهد و به تعبیر واضعان این چهارچوب، یعنی تیِری بالزاک فرانسوی و الی ویور دانمارکی، از قابلیت تحلیل رفتار حکومتها در سطح خرد و کلان برخوردار است.با ابتناء بر موارد موارد فوق، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بین سالهای 1380 تا 1389 در قبال امنیتی کردن موضوعات «تروریسم» و «پرونده هستهای» بررسی میشود. پرداختن به این امر منوط به واکاوی دلائل و نحوه امنیتی شدن موضوعات مزبور در پرتو کاربرد وجوه زبانی امنیت و استناد به وجوه جسمانی تهدید است. پژوهشگر بر این باور است که «استعاره محور شرارت» و «کلیشه سلاحهای هستهای» وجه زبانی و «تواناییهای نظامی هستهای»، وجه جسمانی امنیتی کردن را تشکیل میدهند. با اتکا به این موارد است که بازیگران امنیتی کننده، دو موضوع تروریسم و پرونده هستهای ایران را امنیتی کرده و جمهوری اسلامی ایران را به سمت رفتار مقتضی سوق دادهاند. بیتردید رفتار جمهوری اسلامی ایران در این رابطه، ریشه در نظام فکری و گفتمان نخبگان حاکم در مقطع زمانی مورد بحث داشته است. فهرست مطالب 6- تعریف متغیرها و مفاهیم پژوهش 5 8- مرور ادبیات مرتبط با موضوع پژوهش 8 11- مشکلات و تنگناهای احتمالی پژوهش 18 فصل 2- مطالعات امنیتی کردن: از نظریه تا روششناسی 20 1. نظریه امنیتی کردن مبتنی بر قرائت مکتب کپنهاگ 23 1.3.2. بازیگران امنیتی کننده 31 2. نظریه امنیتی کردن مبتنی بر قرائت مکتب پاریس 32 2.2.2. وابستگی متقابل کارگزار و بافت 37 2.2.3. ابتناء کردارها بر «دیسپوزیتیف» 39 2.3.1. سطوح و واحدهای تحلیل 42 2.3.2. روش پژوهش در امنیتی کردن 44 فصل 3- محور شرارت: برساختهشدن جمهوری اسلامی ایران به مثابه تهدید 52 2. تحلیل گفتمان جرج دابلیو بوش 56 2.1.2. تحلیل ویژگیهای دستوری 63 2.2.2. بافت بینامتنی و پیشفرضها 71 3. سطوح و واحدهای تحلیل در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران 79 3.1.3. مرجع امنیت و مرجع تهدید کننده 79 3.1.5. جایگاه یا روابط قدرت بازیگران 83 3.1.6. هویت اجتماعی بازیگران 84 3.2.3. دیسپوزیتیف امنیتی کردن 87 3.2.4. سیاستگذاریهای معطوف به امنیتی کردن 89 فصل 4- امنیتی کردن و برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران 94 1. پیشینه برنامه هستهای ایران 96 2. تحلیل گفتمان قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد 102 2.1.2. تحلیل ویژگیهای دستوری 105 2.2.2. بافت بینامتنی و پیشفرضها 111 2.3.3. ایالات متحده آمریکا 120 3. سطوح و واحدهای تحلیل در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران 125 3.1.1. مرجع امنیت و مرجع تهدید کننده 126 3.1.2. بازیگر امنیتی کننده 126 3.1.5. جایگاه یا روابط قدرت بازیگران 128 3.1.6. هویت اجتماعی بازیگران 128 3.2.3. دیسپوزیتیف امنیتی کردن 132 3.2.4. سیاستگذاریهای معطوف به امنیتی کردن 134 4. جمعبندی: امنیتی شدن و مدیریت فوقالعاده برنامه هستهای ایران 137 فصل 5- امنیتی شدن و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران 139 1. گفتمان سیاست خارجی ایران در دوره حکومت سید محمد خاتمی 141 2. حادثه 11 سپتامبر و ایجاد تردید در پارهگفتار امنیتی 147 3- گفتمان سیاست خارجی ایران در دوره حکومت محمود احمدینژاد 158 4. برنامه هستهای ایران و تجسمبخشی تهدید 164 ضمیمه اول: متن سخنرانی سالانه جرج دابلیو بوش در 2002 195 ضمیمه دوم: متن شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد ناظر به برنامه هستهای ایران 204 ضمیمه سوم: متن سخنرانی سید محمد خاتمی در پنجاهوهفتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد 221 ضمیمه چهارم: متن سخنرانی محمود احمدینژاد در شصتویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد 227 فصلکلیات1- بیان مسئلههدلی بول در کتاب «جامعه آنارشیک» با اتکا به نظرات اِی اچ اِل هیرِن[1]، مورخ آلمانی، محیطی مقید به قواعد مشترک را متصور میشود که در آن، ارزشها و منافع مشترک، بنمایه تعاملات میان کشورها قرار میگیرد. او این محیط را جامعه بینالمللی مینامد. در نگاه اجتماعی او به نظام بینالملل، حفظ نظم، کارویژه اصلی کشورها محسوب میشود چرا که در پرتوی نظم، اهداف جامعه بینالمللی اعم از بقا، خودمختاری و صلح محقق میگردد(Bull, 2002: 16-18). بر اساس این رویکرد، ارزیابی رفتار هر یک از کشورها و نسبت آن با نظم موجود امری بدیهی به نظر میرسد. از جمله کشورهایی که رفتار خارجی آن مبتنی بر این نگاه، به کرّات، مورد بررسی و بازبینی قرار گرفته است، ایران میباشد. ایران، با اتکا به ملاحظات ژئوپولیتیک و ماهیت نظام سیاسی، همواره مورد توجه سایر کشورها بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر اصول اسلام سیاسی، هویت جدیدی بر پایه اسلامیت و ایرانیت تعریف شد. این هویت جدید که منافع و اهدافی را شکل میداد، زمینه ساز بروز رفتارها و سیاستهایی متناقض با حفظ نظم مورد انتظار سایر اعضای جامعه بینالمللی گشت.طرح مقولاتی چون «صدور انقلاب»، «حمایت از جنبشهای آزادیبخش نظیر جنبش مردم فلسطین و لبنان» و «نفی هرگونه سلطهپذیری از طریق تسخیر سفارت آمریکا» توسط جمهوری اسلامی ایران، در نظام بینالملل به «تجدیدنظر طلبی»، «حمایت از تروریسم» و «نقض حقوق بینالملل» تعبیر شد. این موارد زمینه را برای طرح «موضوع ایران در دستور کار امنیتی»[2] فراهم آورد. طرح موضوع ایران در دستور کار امنیتی، نقطه آغاز فرایند امنیتی کردن است. امنیتی کردن از جمله مفاهیم موجود در مکاتب امنیتی مبتنی بر رویکرد سازهانگارانه محسوب میشود که ناظر به تهدید انگاری یک پدیده بواسطه درک بینالاذهانی اعضای یک جامعه سیاسی اعم داخلی و بینالمللی است. تأکید این مکاتب بر ساخت اجتماعی تهدید، ریشه در اهمیت نقش زبان و قواعد زبانی از یکسو و بُعد جسمانی تهدید از سوی دیگر دارد که در نهایت برساخته شدن یک پدیده به مثابه تهدید و امنیتی شدن را رقم میزند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران، به مثابه یک تهدید در نظام بینالملل برساخته شد و مقابله با آن ضروری گشت. مقابله با تهدید یا مدیریت آن در چهارچوب نظریه امنیتی کردن، با اتکا به ابزارهای فوقالعاده یا فراسیاسی انجام میشود. به سخن دیگر، موجودیتهای درگیر در فرایند امنیتی کردن اعم از بازیگر امنیتی کننده، بازیگران کارکردی و مخاطبان به کمک یکدیگر شیوهای را برای برطرف ساختن تهدید بر میگزینند که غیرعادی است و تنها در شرایط خاص کاربرد دارد. اما نکته حائز اهمیت در خصوص امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران آن است که علیرغم وقوع این فرایند در ابتدای ظهور و شکلگیری موجودیت نظام اسلامی در ایران، برساخته شدن به مثابه تهدید، در سالها و دورههای مختلف حیات جمهوری سالامی، از شدت و گستردگی متفاوتی برخوردار بوده و به تبع آن، پیامدهای رفتاری وسیعتری را در پی داشته است. یکی از مقاطع برجسته و واجد اهمیت، سالهای آغازین هزاره سوم میلادی است که با وقوع حادثه منحصربفرد 11 سپتامبر همراه شد. هرچند جمهوری اسلامی ایران در حدوث این واقعه ایفاگر نقشی نبود، ماهیت و وسعت این حادثه، سبب گره خوردن آن با نام ایران شد. بر این مبنا، متعاقب 11 سپتامبر، جمهوری اسلامی ایران در کنار دو کشور عراق و کره شمالی در قالب استعاره «محور شرارت» به مثابه تهدید برساخته شد و به تعبیر نظری امنیتی گشت. امنیتی شدن جهوری اسلامی ایران بیتردید بخش عمدهای از رفتارهای خارجی ایران را تحت تأثیر قرار داد به گونهای که سیاست خارجی حکومت وقت را معطوف به غیرامنیتی کردن ساخت. اما ادعای یکی از اعضای سازمان منافقین مبنی بر تلاش جمهوری اسلامی ایران برای افزایش درصد غنای اورانیوم در تأسیسات نطنز و تولید آب سنگین در رآکتور 40 مگاواتی اراک و متعاقب آن، گزارش مدیرکل وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در خصوص اعلام ننمودن برخی از فعالیتها و برنامههای هستهای توسط ایران، زمینه را برای امنیتی شدن مجدد ایران فراهم ساخت. طرح این مسئله اگرچه در بادی امر مورد توجه واقع شد، تمهید و آمادگی جهانی به منظور مدیریت تهدید عراق از طریق توسل به جنگ، مانع از اتخاذ تصمیم در خصوص تهدید جدید، یعنی ایران گشت. پایان یافتن جنگ عراق که منتج به پیروزی کم هزینه ایالات متحده آمریکا شده بود، جمهوری اسلامی ایران را در کانون امنیتی کردن قرار داد. صدور 6 قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد در مدت چهار سال، حکایت از امنیتی کردن با استناد به تهدیدآمیزی برنامه هستهای ایران داشت. قدر مسلم در این چهار سال نیز سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر غیرامنیتی کردن کشور و به تعبیر دیگر، بازگرداندن پرونده هستهای ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی متمرکز گردید. اما از آن حیث که سیاست خارجی کشورها حاصل اندرکنش عوامل خارجی و داخلی است، جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و سیاست خارجی آن در بین سالهای 1380 تا 1389 تحت تأثیر گفتمان نخبگان سیاسی قرار داشته است. گفتمانهای اصلاحات و اصولگرایی که در این سالها در ایران حیات داشتهاند، مولد رفتارهای متفاوتی در قبال امنیتی شدن بودهاند. این رفتارهای متفاوت که ریشههای گفتمانی دارند، بر استمرار یا توقف امنیتی کردن نیز مؤثر واقع شدهاند. در پژوهش حاضر با بررسی فرایند امنیتی کردن، به تأثیرپذیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از این فرایند میپردازیم. 2- سؤال اصلی پژوهشسیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بین سالهای 1380 تا 1389 تحت تأثیر امنیتی شدن، چگونه بوده است؟ 3- فرضیه اصلی پژوهشسیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره حکومت سید محمد خاتمی (1384-1380) بواسطه غلبه گفتمان اصلاحات، بر ایجاد تردید در پذیرش پارهگفتار امنیتی متمرکز شده بود. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره حکومت محمود احمدینژاد (1389-1384) نیز بواسطه غلبه گفتمان اصولگرایی، به تجسمبخشی تهدید و در نتیجه استمرار پذیرش پارهگفتار امنیتی معطوف شده بود. 4- سوالات فرعی4-1- موضوع اصلی در مطالعات امنیتی کردن چیست؟ 4-2- جمهوری اسلامی ایران در بین سالهای 1389-1380 با استناد به چه موضوعاتی امنیتی شد؟ 4-3- جمهوری اسلامی ایران چرا و چگونه در پرتو حوادث 11 سپتامبر امنیتی شد؟ 4-4- برنامه هستهای ایران چرا و چگونه بر امنیتی شدن جمهوری اسلامی ایران تأثیر گذاشت؟ 4-5- نسبت گفتمانهای غالب سیاست خارجی در ایران با ایجاد تردید و پذیرش پارهگفتار امنیتی از سوی مخاطبان در قبال جمهوری اسلامی ایران چیست؟ 5- فرضیههای فرعی5-1- در مطالعات امنیتی کردن در صدد پاسخگویی به این پرسش هستیم که «چه کسی درباره چه موضوعاتی تحت چه شرایطی و با چه تأثیرات و نتایجی، اِعمال یا اظهار امنیت میکند»؟ 5-2- در طی سالهای 1380 تا 1389، دو موضوع رابطه با گروههای مقاومت اسلامی و برنامه هستهای سبب امنیتی شدن جمهوری اسلامی ایران شده است. 5-3- جمهوری اسلامی ایران بخاطر حمایت از گروههای مقاومت اسلامی در زمره کشورهای محور شرارت قرار گرفت و برچسب تهدیدآمیزی را از ایالات متحده آمریکا دریافت کرد. 5-4- برنامه هستهای ایران با تقویت بُعد جسمانی تهدید، سبب امنیتی شدن جمهوری اسلامی گردید. 5-5- اصول گفتمانی و قواعد رفتاری گفتمان اصلاحطلبی سبب عدم پذیرش پارهگفتار امنیتی و مختصات گفتمان اصولگرایی باعث پذیرش پاره گفتار امنیتی در قبال ایران شد. 6- تعریف متغیرها و مفاهیم پژوهشمتغیر مستقل: امنیتی شدن جمهوری اسلامی ایران متغیر وابسته: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران متغیر مداخلهای: گفتمان سیاست خارجی ایران امنیتی کردن: فرایند برساخته شدن تهدید از طریق کاربرد پارهگفتار امنیتی بجا و پذیرش مخاطب را امنیتی کردن مینامند. در این فرایند، یک موضوع از سطح سیاسی یا غیرسیاسی به سطح امنیتی ارتقاء مییابد و با استناد به تهدیدآمیز بودن آن، انجام اقدامات فوری و استثنایی برای مدیریت آن در دستور کار قرار میگیرد. امنیتی کردن، به طور همزمان، فعالیتی زبانی و غیرزبانی محسوب میشود. غیرامنیتی کردن: وقوع فرایند معکوس امنیتی کردن یعنی بازگشت یک موضوع از سیاست فوری[3] به سیاست عادی[4] را غیرامنیتی کردن گویند. از نظر ویور، غیرامنیتی کردن شامل فرایند تبدیل تهدید به چالش و امنیت به سیاست است که در آن، نخبگان سیاسی نقش اصلی را ایفا میکنند. پارهگفتار[5]: صورت گفتاری یا نوشتاری یک جمله، پارهگفتار است. پارهگفتار امنیتی: پارهگفتاری که توسط بازیگر امنیتی کننده برای امنیتی کردن یک مرجع بکار میرود 7- فلوچارت متغیرهای تحقیق
مرور ادبیات مرتبط با موضوع پژوهش ادبیات مرتبط با موضوع این پژوهش را میتوان به سه دسته کلی تقسیمبندی کرد. دسته اول به آثار نظری در باب امنیتی کردن و مفاهیم مرتبط با آن اختصاص دارد. در این آثار، امنیتی کردن به عنوان یک نظریه یا چهارچوب مفهومی مورد بررسی قرار گرفته است. دسته دوم در بر گیرنده آثاری است که به کاربست نظریه امنیتی کردن، در سطوح ملی، منطقهای یا بینالمللی میپردازند. دسته سوم ادبیات مرتبط با موضوع نیز به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی پژوهش اختصاص دارد. در ادامه به معرفی آثار هر یک از دستهها میپردازیم. 8-1- نظریه امنیتی کردن n امنیت: چهارچوبی جدید برای تحلیل این کتاب در صدد است تا چهارچوب جدیدی را از طریق توسعه دستور کار امنیت فراهم نماید. بدین منظور با نگاهی سازهانگارانه به برساخته شدن امنیت میپردازد. تأکید نویسندگان کتاب بر بخشی نگریستن به امنیت، موجد امنیت نظامی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی میگردد. فصل دوم کتاب که در بر دارنده دستگاه مفهومی است، به خاستگاه و ارکان و واحدهای نظریه امنیتی کردن اختصاص دارد. امنیتی کردن، چنان که اشاره شد، مبتنی بر کنش گفتاری مولد تهدید وجودی است که مستلزم اقدامات فوری و ضروری است. فصول سوم تا هفتم این کتاب نیز به صورت تفصیلی به واحدهای تحلیل امنیت اعم از مرجع امنیت، بازیگر امنیتی کننده و بازیگران صاحب نقش اختصاص دارد(بوزان و دیگران، 1386). از جمله مزایای این کتاب خارج کردن امنیت از دایره تنگ نظامی و توسعه مفهومی آن میباشد به گونهای که مرجع امنیت به سایر بخشها مربوط میگردد. با وجود بدیع بودن اثر نویسندگان در حوزه مطالعات امنیتی، در کتاب حاضر کاستیهایی به چشم میخورد. از جمله اینکه اساساً نظریه امنیتی کردن با کیفیتی که ویور در این کتاب ذکر میکند، بیشتر قابلیت تطبیق بر حکومتهای دموکرات، که دموکراسی و تبعیت از فرایندهای دموکراتیک، ارزش غالب در جامعه است. بر این اساس، نظریه امنیتی کردن جهت تطبیق بر جوامع غیر دموکرات نیازمند بازسازی است(Vuori, 2008: 68-69). n سه چهره امنیتی کردن: کارگزاری سیاسی، شنونده و متن[6] تیری بالزاک که دانشآموخته دانشگاه کمبریج میباشد، رساله دکتری خود را با عنوان «سازهانگاری، عملگرایی و مطالعات امنیتی» در سال 2003 دفاع کرد و متعاقب آن اولین مقاله با موضوع امنیتی کردن را در مجله اروپایی روابط بینالملل به چاپ رساند. در این مقاله بالزاک مدعی است که نگاه کنش کلامی به امنیت، زمینه مناسب و کافی برای بررسی اقدامات امنیتی در شرایط واقعی بدست نمیدهد لذا ضروری است این نگاه متکاملتر شود. او با ارائه 3 مفروضه اصلی متشکل از مخاطب محور بودن، متنمند بودن و قدرت محور بودن امنیتی کردن، منظور مکتب کپنهاگ از امنیتی کردن را به چالش میکشد. از نظر بالزاک رویکرد کنش گفتاری به امنیتی کردن بسیار خشک و رسمی[7] است و در عالم واقع آموزههای آستین به وقوع نمیپیوندد. بالزاک از طریق وارد کردن مخاطب و بررسی موفقیت و عدم موفقیت کنش گفتاری تلاش میکند، به تعبیر خود، پلی میان قرائت مکتب کپنهاگ و قرائت عملگرا از امنیت بزند(Balzacq, 2005). لازم به توضیح است که مقاله حاضر را میتوان نقطه آغاز بسط و توسعه نظری امنیتی کردن دانست. n سازهانگاری و مطالعات امنیتی کردن[8] انتشارات راتلج انگلستان در سال 2011 به رسم معهود خود، اقدام به انتشار «کتاب راهنمای مطالعات امنیتی» نمود که در آن مطالب متنوعی از نویسندگان مختلفی از جمله تیری بالزاک به چشم میخورد. بالزاک در مقاله خود با عنوان «سازهانگاری و مطالعات امنیتی کردن» در صدد است تا از طریق تبیین رابطه میان سازهانگاری و امنیتی کردن، نشان دهد چگونه سطوح هستیشناختی و معرفتشناختی با هم ترکیب میشوند و منجر به اتخاذ گونهای خاص از روششناسی در باب امنیتی کردن میگردد. این مقاله بالزاک را میتوان در ادامه و تکمیل نوشتار سال 2005 وی دانست که در جستجوی نسخه عملگرای نظریه امنیتی کردن میباشد. در این راستا بالزاک ضمن ارائه دو مدل «فلسفی» و «جامعهشناختی» از امنیتی کردن، مدعی میشود مدل فلسفی امنیتی کردن که ریشه در نظریه کنش گفتاری آستین و مکتب دانمارکی کپنهاگ دارد، مدلی ناقص است و در عوض مدل جامعهشناختی که منبعث از تفکرات بلژیکی، فرانسوی و انگلیسی است، به مدد ترکیب روش تحلیل گفتمان و فرایندیابی[9]، مدلی عملگرا و قابل استفاده برای دانشجویان میباشد(Balzacq, 2009). از مزایای این مقاله تلاش نویسنده جهت ارائه مدل عملگرا از امنیتی کردن است و کاستی آن مربوط به عدم کاربست این نظریه در عالم واقع میباشد. n امنیتی کردن کلان و مجموعههای امنیتی: سنجه بازنگر در نظریه امنیتی کردن[10] در این مقاله که توسط بوزان و ویور به طور مشترک در سال 2009 تألیف شده، نویسندگان ضمن اشاره به این که سطح تحلیل در نظریه امنیتی کردن میانی بوده، در صددند شکاف میان سطوح میانی و سیستمی مطالعات امنیتی را از بین ببرند. بوزان و ویور با استفاده از مفهوم مجموعههای امنیتی و افزودن انگاره امنیتی کردن کلان، سطح میانی را توسعه میدهند. بر این اساس، آن دو در ابتدا به تشریح امنیتی کردن در سطح میانی میپردازند و خاطر نشان میسازند که دستورالعمل موجود در سطح میانی بر بازیگران فردی امنیتی کننده و مراجع آن و اینکه چگونه اقدامات امنیتی کننده یکدیگر را تقویت میکنند، تمرکز مینماید. از نظر بوزان و ویور این نگاه به امنیتی کردن، نگاهی خود محور[11] است و همچون رویکرد واقعگرایان، نظام بینالملل را اتمیزه میبیند. در این فضا، تنها اتحاد و ائتلاف است که امنیتی کردن دولتها را به هم مرتبط میکند و اتحاد و ائتلاف نیز امری موقتی است. با ملاحظه این نقیصه، بوزان و ویور به مدد نظریه مجموعه امنیتی منطقهای، امنیتی کردن را به سطح منطقهای ارتقا میدهند و با واقعیت همخوانتر مینمایند. بر این اساس است که مجموعه امنیتی منطقهای، هسته یک مجموعه گستردهتر و وسیعتر قرار میگیرد. امنیتی کردن کلان مبتنی بر همان قواعد امنیتی کردن یعنی شناسایی یک تهدید وجودی برای یک مرجع ارزشمند امنیت و تلاش برای انجام اقدامات غیر عادی، تعریف میشود. اما بنا به اظهار بوزان و ویور امنیتی کردن کلان در مقایسه با امنیتی کردن، از ساختار پیچیدهتری برخوردار است. چرا که از دو سطح بالاتر و پایینتر امنیتی کردن بهره میبرد. در ادامه مقاله، امنیتی کردن کلان از سه بُعد با سطوح دیگر امنیتی کردن مقایسه میشود که عبارتند از: محور x: میزان جامعیت محور y: سطوح اعم از سطح فردی تا سطح جهانی محور z: میزان موفقیت بر حسب میزان اقناع شنونده در نهایت هر یک از محورها تشریح و مصادیق آنها نیز ذکر میگردد. بنا به باور بوزان و ویور نکته حائز اهمیت در خصوص مفهوم امنیتی کردن کلان این است که این مفهوم میتواند همچون ابزاری در دست قدرتهای بزرگ برای ایجاد نظم و امنیت و از بین بردن تهدیدهای جدید جهانی قرار گیرد؛ مسئلهای که ایالات متحده آمریکا بدان بیتوجه است(Buzan & Wæver, 2009). 8-2- کاربست امنیتی کردن n منطق پیامرسانی و گونههای امنیتی کردن: کاربست نظریه امنیتی کردن برای مطالعه نظمهای سیاسی غیر دموکرات[12] در این مقاله «یوها اِی. ووری» سعی دارد نظریه امنیتی کردن را به گونهای ارتقاء دهد تا در مورد جوامع غیر دموکرات (مطالعه موردی: چین) نیز کاربرد داشته باشد. او بر این باور است که این نظریه تنها به جوامع اروپایی متعلق است. وی ضمن اشاره به اصطلاح سیاست خاص که توسط ویور در کتاب «امنیت: چهارچوبی جدید برای تحلیل» به کار میرود، به یک طبقهبندی 3 مؤلفهای میپردازد: 1) مسائل غیرسیاسی که خارج از صلاحیت دولت است. 2) مسائل سیاسی که در دستور کار سیاست عادی[13] است و 3) مسائل امنیتی که در دستور کار سیاست خاص قرار میگیرد. «ووری» این استدلال ویور در مورد سیاست خاص که «دولتها بخاطر ضرورت بقا، تصمیمات غیردموکراتیک اتخاذ میکنند» را ناقص میداند. چرا که از نظر او تنها دولتهای دموکرات هستند که دموکراسی را به عنوان «هنجار» سیاست پذیرفتهاند؛ از این جهت است که امنیتی کردن، معادل انجام اقداماتی خارج از فرایند دموکراتیک توسط حکومت میباشد. پس در جوامع غیردموکرات باید بجای فرایند دموکراتیک به «قواعد» توجه کنیم؛ قواعدی که در بستر تجربه اجتماعی و تاریخی شکل میگیرد. با اتکا به این تمایز، «ووری» تلاش میکند 5 گونه[14] امنیتی شدن را نام ببرد(Vuori, 2008). نقطه قوت این مقاله تلاش نویسنده در جهت کاربست نظریه امنیتی کردن در کشور چین است که به زعم او یک کشور غیر دموکرات محسوب میشود و همین امر سبب توسعه مفهومی «امنیتی کردن» شده است. «ووری» بر این باور است که «امنیتی کردنِ» مورد نظر ویور تنها یکی از گونههای امنیتی کردن، یعنی امنیتی کردن به منظور مشروعیت بخشی به اقدامات آینده، را دربر میگیرد، لذا ضروری است این مفهوم توسعه یابد. n مناطق و قدرتها[15] مناطق و قدرتها کتاب مشترک بوزان و ویور در سال 2003 است. این کتاب نیز با اتکا به رویکرد خاص مکتب کپنهاگ و در ادامه کتب «مردم، دولت و هراس» و «امنیت: چهارچوبی جدید برای تحلیل» نگاشته شده است. نویسندگان با مفروض دانستن آموزههای مکتب کپنهاگ و با ملاحظه شرایط و عواقب پایان جنگ سرد در دهه 1990، نظریه خود را در بُعد منطقهای، فراتر از قاره اروپا، به اقصی نقاط جهان بسط میدهند. چهارچوب مفهومی مورد نظر بوزان و ویور مجموعه امنیتی منطقهای (RSC) میباشد که در شش منطقه از جهان اعم از آسیا (شامل آسیای جنوب شرق و آسیای شمال شرق)، خاورمیانه، اروپا، آفریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی به توصیف ویژگیهای آن پرداخته میشود. در این راستا مقوله امنیتی کردن نیز در هر یک از مجموعههای مذکور مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد(بوزان و ویور، 1388). از جمله مزایای کتاب حاضر، توسعه مفروضات مکتب کپنهاگ در سطح منطقهای و تبیین و تحلیل رفتارهای دولتهای موجود در مجموعه امنیتی منطقهای است. n امنیتی کردن و غیر امنیتی کردن[16] دانشگاه کلمبیا در سال 1995 به همت رونی لیپشاتز[17]، به انتشار کتاب «در باب امنیت»[18] مبادرت ورزید که حاوی مقالاتی در خصوص امنیت است. «امنیتی کردن و غیر امنیتی کردن»، عنوان مقاله الی ویور است که در این مجموعه به چشم میخورد. در این مقاله، ویور با اتکا به مؤلفههای امنیت بدیل[19] در مکتب کپنهاگ، به مفهوم امنیتی شدن مبتنی بر کنش گفتاری رهنمون میشود. او با مطرح کردن این پرسش که «چه چیزی، موضوعی را تبدیل به یک مسئله امنیتی میکند» اعلام میدارد که نخبگان جامعه آغاز کننده فرایند امنیتی کردن هستند. ویور با بیان این مقدمه به کاربست مفهوم «امنیت» در اروپا و «امنیت اروپایی» در دو دوره 1990-1960 و پس از جنگ سرد میپردازد. وی مهمترین مسئله امنیتی دوره اول را تنشزدایی میداند و معتقد است تنش زدایی باعث غیر امنیتی کردن و محدودیت استفاده از کنش گفتاری امنیت شد. بر این اساس مشخص میگردد که غیر امنیتی کردن، فرایند تبدیل شدن تهدید به چالش و امنیت به سیاست است که در آن نخبگان سیاسی نقش اصلی را ایفا میکنند. امنیت پس از جنگ نیز در پرتو مفهوم بالکانی کردن[20] توصیف میگردد. ویور با اشاره به دیدگاه دردریان در خصوص بالکانی کردن، اذعان میدارد که بالکانی کردن ابزاری برای مشروعیت بخشی به نظم مورد نظر پس از جنگ سرد بود؛ نظمی که در پرتو القاء یک تهدید خارجی مشروعیت مییابد. بر این اساس مأموریت جدید ناتو تعریف میشود: اتحاد در مقابل عدم قطعیت، پیشبینی ناپذیری و بیثباتی. با استناد به موارد فوق، ویور نتیجه میگیرد که در اروپا، کنش گفتاری امنیت همواره به عنوان ابزار استفاده شده است(Waever, 1995). نقطه قوت این مقاله به کاربست نظریه امنیتی شدن در سطح منطقهای باز میگردد اما از آن جهت که ارکان نظریه امنیتی شدن به تفصیل در این سطح مورد بررسی قرار نگرفته است، اثر دچار کاستی میباشد. n کنشگر، مخاطبان و اقدامات فوری: امنیتی کردن و تصمیم انگلستان برای حمله به عراق[21] این مقاله که به قلم «پاول رو»[22] در سال 2008 نگاشته شده است به اهمیت نقش مکمل کنشگران و مخاطبان در توفیق امنیتی کردن اشاره دارد. نویسنده با استفاده از مقاله بالزاک (2005) به تحلیل تصمیم انگلستان برای پیوستن به آمریکا جهت حمله به عراق در سال 2003 میپردازد و مدعی میشود اگرچه نقش جامعه در امنیتی کردن یک مسئله واجد اهمیت است، برای غیرعادی جلوه دادن یک موضوع نقش کنشگران رسمی، مهمتر و حیاتیتر به نظر میرسد. بر این مبنا، فرایند امنیتی کردن به دو مرحله اختصاص مییابد که عبارتند از مرحله شناسایی[23] و مرحله بسیج[24]. «رو» بر این باور است که در خلال ماههای مارس تا سپتامبر سال 2002، دولت بلر تلاش نمود تا دو مخاطب مردم، کابینه و حزب کارگر را نسبت به تهدید عراق و ضرورت اقدام نظامی علیه صدام متقاعد سازد. در این دوره بلر موفق شد تا مرحله شناساندن تهدید را طی کند. از ماه اکتبر 2002 تا مارس 2003 در کنار شناسایی مجدد، بسیج نیز صورت گرفت. انگلستان در این دوره در جستجوی حامیان بینالمللی از جمله ترغیب فرانسه برای همراهی در حمله به عراق بود(Roe, 2008). نکته قابل تأمل در خصوص مقاله حاضر این است که علیرغم تلاش نویسنده برای کاربست نظریه امنیتی کردن در تصمیم انگلستان جهت همراهی با آمریکا در حمله به عراق، از بکارگیری مفروضهها و روش خاص این نظریه که مبتنی بر تحلیل گفتمان میباشد، فروگذاری شده است. 8-3- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (از 1380 تاکنون) n ایران و ظهور نومحافظهکارانش: سیاست انقلاب خاموش تهران[25] این کتاب توسط انوشیروان احتشامی و محجوب زویری در 6 فصل تدوین شده است که تاریخ روابط و سیاست خارجی ایران را در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و محمود احمدینژاد بررسی مینماید. علیرغم تمرکز عمده بر دوران ریاست جمهوری احمدینژاد، نویسندگان یک فصل از کتاب را به سیاست و حکومت در ایران دوران خاتمی و نیز رفتارهای خارجی ایران اختصاص دادهاند. نویسندگان با برشمردن سه نیروی سیاسی موجود در ایران پس از انقلاب، اعم از محافظهکاران سنتی، اصلاحطلبان لیبرال و نومحافظهکاران، تمرکز عمده خود را بر ویژگیها و مختصات فکری و رفتاری نومحافظهکاران قرار میدهند. احتشامی و زویری، سیاست خارجی محمد خاتمی را عملگرا و سیاست خارجی احمدینژاد را که ریشه آن را در دوران خاتمی میتوان یافت، تندروانه میدانند(Ehteshami and Zweiri, 2007). n سیاست خارجی ایران در دوره پساشوروی: مقاومت در برابر نظم نوین بینالمللی[26] شیرین هانتر، نویسنده این کتاب، بحث خود را در قالب دو بخش نظری و موارد مطالعاتی مطرح میکند. او در بخش نظری از یکسو به ظهور نظام جدید بینالمللی پس از فروپاشی شوروی اشاره میکند و از سوی دیگر، بافت سیاست داخلی و تأثیر آن بر رفتار ایران را بررسی مینماید. در بخش موارد مطالعاتی نیز، روابط جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده، اروپا، روسیه، چین، هند، پاکستان، افغانستان، ترکیه، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، جهان عرب، آفریقا و آمریکای لاتین مورد ارزیابی قرار میگیرد. از محاسن کتاب هانتر، حفظ نگاه نظری به سیاست خارجی ایران در موارد مطالعاتی نامبرده است که در سایر کتب انگلیسی زبان پیرامون موضوع مطرح شده، کمتر به چشم میخورد. n نگهبانان انقلاب: ایران و جهان در عصر آیتالهها[27] رضا (ریموند) تکیه، عضو ارشد شورای روابط خارجی آمریکا در کتاب خود، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را به دورههای انقلابی، عملگرایی، اصلاحات و راست جدید تقسیمبندی میکند. نویسنده با تمرکز عمده بر سطح تحلیل داخلی، به رفتارهای خارجی ایرانِ پس از انقلاب میپردازد. او در تلاش است به اختلافات میان جناحهای سیاسی موجود در ایران که بر سیاست خارجی مؤثر هستند، اشاره کند و نشان دهد جمهوری اسلامی ایران یک کل یکپارچه نیست که بتوان در مقابل آن، همواره از یک سیاست ثابت و بدون تغییر بهره برد. از مزایای کتاب حاضر، بررسی پویایی موجود در سیاست داخلی ایران و ترسیم تأثیر آن بر سیاست و رفتارهای خارجی جمهوری اسلامی است(Takeyh, 2009). n مقابله با ایران[28] علی انصاری در سال 2006 کتاب مقابله با ایران را به رشته تحریر در آورد. موضوع کانونی کتاب، تعامل میان ایران و آمریکاست که نقطه آغاز آن به کودتای 28 مرداد 1332 باز میگردد. آغاز انقلاب اسلامی و حوادثی چون تسخیر سفارت آمریکا در تهران و قطع رابطه دو کشور از جمله مسائل برجستهای است که در ادامه بدان پرداخته شده است. نویسنده کتاب با عبور از سالهای پس از جنگ ایران و عراق، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در پرتو حادثه 11 سپتامبر و برنامه هستهای ایران تشریح میکند. انصاری در بررسی رفتار خارجی ایران پس از 11 سپتامبر، نکات قابل اعتنایی از جمله فراخواندن رهبران حزباله لبنان به تهران جهت اطمینان یافتن از عدم دخالت آنان در حادثه، کمک همه جانبه ایران به آمریکا در جنگ افغانستان، خودداری از تحویل عناصر القاعده متواری به ایران و قضیه کشتی کارین اِی را ذکر مینماید. ذکر این نکته ضروری است که بخش عمدهای از موارد مطرح شده در کتاب مقابله با ایران، به مواضع و سخنان گروههای داخلی ایران و تأثیر آنها بر شکلگیری سیاست خارجی اختصاص دارد. این امر در مورد پرونده هستهای ایران نیز به طور برجستهتری به چشم می خورد. انصاری در این رابطه علاوه بر ارزیابی تحولات داخلی ایران از جمله انتخابات مجلس شورای اسلامی و نقش آن در تقویت جریان اصولگرایی، به خلقیات رئیس جمهور این جریان، محمود احمدی نژاد و تفاوت او با خاتمی اشاره میکند. از منظر نویسنده، در دنیای مانوی احمدی نژاد، حد وسطی میان مصالحه و مقابله وجود ندارد. انصاری معتقد است انطباق این نگاه رئیس جمهور ایران با منظومه فکری نومحافظهکاران آمریکا، سرنوشت ایران را در این دوره رقم زده است. از مزایای کتاب حاضر، توجه نسبی به سه سطح داخلی، ملی و سیستمی در تحلیل سیاست خارجی است. n سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران سید جلال دهقانی فیروزآبادی در این کتاب با اتکا به متغیرهای پیشنظریه جیمز روزنا، به توصیف و تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب اسلامی تا سال 1388 پرداخته است. در بخش آغازین کتاب، سیاست خارجی ایران در پرتو نظریههای مختلف روابط بینالملل مورد تحلیل قرار گرفته است که در مقایسه با سایر کتب موجود در ایران، از بداعت برخوردار میباشد. در ادامه، نویسنده در تلاش است تا متغیرهای پیش نظریه روزنا اعم از فردی، نقشی، ملی، حکومتی و بینالمللی، و ارتباط آن با سیاست خارجی ایران را بررسی کند(دهقانی فیروزآبادی، 1388). اتخاذ رویکرد گفتمانی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و مقایسه دورههای مختلفی حکومت در ایران نیز، از مزایای این کتاب است. n سیاست خارجی دولت خاتمی( ۱۳۸۴ - ۱۳۷۶) این کتاب محصول سال 1391 مرکز اسناد انقلاب اسلامی است که به سیاست خارجی حکومت اصلاحات میپردازد. ابوالفضل صدقی، نویسنده کتاب، بر آن است تا نشان دهد سیاست خارجی سیدمحمد خاتمی با اتکا به دو مقوله تنشزدایی و گفتگوی تمدنها موفقیتآمیز نبوده است. در این راستا پس از اشاره به مبانی نظری تنشزدایی و گفتگوی تمدنها، به موضوعات مطرح در دوره حکومت اصلاحات از جمله 11 سپتامبر و برنامه هستهای ایران پرداخته میشود(صدقی، 1391). از جمله برتریهای این کتاب نسبت به سایر آثار موجود، پرداختن به پویشهای سیاست داخلی است، اما عدم استفاده از منابع غیرفارسی و اتکای بیش از حد به مقالات تحلیلی روزنامهها را میتوان ضعف عمده این کتاب دانست. n امنیتی شدن ایران و استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا مقاله حاضر که در تابستان 1388 در فصلنامه بینالمللی روابط خارجی به قلم هادی سمتی و حمید رهنورد نگاشته شده، تنها اثر در میان مقالات منتشر شده در مجلات علمی- پژوهشی ایران در باب امنیتی کردن است. هدف نویسندگان در این مقاله، کاربست نظریه امنیتی کردن در مورد روابط آمریکا و ایران میباشد. بر این اساس ابتدا به تفصیل، ارکان و مفروضههای امنیتی کردن تشریح میگردد و در نهایت، قرائت «جوها اِی. ووری» (2008) در خصوص گونههای امنیتی کردن به عنوان پایه و مبنای مطالعه موردی روابط آمریکا و ایران انتخاب میشود. سمتی و رهنورد نقطه آغاز امنیتی شدن ایران را بحران گروگانگیری و قطع روابط دو کشور آمریکا و ایران در 1359 میدانند و خاطرنشان میسازند که در پی این اتفاق، بسیاری از روزنامهنگاران و سیاستمداران غربی تلاش کردند ایران را به عنوان تهدیدی علیه منافع ملی آمریکا در منطقه معرفی نمایند. در این بخش، مسائلی چون صدور انقلاب، دخالت در یمن جنوبی و حمایت از حزباله لبنان به عنوان عوامل کمک کننده به امنیتی شدن، مطرح میگردند. در ادامه، مصادیق متعددی در رابطه با گونههای دیگر امنیتی شدن ذکر میشود و در انتها، نویسندگان با بررسی مسئله امنیتی شدن ایران و آینده روابط ایران و آمریکا مقاله خود را به پایان میبرند(سمتی و رهنورد، 1388). مقاله حاضر به سبب کاربست نظریه امنیتی کردن در مورد روابط ایران و آمریکا از بداعت برخوردار است و در آشنایی پژوهشگر این رساله، با مقوله امنیتی کردن کمک بسیار مؤثری نموده است. لذا تلاش نویسندگان شایسته تقدیر میباشد. با وجود این، اتکا به قرائت خاص از امنیتی کردن و عدم توجه به ریشه اصلی فکری این نظریه که به آثار الی ویور و تیِری بالزاک باز میگردد، کاستی مقاله محسوب میشود. علاوه بر این، بررسی امنیتی کردن در این مقاله به صور روشمند و با اتکا به روشهای مرسوم، انجام نشده اشت. در جمعبندی مطالب فوق میتوان گفت: 1-نظر به اینکه رویکرد جدید به امنیت از دهه 1980 به بعد وارد حوزه نظریهپردازی گردید، بدیهی است آثار موجود در مقایسه با آثاری که با رویکرد سنتی به امنیت مینگرند، از تعداد کمتری برخوردار میباشند. بالتبع این مسئله سبب میشود در ایران نیز کتب تألیفی مرتبط با موضوع، بسیار اندک باشند. هرچند در سالهای اخیر، کتب متعددی در حوزه موضوعی امنیت ترجمه شده است. 2-در مورد کاربست نظریه امنیتی کردن در سطح منطقهای و ملی چند اثر معرفی شد. با وجود این، مورد جمهوری اسلامی ایران، از آن جهت که در هیچ یک از سطوح منطقهای و ملی نمیگنجد، در آثار موجود بکار گرفته نشده است. هرچند مقاله «امنیتی شدن ایران و استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا» با این هدف تألیف گردیده که به توضیح نواقص آن پرداختیم. نتیجه آنکه درباره موضوع پژوهش، منبع مشابهی یافت نشده است، لکن منابع ذکر شده، در تدوین پژوهش، نقش بسزایی دارند. 9- اهداف پژوهشاهداف پژوهش را به طور خلاصه در موارد زیر میتوان بیان کرد: 1- تأکید بر اهمیت ساختارهای انگارهای در سیاست بینالملل و نقش آنها در سیاست خارجی 2- تأکید بر نقش زبان در برساخته شدن تهدیدها 3- سوق دادن نگاه نخبگان حکومتی ایران به اهمیت جایگاه نطق و تأثیرگذاری آن بر ساخت الگوهای دوستی و دشمنی[29] در روابط با سایر کشورها 4- افزودن بر دادهها، اطلاعات و ادبیات موجود در باب امنیت 5- فراهم نمودن زمینه به منظور توسعه مفهومی امنیتی کردن از طریق کاربست این چهارچوب مفهومی در سطح تحلیل سیستمی 10- روششناسیالف: نوع روش پژوهش در این پژوهش از روش تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف استفاده میشود. این روش مبتنی به سه بخش «تحلیل متن»، «تحلیل کنش گفتمانی» و «تحلیل کنش فرهنگی و اجتماعی» میباشد. در فصل دوم پژوهش، به تفصیل، به معرفی این روش میپردازیم. در کنار روش تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف، از شیوه تحلیل محتوای کمی نیز بهره گرفته شده است. ب: روش گردآوری اطلاعات و دادهها: - مطالعه اسناد و متون د: روش تجزیه و تحلیل دادهها: یافتن مضامین و مقولههای اصلی موجود در دادهها 11- مشکلات و تنگناهای احتمالی پژوهشنظر به ابتناء پژوهش بر حوزه موضوعی جدید از امنیت و تلاش جهت استفاده از مفهوم امنیتی کردن که کمتر از 3 دهه از عمر آن میگذرد، بدیهی است با قلت ادبیات موضوع مواجه شویم که این امر تأثیر بسزایی در تدوین پژوهش حاضر دارد. با وجود این، نویسنده پژوهش حداکثر تلاش خود را در جمع آوری دادهها و اطلاعات موجود به خرج داده است. 12- سازماندهی پژوهشپس از بیان کلیات پژوهش که دربر گیرنده طرح مسئله، سؤالات اصلی و فرعی، فرضیههای اصلی و فرعی و تعریف متغیرها و مفاهیم میباشد، در فصل دوم به ارائه چهارچوب نظری پژوهش تحت عنوان «مطالعات امنیتی کردن: از نظریه تا روششناسی» میپردازیم. در این فصل، امنیتی کردن مبتنی بر قرائت دو مکتب کپنهاگ و پاریس مورد بررسی قرار میگیرد. هر از این دو مکتب بر اساس اصول، مفاهیم، سطوح و واحدهای تحلیل متفاوتی قوام یافتهاند و در نهایت به روششناسی خاصی ختم شدهاند. چهارچوب نظری و مفهومی منتخب در این پژوهش، ترکیبی از نگاه دو مکتب مذکور به امنیتی کردن است. در فصل سوم به نحوه برساخته شدن جمهوری اسلامی ایران به مثابه تهدید در پرتو حادثه 11 سپتامبر اشاره خواهیم کرد. این فصل متشکل از تحلیل انتقادی گفتمان سخنرانی رئیس جمهور وقت آمریکا، جرج دابلیو بوش در ژانویه 2002 و استخراج سطوح و واحدهای تحلیل در امنیت کردن ایران بواسطه کاربرد استعاره «محور شرارت» در این سخنرانی است. فصل چهارم پژوهش به برنامه هستهای ایران و نقش آن در امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران اختصاص دارد. در این فصل به تحلیل انتقادی گفتمان قطعنامههای شورای امنیت ملل متحد میپردازیم و بوسیله آن، سطوح و واحدهای تحلیل در امنیتی کردن ایران را معرفی مینماییم. در فصل پنجم، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال امنیتی شدن در دو مقطع زمانی 1348-1380 و 1389-1384 مورد بررسی قرار میگیرد. از آن حیث که در دو مقطع مزبور، دو گفتمان متفاوت اصلاحات و اصولگرایی بر کشور حاکم بوده، عکسالعمل حکومت وقت به مقوله امنیتی شدن نیز متفاوت بوده است. این تفاوت در قالب تحلیل انتقادی گفتمان اصلاحات و اصولگرایی به تصویر کشیده شده است. در فصل ششم از پژوهش، به جمعبندی و نتیجهگیری پرداختهایم [1]- A.H.L.Heeren [2]- raising the issue on the agenda [3]- emergency politics [4]- normal politics [5]- utterance [6]- The Three Faces Of Securitization: Political Agency, Audience, and Context [7]- high degree of formality [8]- Constructivism and securitization studies [9]- process tracing [10]- Macrosecuritisation and security constellation: Reconsidering scale in securitization theory [11]- egoist [12]- Illocutionary Logic and Strands of Securitization [13]- regular [14]- strand [15]- Regions and powers [16]- securitization and desecuritizarion [17]- Ronnie D. Lipschutz [18]- on security [19]- alternative security [20]- Balkanization [21]- Securitizing Saddam: Actor, Audience(s) and Emergency Measures in the UK”s Decision to Invade Iraq [22]- Paul Roe [23]- stage of identification [24]- stage of mobilization [25]- Iran and the Rise of its neoconservatives: The Politics of Tehran’s Silent Revolution [26]- Irans Foreign Policy in the Post-Soviet Era: Rising the New International Order [27]-Guardians of the revolution: Islamic and the world in the age of the Ayatollahs, [28]- Confronting Iran [29]- patterns of enmity and amity |
![]() دانلود آموزش دوست یابی با برنامه تلگرام (تضمینی)برنامه دوستیابی از طریق تلگرام یافتن دوستان جدید از تمام شهرهای ایران چت صوتی و تصویری با هزاران نفر از ایران آموزش تصویری دوست یابی بهمراه 3 برنامه خفن
اگر از تنهایی خسته شده اید و دنبال دوستان جدید هستید دوست یابی از همه شهرهای ایران مناسب برای همه سنین
تخفیف ویژه به مدت محدود |
![]() تاثیرالازهرمصربرهمگرایی کشورهای مسلمان...فهرست مطالب9- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی.. 17 11- مشکلات و تنگناهای احتمالی.. 18 12- اهداف و ضرورت پژوهش.... 19 13- جنبه های نو آوری و بدیع بودن پژوهش.... 19 فصل دوم : چهار چوب تئوریک.... 20 سازه انگاری ؛ نظریه حکومت اندیشه ها21 ویژگی های ریشه ای نظریه سازه انگاری... 23 مکتب انگلیسی و نگاه هنجار مند. 32 تحول در نگاه مکتب انگلیسی.. 33 فصل سوم : زمینه های هم گرایی در پیشینه دانشگاه الازهر. 39 مختصری از تاریخ مصر قبل از شکل گیری الازهر. 41 چند صدایی ، تولد وحدت گروی... 45 رکود رفتارهای وحدت گرا در الازهر البته به مدت طولانی.. 51 الازهر در دوران حکومت بردگان.. 55 دوران طلایی مصر و بازگشت شکوه و جلال.. 57 رابطه الازهر با قدرت و سیاست... 60 علائم روشنفکری و وحدت گروی... 61 الازهر و حمله فرانسه به مصر. 61 حادثه ترور فرمانده فرانسوی... 63 ضعف عثمانی و قدرتمند شدن الازهر. 65 فصل چهارم :کارنامه وحدت گرایی الازهر در دوران معاصر. 67 باز تولید فضای هم گرایی مذاهب... 70 رسمی شاختن سایر شاخه های علوم. 71 سید جمال الدین اسد آبادی... 72 تحرکات و فعالیت های سیاسی - ملی الازهر. 76 الازهر هزار ساله و شروع پدیده جمهوریت... 93 همگامی مسلمانان در موج جدید بیداری اسلامی و خواب زمستانی الازهر. 100 موج جدید بیداری اسلامی چیست ؟. 102 استفاده از گلولههای جنگی برای سرکوب مردم مصر. 105 اعلام نفرت معترضین مصر از عمر سلیمان.. 107 برپایی نماز توسط معترضین در خیابان ها107 الازهر در انقلاب مصر چه کرد ؟. 110 چرا الازهر یک حرکت هم گرا و هماهنگ اسلامی را از دست داد ؟. 112 چرخش های الازهر و فقه سیاسی اهل سنت... 116 جایگاه الازهر در قانون اساسی جدید. 118 عوامل رخوت الازهر در بیداری هم گام اسلامی.. 121 فصل ششم : تاثیر الازهر بر هم گرایی کشورهای مسلمان.. 125 کشورهای مسلمان به مثابه یک جامعه بین الملل منطقه ای... 127 کم رنگ کردن مرزهای مذهبی و رواج اندیشه تقریب... 129 الف ) غلبه نداشتن تعصبات ملی بر تعصبات دینی و پایبندی قوی به هویت و وابستگی های اسلامی.. 129 ب ) ظهور علما و بزرگانی که نسبت به مذهب شیعه احترام و اطاعت را قائل بودند. 131 نزدیکی به ایران به عنوان مهم ترین کشور شیعه. 133 حرکت به سوی جامعه بین الملل اسلامی.. 137 الازهر مرکز اعزام نیروی مذهبی بین المللی.. 137 صدور اندیشه به کشورهای مسلمان.. 140 تاثیر گذاری بر تفکر و اندیشه دولت مردان.. 141 موضع گیری های دینی اجتماعی مشترک... 141 ج) توهین سلمان رشدی به پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله )145 علت یابی از طریق همبستگی.. 146 الف ) پیشینه فاطمی مذهب این دانشگاه. 146 ب) غلبه شافعی مذهب ها در دوران حاکمیت اهل سنت... 146 ج) رواج اندیشه های سید جمال در دوران معاصر. 147 د ) فرهنگ تساهل مدار حاکم بر مردم مصر. 147 پیشنهاد برای محققین بعدی... 147 پیوست شماره 1 تصویر فتوای شیخ شلتوت در مورد رسمیت مذهب شیعه. 147 پیوست شماره 2 نامه شیخ شلتوت به آیت الله بروجردی... 147 پیوست شماره 3 : تاییدیه فتوای شیخ شلتوت توسط بزرگان اهل تسنن در مصر. 147 پیوست شماره 4 : نقشه مناطق تحت نفوذ جریان بیداری اسلامی.. 147 پیوست شماره 5 : بیانیه الازهر پس از انقلاب مصر در مورد بیداری اسلامی.. 147 پیوست شماره 6 :متن کامل قانون اساسی جدید مصر :147 النص الکامل للمسودة الأخیرة للدستور المصری... 147 فصل اول : کلیات تحقیقبیان مسالهشاید یکی از روزمره ترین روش های انسانی برای کسب منافع بیشتر در زندگی ، هم گام شدن باکسانی است که آنها را برای همکاری و همیاری در مسیر موفقیت مناسب می پنداریم و به همین ترتیب فاصله گرفتن و جدایی از کسانی که مستقیم یا غیر مستقیم به منافع ما ضربه می زنند؛ امری فطری که در طول تاریخ منجر به ایجاد و یا از هم گسستن اتحاد های بسیاری در نظام بین الملل شده است . ثمره ی سالها تجربه و تلاش عملی و فکری در این زمینه ، علاوه بر اینکه منجر به روند رو به گسترش هم افزایی و هم کاری بین دولتهای مختلف دنیا گردیده، موجب نوعی نگاه فرا ملی و هم گرایانه در میان دولت مردان و حاکمان کشورهای پیشرفته دنیا شده است . بزرگترین قدرت فعلی نظام بین الملل یعنی ایالات متحده ، از 50 ایالت مستقل تشکیل شده است که در بسیاری از موارد قوانین ، هنجارها و حتی هویت های متفاوتی برای خود قائلند . ایالت هایی که علی رغم داشتن منافع متعدد مخصوص به خود ، نوعی نگاه به منافع مشترک ، آنها را به گونه ای گرد هم آورده است که با تشکیل دولت ملی واحد ، پلیس فدرال ، ارتش یکپارچه ، نظام مالیاتی سراسری و حتی مجموعه ای از هنجار ها و ارزشهای ملی مشترک قدرتی برتر در دنیا را ایجاد کرده اند . زمانی که موج جنگهای داخلی بین این ایالت ها ، مجلس نمایندگان این کشور را نیز در نوردید ، این ایده بارز تر شد که جدا بودن این ایالت ها از هم نه تنها نمی تواند ابر قدرت بیافریند بلکه رقابت نا سالم و اندیشه های دیگر بودی و دشمن انگارانه در ذهن ملتها و دولتها می تواند ضعفی پایدار را بر این مجموعه حاکم کند . اگر بخواهیم از نمونه ای مشخص تر نام ببریم ، اتحادیه اروپایی در زمان ما نمونه بارزی از هم گرایی است که بنا به گفته برخی صاحب نظران زمینه ساز بازگشت قدرت و شوکت به اروپا است . فراگیر شدن نوعی هویت دو لایه که مردم و سیاست مداران این منطقه را به سوی نوعی نادیده گرفتن مرز های ملی و حتی چشم پوشی از بخشی از حاکمیت ملی سوق داده است . نباید فراموش کرد که بزرگترین خونریزی های دنیا به دست همین کشورهای اروپایی و بین همینان آغاز گشته است . ارزش این اتحاد کنونی وقتی مشخص می شود که پتانسیل واگرائی بین آنهااز جنگ های 30 ساله گرفته تا جنگ جهانی دوم را ارزیابی کنیم . بنابر این نمی توان این تغییر در روابط بین کشورها و هنجار ها و ساختار ذهنی آنان را نوعی پیشرفت به سوی صلح، امنیت و رفاه پایدار تر ندانست . پیشرفتی که بازحمت و به بهای از دست رفتن جان میلیون ها انسان به دست آمده است و نادیده انگاشتن آن از سوی هر فرد و یا دولتی، جز نشانی از کوتاهی فکر و بسته بودن اندیشه نیست . اتحادیه نو پای آفریقا، سازمان همکاری های شانگهای، اتحادیه منطقه ای آسه آن، هر یک نمونه های دیگری از هم گرایی و اتحاد را به نمایش می گذارند . شاید سخن گفتن از هم گرایی خیلی آسان تر از انجام آن در عمل باشد اما باید توجه کرد که میزان موفقیت در هم گرایی بسته به عواملی است که بدون در نظر گرفتن آن ها تجربیات تلخی همانند اتحادیه جماهیر شوروی درتاریخ ثبت خواهد شد. از این روست که نسخه هم گرایی یکی از بدیهی ترین و در عین حال دقیق ترین توصیه های قرن جدید به کشورها است. دنیای مدرن پس از اینکه درعهد وستفالیا با تجزیه امپراطوری ها و تشکیل دولت ملت ها سعی در تثبیت مرزهای ملی در اذهان داشت و پس از اینکه این هویت ملی را به کشورهای شرق صادر کرد، در یک چرخش تدریجی به سوی تشکیل همان امپراطوری ها گام بر می دارد با این تفاوت که ساختار های دموکراتیک را بر آن حاکم می کند و یا حداقل میل دارد که حاکم کند . اگر درگذشته امپراطوری ها در جهت افزایش قدرت سیاسی و جهان گشایی شکل می گرفت، در دنیای جدید علاوه بر قدرت سیاسی به سوی افزایش قدرت اقتصادی، رفاهی و امنیتی گام بر می دارد و البته احترام به مرز های ملی نوعی هویت دولایه را پدید آورده است که می تواند تهدید یا فرصت – بسته به نوع نگاه و عملکرد حاکمان – باشد . حقیقت این است که پست مدرنیته سیاسی نه تنها به عنوان یک راه کار بهره وری اقتصادی و سیاسی بلکه به عنوان یک استراتژی حیاتی به هم گرایی می نگرد. همکاری های منطقه ای و فرامنطقه ای نه صرفا با مذاکرات سیاستمداران و اجبار آن ها بلکه با رشد یک روحیه فراملی گرایی در میان ملت هایی است که به حفظ موقعیت خود و هم افزایی به شکل جدی می نگرند. کشورهای اسلامی به عنوان مجموعه ای از دولت ملت ها که کمترین اشتراک و شباهت آن ها، همسانی دینی و هم گونی فرهنگ مذهبی است گویا سال هاست که به خوابی عمیق و دردناک فرو رفته اند. فاجعه وقتی بیشتر خود نمایی می کند که بدانیم تعدادی از کشورهای اسلامی علاوه بر اشتراک در دین، دارای پیشینه تاریخی مشترک در وابستگی به یک حکومت واحد بوده اند. زمانی را از سر گذرانده اند که هر کدام از کشورهای اسلامی یا جزئی از امپراطوری بزرگ عثمانی و یا صفویه به شمار می آمده اند. و تاسف بار تر اینکه هم اکنون بسیاری از این کشورها در حوزه های جغرافیایی مشترکی که بیشترین استعداد منطقه گرایی و منافع فرا ملی را دارد می زیند اما با این حال نه از کشورهای خلیج فارس همکاری منطقه ای قابل ذکری مشاهده می شود و نه شمال آفریقا و نه منطقه شام و نه .... امنیت دسته جمعی، صدور نفت، موازنه تسلیحاتی، مساله فلسطین، گسترش اسلام درسایر کشورها، اصلاحات اقتصادی بنیادین، همه و همه منافع مشترکی هستند که حول آن می توان کارامد ترین ائتلاف های منطقه ای را شکل داد اما این پتانسیل عظیم هم چنان مغفول مانده است. حاکمیت ملی کشورها در شرایط فعلی مساله ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و مدعی بازسازی کشوری مانند عثمانی سابق شد اما با حفظ حاکمیت ها و دولت ملت های فعلی قطعا می توان نظام هایی از هم کاری و هم گرایی ایجاد کرد که درعین هم افزایی درونی بین مسلمین، آثار شگرفی در افزایش نفوذ و صلابت سیاسی در جهان داشته باشد که کرسی دائم سازمان ملل برای مسلمین حد اقل آن باشد. نهضت های زنجیره وار بیداری در دو سال اخیر نشان داد که ملت های اسلامی از هم سانی فرهنگی بسیار بالایی برخوردارند که حاکمان توانا و یا اراده استفاده صحیح از این هنجار و پارادایم اجتماعی را نداشته اند. به هر روی مساله تقریب بین مسلمانان با موانعی بسیار روبه روست و در این میان یکی از مهم ترین نکات این مطلب است که عملکرد عالمان دینی و نهاد حوزه های علمی سنی و شیعه چه نقشی را ایفا می کنند؟ شاید بتوان پایان نامه حاضر را گزارشی از تاثیر یکی از جریان های معاصر در حوزه های علمیه اهل سنت بر هم گرایی و واگرایی کشورهای اسلامی با توجه به اختلافات مذهبی دانست . از این منظر شاید بتوان در دنیای شیعه و هم چنین اهل سنت جریان هایی را که در راستای تقریب و یا در خلاف جهت آن گام بر می دارند شناسایی کرد. به عنوان مثال جریان وهابیت در دنیای اهل سنت تاثیرات شگرفی را در ایجاد اختلاف و واگرائی بین مسلمانان و هم چنین حکومت های اسلامی داشته است و یا شاید بتوان از دانشگاه الازهر به عنوان یک نهاد که در راستای تقریب گام برداشته است نام برد. سوال اصلی که این پژوهش در صدد پاسخگویی به آن است پرسش و واکاوی صدق این مدعا ست که آیا الازهر بر هم گرایی تاثیر مثبت داشته است و اگر داشته است در چه زمان هایی و چگونه این اثر گذاری رخ داده است ؟ سوال مهم دیگری که به آن نیز باید پاسخ داد این است که عوامل و ریشه های این اثر گذاری کدامند؟ در این نوشته سعی شده است تا با استفاده از روش هم بستگی پاسخی مناسب برای این سوالات ارائه گردد.پاسخ احتمالی و موقت به این سوال این است که الازهر نقشی مثبت را در دوران معاصر در جهت وحدت و هم گرایی کشورهای مسلمان ایفا کرده است اما این نقش برای به ثمر نشستن با موانعی مواجه بوده است. در این نوشتار کلید واژه هایی مانند هم گرایی، وحدت، هم اندیشی، نزدیکی هنجاری، آرمان ها و اهداف مشترک دارای اهمیت بالایی هستند که می توانند بیانگر نحوه عملکرد الازهر در ایجاد زمینه های وحدت باشند. برای بررسی این مفاهیم و درکی صحیح از شیوه کار و فعالیت الازهر در جهان اسلام بایستی روشی برای تحلیل رفتار های وحدت گرا تعیین شود که ما برای این کار از دو تئوری سازه انگاری و مکتب انگلیسی بهر ه برده ایم و در این زمینه نظریات بسیاری از اندیشمندان بخصوص مکتب گروسیوسی را مطرح کرده ایم. در واقع نظریه سازه انگاری با تاکید بر برساختگی روابط بین الملل و اهمیت فرایند های بینا ذهنی و فرهنگی و اندیشه ای اهمیت اقداماتی مانند گفتگو، هم اندیشی، مناظره، نزدیکی فکری را برای ما برجسته می سازد. و از سویی مکتب انگلیسی با بیان مفاهیم مانند جامعه بین الملل، هنجار ها و قوانین مشترک می تواند روشنگر نقشه راه و هدف مشخصی برای فعالیت های یک نهاد فکری و علمی برای رسیدن به هم گرایی باشد. نظریه مکتب انگلیسی نشان می دهد که اتحادیه ای از مجموعه کشورهای اسلامی می تواند یک جامعه بین الملل به شمار آید که با قوانین مشترک برخاسته از ایدئولوژی های مشترک و اعتقادات و ارزش های مشترک ، حرکت مهم و اثر گذاری را در نظام بین الملل از خود نشان دهد که در بر گیرنده منافع تمام اعضا باشد. استفاده از منابع عربی بخصوص در مورد تاریخ الازهر و مصر یکی از لوازم این پژوهش بوده است که حتی الامکان سعی شده است که اصل کتاب ها رویت شود. استفاده از منابع لاتین به تناسب در حد اقل بوده است و شاید بتوان گفت که از یکی دو مورد و آن هم به صورت محدود تجاوز نمی کند. منابع فارسی مورد استفاده نیز بعضا ترجمه یک متن لاتین یا عربی بوده اند اما به هر صورت سعی بر این بوده است تا مجموعه ای منسجم و مفید برای ذهن خواننده ارائه شود. این پژوهش از لحاظ موضوع، تاثیر دانشگاه الازهر مصر را بر هم گرایی و وحدت بین کشورهای مسلمان و زمنیه های و ریشه های پیدایش آن و از لحاظ زمانی، بازه زمانی معاصر را مورد بررسی قرار می دهد. نهاد الازهر که به عنوان نخستین مرجع دینی اهل تسنن شناخته می شود و سابقه هزار ساله آن در ترویج علوم و معارف اسلامی، آن را به عنوان یکی از اصلی ترین معاهد برای تحصیل علوم اسلامی در آورده،در کشور مصر با سابقه تمدن 6 هزار ساله قرار گرفته است. کشوری که سابقه سه دین و سه زبان مختلف فرعونی، مسیحی و مسلمان و تغییرات شگرف تمدنی روحیه ای چند صدایی را بر مردم آن حاکم کرده است. سابقه هزار ساله این دانشگاه مملو از تغییرات مذهبی در ریاست و اداره آن بوده است؛ گاهی شیعیان فاطمی بر آن مدیریت می کرده اند و گاهی ایوبیان اشعری مسلک و در برخی اوقات شافعی مذهب ها و گاهی دیگر حنفی ها و یا مالکی ها. این سابقه پر تلاطم از این دانشگاه مرکزی ساخته است با تحمل بالا نسبت به شنیدن صدای مخالف. به مرور زمان جهان اسلام با چالش هایی مواجه شده است که نیاز به هم صدایی و هم بستگی مسلمانان روز به روز بیشتر احساس می شده است و در این میان رهبران دینی دو مکتب مهم شیعه و سنی عملکرد های خاص به خود را داشته اند. در میان رهبران دینی اهل سنت شاهد دو شاخه متفاوت از لحاظ تمایل به مقوله وحدت اسلامی شکل گرفته است. گروهی موافق آن و گروهی مخالف. اما آنچه اهل سنت را متمایز می کند این است که در میان شیعیان ولو یک نفر هم چون امام خمینی ( ره ) ظهور کرد که منادی وحدت باشد اما جای خالی چنین حرکت انقلابی در میان رهبران و مراجع دینی اهل سنت مشهود است. اما نمی توان فعالیت های نهادهای مذهبی مانند الازهر و شیوخ آن را نادیده گرفت. باید میزان تلاش این شیوخ و نهاد الازهر مورد ارزیابی قرار گیرد و نقطه ضعف های آن آشکار شود تا بتوان نسبت به تقویت این تلاش ها و رفع نقطه ضعف ها تلاش کرد. پیشینه پژوهشدر مورد الازهر مصر پژوهش های نسبتا خوبی انجام شده که عمدتا تاریخی هستند و در غالب موارد توسط علما و فارغ التحصیلان خود این دانشگاه انجام شده اند؛ از جمله کتاب ارزشمند « الازهر فی الف عام (1988)» نوشته محمد عبدالمنعم الخفاجیکه تاریخ هزار ساله الازهر را از ابتدا تا زمان معاصر مورد بررسی قرار داده است. دراین کتاب ابتدا تاریخچه ی این دانشگاه هم از لحاظ فیزیکی و ساختمانی و هم از لحاظ مدیریتی و نرم افزاری مورد بررسی قرار گرفته است و سپس به معرفی چهره ها و اندیشمندان این دانشگاه می پردازد . این کتاب از تحلیل های تاریخی عمیق و سیاسی به دور است و گویی اصلا در زمینه ارتباط الازهر با قدرت و سیاست پژوهش های بسیار نادری انجام شده است . در مورد ارتباط الازهر با مساله تقریب که شکل جدی آن در قرن اخیر می باشد نیز پژوهش های کم حجم و ناپیوسته انجام شده است که از آن جمله می توان به مقاله جواد ریاض با عنوان «مسجد الاقصی ، وحدت مسلمین و الازهر ، 2010» اشاره کرد. در این مقاله سیر موضع گیری های الازهر از سال 1926 میلادی تا 2007 میلادی نقل شده است . از جمله کتب مهمی که در این زمینه نگاشته شده است کتاب « الازهر ، تاریخ هزار ساله تعلیمات اسلامی ، 1367 » نگاشته داج بایارد و ترجمه خانم آذر میدخت مشایخ فریدنی است. این کتاب علاوه بر سیر تاریخی، از تحلیل های تاریخی نیز سود می برد اما بسیار خلاصه نگاشته شده است و در برخی موارد با برداشت های اشتباهی از فرهنگ عربی و اسلامی همراه است. آثار دیگری مانند « تاریخ الازهر نوشته سنیه قراعه ، 1968» و هم چنین کتاب ارزشمند « شیعه در مصر از آغاز تا عصر امام خمینی » نوشته یکی از دانش آموختگان الازهر به نام صالح الوردانی که در سا ل 1379 به فارسی ترجمه شده است نکات بسیار مهم و قابل توجهی را در این زمینه مطرح کرده اند . سایر نوشته هایی که به نحوی به ارتباط الازهر با وحدت اسلامی و مسائل بین المللی اشاره کرده باشند، تعدادی از مقالات روزنامه ای هستند که می توان از تحلیل های آن ها استفاده کرد اما قوت و رصانت کافی را ندارند . در مورد کلیت مصر و تاریخ آن و ارتباط الازهر با شکل گیری فرهنگ در مصر هم کتب فراوانی نوشته شده است که هر چند در ظاهر بی ارتباط به موضوع این نوشته به نظر می رسند اما خواندن آن ها کمک زیادی برای درک شرایط فرهنگی و اجتماعی مصر به شمار می رود. از جمله کتاب « المختار فی ذکر الخطط و الاثار » که در میان عرب ها به کتاب خطط معروف است نوشته محمود بن ابی طی (قرن پنجم هجری) که به تفصیل تاریخ مصر را مورد بررسی قرار می دهد و در ضمن آن به سرگذشت الازهر هم اشاره دارد. مورد دیگرکتاب عالم و مفسر بزرگ قرن 7 آقای سیوطی است که از بزرگان اهل سنت به شمار می رود. کتاب « حسن المحاضره فی تاریخ مصر و القاهره» (قرن 7 هجری) اثر ارزشمند این عالم بزرگ است. نمونه دیگر از همین دست کتاب خطط مقریزی است که نام کامل آن « المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار » است که مقریزی دانشمند و جغرافی دان بزرگ مسلمان آن را د رقرن 9 هجری نگاشته است . با این حال نوشته ای که به علت یابی دقیق رفتار الازهر بپردازد یافت نشد. 3- سوال اصلی پژوهشالازهر چه تاثیری بر هم گرایی کشورهای مسلمان داشته است و علت این اثر گذاری چیست ؟ سوالات فرعیگذشته و پیشینه الازهر آیا وحدت گرا بوده است یا تفرق گرا ؟ آیا زمینه های وحدت گرایی در این گذشته یافت می شود ؟ در دوران معاصر چه تحولات و اتفاقاتی در الازهر روی داده است که نسبت به هم گرایی مسلمانان اثر مثبت یا منفی داشته باشد ؟ موج جدید بیداری اسلامی که چند کشور اسلامی و عربی را در بر گرفت و نوعی هم گرایی را رقم می زند آیا از الازهر تاثیر پذیرفته است ؟ 5- فرضیه اصلیالازهر مصر اثر نسبتا مثبتی بر روند هم گرایی کشورهای مسلمان داشته است و عامل آن پیشینه شیعی و افکار سید جمال الدین اسد آبادی بوده است . اما ترس دائمی الازهر از حکومت های وقت و هم چنین فقه سیاسی منفعل اهل سنت موانعی بر سر راه این مطلب بوده اند . 6-فرضیه های فرعیاز ابتدای شکل گیری الازهر توسط فاطمیون تقریب و هم گرایی بین مذاهب مختلف اسلامی و ملل مختلف یکی از محور های اصلی عملکرد الازهر بوده است در زمان معاصر نیز علمای الازهر در مقابل بیگانگان منادی وحدت بین مذاهب بوده اند و بخصوص پس از ورود سید جمال به الازهر رنگ و بوی تقریب به شدت زیاد شد . در جریان موج جدید بیداری اسلامی شاهد اثر مثبتی از الازهر نبوده ایم 7- مفروضه های پژوهشبرای اینکه بتوان نتیجه پژوهش حاضر را به صورت منطقی فهم کرد بایستی مطالبی را به عنوان مفروضه پژوهش در نظر بگیریم . نکات ذیل در بر دارنده مفروضه های احتمالی این بحث است . الف ) ارزش گذاری هم گرایی آیا تقریب و همگرایی بین کشورهای اسلامی یک امر مطلوب است؟ ملاک این مطلوبیت ارزش های دینی است یا منافع ملی؟ این سوال اول را محقق معاصر احمد مبلغی طی مقاله ای با عنوان فقه وحدت (1383) پاسخ داده اند و محمد خردمند در مقاله ای با عنوان « استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام ( 1379)» پاسخ داده اند و سوال دوم را نیز می توان در آثاری مانند « ملی گرایی و وحدت اسلامی تقابل یا تعامل » به قلم محسن خلیجی و عبدالکریم ارسطو ( 1388) یافت . در واقع این نکته که وحدت اسلامی هم از منظر اسلامی و هم از منظر منافع ملی یک مساله مطلوب است ، به عنوان مفروضه این بحث اخذ شده است . ج ) آسیب شناسی عصر حاضر در زمان کنونی چه موانعی بر سر این هم گرایی است؟ بررسی این موانع و آسیب ها به ما نشان می دهد که عوامل مختلفی مانند اختلافات مذهبی و به خصوص اختلاف شیعه و سنی یکی از این عوامل است که در آثار اندیشمندان مختلف اسلامی و از جمله مقاله « وحدت امت اسلامی ، موانع و آسیب ها » در روزنامه جام جم (1388) مورد بررسی قرار گرفته است . 8- متغیر های پژوهش1- 6 دانشگاه الازهر مصر متغیر مستقل این پژوهش است. 2-6 روند هم گرایی کشورهای مسلمان متغیر وابسته این پژوهش است. 3-6 متغیر واسطه در این نوشته هنجار ها و فرایندهای بینا ذهنی حاکمان و مردم کشورهای مسلمان است. 9- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصیمفاهیمی که در این پژوهش نیاز به تعریف دارند عبارت اند از : هم گرایی یا وحدت : هم گرایی فرآیندی است که در آن، جوامع از خواست و قدرت هدایت مستقل سیاستهای عمده و اساسی خویش چشم میپوشند و سعی میکنند به تصمیمهای مشترک و هماهنگ دست یابند. (آقا بخشی و افشاری راد 1383, مدخل واژه integration) هم گرایی اسلامی : به منظور آزمون پذیر کردن ، این مفهوم چنین تعریف می شود . هم گرایی و انسجام اسلامی یعنی پیروان هر مذهبی از مذاهب اسلامی کاری نکنند که احساسات پیروان مذهب دیگر را بر ضد خود بر انگیزند.مقصود، همکاری و هم یاری کشور های دارای اکثریت مسلمان و چشم پوشی از بخشی از حاکمیت و منافع ملی در جهت تامین اهداف مشترک جهان اسلام مانند قضیه فلسطین است . تقریب بین مذاهب : این تحقیق به این صورت تعریف می شود : پررنگ کردن اندیشه های مشترک و فراهم آوردن فضای هم دلی برای فهم و درک عقائد اختلافی و هم زیستی مسالمت آمیز. 10- روش شناسی1-7 انوع روش تحقیق :ترکیبی از روش و روش تحلیل هرمنوتیک و روش هم بستگی می باشد . توضیح آن که چون ما متن بیانیه ها ، فتاوا و اندیشه های صاحب نظران ومتنفذین الازهر را بررسی خواهیم کرد از روش هر منوتیک استفاده می شود و چون بین اندیشه ها و رفتار دانش آموختگان الازهر و رفتار و اندیشه های هم گرایانه ی آنان و معطوف به تقریب رابطه برقرار می کنیم از روش هم بستگی استفاده می کنیم . 2-7 روش جمع آوری داده ها :روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و استفاده از رسانه های جمعی تلویزیون و اینترنت و مصاحبه با تعدادی از افراد مرتبط به الازهر می باشد . 11- مشکلات و تنگناهای احتمالیاین موضوع با قیود فعلی اش تا به حال کار نشده است و جدید بودن موضوع مقداری کار را مشکل کرده است به خصوص قطع روابط دیپلماتیک ایران و مصر برای سالیان متمادی موجب کاهش تعاملات علمی در این زمینه گشته است. هم چنین مصاحبه با کسانی که به مصر در قالب های فرهنگی و یا سیاسی سفر داشته اند کار سختی بود که مصاحبه با دو تن از این عزیزان میسر شد . نکته قابل ذکر دیگر اینکه منابع لاتین در مورد این موضوع به شدت کم است و باید در اکثر موارد به منابع عربی اکتفا کرد . 12- اهداف و ضرورت پژوهشنویسنده در این تحقیق در پی آن است تا اولا با ارزیابی دقیق میزان تلاش های الازهر نسبت به مقوله هم گرایی، مشخص کند که آیا می توان این نهاد را نهادی متمایل به وحدت به شمار آورد یا نه؟ و در صورتی که نسبت به سایر نهاد ها مانند دانشگاه جامع نبوی در مدینه که پیام آور وهابیت است ، الازهر وحدت گرایی بیشتری داشته است با ریشه یابی علل این گرایش در صدد تقویت آن بر آییم تا بتوانیم در آینده شاهد شکل گیری ارزش های دینی مشترکی نسبت به هم گرایی و اتحاد کشورهای مسلمان به صورت منطقه ای باشیم . این تحقیق می تواند کمک شایانی به تصمیم سازان سیاست خارجی جمهوری اسلامی داشته باشد تا با شناخت صحیح تر وارد تعامل با نهاد های دینی اهل سنت شوند و با یک تحلیل صحیح به تقویت اموری بپردازند که در شکل گیری وحدت اسلامی موثر است . 13- جنبه های نو آوری و بدیع بودن پژوهشنگاه به حوزه های علمیه شیعه و یا سنی به عنوان یک عامل تاثیر گزار بر تغییرات اجتماعی و بین المللی امری است که هرچند به آن پرداخته می شود اما از آن جا که دقت های لازم و آشنایی به مبانی علوم اسلامی در فهم پارادایم حاکم بر این عرصه و تحلیل عملکرد آن موثر است این تحقیقات اثر کاملی نمی تواند داشته باشد. از سویی نگاه به مراکز علمی به عنوان یک نهاد بین المللی مساله ای است که حتی تئوری پردازان عرصه روابط بین الملل خیلی متفطن آن نبوده اند و حال آن که از اهمیت بالایی برخوردار است. 14- سازماندهی پژوهشاین نوشته شامل یک هفت فصل و نتیجه گیری است . فصل اول به مقدمه و کلیات اختصاص دارد . بعد از آن به جهت نیاز به یک ساختار فکری برای تجزیه و تحلیل ابتدا چهار چوب تئوریک را خواهیم داشت . در این فصل مفصلا به توضیح دو تئوری سازه انگاری و مکتب انگلیسی پرداخته شده است. فصل بعدی تاریخچه دانشگاه الازهر در طول هزار سال است که تا زمان جنگ جهانی اول را در خود جای داده است.تاریخچه به این جهت مقدم بر سایر فصول شده است که سیر منطقی فهم عملکرد الازهر با توجه به پیشینه آن میسر است و در این بخش به تناسب زمینه ها و ریشه های وحدت گرایی و یا تفرق محوری در الازهر توضیح داده شده است تا برای تحلیل وضعیت الازهر در زمان معاصر با این فاکتور ها آشنا باشیم فصل چهارم که از اهمیت بیشتری و ارتباط وثیق تری با این پایان نامه برخوردار است، تاریخ الازهر در دوران معاصر می باشد که به اوج و فرود های الازهر و مصر وبه تبع آن به وضعیت فرهنگی اهل تسنن خواهد پرداخت. در واقع این بخش حلقه وصلی است از گذشته الازهر به زمان حال و برای ما روشن می سازد که اتفاقاتی که مورد مطالعه و تحلیل ما قرار گرفته اند ، کدامند . به عبارتی قبل از اینکه بخواهیم عملکرد الازهر را تحلیل کنیم بایستی بدانیم که چه عملکردی در زمان معاصر از الازهر سر زده است . فصل پنجم مربوط به موج جدید بیداری اسلامی و ارتباط الازهر با آن است. هر چند که این موضوع بخشی از تاریخ معاصر الازهر است اما به جهت اهمیت در فصلی جداگانه آمده است. فصل ششم به سنجش شاخص های تعیین شده در رفتار الازهر اهمیت می دهد تا نتیجه گیری را راحت کند. و در پایان نتیجه این بحث را تقدیم شما خواهد کرد . |